ایکس باکس 360بررسی بازی‌ ها

بررسی بازی Kane & Lynch 2: Dog Days

یک خیابان تنگ و گرفته بعد از دیگری، دوجین از پلیس های گیج و بی حوصله تر از من در مقابلم. فقط میخواهم هرچه سریع تر به پایان این کابوس برسم. و با نوشتن نقد بازی خود را خلاص کنم !!

3 سال از شماره ی اول Kane And Lynch میگذرد و اینبار با یک پکیج به ظاهر جدید و کاملا متفاوت رو به رو هستیم ولی ایا این شماره از اشتباهات خود درس گرفته و IO InterActive این بار انتظارات را براورده میکند ؟ یا سوال دقیق تر، ایا اصلا در این شماره با دست پختی قابل قبول تر از Dead Men طرف هستیم ؟

بازی با ورود Kane همیشه بی حوصله به شانگهای چین شروع میشود. سفری که پیرو کمک به Lynch همکار سابق و دیوانه خود در مورد یک معامله ی غیر قانونی و خطرناک صورت میگیرد !
قبل از تمرکز کردن بر روی معامله لینچ از کین که هنوز ساک خود را در دست دارد میخواهد به او کمک کند تا یک حساب شخصی را پاک کند. این حساب کوچک به یک اشتباه بزرگ تبدیل میشود و از این جاست که همه چیز به سمت جهنم میرود و تیر اندازی بی امان و یک سره در محله های یک شکل شانگهای شروع میشود تا 4 ساعت بعد که بازی را از دستگاه در می اورید !!

اولین چیزی که در بازی توجه شما را به خود جلب میکند نوع جدید و به قول معروف YouTube ـی دوربین بازی است. یک فیلم بردار اماتور با یک دوربین شخصی در پشت سر لینچ همه چیز را ضبط میکند. این مدل فیلم برداری حرکت های سریع در حین دویدن، بلور و تابش های زننده ی دیگر را به همراه دارد که البته هرچند بر روی کاغذ یک نواوری کاملا قابل قبول و یاداور اثر بزرگی چون Leonera به نظر میرسد در عمل مشکلات خاص خود را دارد. این شاخصه خیلی سریع خسته کننده میشود و هر چند دقیقه یک بار باید با متوقف کردن بازی به چشمان خود استراحت دهید. فواصل دور یا متوسط به شدت برای هدف گیری تار و سخته شده اند و مهم تر از همه این Feature تاثیر مستقیم بر روی جزئیات تکنیکی بازی گذاشته است ! بافت ها عموما از رده خارج هستند و با کمی توجه مشاهده میکنید که جزئیات کلی دشمنان کاملا به نسل قبل تعلق دارد، مواردی که در ابتدا با توجه به مدل دوربین از دید بازیکن پنهان میماند !

با پیشرفت در بازی متوجه کاریزمای غایب بین کرکتر ها میشوید. در این شماره حتی دیگر شاهد یک هدف مشخص و داستان تقریبا منسجم هم نیستیم و pace کلی کاملا نابود شده است !! لینچ تبدیل به یک بچه ی غر غرو و بی ادب شده است که در طول بازی در مورد دوست دخترش که تقریبا هیچ گونه اطلاعاتی در موردش نمیابیم می نالد و با تکرار یک سری کلمات مشخص ساختار کلی دیالوگ های بازی را شکل میدهد و کین که در عوض یک individual ـه خاص و منحصربه فرد تبدیل به یک همراه اضافی + یک تفنگ شده است ! این مساله تاثیر هرچه بیشتر خود را به عنوان یک sequel میگزارد و شاید برخلاف شماره اول در طول بازی یک بار هم لبخندی بر روی لبان بازیباز پیرو روابط این دو کرکتر شکل نگیرد و حتی نقاط اوج اسکریپت تکراری و خسته کننده به نظر میرسند !

از این موارد گذشته به سمت کلیدی ترین بخش بازی یعنی GamePlay میرویم، موردی که شماره اول بزرگ ترین ضربه را از آن خورد و Dog Days نیز از قاعده مذکور مستثنی نماند !
تقریبا هیچ چیز در این قسمت بی ایراد نیست و با جان گرفتن اکشن ابتدا متوجه ایرادات کاور گیری میشوید. هرچند کنترل این قابلیت دستی است در خیلی از موارد مطلقا عمل نمیکند یا کرکتر برخلاف خواسته شما در سطح اشتباهی کاور میگیرد. اشکالاتی که در درجات بالا عمده ترین دلایل مرگ شما را شکل میدهند !
در بازی شاخصه ای برای close combat در نظر گرفته نشده است و بجای این کار با نزدیک شدن به دشمنان میتوانید آن ها را گروگان بگیرد. هرچند این تکنیک بقدری پر اشتباه عمل میکند که میتوان گفت در نیمی از موارد بجای گروگان گیری دشمن به عنوان یک سپر انسانی کار با تیری در مغز شما خاتمه میابد !

ساختار کلی اسلحه ها و کار با انها نیز هرگز پا را فراتر از بیسیک ها نمیگزارند و انتظاراتی که بازیبازن از سازنده ی سری چون Hitman داشتند را براورده نمیکنند. البته مشکل از عدم وجود کاستومایز و یا گستردگی نیز ناشی نمیشوند و مشکلات به هسته خود performance انها باز میگردد. هر اسلحه با توجه به مشخصات خود دارای یک رینج نشانه گیری خاص است که البته هرگز دقیق عمل نمیکند به طوری که باید اعتراف کنم در تمام طول بازی از شاتگان برای هدف گیری مسافت های دور و مسلسل ها و کلت ها برای نشانه گیری مسافت های کوتاه استفاده کردم. مخلوطی که در واقع در بالاترین درجه بازی نیز بهترین انتخابتان خواهد بود !!
نکته ی ازار دهنده ی دیگر عدم وجود نارنجک است که جای خالی آن به کررات در طول بازی احساس میشود. مشکلی که هیچ توجیه قابل قبول یا تضادی با گیمپلی ندارد و فقط از بی تفاوتی سازنده ناشی میشود !

در خیل عظیم مشکلات گیمپلی هوش مصنوعی جایگاه بعدی را به خود اختصاص میدهد ! این بخش که از فاجعه چیزی کم ندارد حتی با فاصله یک یا دو نسل قبل هم قابل قبول نیست !!
بدون شک بار ها در بازی متوجه دشمنان سر درگمی که بدون هیچ هدفی خارج از کاور خود در مقابل شما میدوند خواهید شد و یا لحظاتی که بر زمین افتاده اید و AI از همه جا بی خبر بجای تمام کردن کار Lynch به صورت او خیره شده است !! گیر کردن دشمنان پشت کاور ها و متوجه نشدن از حضورتان نیز از گل های سرسبد بخش هستند !
البته سازنده برای تمامی این مشکلات یک راه حل خیلی ساده یافته است، قدرت نشانه گیری فرا طبیعی حریفان ! هرچند این قابلیت تیر اندازی بسیار دقیق از فواصل دور بیشتر به یک Cheat شبیه است تا طراحی AI کار را به شدت سخت میکند و باید در هر لحظه و هر موقعیتی انتظار تیر خوردن را داشته باشید.
تمام موارد بالا در مورد کین هم صادق است با این تفاوت که با یک کرکتر undead طرف هستیم. متاسفانه به عنوان یک بازی که پایه و اساس کار ان بر روی همکاری 2 کرکتر بنا شده است هرگز شاهد هیچ گونه استراتژی و یا بخشی که نیاز به 2 کرکتر داشته باشد نیستیم و وجود کرکتر دوم به سختی احساس میشود !

مساله بعدی ساختار level design بازی است. بازی در مقایسه با شماره اول خود در این بخش نیز پسرفت داشته است و قرار دادن عنوان “شانگهای” برای سازنده بهانه ای شده تا در بخش اعظمی از بازی بازیباز را در محیط های بسته و کوچه های تکراری پس از دیگری قرار دهد ! به طور کلی به غیر از 3 چپتر پایانی هیچ تفاوت محسوسی ما بین مراحل احساس نمیشود. هرچند مرحله ی تیر اندازی از هلیکوپتر به ساختمان های اطراف و یا مرحله ی انطقام گرفتن از shangsi بخشش این مورد را اسان تر میکند !

یکی از معدود نقاط قوت بازی فیچر Down but not dead است. مثل شماره اول بازی ساختار کلی کار اینگونه بوده که با اصابت تعداد مشخصی گلوله به شما بر روی زمین میافتید با این تفاوت که برخلاف شماره اول نیاز به کمک همکار خود ندارید و میتوانید از همان نقطه نیز از خود دفاع کرده و به تیر اندازی ادامه دهید تا شرایط مناسب برای دوباره ایستادن حاضر شود البته این بخش نیر بی اشکال عمل نمیکند و بعضی اوقات فقط با اصابت یک تیر به زانو درمی آیید و یا به طور مستقیم کشته میشوید و هرگز این شانس دوم را بدست نمی اورید !

به طور کلی به غیر از چند مورد کوچک هیچ یک از بخش های گیمپلی آن طور که باید و شاید عمل نمیکنند و بازی در مسیر بسیار طولانی تا کامل شدن قرار دارد، و وقتی این مشکلات را با زمان بسیار کوتاه بخش تک نفره که در سخت ترین شرایط هم پارا فراتر از 4 ساعت نمیگزارد جمع میبندیم چیزی جز نا امیدی باقی نمیماند !

در مورد بخش گرافیکی همان طور که در ابتدا نیز اشاره شد بازی مشکلات ازار دهنده ی خاص خود را دارد. رنگ های به شدت تکراری و مرده، محیط های بسته، جزئیات به شدت پایین دشمنان و کیفیت غیر قابل قبول بافت ها از جمله این مشکلات هستند ! برای مثال در مرحله ای که کین و لینچ پس از شکنجه بی هیچ لباسی درحال فرار هستند از مدل های واقعی بازیگران برای کپچر استفاده نشده است و مدل کرکتر ها به واقع یاداور مدل عروسک های پلاستیکی است !
البته نباید از نکات قوت این بخش از جمله تخریب پذیری و کیفیت فریم ریت آن نیز گذشت.
در مورد تخریب پذیری باید گفت هرچند این شاخصه بازهم در حدی که سازندگان قول آن را داده بودن نیست شامل بخش مهمی از گیمپلی بازی میشود و با سنگر گیری در پشت اجسامی مثل صندوق یا میز ها باید منتظر هر آن تخریب کاور خود باشید که به بازیباز در طول کار یک احساس اضطراب تلفیق شده با عجله میدهد. فریم ریت نیز در بازی از نکات قوت این بخش است به نحوی که بازی بر روی کنسول X360 به طور ثابت بر روی 60 فریم اجرا میشود و هرچند در صحنه های سنگین نسخه PS3 با افت مواجه است فریم این نسخه نیز هرگز از 30 پایین تر نمیرود !

در بازی هیچ گونه Sound Track ـی در نظر گرفته نشده است که هرچند این موضوع با توجه به ساختار documentary توجیه پذیر است همچنان جای خالی آن به راحتی احساس میشود ! جدای این مساله صدا پیشگی یکی از کلیدی ترین بخش ها را در pace بازی ایفا میکند که به طور کلی موفق عمل کرده است ! هرچند شاهد صحنه هایی احساسی و دراماتیک نیستیم خشونت، اضطراب و urgency موقعیت ها از طریق Jarion Monroe دوبلرـه لینچ و Brian Bloom دوبلرـه کین به خوبی منتقل میشود !
جزئیات صداگذاری شاخصه هایی چون اسلحه ها و محیط نیز در حد متوسطی قرار دارد و هرچند یک ضعف محسوب نمیشوند معیار جدیدی نیز به روی میز نمی اوردند !

بخش چند نفره بازی جدای قسمت Co Op سنتی، شامل Arcade Mode میشود که در آن یا به عنوان گروه دزدان، پلیس ها و یا پلیس مخفی باید فعالیت کنید !
به طور کلی هدف در این بخش بدست اوردن بیشترین پول، مواد مخدر و یا جواهر در کمترین زمان ممکن و فرار از محل است ! نکته ای که این بخش را جالب تر میکند قابلیت خیانت کردن به هم گروهی ها برای بدست اوردن پول بیشتر است. هرچند در صورت انجام این کار با یک مارک به عنوان خیانت کار در بازی شناخته میشوید و در آن صورت باید با هر دو گروه مبارزه کنید ! همچنین در مابین هر دور میتوانید با استفاده از پولی که بدست اورده اید اسلحه های بهتری خریداری کنید که البته همیشه یک ریسک بزرگ است، چون در صورت کشته شدن در مرحله هم پول و هم اسلحه را از دست می دهید.

البته باید گفت این مغز خوش طعم و لذیذ Multi-Player با رویه ای از مشکلات از قبیل کوتاهی، محدود بودن و لگ های به شدت اسیب زننده پوشانده شده است. به طوری که در نقشه های با تعداد 10 یا 12 نفر حتی در بهترین شرایط هم لگ ها به شدت از لذت بازی میکاهند !

به طور کلی باید اذعان داشت Kane And Lynch: Dog Days در بخش تک نفره یک تجربه شکست خورده با مشکلات متعدد و بی پایان است که مسیر خود را در نیم راه گم کرده و شاید از شماره اول خود نیز پر اشتباه تر ظاهر شده است. این موضوع در مورد بخش چند نفره تا حدی متفاوت است هرچند با توجه به کوتاهی بیش از حد نقشه ها و مشکلات انلاین همچنان یک تجربه نصف و نیمه را بر جای میگزارد. البته در این مدت هرساله تابستانی که بازار عرضه بازی ها کاملا کساد است حق انتخاب خاصی نیز باقی نمیماند.

مجموع امتیاز - 5

5

امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:
زمان عرضه !!!
نقاط ضعف:
در این مقال نمی گنجد

User Rating: Be the first one !
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن