جهان H. P. Lovecraft همواره منبعی غنی برای صنعت بازی بوده. گم شدن در وحشتی که کل جهان را فرا گرفته و ناشناختههایی که سلامت روانی شخصیتهای داستان را به چالش میکشد، عناصری است که بسیاری از دوستداران آثار بازیهای ترسناک مایل به تجربه آن در ژانر مورد علاقهشان هستند. حالا استدیو کوچک ACE Team از کشور شیلی، آمده تا این عناصر را درون ساختاری متفاوت به کار گیرد. آنها جهان لاوکرفتی را درون ساختار یک بازی Extraction Shooter با مکانیکهای Co-op ریختهاند تا The Mound: Omen of Cthulhu متولد شود. به سختی میتوان عناصر چندنفره را به شکلی کنار ژانر وحشت قرار داد که گیمرها را حسابی بترساند. آیا این بازی موفق میشود در ژانری که تار و پودش با تنهایی گره خورده، حرفی تازه بزند یا همچون هیولایی لاوکرفتی در مه غلیظ گم میشود؟

توسعهدهندگان بازی به خوبی این فضای رازآلود را با ترسهایی ناشناخته ترکیب کردهاند. قدم زدن در جنگل در شبی سیاه و پوشیده از مه، در حالی که صدای خرد شدن چوبهای خشک را زیر پای خود میشنویم و ناگهان جیغی از دوردوست به گوشمان میرسد، از لحظاتی است که به وفور در The Mound: Omen of Cthulhu به آن بر میخوریم. هرچند این لحظات ترسناک، بیشترین تاثیر را زمانی میگذارند که بازی را به صورت تکنفره تجربه میکنیم، اما بازی عناصر دیگری نیز دارد که تجربهاش هم در بخش تکنفره و هم چندنفره، لذتبخش است.
گیمپلی The Mound: Omen of Cthulhu شامل یک چرخه تکراری است: از کشتی پیاده میشویم، هرچه آیتم ارزشمند پیدا میکنیم را برداشته و داخل صندوقچهای که روی یک گاری قرار دارد ذخیره میکنیم، کمی داستان را جلو میبریم و سپس دوباره به کشتی بر میگردیم. در واقع قلب یک بازی Extraction Shooter درون این اثر میتپد. تمام ماموریتها، که بازی به آنها اکتشاف میگوید، در این چرخه خلاصه میشود. هرچند کاوش در جنگلهای مخوف و مه آلود بازی و برداشتن گنجهایی که معلوم نیست تاکنون توسط چندنفر نفرین شدهاند، برای چند دقیقه لذتبخش است، اما این فرمول به سرعت رنگ میبازد.
این یعنی مجبوریم دائما به سمت گاری برگشته تا اشیائ قیمتی پیدا کرده را ذخیره کنیم. البته گاری به دنبالمان میآید، اما سرعت آن بسیار کم و ناموزون بوده و رانندهاش نیز هوش مصنوعی قابل قبولی ندارد. گاهی اوقات شاهد بالا رفتن گاری از تپهها با سرعت اتومبیلهای مدرن هستیم. در برخی مواقع هم راننده کاملا از انجام وظیفهاش دست کشیده و وسیله را در ساحل پارک میکند. اگر گاری با سرعت بیشتری به دنبالمان میآمد یا حداقل عملکردی یکسان در همه موارد داشت، مجبور نبودیم دائما بین گاری و مکانهای مختلف در رفتوآمدی حوصلهسربر باشیم. البته این چرخه گیمپلی در بخش چندنفره قابل تحملتر است چراکه میتوان با تقسیم وظایف بین اعضای گروه، گشتن در هر بخش از نقشه را بر عهده یکی گذاشت و به این صورت زمان کمتری تلف میشود. در بخش تکنفره اما، گیمپلی به کابوسی عذابآور تبدیل شده که مانع از تجربه ترس بازی یا پیشروی داستان میشود.
در کل، لذت بخش تکنفره The Mound: Omen of Cthulhu بسیار کمتر از تجربه آن به صورت چندنفره است. در این حالت میتوان با اضافه کردن باتها به صورت اختیاری، بازی را با هم تیمیهایی پیش برد که توسط هوش مصنوعی کنترل میشوند. این همتیمیها به دنبالمان آمده و ما را در نبرد و در برخی موارد حمل کالاها یاری میکنند. البته رفتار این افراد اصلا قابل پیشبینی یا تحلیل نیست. در لحظهای با هدفگیری دقیق دشمنان را هدشات میکنند و در برخی موارد، به طور کامل در نقشه گم میشوند. گاهی اوقات منابع بازی نظیر چوبها را جمآوری کرده و روی گاری ذخیره میکنند و در لحظهای دیگر به یک دشمن نزدیک شده و به او زل میزنند. این هوش مصنوعی غیر قابل اعتماد، از دیگر دلایلی است که تجربه این بازی به صورت تکنفره را بیارزش میکند.
باید اشاره کرد که کندی حرکتها فقط به گاری حامل صندوقچه بازی محدود نمیشود، بلکه تمام شخصیتهای جهان بازی از این مشکل رنج میبرند. فردی که در این بازی میدود، صرفا دستاناش را در آسمان تکان داده و نفسهایاش تند میشود. دویدن فرق معناداری با راه رفتن ندارد. تنها فایدهای که سرعت پایین همه شخصیتها برای جریان بازی داشته این است که ترس مقابله با دشمنان بازی را بیشتر کرده چراکه حس کنترل بر موقعیت را از گیمر میگیرد. نمیتوان به طور دقیق گفت که آیا کندی شخصیتها به عمد اضافه شده تا ترس بازی را بیشتر کند یا به دلیل انیمیشنهای ضعیف بازی است. البته تجربه عناصر این بازی در صورتی ممکن میشود که بتوانیم از عملکرد فنی فاجعهبارش عبور کرده و آنرا تحمل کنیم.
The Mound: Omen of Cthulhu با موتور گرافیکی قدرتمند Unreal Engine 5 ساخته شده. این موتور ابزار بسیاری برای تولید عناصر فنی و هنری ترسناگ چشمگیر در اختیار توسعهدهندگان قرار میدهد. اما به نظر میرسد که توسعه دهندگان این بازی چندان از آن استفاده نکرده یا حداقل در اجرا موفق نبودهاند. تکنولوژیهایی نظیر Lumen و نورپردازی پویا در ترکیب با بافتهای با کیفیت، میتوانستند تاثیرگذاری جهان بازی را ارتقا دهند. اما با نگاه به محصول نهایی، به جز در فضاسازی خوباش، به سختی میتوان چیزی مثبت دید. همه چیز، از نورپردازی گرفته تا بافتها و انیمیشنها چندین نسل عقب به نظر میرسد. نورپردازی و سایههای بازی در حد اثری مبتدی است. کیفیت بافتها نیز تعریف چندانی نداشته و بیشتر شبیه اثری است که برای کنسول PS3 عرضه شده. از همه بدتر انیمیشنها و بافت صورتهاست که تاریخ مصرف گذشته به نظر میرسد. البته برای اطمینان از اینکه آیا The Mound: Omen of Cthulhu با UE 5 ساخته شده یا نه، نیاز به جستوجو در اینترنت نیست، چراکه این اثر ویژگی مشترکی با بسیاری از آثار ساخته شده با این موتور دارد و آن، عملکرد فنی بد بازی است.
The Mound: Omen of Cthulhu پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به یک اثر دوستداشتنی داشت. جهانی لاوکرفتی سرشار از ناشناختههای ترسناک و مکانیک توهم، عناصر مثبتی هستند که در میان حجم بالای مشکلات بازی به چشم میآیند. اما ایرادات پرشمار فنی و چرخه حوصلهسربر گیمپلی در کنار تجربه ضعیف بازی روی حالت تکنفره باعث شده تا بازی به یک تجربه 2 الی 3 ساعته با گروهی از دوستان و سرگرم شدن کنار آنها محدود بماند.
امتیاز بازیسنتر - 5
5
امتیاز بازیسنتر
نقاط قوت: فضاسازی با کیفیتطراحی جذاب دشمنان بازینقاط ضعف: چرخه تکراری و حوصلهسربر گیمپلیهوش مصنوعی ضعیفکیفیت غیر قابل قبول انیمیشن شخصیتها گرافیک فنی بیکیفیتافت فریم و عملکرد فنی بد بازیاین بازی بر اساس نسخه ارسالی سازنده بر روی پلتفرم PS5 بررسی شده است