تصورش سخت است که 24 سال از عرضه Warcraft III گذشته اما حالا بلیزارد بعد از گذر این همه سال در جریان رویداد Blizzcon برای اولین بار از یک بسته الحاقی در قالب یک کمپین تک نفره پرده برداری کرده است. نکته عجیبتر این بود که بعد از نمایش سینماتیکی هیجانانگیز بلافاصله اعلام شد که این بازی از همان لحظه قابل خرید و تجربه خواهد بود. اگر معرفی ناگهانی این بسته الحاقی به تنهایی طرفداران قدیمی وارکرفت را به وجد نیاورده بود، پدید آمدن Naxxramas از مههای غلیظ در آسمان، بدون شک این کار را انجام داد. در حالی که بلیزارد در Blizzcon 2026 لحظاتی پر از غافلگیری را رقم زد، میتوان گفت کسی انتظار این را نداشت که محتوای کاملا جدیدی برای اثری که بیش از دو دهه از عمرش میگذرد، معرفی و البته عرضه شود. Warcraft III: Reforged به عنوان نسخه بهبودیافته بازی اصلی، در زمان عرضه با انتقادات گستردهای روبرو شد، اثری که با تغییرات بنیادین به خصوص در بخش آنلاین تقریبا همه طرفداران را به صورت یکپارچه عصبی کرد. این بازی هیچگاه نتوانست به جایگاه مد نظر بلیزارد حتی نزدیک شود اما آنها قصد دارند تا با عرضه Forsaken Kingdom کمی از اثرات این تجربه تلخ را جبران کنند. Forsaken Kingdom یک ایده جذاب را ارائه میکند. بعد از رویدادهای شوکه کننده کمپین اصلی Warcraft III و سقوط لوردران (Lordaeron) توسط شاهزاده سرکش و محبوب یعنی آرتاس تا زمان شروع روایت داستانی World of Warcraft خلا داستانی بسیار بزرگی وجود دارد که بلیزارد هیچگاه به آن نپرداخت. جایی که برخی از نیروهای اهریمنی Scourge تحت فرمان آرتاس به خودآگاهی رسیدهاند و از خود به نام Forsaken یاد کردند اما تعداد زیادی از آنها خاطرهای از زندگی قبلی خود ندارند. آرتاس مسیر خود را به سمت Frozen Throne تغییر داده و حالا نژاد جدیدی به نام Undead متشکل از Forsakenها در لوردران به رهبری Sylvanas Windrunner شکل گرفته است. آنها تلاش میکنند که در خرابههای لوردران شهری جدید به نام Under City را بنا نهاده و خود را به عنوان یکی از قدرتهای نژادی در بخش شمالی Eastern Kingdoms معرفی کنند. به نظر میتوان گفت که بلیزارد نقطه جذابی از داستان را برای روایت انتخاب کرده اما باید دید که این تصمیم جاه طلبانه در نهایت به نتیجه مناسب رسیده یا خیر؟ در ادامه با بررسی Warcraft III Reforged: Forsaken Kingdom با بازیسنتر همراه باشید.

بدون شک یکی از جذابیتهای اصلی Forsaken Kingdom برای هواداران قدیمی، بخشی از داستان است که در خط زمانی دنیای وارکرفت به آن کمتر پرداخته شده. در انتهای Warcraft III آرتاس، لوردران را در میان جنگی بی پایان رها میکند. بلیزارد تا زمان عرضه World of Warcraft اشارهای مستقیم به خط داستانی نژاد Undead، شکل گیری شهر Under City و رهبری سیلواناس و پیوستن این نژاد به گروه Horde ندارد. میتوان گفت که گیمرها صرفا نتیجه تمام این اتفاقات را در World of Warcraft تماشا کردند اما اطلاعات دقیقی از آن ندارند. باید گفت که واقعا تصمیم بلیزارد برای انتخاب این بخش داستان ستودنی است. بخش ابتدایی بازی قهرمانهای جدیدی را معرفی میکند که در طول بازی باید در نقش آنها ظاهر شویم. تلاش بلیزارد برای نمایش اتفاقات پس از فاجعهای عمیق که توسط آرتاس به وجود آمد، ایده خوبی به نظر میرسد. مشکل دقیقا از جایی شروع میشود که این ایده باید به یک روایت عمیق و کامل تبدیل شود. تیم سازنده در Forsaken Kingdom تلاش میکند تا بخش هویتی نژاد Undead را به تصویر بکشد. نژادی که دیگر تحت سلطه آرتاس نیست و حالا باید در دنیایی پر از خشونت و جنگ حالا مفهوم آزادی، هویت نژادی و البته ساختن آینده جدید و مبهم را تجربه کند. این بخش تقریبا میتواند به خوبی گیمر را تحت تاثیر قرار دهد. برخی از شخصیتها نیز میتوانند به خوبی گیمر را مجذوب خود کنند. به خصوص در میانه بازی، اتفاقی غیر منتظره به وجود آمده و پیچش داستانی عجیبی رخ میدهد اما دقیقا جایی که باید داستان به بلوغ کافی در روایت خود برسد، شاهد ارائه داستانی فوق کلیشهای توسط بلیزارد هستیم. کلیشههایی که قبلا بارها در داستان وارکرفت خود را نمایش دادند. به خصوص در بخش پایانی داستان، شاهد روایتی خواهیم بود که شباهت زیادی به زمان نابودی لیچ کینگ دارد. باید گفت که این روایت حتی در آن زمان نیز به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که بازی با توجه به کمپین نسبتا طولانی خود که شاید بیشتر از بیست ساعت زمان ببرد نمیتواند به درستی تمام ابعاد قدرت گرفتن Forsaken را در خرابههای لوردران به نمایش بگذارد. بدون شک اتفاقات این بسته الحاقی یکی از تاریخیترین بخش ها و نقطه اتصال داستانی Warcraft III به World of Warcraft است. Forsaken Kingdom بیشتر از آنکه این نقش را ایفا کند بیشتر تبدیل به ماجراجویی شخصی چند قهرمان ناشناخته تبدیل میشود. در این بخش حتی غیبت نسبی قهرمانهای محبوب وارکرفت بیشتر خودنمایی میکند. سیلواناس به عنوان رهبر Forsaken و نژاد Undead در بازی حضور دارد اما با توجه به جایگاه او انتظار میرفت حضور پررنگتری داشته باشد. سیلواناس بدون شک یکی از محبوبترین شخصیتهای کل تاریخ وارکرفت است و این کمپین در واقع نمایش شکلگیری ملت و نژادی است که او تا سالها رهبری آنها را بر عهده خواهد داشت اما بلیزارد تصمیم گرفت بار روایت داستان را روی دوش شخصیتهای جدید و ناشناخته بگذارد. بدون شک انتظار بیشتری از روایت Forsaken Kingdom وجود داشت و حالا میتوان از آن به عنوان یک برگ برنده که آتش تصمیمهای اشتباه سوخت، یاد کنیم.

داستان تنها بخش بحثبرانگیز Forsaken Kingdom نیست. بلیزارد اعلام کرد که این بسته الحاقی با الهامگیری از کمپین شخصیت Rexxar که در The Frozen Throne شاهد آن بودیم، ساخته شده. دیگر خبری از ساخت پایگاه، مدیریت منابع، ساخت ساختمان و رهبری نیروهای جدید مثل دیگر بازیهای سری وارکرفت نیست. تمرکز اصلی روی کنترل قهرمانها، ارتقای قابلیت و مهارتهای آنها، دستیابی به تجهیزات و آیتمهای جدید و البته اکتشاف در محیط خواهد بود. این تغییر لزوما بد نیست چون کمپین Rexxar نیز در زمان خودش از محبوبیت خوبی برخوردار بود. جایی که مشکل بیشتر خودنمایی میکند اینجاست که Forsaken Kingdom در نهایت بیشتر از آنکه تلاش کند گیمپلی Warcraft III را گسترش و بهبود دهد، بخش عظیمی از هویت اصلی آن را کنار میگذارد. بازی به شکل کلی به دو کمپین تقسیم شده. کمپین اول کوتاهتر از بخش دوم بازی است و به خاطر حس تازگی که به گیمر ارائه میشود، این تغییر بنیادی چندان آزار دهنده نیست اما در بخش دوم و طولانیتر کمپین، ساختار جهانباز (Open World) بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد و گیمر تازه با دنیایی نسبتا خالی روبرو میشود. باید گفت که آزادی عمل بیشتر شده اما محتوای مناسب برای این جهان بزرگ عملا وجود ندارد. نتیجه این تصمیم در نهایت خود را به شکل زنجیرهای از ماموریتهای خسته کننده و مشابه، مبارزه با گروههای متفاوتی از دشمنها و باس فایتها و تماشای یک سینماتیک و تکرار دوباره این حلقه، نشان میدهد. حتی ماموریتهای جانبی نیز نکته خاصی برای ارائه ندارند. باید گفت که تصمیمی که قرار بود تغیری جذاب در فرمول گیمپلی Warcraft III ایجاد کند، در نیمه دوم بازی به یکی از خسته کنندهترین نکات آن تبدیل میشود.
البته مشکلات در همینجا به پایان نمیرسند. عدم تعادل در سختی بازی یکی از نکات قابل تامل دیگر است. بازی در بخشهای مختلف آسان و در برخی دیگر دشوار به نظر میرسد. این مشکل زمانی بیشتر خود را نمایش میدهد که با باگها و مشکلات فنی بی انتهای بازی روبرو میشوید. کرشهای مختلف، مشکل در ذخیرهسازی، اختلال در استفاده از آیتمها، مشکلات انیمیشن و صدا و افت نرخ فریم از مشکلات شایع Forsaken Kingdom هستند. هرچند که امید میرود که در آینده و با انجام بهروزرسانیهای مختلف این مشکلات حل شوند اما انتظار میرفت که بازی در روز عرضه بهتر از این عمل کند.

از نظر بصری Forsaken Kingdom تقریبا همان ظاهری را دارد که نسخه Reforged داشت. گرافیک کلی بازی، مدلسازی و محیطها کاملا قابل قبول هستند و تلاش میکنند تا تجربهای مدرن از Warcraft III ارائه کنند اما در همین حین نیز نباید انتظار یک گرافیک به روز و بی نظیر را داشته باشید. باید گفت که در برخی مواقع حتی شاهد مشکلات در بارگزاری بافتها و مشکلات نورپردازی نیز باشید. تلاش بلیزارد ارائه اثری است که هویت بصری بازی اصلی را حفظ کند. طراحی خرابههای لوردران، Under City و Trisfal Glades بسیار عالی انجام شده و حس خیلی خوبی را ارائه میکند. به خصوص اگر World of Warcraft را تجربه کرده باشید، این حس به خوبی انتقال پیدا میکند. اگر نکتهای در Forsaken Kingdom وجود داشته باشد که همچنان در سطح استانداردهای بی نظیر تاریخ Warcraft باقی مانده، موسیقی و صداپیشگی بینظیر است. موسیقی بازی همان حال و هوای آشنای گذشته را ارائه میکند. صداپیشگی هم بدون شک یاد آور روزهای طلایی Warcraft III است. این همان بخشی است که حتی در ضعیفترین لحظات کمپین، گیمر را مجاب میکند که به بازی کردن ادامه دهد.

Forsaken Kingdom یک اثر عجیب است که شاید همانطور که به صورت ناگهانی معرفی و عرضه شده، به زودی نیز از یاد و خاطره تمامی گیمرها فراموش شود. این بازی نه به اندازهای بد است که بگوییم یک شکست بوده نه آنقدر خوب است که بتوانیم از آن به عنوان نقطه بازگشت Warcraft به دوران اوج یاد کنیم. این کمپین بیشتر یک پل به خاطرات گذشته است اما نه دقیقا آنطور که هواداران قدیمی به یاد دارند. بلیزارد تلاش کرده تا با استفاده از ساختاری جهانباز، استفاده از المانهای نقشآفرینی و اکتشاف ساختاری جدید را خلق کند اما نتیجه آن در برخی مواقع جذاب و تازه و در برخی از مواقع به شدت سردرگم کننده و تکراری است. برای هواداران قدیمی بازگشت به لوردران، شنیدن موسیقیهای نوستالژیک، دیدار دوباره با شخصیتهای قدیمی و تماشای داستانی که بیش از دو دهه روایت نشد تجربهای هیجانانگیز است اما حس نوستالژی نمیتواند ماسکی پرقدرت برای پنهان کردن تمام ضعفهای این اثر باشد. Forsaken Kingdom سفری جذاب به لوردران را فراهم خواهد کرد اما نمیتواند تمام آن چیزی را که از آن انتظار داشتیم را برآورده کند.