بررسی بازی‌ هاکامپیوترنینتندو سوییچ

بررسی بازی Hades

پاییز هر سال به حدی بازار بازی‌های AAA شلوغ است که فرصتی برای عرض اندام بازی‌های مستقل باقی نمی‌ماند. در حالی که به پایان سال ۲۰۲۰ نزدیک می‌شویم و عنوان Ori & the Will of the Wisps در بین بازی‌های مستقل، رقیبی برای کسب عنوان بهترین بازی نمی‌دید، ناگهان سر و کله‌ی یک Roguelike بی نظیر پیدا شد. عنوان Hades آخرین ساخته‌ی استودیوی Supergiant Games نه تنها مدعی کسب عنوان بهترین بازی  سال است بلکه در بخش های بهترین بازی مستقل، بهترین بازی اکشن، بهترین کارگردانی، بهترین موسیقی، بهترین روایت و بهترین کارگردان هنری هم در مراسم game Awards کاندید است و همچنین می‌تواند در دسته‌ی بهترین روگ لایک‌های تاریخ نیز قرار بگیرد.

برای مشاهده بررسی ویدیویی بازی در یوتوب کلیک کنید

قبل از پرداختن به بازی Hades لازم است در خصوص روگ لایک توضیح مختصری بدهم تا تعریف این ژانر برای شما مشخص‌تر شود. روگ لایک‌ها به طور کلی جزو سخت‌ترین بازی‌هایی هستند که می‌توانید آنها را تجربه کنید. مهمترین تفاوت این ژانر در نبود المان ذخیره سازی در بازی است؛ در حقیقت شما هر بار که بمیرید، با توجه به عدم وجود save  یا auto save به اولین مرحله از بازی باز می‌گردید. اگر تصور می‌کنید این پایان ماجرا است، کاملا در اشتباهید؛ زیرا باید بدانید که بعد از مرگ در عناوین رو‌گ لایک، نه تنها به ابتدای بازی باز می‌گردید، بلکه دو اتفاق مهم دیگر هم برایتان رخ می‌دهد: اول از همه تمام آپگرید‌ها از شما گرفته می‌شود و دوم اینکه لول‌‌های بازی از اول چیده خواهند شد؛ یعنی شما از ابتدا شروع می‌کنید و مراحل پیش روی شما با مراحلی که قبلا تجربه کرده‌اید، متفاوت است. این تفاوت نه تنها در چیدمان محیط بازی وجود دارد بلکه ممکن است در نوع NPC و حتی باس فایت‌هایی هم که با آنها روبه‌رو می‌شوید، مشاهده شود.

طبیعی است بعد از چند بار مردن، بسیاری از گیمرها تحمل تجربه‌ی مجدد بازی و پیشروی در آن را نداشته باشند و به همین دلیل، معمولا گیمرها ممکن است روگ لایک‌های زیادی را تجربه کنند ولی عموماً هیچگاه آن را به پایان نمی‌رسانند. عناوینی مثل Dead Cells و Spelunky از جمله روگ‌لایک‌های مهم تاریخ صنعت گیم به حساب می‌آیند. در این میان، عنوان Hades با اضافه کردن المان‌هایی جدید به ژانر مورد نظر ما باعث شده تا نه تنها علاقه‌مندان به این ژانر از آن لذت کافی را ببرند، بلکه دیگر گیمرها نیز برای تجربه‌ی آن علاقه داشته باشند.

داستان بازی، شما را در نقش Zagreus – فرزند Hades – قرار می‌دهد. در بازی شما تلاش می‌کنید تا علیرغم مخالفت پدرتان از دنیای مردگان فرار کرده و به سمت المپ بروید تا به دیگر خدایان اساطیری یونان ملحق شوید. در طول سفرتان، پدر شما سعی می‌کند تا با استفاده از قهرمانان و الهه‌هایی که تحت سلطه‌اش قرار دارند، مسیر شما را ببندد و مانع از پیشروی شما از دنیای زیر زمین به سمت المپ شود.

از بعد داستان سرایی قسمت اعظمی از قصه‌گویی بر عهده‌ی مکالمات شما و دیگر شخصیت‌ها و همین طورقصه‌گویی محیطی است. این بدان معنی نیست که موسیقی بازی برای قصه‌گویی تلاش نمی‌کند، ولی در این مسیر، نقش کمرنگ‌تری نسبت به دو مورد قبلی دارد. بیراه نیست اگر بگویم ژانر بازی یکی از ستون‌های قصه گویی در این اثر است؛ در حقیقت شما با هر بار مردن و شروع بازی با توجه به این‌که با NPCهای جدیدی ملاقات می‌کنید، دیالوگ‌های جدیدی هم از آن‌ها می‌شنوید که در پیشبرد داستان تاثیر بسزایی دارند. به طور خلاصه شما برای این‌که به پایان اصلی بازی پی ببرید، باید ده بار آن را تمام کنید و طی این تلاش دهگانه، بخشی از پازل‌های ذهنتان برای شما حل خواهد شد.

استودیوی سوپرجاینت گیمز که بازی های موفقی مثل Bastion و Transistor را در کارنامه دارد، با عرضه‌ی بازی Hades نشان داد که این عنوان نتیجه‌ی بلوغ یک دهه بازیسازی است. عنوان Hades در بخش گیم‌پلی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و یک روگ‌لایک انقلابی است. بخشی در بازی با نام God Mode وجود دارد که به واسطه‌ی آن، هر بار که می‌میرید، دو درصد از قدرت ضرباتی که به شما وارد می‌شود، کاسته خواهد شد و بعد از چهل بار مرگ در بازی، به درجه‌ی نهایی خود یعنی ۸۰ درصد می‌رسد. همین مسئله برای آن‌هایی که تا به حال یک روگ‌لایک را کامل تجربه نکرده‌اند، مزیت به حساب می‌آید. در طول بازی بعضی از آپگریدهایی که در بازی روی شخصیت اصلی انجام شده است، بعد از مرگ با شما باقی خواهند ماند.

با پیشروی در بازی، بخش فروشگاه برای شما باز می‌شود و می‌توانید با خرید و فروش در آن، آپگریدهای جدیدی به شخصیت خود اضافه کنید. در بخش لابی، آینه‌ای قرار دارد که به وسیله‌ی کلیدهایی که به دست می آورید، قدرت‌هایی در اختیار شما قرار می‌دهد که می‌توانید به وسیله‌ی Darkness آن‌ها را ارتقا دهید. به عنوان مثال، یکی از آن‌ها  Death Defiance است که شما می‌توانید تا سه عدد، آن را افزایش دهید. هر کدام از آن‌ها بعد از مرگ در بازی، فورا شما را زنده می‌کنند. میز کاری هم که در کنار آینه قرار دارد، چالش‌هایی برای شما تعریف می‌کند که در صورت انجام آن‌ها، متریال‌هایی برای آپگرید دریافت می‌کنید.

شما در بازی Hades با شش سلاح سر و کار دارید که هر کدام از این سلاح‌ها گیم پلی مخصوص به خود را دارند. مهمترین، تصادفی‌ترین و جذاب‌ترین بخش آپگریدها، قابلیت‌هایی هستند که از طرف خدایان در هر مرحله به عنوان جایزه دریافت می‌کنید. این قابلیت‌ها ممکن است روی ضربات معمولی یا ضربات مخصوص و یا حتی روی حرکت کردن شما سوار شوند؛ تنها ایرادی که در بازی مشاهده کردم، در همین بخش اتفاق می‌افتد.

بین تمام این قابلیت‌ها بدون شک توانایی Deflect برای تمام کردن بازی حیاتی است. بسیاری از دشمنان در بازی، از دور با شما مبارزه می‌کنند و به همین دلیل در بعضی از شرایط، از زمین و زمان به سمت شما شلیک خواهد شد و تنها چیزی که شما را از این جهنم می‌رهاند، قابلیت دفع کردن است. همین مسئله باعث می‌شود تا در شخصی سازی آپگریدها مجبور باشید همیشه آتنا را در اولویت قرار دهید؛ زیرا این الهه به شما قابلیت دفع ضربات را اعطا می‌کند.

فارغ از ایراد ذکر شده در طول مسیر، با موارد دیگری نیز برای قوی‌تر شدن شخصیت‌تان برخورد خواهید داشت؛ مثلا ارتقای سلاح یا آیتم افزایش میزان سلامتی. تصادفی بودن وجود این آیتم‌ها به عنوان جایزه در طول مسیر باعث می‌شود هر بار که بازی را تجربه می‌کنید، گیم‌پلی متفاوتی داشته باشید. به عنوان مثال اگر شما آپگریدی مثل صاعقه‌ی زئوس را روی گزینه‌ی Dash یا همان جاخالی دادن داشته باشید، طبیعی است که مدام در محیط مبارزه در حال جا خالی دادن باشید اما اگر روی Cast (آیتمی دوربرد که می‌توانید آن را به سمت دشمن پرتاب کنید) آپگرید خاصی وجود داشته باشد، سعی می‌کنید در طول مبارزات، بیشتر از آن استفاده کنید.

وجود فروشگاه یا NPCهای مختلف در طول مسیر نیز روی کیفیت آپگریدتان تاثیر می‌گذارد. فراموش نکنید که آیتم‌هایی مانند سکه یا آپگریدهای متعددی که روی سلاح یا خودتان در طول مسیر اضافه می‌شود، بعد از مرگ و بازگشت به ابتدای بازی از بین می‌رود. در مجموع بازی Hades در بخش گیم‌پلی به حدی اختیار عمل شما را برای تجربه‌های متفاوت بالا می‌برد که ارزش تکرار بازی را به شدت زیاد می‌کند.

یکی از نقاط قوت Hades، گرافیک بازی است؛ به گونه‌ای که شما در شلوغی مبارزات به هیچ وجه افت فریم مشاهده نمی کنید و از طرفی، طراحی دانجن‌ها و محیط‌های بازی کاملا روی داستان بازی سوار است. وقتی در داستان بازی صحبت از فرار Zagreus از دنیای مردگان می‌شود، شما انتظار دارید در طول مسیر در یک جهنم قدم بزنید. تا قبل از باس فایت اول بازی، با دانجن‌های پر از تله و دشمنان ریز و درشت زیادی سر و کار دارید. بعد از آن، بازی با استفاده از مواد مذاب و آتش، به محیط بازی رنگ و لعاب جدیدی می‌دهد و مجددا تلاش می‌کند تا با استفاده از همان فضاسازی، بخش اول دنیای مردگان زیر زمین را برای شما به تصویر بکشد. این رنگ بندی‌های متنوع که تا انتها همراه با شما خواهند بود، نه تنها از یک‌نواختی محیط‌های مبارزه جلوگیری می‌کنند، بلکه در القای فرار قهرمان داستان از دنیای مردگان و قصه‌گویی نیز نقش مهمی را خواهند داشت.

مدیریت بخش صداگذاری و موسیقی عنوان Hades برعهده‌ی Darren Korb آمریکایی است. شاید برایتان جالب باشد که کورب همزمان صداپیشگی شخصیت اصلی و Skelly یکی از NPCهای بازی را بر عهده داشته است. در خصوص صداگذاری و موسیقی بازی باید گفت که این بخش، بیشتر از آن‌که در خدمت قصه‌گویی بازی باشد، تلاش کرده تا روی گیم پلی بازی سوار باشد. صداگذاری مخصوص در بخش کامبت دیزاین بازی بدون شک یکی از ستون‌های اصلی سرگرم کنندگی بازی است؛ به شکلی که سنگینی ضرباتی که می‌زنید و یا دریافت می‌کنید، فقط در کنار این صداگذاری قابل لمس خواهد بود. برای این‌که بهتر منظورم را متوجه شوید، توصیه می‌کنم تا یک بار بدون صدا چند مرحله از بازی را تجربه کنید تا به اهمیت نقش صداگذاری بازی در کامبت دیزاین پی ببرید.

در نهایت ‏یکی از عناوینی که باید امسال هر کسی آن را تجربه کند، بدون شک بازی Hades است؛ مکتب نوینی که قطعا در آینده، روگ‌لایک‌ها را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.

مطالب پیشنهادی:

امتیاز بازی‌سنتر - 9.5

9.5

امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:
طراحی مراحل بازی هم‌گام با داستان‌پردازی است
استفاده‌ی هوشمندانه از حالت God Mode برای جذب مخاطب عام
تنوع سیستم مبارزات و شخصی‌سازی آن به دلیل وجود سلاح‌های مختلف در بازی
ارزش تکرار بالای بازی به دلیل تنوع سلاح
چینش و ترکیب بی‌شمار آپگریدها که باعث افزایش المان سرگرم‌کنندگی می‌شود
عملکرد چشم‌گیر بخش گرافیک فنی بازی حتی در شلوغی جنگ به طوری که هیچ افت فریمی مشاهده نمی‌کنید
هارمونی رنگ در ترکیب با آرت‌استایل بازی منحصر‌به‌فرد است
هماهنگی طراحی صدای بازی با سیستم مبارزات آن
تغییرات انقلابی در مولفه‌ها و استانداردهای سبک روگ لایک
نقاط ضعف:
ندارد
این بازی بر اساس نسخه ارسالی سازنده بر روی پلتفرم Switch بررسی شده است

User Rating: 4.7 ( 1 votes)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
  • ثبت نام کنید
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟ لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید. شما یک لینک برای ایجاد رمز عبور جدید از طریق ایمیل دریافت خواهید کرد.