استودیوی Supermassive Games در طول یک دهه گذشته، مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده است. از بهترین اثر آن ها به نام Until Dawn که استانداردهای نسبتا جدیدی را برای سبک درام تعاملی و وحشت بقا تعریف کرد، تا فراز و فرودهای فصل اول The Dark Pictures Anthology و البته بازی The Quarry که تلاش میکرد موفقیتهای گذشته را تکرار کند. پس از ساخت این همه بازی در یک سبک مشخص و فرمولی که سالهاست توسط این استودیو در حال صیقل خوردن است، طبیعیترین انتظار این بود که سوپرمسیو گیمز به یک پختگی کامل رسیده باشد. انتظار میرفت که با آغاز فصل دوم آنتولوژی دارک پیکچرز و ورود به ژانر جذاب وحشت علمی-تخیلی (Sci-Fi Horror)، بالاخره شاهد یک عنوان کامل، بینقص و بالغ باشیم که تمام ایرادات عناوین گذشته را برطرف کرده است؛ اما متأسفانه باید بگویم که Directive 8020 بر خلاف تمام انتظارات، نهتنها رو به جلو حرکت نمیکند، بلکه به یکی از ضعیفترین و ناامیدکنندهترین آثار این استودیو تبدیل شده است. اثری که پتانسیلهای بینظیرش زیر سایه تصمیمات اشتباه گیمپلی و مشکلات فنی دفن شدهاند.
بگذارید از داستان و فضاسازی شروع کنیم. داستان بازی Directive 8020 ما را به اعماق تاریک و ناشناخته فضا میبرد. جایی که بشریت در جستجوی خانهای جدید برای بقاست و خدمه سفینه فضایی Cassiopeia (کاسیوپیا) در این مسیر پیشگام هستند. بحرانی که خدمه با آن روبرو میشوند، به شدت یادآور آثار کلاسیک و درخشان این ژانر است: سفینهای عظیم، فضایی کلاستروفوبیک و تهدیدی ناشناخته که آرامآرام به درون خدمه نفوذ میکند.
اما بزرگترین ضربه به این ایده جذاب را شخصیتپردازی به شدت ضعیف و سطحی بازی وارد میکند. بر خلاف عناوین موفق گذشته استودیو که حداقل با چند کاراکتر ارتباط برقرار میکردیم، در اینجا با گروهی از فضانوردان روبرو هستیم که هیچکدامشان به شخصیتهایی به یادماندنی تبدیل نمیشوند. دیالوگهای کلیشهای، پرداخت خام به پسزمینه آنها و واکنشهای غیرمنطقیشان باعث شده تا سرنوشتشان برای مخاطب کاملاً بیاهمیت باشد. وقتی در یک بازی درام تعاملی، زنده ماندن یا مرگ یک کاراکتر برای شما هیچ اهمیتی پیدا نکند و مرگ دلخراش آنها نتواند کوچکترین حسی را در شما بیدار کند، یعنی نویسنده در ایجاد حس همذاتپنداری کاملاً شکست خورده است.
و اما گیمپلی و روند پیشروی… یکی از بزرگترین مشکلات Directive 8020 که تجربه آن را به شدت فرسایشی میکند، پیسینگ یا همان ریتم و ضربآهنگ به شدت بد بازی است. سوپرمسیو گیمز در این نسخه تصمیم گرفته تا از آن فرمول همیشگی فاصله بگیرد و المانهای تعاملی بیشتری را به بازی اضافه کند. اما خروجی این تصمیم، اضافه شدن بیش از حد و آزاردهنده بخشهای مخفیکاری به بازی است. سازندگان به شکلی افراطی بازی را پر از سکانسهایی کردهاند که شما باید در محیطهای تاریک سفینه، به صورت مخفیانه از دست دشمنان یا همان تهدید جهشیافته مخفی بمانید. این بخشهای مخفیکاری دقیقاً کپی پیست یکدیگر هستند؛ پشت یک جعبه پنهان شوید، منتظر بمانید تا دشمن رویش را برگرداند، و سپس به سمت جعبه بعدی حرکت کنید.
بدتر از این مخفیکاریهای سطحی، طراحی مراحل و جابهجایی در محیط است. بازی به شکل آزاردهندهای پر شده از صحنههایی که باید داخل لولههای کولر و کانالهای تهویه راه بروید! این سکانسها که احتمالاً برای مخفی کردن لودینگها یا طولانیتر کردن مصنوعی زمان بازی طراحی شدهاند، به شدت توی ذوق میزنند. شما مدام مجبورید با سرعتی لاکپشتی وارد یک کانال تهویه شوید، چند دقیقه به کندترین شکل ممکن راه بروید و از سمت دیگر خارج شوید. ترکیب این طراحی خستهکننده با آن مخفیکاریهای تکراری، پیسینگ بازی را کاملاً نابود کرده و ریتم روایت را بارها و بارها از تب و تاب میاندازد.
اما شاهکار اصلی بازی Directive 8020 که باعث میشود این عنوان به جای یک بازی ترسناک، در دستهبندی آثار کمدی قرار بگیرد، بخش فنی و به خصوص انیمیشنها و مدلسازی شخصیتهاست! ما با پدیدهای به نام (Uncanny Valley) در بدترین شکل ممکن آن روبرو هستیم. انیمیشن راه رفتن شخصیتها به شدت خشک و رباتیک است، اما اوج فاجعه در انیمیشنهای صورت و واکنشهای احساسی کاراکترها رخ میدهد.
در حساسترین لحظات داستانی، زمانی که یک شخصیت در حال تجربه دردی وحشتناک است، ناگهان چشمهای کاراکتر به شکل عجیبی در حدقه میچرخد، فک او کج میشود و لبخوانیها به طور کامل از دیالوگها جا میمانند. این مشکلات فنی به قدری زیاد و توی ذوق زننده هستند که بازی به صورت کاملاً ناخواسته تبدیل به یک کمدی خالص شده است. صحنهای را تصور کنید که هیولای بازی در حال دریدن یکی از دوستان شماست؛ اما چهره کاراکتر شما به جای وحشت، حالتی شبیه به یک لبخند احمقانه به خود میگیرد! در طول تجربه بازی، بارها پیش آمد که در حساس ترین سکانسها به جای میخکوب شدن، به خاطر باگهای خندهدار فیزیک و چهره ها امکان تمرکز بر روی اتفاقات مهم داستانی وجود نداشت.
با تمام این انتقادات تند و تیز، بیانصافی است اگر به تنها نقطه درخشان بازی اشاره نکنم: سیستم حق انتخابها و عواقب آنها. بازی پر از دو راهیهای اخلاقی و تصمیمات حیاتی است که واقعاً توهم انتخاب نیستند. تاثیر این انتخابها در بازی بینظیر است و کوچکترین تصمیم شما میتواند اثر پروانهای عظیمی در پایانبندی داشته باشد. تنوع مرگها و مسیرهای داستانی به قدری بالاست که ارزش تکرار بازی را بالا میبرد. هرچند همانطور که گفتم، به دلیل شخصیتپردازی ضعیف، کشته شدن آنها آنقدرها هم شما را از نظر احساسی درگیر نمیکند، اما از منظر مکانیکهای گیمپلی، این سیستم انشعابی داستانی، تنها نقطه قوت بازی است. پلات توییست داستان هم یکی از نقاط مثبت تجربه کلی به شمار می رود و از این بابت صحنه ای جذاب و حتی غیر منتظره را رقم میزند.
نتیجهگیری
بازی Directive 8020 یک پارادوکس کامل است. اثری که از یک سو سیستم انتخاب و عواقب بسیار خوبی دارد، اما از سوی دیگر زیر بار پیسینگ به شدت بد، مخفیکاریهای تحمیلی، راهپیماییهای بیشمار داخل لولههای کولر و البته شخصیتپردازی سطحی کمر خم میکند. برای استودیویی که سالهاست در حال توسعه چنین بازیهایی است، این میزان از پسرفت در کیفیت بصری و انیمیشنها به هیچ وجه قابل توجیه نیست. بازی به جای این که ما را در اعماق فضا به وحشت بیندازد، با تبدیل شدن ناخواسته به یک کمدی ترسناک درجه دو، مخاطب را ناامید میکند. Directive 8020 عنوانی نیست که ارزش وقت و هزینه شما را در زمان عرضه داشته باشد.
امتیاز بازیسنتر - 6
6
امتیاز بازیسنتر
نقاط قوت: سیستم انتخاب و عواقب بسيار عميق و تاثیرگذارارزش تکرار بالا به لطف مسیرهای داستانی متنوعاتمسفر کلاستروفوبیک و فضاسازی خوب محیط سفینه در ساعات اولیهنقاط ضعف: انیمیشنهای بد صورت و بدن که بازی را به یک کمدی ناخواسته تبدیل کرده استپیسینگ بسیار بد و افت شدید ریتم داستانمخفیکاریهای به شدت تکراری و سطحیگنجاندن بیش از حد سکانس های خسته کننده راه رفتن داخل کانال های کولرشخصیتپردازی ضعیف که باعث میشود مرگ و زندگی کاراکترها برای مخاطب بیاهمیت باشداین بازی بر اساس نسخه ارسالی سازنده بر روی پلتفرم Xbox Series بررسی شده است