ایکس باکس سری ایکسپلی استیشن 5کامپیوترنقد و بررسی بازی

بررسی بازی Clive Barker’s Hellraiser: Revival

اواخر دهه 80 میلادی بود که دنیا با جدیدترین اثر Clive Barker نویسنده ژانر وحشت، یعنی Hellraiser آشنا شد. کتابی که به سرعت راه خود به پرده نقره‌ای سینما را پیدا کرد و توانست جایگاه ویژه‌ای را میان طرفداران ژانر Body Horror پیدا کند. با این حال Hellraiser در گذر چند دهه اخیر مسیری پر پیچ و خم را پشت سر گذاشته. از عملکردی موفق در سینما گرفته تا تبدیل شدن به اثری درجه دو و راه پیدا کردن به شبکه نمایش خانگی تا بازگشتی دوباره به سینما در سال 2022 و برنامه‌ریزی برای ساخت یک سریال تلویزیونی که هنوز به سرانجام نرسیده است. با این حال هرچند تاکنون دو بازی Undying و Jericho براساس آثار کلایو بارکر ساخته شده اما Hellraiser هیچگاه موفق به حضور در صنعت بازی نشده بود. موضوعی که با انتشار بازی Cliver Barker’s Hellraiser: Revival توسط Saber Interactive به پایان رسید و حالا شاهد اولین بازی با تمرکز روی این مجموعه محبوب هستیم. اثری که درست مانند فیلم‌های سینمایی این مجموعه تمرکز خود را روی ژانر ترس و به شکل خاص Body Horror گذاشته و البته در انجام این کار هیچ محدودیتی را برای خود قائل نشده.

به شکل کلی Clive Barker’s Hellraiser: Revival را می‌تواند در دو ساختار کلی تعریف کرد. ساختار اول شما را در محیطی تحت عنوان Labyrinth قرار داده و تمرکز اصلی خود را روی حل کردن پازل و تعقیب و گریز قرار می‌دهد و بخش دیگری که در دنیای واقعی و طی درگیری با یک فرقه دنبال می‌شود که بیشتر روی المان‌های Survival Horror تمرکز دارد و سعی کرده تا جای ممکن از نسخه‌های اخیر مجموعه بازی Resident Evil الگوبرداری کند. بازی پیش رو در هر دو بخش توضیح داده شده حاوی نکات جالب توجه و جذابی است اما در عین حال نتوانسته تا هیچ کدام از بخش‌های گیم‌پلی خود را به شکلی پیاده‌سازی کند که بتواند نظر گیمر را به خود جلب کند. از یک طرف ما با رویکردی مواجه هستیم که طی آن سعی شده تا از دید هویت با یک Hellraiser واقعی طرف باشیم و از طرفی با اثری سر و کار داریم که در هر لحظه تصمیم می‌گیرد نکته‌ای جدید را پیش روی مخاطب قرار دهد که ممکن است لزوما در تمامی مواقع به درستی کار نکرده یا کیفیت خوبی را از خود به نمایش نگذارد. با تمام این تفاسیر Hellraiser: Revival یک کار را به بهترین شکل ممکن انجام داده و آن هم انتقال حس و حال یک بازی در این مجموعه است. از همان لحظه اول که بازی شروع می‌شود به سرعت متوجه می‌شویم که با یک اثر ترسناک متعلق به انتهای دهه 80 و ابتدای دهه 90 میلادی سر و کار داریم. جایی که خشونت در تمامی اشکال خود با واضح‌ترین شکل ممکن نمایش داده شده و ممکن است از تحمل بسیاری از مخاطب‌ها خارج باشد اما برای طرفدار Hellraiser ایده‌آل است.

داستان بازی با معرفی دو شخصیت Aiden و Sunny شروع می‌شود. شخصیت‌هایی که در ابتدای بازی مشغول فعالیت‌های فوق برنامه هستند و بعد از تماس با مکعب معروف مجموعه که با نام Lamnet Configuration شناخته می‌شود به ناگهان با موجوداتی اهمرینی مواجه می‌شوند که تحت عنوان Cenobite شناخته می‌شوند. موجوداتی که Pinhead به عنوان نماد سری یکی از آنهاست و تصمیم می‌گیرند که به وحشیانه‌ترین شکل ممکن Sunny را تکه تکه کرده و او به جهنمی نمادین ببرند. در طرف مقابل Aiden به عنوان شخصیت اصلی گرفتار فرقه‌ای می‌شود که Cenobite را به عنوان نمادی برای رستگاری می‌دانند. درست مانند اکثر شخصیت‌های حاضر در آثار سینمایی Hellraiser، اینجا هم شخصیت اصلی تنها مهره‌ای است برای روایت داستانی بزرگ‌تر که به هسته مرکزی مجموعه متصل است. با تمام تفاسیر همین هسته مرکزی و Lore اصلی داستان Hellraiser درست مانند کتاب‌ها و  فیلم‌ها آنقدری پیچیدگی خاصی ندارد و روی موضوعاتی ساده و آشنا متمرکز می‌شود. البته که باید به این نکته توجه داشت که مجموعه خلق شده توسط کلایو بارکر هیچگاه قصد نداشته تا پا را فراتر از این بگذارد. درست مانند آثار مشابه در بازه زمانی دهه 80 و 90 میلادی که تمرکز اصلی خود را روی ترس قرار داده بودند، اینجا هم وضعیت متفاوت نیست و بازی بیش از هر چیزی قصد دارد تا گیمر را در موقعیت‌های ترسناک قرار دهد، اما آیا در انجام این کار موفق بوده ؟

در بخشی که با تمرکز بیشتر روی پازل‌ها و در Labyrinth دنبال می‌شود مخاطب در محیطی قرار می‌گیرد که به شایستگی می‌تواند نام یک هزارتو را یدک بکشد اما تنها در زمینه طراحی بصری. معمولا در جریان این بخش از گیم‌پلی بازی با پازل‌هایی روبرو می‌شود که از دید طراحی در سطح خوب و استانداردی قرار می‌گیرند. این بخش به خوبی می‌تواند جریان گیم‌پلی را وارد فازی متفاوت کرده و البته از دید معمایی هم کمی ذهن مخاطب را غلغلک دهد. فرم دیگر گیم‌پلی در این نوع از مراحل بازی به جریان تعقیب و گریزی خلاصه می‌شود که این روزها در بازی‌های ژانر طرفدار زیادی دارد و بارها تکرار شده. هرچند از دید حس انتقالی به مخاطب، شاهد وضعیت خوبی هستیم و گیمر به اندازه کافی با اضطراب و حس ترس مواجه می‌شود اما از دید طراحی مراحل وضعیت چندان ایده‌آل نیست. با اینکه سازندگان بازی تمام تلاش خودشان را به کار گرفته‌اند تا بخش‌های اشاره شده از نظر بصری، خوب و باکیفیت باشند اما فرآیند کلی به چندین بار آزمون و خطا و پیدا کردن راه درست برای فرار کردن از دست دشمن‌ها خلاصه می‌شود. هرچه بازی در ساعات ابتدایی هیجان‌انگیز و بعضا ترسناک دنبال می‌شود، بعد از مدتی متوجه واقعیت اصلی ساختار گیم‌پلی بازی می‌شوید و عملا تعقیب و گریزها بخش عمده‌ای از جذابیت خود را از دست می‌دهند. بخش دیگر گیم‌پلی که با تمرکز روی المان‌های Survival Horror دنبال می‌شود، رویکردی کاملا متفاوت دارد. در این بخش هدف اصلی پیدا کردن منابع برای ساخت و تعمیر اسلحه یا گلوله است تا در نهایت بتوانید از خودتان در مقابل دشمن‌ها دفاع کنید. اینجا مبارزات به شکل جدی‌تری دنبال می‌شود و شما می‌توانید از اسلحه‌های سرد و گرم یا Lamnet Configuration استفاده کنید. هرچند مبارزات بازی در سطح قابل قبولی قرار می‌گیرد اما محدودیت زیاد منابع باعث شده تا مخاطب بیشتر به سمت رویکرد مخفی‌کاری تمایل پیدا کند. جایی که هوش مصنوعی عجیب و ضعیف دشمن‌ها بیش از حد نمایان می‌شود. با تمام این تفاسیر مشکل اصلی این بخش مبارزه با باس‌هاست. باس‌هایی که تنها طراحی شده‌اند تا گیمر مجبور باشد تا تمام منابعی که به سختی پیدا کرده را برای شکست آنها مورد استفاده قرار دهد. رویکردی که البته در تمامی آثار Survival Horror مورد استفاده قرار می‌گیرد اما همواره با یک طراحی مبارزه خوب و استاندارد همراه می‌شود تا استفاده از منابع توجیهی منطقی داشته باشد. اینجا اما باس‌ها از طراحی مبارزه هیچ حرفی برای گفتن ندارند و همان‌طور که توضیح دادیم، هستند تا منابع شما را مصرف کنند.

در نهایت باید به جلوه‌های بصری Cliver Barker’s Hellraiser: Revival بپردازیم که بدون شک بزرگ‌ترین نقطه قوت این بازی است. هرچند اندک مشکلات فنی در زمینه باگ‌های گرافیکی در بازی دیده می‌شود اما از نظر طراحی هنری با اثری قابل توجه و جذاب طرف هستیم. جایی که بعضا Hellraiser حتی به آثاری همچون Silent Hill نزدیک می‌شود و به خصوص در Labyrinth نماها و صحنه‌هایی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد که می‌تواند هر علاقه‌مندی به ژانر ترس را میخکوب کند. همین مسئله در زمینه صداگذاری هم صدق می‌کند. زمانی که شما سعی دارید به شکل مخفیانه در محیط حرکت کنید، المان‌های صوتی عملا تبدیل به بزرگ‌ترین منبع اضطراب گیمر تبدیل می‌شوند، البته اگر به درستی کار کنند. واقعیت ماجرا این است که بازی پیش رو یکی از معدود آثاری است که در زمینه صداگذاری با مشکلات فنی متعددی سر و کار دارد. در بسیاری از مواقع منابع صوتی به کلی از مدار خارج می‌شوند یا تصمیم می‌گیرند که به کلی از هماهنگی با تصویر به نمایش داده شده‌ خارج شود.

هر بازی با یک هدف مشخص توسعه پیدا می‌کند و این هدف برای Clive Barker’s Hellraiser: Revival، ایجاد راهی برای ورود این مجموعه به صنعت بازی بوده. Saber Interactive توانسته تا وظیفه‌ای که برعهده‌اش قرار گرفته را انجام دهد اما در زمینه کیفیت همچنان محدودیت‌ها و ضعف‌هایی وجود دارد. با اینکه حس و حال Hellraiser به خوبی در جریان این بازی به مخاطب منتقل می‌شود اما روی تعداد زیادی ایده به شکل همزمان کار کرده و نتوانسته هیچ‌کدام را به بهترین شکل ممکن پیاده‌سازی کند. هرکدام از بخش‌های این بازی در نوع خود استاندارد و قابل تجربه هستند اما هیچکدام برتری خاصی نسبت به دیگری نداشته و به همین واسطه تجربه‌ای را شکل داده‌اند که در بهترین حالت می‌توان لقب قابل قبول به آن داد.

امتیاز بازی‌سنتر - 7

7

امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:
طراحی اتمسفر به شدت خوب و درگیرکننده
بازگشت فوق‌العاده شخصیت Pinhead
تجربه خوب بازی در ساعات ابتدایی
انتقال خوب حس ترس در برخی بخش‌های گیم‌پلی
نمایش خیره‌کننده خشونت
نقاط ضعف:
مشکلات فنی به خصوص در بخش صداگذاری
طراحی ضعیف مبارزه با باس‌ها
ساختار ضعیف هوش مصنوعی دشمن‌ها
تعقیب و گریزها بعد از مدتی تکراری می‌شوند
این بازی بر اساس نسخه ارسالی سازنده بر روی پلتفرم PS5 بررسی شده است

User Rating: Be the first one !

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا