ایکس باکس سری ایکسبررسی ویدیویی بازی هاپلی استیشن 5کامپیوترنقد و بررسینقد و بررسی بازی

بررسی بازی The Blood of Dawnwalker

تاریخ صنعت گیم، پر شده از ذهن‌های درخشانی که بازی‌های تاثیر گذار و تیم‌های بزرگ‌شان را پشت سر می‌گذارند تا در فضایی کوچکتر ایده‌های خود را جست‌وجو و داستانی جدید تعریف کنند. مطالعه آثار تولید شده توسط این افراد، یک نکته را یادآوری می‌کند: مهم نیست که آن‌ها کجا بروند؛ روح آثارشان در همه جا به دنبال‌شان می‌آید. به نظر می‌رسد که The Blood of Dawnwalker مثالی از آنچه گفته شد باشد. یک اکشن نقش آفرینی از افرادی کوچ کرده که پیش‌تر روی برخی از آثار برجسته تاریخ صنعت گیم کار کرده بودند. آیا هنر این افراد در بازی جدیدشان نیز نمایان می‌شود، یا ایده‌های‌شان رنگ می‌بازد؟

تعداد زیادی از توسعه‌دهندگان این عنوان پیش‌تر در CD Projekt RED فعالیت داشتند و از همین جهت این بازی به مجموعه The Witcher، به خصوص نسخه سوم آن شباهت بسیاری دارد. با نگاه به ماجرای خون‌آشام‌ها و انسان‌ها و حس و حال بازی، حتی به نظر می‌رسد که با دنباله‌ای بر بسته الحاقی The Blood and Wine از The Witcher 3 طرفیم. اما The Blood of Dawnwalker از همان اول تلاش می‌کند تا هویت مستقل خود را حفظ کرده و در اولین گام، این هدف را در داستان نشان می‌دهد.

داستان بازی یک روایت تکراری از نبرد نیروهای خیر با شر نیست. سازندگان این اثر به زیبایی ماجرای انسان‌هایی را روایت می‌کنند که از طاعون رها شده و به بیماری مهیب‌تر یعنی خون‌آشام‌ها دچار شده‌اند. خیزش قهرمان از دل شکست و یافتن متحدینی از قشرهای مختلف برای نابود کردن پلیدی، بدون عجله در جریان نسبتا طولانی بازی پیش روی‌مان قرار می‌گیرد. از هنرهای توسعه‌دهندگان بازی، قرار دادن ما در مسیر شخصیت‌هایی هم‌هدف است که کارهای‌شان، با اصول اخلاقی ما یکسان نیست. به آرامی در جریان داستان، شکاف بین ما و این افراد مشخص شده و با شکل‌گیری چالش در مسیر، قصه The Blood of Dawnwalker عمیق‌تر می‌شود. به این ترتیب داستان بازی با ایده‌ای قوی، پایه‌گذاری می‌شود و سپس با روایتی هنرمندانه و از همه مهم‌تر دیالوگ‌نویسی کم‌نظیر، پیش می‌رود.
بررسی بازی The Blood of Dawnwalkerافراد حاضر در جهان بازی، از شخصیت‌های منفی گرفته تا مثبت، از یک وزن برخوردارند. خون‌آشام‌های داستان، تنها به خاطر این‌که از آن‌ها متنفر شویم در بازی قرار نگرفته‌اند؛ بلکه دیالوگ‌های‌شان آن‌قدر خوب نوشته شده که حتی ما را به تیم‌شان جذب می‌کند. خبری از جک‌های بی‌مزه و کشیدن ترمز داستان برای تحمیل درس‌هایی درباره موضوعات مدرن اجتماعی در دیالوگ‌ها نیست. توسعه‌دهندگان مجبورمان نمی‌کنند که از یک شخصیت بدمان بیاید و دیگری را دوست داشته باشیم. تاثیرگذاری شخصیت‌ها و حرف‌های‌شان، با صداگذاری با کیفیت بیش‌تر شده. فرقی نمی‌کند که با کدام شخصیت‌ها طرف باشیم. همه، از پیرمردی که عقل خود را از دست داده گرفته تا هیولایی بدترکیب و حتی کودکی معصوم، صداگذارانی حرفه‌ای داشته که دیالوگ‌ها را به شکلی باورپذیر بیان می‌کنند.

این عنصر، رابطه‌ای معنادار میان شخصیت‌های The Blood of Dawnwalker شکل داده. آن‌ها نگران آینده خود و عزیزان‌شان هستند و با توجه به ویژگی‌های روحی خود، به شکلی طبیعی واکنش نشان می‌دهند. یکی دیگر از مکانیک‌های جذاب، تاثیر چرخه شب و روز بر تعامل با دیگران است. شخصیت اصلی داستان در طول شب به خون‌آشامی تشنه به خون تبدیل می‌شود. اگر جان‌مان در طول شب کم باشد، ممکن است کنترل‌مان را در میانه صحبت با افراد از دست داده و خون‌شان را بنوشیم. چنین موقعیت‌هایی ممکن است در مقابل سربازهای دشمن پیش بیاید یا حتی مردم بیگناهی که التماس می‌کنند تا کمک‌شان کنیم. این ویژگی، شخصیت اصلی را از قالب شوالیه‌ای با اسب سفید دور کرده و دست ما را برای تبدیل کردن او به یک فرد مثبت یا منفی، آن‌طور که خود می‌خواهیم نقش‌آفرینی کنیم، باز می‌گذارد.
یکی از بزرگ‌ترین نقاط مثبت The Blood of Dawnwalker،  عرضه خیر و شر به شکلی است که دیگر مرزهای آن معلوم نباشد. به سختی می‌توان فهمید کدام تصمیم، خوب است و کدام بد. شاید کمک به فردی درمانده از نظر اخلاقی صحیح به نظر برسد، اما ممکن است به مرگ انسان‌های بسیاری منجر شود. بازی نیز دائما ما را با چنین لحظاتی روبه‌رو کرده و عقل و وجدان‌مان را به چالش می‌کشد. خبری از نوشته‌ای در گوشه صفحه که می‌گوید یک شخصیت از تصمیم ما خوشش نیامد و آن‌را فراموش نخواهد کرد نیست. در The Blood of Dawnwalker، تنها ما می‌مانیم و عواقب کارهای‌مان و سوالاتی که در انتهای هر کوئست از خود می‌پرسیم. تمام این‌ها ارزش کشف داستان هر شخصیت و پیشروی برای هدف نهایی را چندبرابر کرده. بازی این عناصر را با کمک موتوری نام آشنا پیش روی‌مان قرار می‌دهد که ترکیبی از نقاط ضعف و قوت است.

The Blood of Dawnwalker، همچون بسیاری از آثار نسل نهم، با Unreal Engine 5 ساخته شده. موتوری که به عملکرد فنی بد روی دستگاه‌ها معروف است. هرچند در این بازی، خبری از افت فریم‌ و رزولوشن پایین نیست، اما کمبودی دیگر مشاهده می‌شود. بازی هیچ حالتی که بتوان آن‌را به صورت 60 فریم بر ثانیه تجربه کرد، ندارد. روی کنسول پایه PS5، دو مود گرافیکی Quality و Balanced قرار گرفته. در حالت Balanced می‌توان بازی را به صورت 40 فریم بر ثانیه تجربه کرد. هرچند تا زمان انتشار این بررسی، همین دو حالت در دسترس بود، اما اعتراض گیمرها Rebel Wolves را مجبور کرده تا در آپدیت روز اول بازی، مود Peformance و 60 فریم بر ثانیه‌ای را نیز جا دهد. با این‌حال محدودیت فریم در مقایسه با انیمیشن‌های غیر قابل قبول بازی، مشکلی کوچک است.

انیمیشن‌های خشک شخصیت‌ها، در حد یک اثر نسل نهمی نیست. کیفیت پایین دویدن و به خصوص تعامل با محیط توی ذوق می‌زند. این عنصر بیش‌ترین صدمه را به کات‌سین‌ها زده؛ جایی که دیالوگ‌های قوی و روایت درجه یک بازی، لحظات سنگینی را پدید آورده. در عوض با شخصیت‌هایی طرفیم که عضلات صورت‌شان واکنش چندانی نداشته و حرکت لب‌های‌شان با دیالوگ‌ها هماهنگ نیست.
درست است که تیم توسعه‌دهنده The Blood of Dawnwalker کوچک است، اما باید توجه داشت که نسخه استاندارد این بازی، 70 دلار یعنی در حد بسیاری از آثار AAA قیمت دارد. این قیمت‌گذاری، انتظارات را بالاتر برده و حساسیت‌ها را نسبت به نقص‌های اثر، بیش‌تر می‌کند.

اما هنگامی که سایر جنبه‌های گرافیک فنی را بررسی می‌کنیم، با جهانی زیبا روبه‌رو می‌شویم. مرداب‌ها، جنگل‌هایی با درختان بلند، صومعه‌های متروکه و روستاهایی که مردمان‌اش زیر مشت آهنین خون‌آشام‌ها زندگی می‌کنند، جهان بازی را تشکیل می‌دهند. نقشه The Blood of Dawnwalker، با توجه به قیمت‌اش تحت تاثیر قرارمان نمی‌دهد. به جز مناطق یاد شده تنها یک شهر وجود دارد. اما همه چیز یک‌پارچه بوده و با هویت بازی به خوبی گره خورده‌است. دویدن در قالب گرگی در دل شب در حالی که مه محیط را فرا گرفته یا جست‌وجو در جنگل‌های سرسبز، برای لحظاتی ما را از صندلی‌های‌مان جدا کرده و در جهان The Blood of Dawnwalker قرار می‌دهد. هنگامی که این صحنه‌ها با موسیقی گوش‌نواز به سبک اروپای شرقی گره می‌خورند، تاثیرگذاری‌شان بیش‌تر شده و فضاسازی بازی را کامل می‌کنند. اما The Blood of Dawnwalker نیامده تا مارا به دویدن در جنگل‌ها و شنیدن موسیقی دعوت کند. توسعه‌دهندگان این بازی قصه‌گویانی نیستند که تنها گوش‌های‌مان را هدف گرفته‌ باشند. آن‌ها در زمینه گیم‌پلی نیز حرف‌هایی برای گفتن دارند.

The Blood of Dawnwalker در همان ساعات اولیه و با اتمام مقدمه، تکلیف‌مان را روشن می‌کند: سی روز زمان داریم تا سرنوشت خود و جهان اطراف‌مان را روشن کنیم. وقت محدود قهرمان داستان در تعیین سرنوشت‌اش شاید در ابتدا استرس زا به نظر برسد، اما به محض عادت کردن به سیستم  شب و روز، جای خود را به گشت‌وگذار در نقشه و انجام کوئست‌های جانبی می‌دهد. برخی از این کوئست‌ها کیفیت بسیار بالایی داشته و قهرمان بازی را با شخصیت‌هایی جالب آشنا می‌کنند.
بررسی بازی The Blood of Dawnwalkerدر زمینه مبارزات، روزها، فردی شبیه به سایر مردم سرزمین بازی هستیم که باید توانایی شمشیرزنی‌مان را با جادوگری ترکیب کرده تا دشمنان را شکست دهیم. اما در شب قابلیت‌های دیگر و بسیار جذابی خود را نشان می‌دهند. از آن‌جا که زخم‌های خون‌آشام‌ها به سرعت خوب می‌شود، نمی‌توان با کشیدن نشان‌هایی با چاقو روی بدن‌مان از جادوها استفاده کرد. این‌جاست که قابلیت‌های خون‌آشامی وارد می‌شوند که با کمک‌شان می‌توانیم در کسری از ثانیه پشت سر دشمنان ظاهر شده و دندان‌های‌مان را در شاهرگ‌شان فرو کنیم.

بازی به این صورت سعی می‌کند تا جریان نبرد را تازه نگه دارد. اما جادوگری و قابلیت‌های خون‌آشامی، هر دو مکمل مکانیک اصلی نبردها، یعنی استفاده از سلاح‌های سرد هستند. The Blood of Dawnwalker مبارزات نسبتا ساده The Witcher 3 را برداشته و با ترکیب ویژگی‌هایی از آثار پیچیده‌تر هم‌چون Kingdom Come Deliverance، به اکشن بازی عمق داده. هر ضربه و دفع آن جهتی خاص دارد. این کمک کرده تا مبارزات، کمی از حالت فشار دادن بی‌وقفه دکمه حمله خارج شده و جنبه‌های دفاعی آن نیز اهمیت پیدا کند. چنین سیستمی، در ساعات اولیه بازی، خسته‌کننده و طولانی به نظر می‌رسد. اما به محض بالا رفتن شانس وارد کردن ضربه Critical و آزاد کردن قابلیت افزایش قدرت حمله در دفاع به موقع، سرعت نبرد نیز افزایش یافته و میدان مبارزه خونین‌تر و خشن‌تر می‌شود. در واقع این ویژگی‌ها آن‌قدر قوی هستند که تقریبا هیچ جادو و قابلیت خون‌آشامی به پای آن نمی‌رسد. در این لحظات است که اکشن، تازه روی جذاب خود را نشان می‌دهد.
بررسی بازی The Blood of Dawnwalkerمشکلی که در بازی وجود دارد، کم شدن چالش نبردها به خاطر هوش مصنوعی ناپایدار است. نبردها شلوغ‌اند و به طور متوسط در هر بخش اکشن، با بیش‌ از دو دشمن در حال جنگیم. این موقعیت‌ها به خوبی زمینه را برای چالش‌برانگیز کردن اکشن فراهم می‌کند. اما دشمن‌ها به خوبی از مزیت تعداد علیه ما استفاده نمی‌کنند. لحظاتی وجود دارد که دشمنان به خوبی دفاع و حتی در مواقعی محاصره‌مان کرده و از هر طرف حمله می‌کنند. اما هوش‌ مصنوعی دشمنان عملکردی پیوسته و یکسان ندارد. در مواقع بسیاری، دشمنان به طور نوبتی وارد نبرد شده و از دور قطع شدن اعضای بدن دوستان‌شان را تماشا می‌کنند.

البته هوش مصنوعی ناپایدار دشمنان تنها نقصی نیست که مبارزات را آزار می‌دهد. مشکل دیگری نیز از اول تا پایان بازی، لذت اکشن خونین را کم کرده.

دوربین The Blood of Dawnwalker دائما در تلاش است تا در نبردها، پشت سر شخصیت اصلی قرار بگیرد؛ تا حدی که در مواقعی حس می‌کنیم هیچ کنترلی نداریم. به محض شروع نبرد، دوربین روی دشمنان تمرکز می‌کند. این توانایی چرخش و کنترل جهت‌ها در میدان نبرد را محدود می‌کند. موقعیت‌های بسیاری در بازی وجود دارد که خود را میان دشمنانی بسیار قوی‌تر پیدا می‌کنیم. چنین شرایطی به خصوص برای کسانی که عاشق گشت‌وگذار در محیط هستند، بسیار رخ می‌دهد. در این لحظات، به خاطر تاکید دوربین بر قرار گرفتن پشت سر و تمرکز بر دشمنان، به سختی می‌توان از میدان نبرد فرار کرد. دوربین در محیط‌های بسته آزاردهنده‌تر شده و در برخی موقعیت‌ها، پشت ستون‌ها و دیوارها نیز قرار می‌گیرد.
The Blood of Dawnwalker روحی بزرگ در کالبدی کوچک است. توسعه‌دهندگان این بازی، داستانی به ظاهر تکراری را برداشته و با هنرمندی، آن‌را با کمک دیالوگ‌ها و صداگذاری با کیفیت روایت می‌کنند. چرخه شب و روز به زیبایی با قصه‌گویی و گیم‌پلی گره خورده و مکانیک‌ها و ایده‌هایی را پیش روی‌مان می‌گذارد که به بازی هویت می‌دهد. هرچند برخی نقص‌ها هم‌چون انیمیشن‌های ابتدایی، دوربین مزاحم و هوش مصنوعی ناپایدار، نفس‌ بازی را برای رسیدن به خط پایان و پیروزی می‌برد، اما هیچ‌کدام به تجربه نهایی اثر لطمه‌ای جدی وارد نمی‌کنند.

The Blood of Dawnwalker ایده‌ ذهن‌های درخشانی است که رنگ و بوی گذشته‌شان را حفظ کرده‌اند. حس و حال آشنای بازی که در آثار پیشین توسعه‌دهندگان آن همچون The Witcher 3 دیدیم، در بسیاری از لحظات بازی پیداست. این حس دل‌نشین با هویتی جدید ترکیب شده تا در نهایت با یک اکشن نقش‌آفرینی خوش‌ساخت از تیمی کوچک طرف باشیم.

امتیاز بازی‌سنتر - 8

8

امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:
داستان و روایت با کیفیت
شخصیت‌پردازی قوی
صداگذاری حرفه‌ای شخصیت‌ها
ترکیب جذاب مکانیک روز و شب با عناصر اکشن و نقش‌آفرینی
فضاسازی قدرت‌مند و تاثیرگذار
موسیقی با کیفیت که به خوبی با فضاسازی ترکیب شده
عمیق‌تر کردن اکشن بازی از طریق تزریق عناصر پیچیده‌تر به مبارزات
نقاط ضعف:
انیمیشن بی‌کیفیت شخصیت‌ها در صورت‌ها و تعامل با محیط
هوش مصنوعی ناپایدار دشمنان
دوربین آزاردهنده در مبارزات
این بازی بر اساس نسخه ارسالی سازنده بر روی پلتفرم PS5 بررسی شده است

User Rating: Be the first one !

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا