ایکس باکس وانبررسی بازی‌ هاپلی استیشن 4نینتندو سوییچ

بررسی بازی FINAL FANTASY VIII Remastered

در حالی که بیشتر از چندماه تا عرضه نسخه بازسازی شده عنوان Final Fantasy VII فاصله نداریم و از هم اکنون شمارش معکوس برای انتشار شاید مورد انتظارترین JRPG دو نسل اخیر آغاز شده است، SE با معرفی و عرضه نسخه ریمستر شده یکی دیگر از سه FF بزرگ دوران PS1 که اتفاقا کم طرفدار­ترین آن­ها نیز می­باشد، طرفداران خود را به شدت غافلگیر کرده است. تغییرات VIIIR برخلاف نسخه بازسازی شده برادر بزرگ­تر خود تنها محدود به ارتقا رزولوشن، بالاتر رفتن جزیی کیفیت بافت­ها و بهتر شدن مدل شخصیت­هاست که چند تغییر کوچک در سیستم مبارزات آن را همراهی می­کند. در باقی موارد محصول پیش رو نسخه عین به عین همان عنوانی است که حدود 20 سال پیش بر روی کنسول نسل پنجم سونی دیده­ایم. امری که می­تواند VIIIR را تبدیل به یک نوستالژی خوب برای طرفداران قدیمی مجموعه و نیز چالشی اساسی برای بررسی این نکته مهم بکند که ایده­های جذاب چقدر می­توانند در کشاکشی سخت با گذشت زمان و کهنه شدن، پیروز و فاتح باقی بمانند؟

VIIIR همانطور که طرفداران قدیمی آن به یاد می­آورند با سکانسی فوق العاده هیجان انگیز و نفس گیر از مبارزه میان اسکوآل لعونهارت (Squall Leonhart)، شخصیت اصلی داستان و سایفر (Seifer)، دیگر دانش آموز آمادمی Garden آغاز می­شود تا بار دیگر از مبارزه خشونت طلبانه میان این دو همکلاسی و ماجرای زخم جذاب و موربی که از این به بعد بر روی صورت اسکوآل دیده می­شود لذت ببریم. هرچقدر ویدئو آغازین بازی هنوز از حیث کارگردانی و تدوین، جذاب و دیدنی است، گرافیک قدیمی و نسبت تصویر مربعی آن توی ذوق می­زند. اولین و مهم­ترین بخشی که VIIIR در آن امتیاز منفی گرفته و نمی­تواند در حد انتظار ظاهر شود گرافیک بازی است و نمی­شود با هیچ بهانه­ای از زیر پذیرش آن شانه خالی کرد. چراکه در وهله نخست اولین و بدیهی­ترین چیزی که از یک بازی ریمستر شده قدیمی انتظار می­رود ارتقا گرافیک و به روز شدن آن است تا به مذاق گیمرهایی که دیگر به رزولوشن­های HD مدرن عادت کرده­اند نیز خوش آمده و تجربه آن را ممکن سازد. و اگر ارتقا گرافیک را نادیده بگیریم، با توجه به اینکه ایجاد تغییر در یک بازی قدیمی که مربوط به سه نسل پیش است اساسا ممکن نبوده و مقدور نمی­باشد، ارزش افزوده دیگری که آن را از نسخه اصلی تفکیک کند نمی­توان یافت.

تغییر عمده گرافیک VIIIR مدل­های سه بعدی جدید برای شخصیت­ها و دشمنان بازی و نیز بهبود کیفیت بافت­هاست. نتیجه هرچند با گرافیک پیکسلی که احتمالا در ذهن دارید فاصله محسوسی گرفته و بهبود در آن کاملا مشهود است اما از سوی دیگر باعث شده به خصوص صحنه­های مبارزات (Battle Screen) که به سبک بازی­های نوبتی قدیمی کاملا سه بعدی طراحی شده­اند، بیش از پیش خالی و بی­روح به نظر برسند. محیط­های غیر مبارزه­ای VIIIR مانند قدیم صحنه­های از پیش پردازش شده­ای (Pre Rendered) هستند که به لطف رزولوشن HD دیگر پیکسلیت به نظر نمی­رسند، اما در عوض استفاده از مدل­های سه بعدی جدید به ضررشان تمام شده و به خاطر اختلاف کیفیت با آن­ها به شدت جدا افتاده و توی ذوق می­زنند. در نتیجه در مورد گرافیک نهایی بازی می­توان گفت علی­رغم همه بهبود­ها چندان قادر به ارضا کردن نسل جدید از گیمرها و طرفداران کم سن و سال­تر سری FF نبوده و بیشتر مناسب آن دسته از گیمرهای قدیمی­تر است که تنها به دنبال بهانه­ای تازه برای تجربه مجدد FFVIII هستند.

اما اگر بتوانیم از گرافیک بازی گذشته و از ضعف­هایش چشم پوشی کنیم، باقی موارد کاملا مشابه قبل دنبال می­شود. داستان به سبک همه بازی­های این مجموعه در دنیایی بی­نام که جادو و افسانه در تمام تار و پود آن جریان دارد اتفاق می­افتد، اما تم اصلی پیرنگ آن سیاست، جنگ میان ملت­ها و داستان مقاومت انسان­هایی است که برای آزادی سرزمین­های خود مبارزه می­کنند و بعدها این ایده و تیم (Theme) در بازی­های بعدی مجموعه نیز به اشکال مختلف تکرار شده است. اسکوآل، به همراه شخصیت­های دیگر داستان، بچه­های بی­سرپرستی هستند که از یک یتیم خانه انتخاب و برای تحصیل به یک مدرسه عجیب و غریب فرستاده شده­اند. مدرسه­ای که به جای درس­های عادی اصول مبارزه با ساحره­ها و جادوگران را به دانش آموزانش آموزش می­دهد. در ادامه داستان حول محور مبارزه اعضای آکادمی Garden با سایر ملت­های متخاصم چرخیده و به مرور گیمرها را درگیر داستان و پیشینه شخصیت­های خود می­کند. و نقطه اوج آن مبارزه با یکی از بهترین شخصیت­های منفی این سری یعنی جادوگر زمان Ultimeca است. زنی قدرتمند که هرچند اولین شخصیت منفی مونث این مجموعه محسوب نشده و این لقب متعلق به Cloud of Darkness، شخصیت منفی Final Fantasy III است، اما می­توان به راحتی او را در کنار Sephiroth و دلقک دیوانه، Kefka، جزو بهترین شخصیت­های شرور دنیای FF نامید.

صحبت کردن از داستان پیچیده FFVIII از حوصله این نقد خارج بوده و خود نیازمند مقاله­ای پر طول و تفضیل است اما می­شود به سادگی بیان کرد، داستان همان چیزی است که اثبات کرده و به طعنه یادآور می­شود VIII چقدر از زمان خود جلوتر بوده و چرا هنوز شخصیت­های آن انقدر طرفدار دارند! حتی با استاندارد­هایی که بازی­های سینمایی این نسل تعریف کرده و قراردادش را گذاشته­اند، داستان VIII هنوز تازه، جذاب و بی­نهایت نفس گیر است که می­تواند با اتکا به عاشقانه­های نیرومندی که در تار و پودش جریان دارد، به سادگی دل از کف همه طرفداران JRPG ربوده و با تسخیر روح و روانشان، کاری کند که چشم بر روی گرافیک قدیمی و منسوخ آن گذشته و تنها غرق در دنیایی سراسر تخیل شوند. داستان عاشقانه میان اسکوآل و رینوآ، که بازتابی از قصه عشق نافرجام والدین­شان است، هنوز همانقدر احساسی و غمناک بوده و حتی کهنگی و گرد و خاک زمان که به شکل تصاویر زشت و مدل­های از مد افتاده توی ذوق می­زند هم نمی­تواند چیزی از فریبندگی و ایجاذ آن کم کند.

بخصوص که این داستان با موسیقی قدرتمند نوبو امتسو افسانه­ای همراه شده است. قطعات VIII بی هیچ شک و اغراقی جادویی فراموش نشدنی است که مثل آثار کلاسیک، هیچ وقت غبار زمان بر رویشان ننشسته و چه بسا مثل یک شراب کهنه، می­تواند تاثیر عمیق­تری بر روی مخاطب بگذارد. هنوز هم وقتی به آهنگ Eyes on Me گوش سپرده و شاهد رقص دو نفره اسکوآل و رینو­آ هستیم و به یاد می­آوریم، داستان عشق ناکام مادر رینوآ به پدر اسکوآل است، لذتی ناب و وصف ناپذیر سراسر وجودمان را فرا می­گیرد که ورای گرافیک و گیم­پلی قدیمی بازیست. و این را می­توان همان روح گمشده سری Final Fantasy نامید که برای چند نسل طیف عظیمی از گیمرها را مجدوب خود ساخته و متاسفانه اکنون، در کشاکشی سخت با مدرن شدن و گذر از دوران کلاسیک، به دست فراموشی سپرده شده و دیگر نمی­توان اثری از آن را در شماره­های اخیر یافت.

گیم­پلی VIIIR به سبک RPG های ژاپنی کلاسیک نوبتی و Random Encounters است. یعنی به صورت تصادفی با دشمن­ها برخورد کرده و مبارزه در لوکیشنی جدید که کاملا سه بعدی طراحی شده (Battle Screen) ادامه پیدا می­کند. اگر سری Souls و کلون­هایش را که اتفاقی عجیب در دنیای تنبل پرور کنونی بازی­های رایانه­ای هستند نادیده بگیریم، بسیاری از منتقدین و گیمرها معترفند روند درجه سختی بازی­ها کاملا نزولی است و شاهد افول دوران بازی­های سخت و به واقع چالش برانگیز هستیم. مساله­ای که ریمستر VIII به خوبی آن را اثبات کرده و تنها تغییرات بازی در زمینه گیم­پلی نشان می­دهد چقدر گیمرهای کنونی کم حوصله شده­اند! سیستم مبارزات VIIIR شاهد سه تغییر کوچک اما به صورت انتخابی است که تنها در راستای ساده­تر کردن مبارزات در نظر گرفته شده­اند. تغییر اول بیشتر شبیه به یک کد تقلب رسمی است که گیمرها می­توانند بی­هیچ زحمتی از آن استفاده کنند! یعنی میزان سلامتی (HP) و ATB بی­نهایت که همیشه در بیشترین حالت بوده و اجازه می­دهد در هر لحظه از بازی از قابلیت ویژه Limit Breaks استفاده کنیم. تغییر بدی نیز دست کمی از قابلیت قبلی نداشته و اجازه می­دهد باز به انتخاب گیمرها حالت مبارزات تصادفی (Random Encounters) را به کلی حذف کنیم و تغییر سوم و نهایی قابلیت افزایش سرعت بازی تا سه برابر حد طبیعی و نرمال آن است. در نتیجه می­توان گفت تغییرات VIIIR بیشتر با هدف ساده­تر کردن بازی برای گیمرهای کم حوصله فعلی است که از چالش بیشتر استقبال چندانی نکرده و تنها به دنبال تجربه داستان هستند و گیمرهای قدیمی و حرفه­ای علاقه­ای به آن­ها نشان نخواهند داد.

باقی موارد نیز مانند داستان بی­هیچ تغییر یا بهبودی به بازی جدید راه یافته­اند. مانند سیستم Junction که می­تواند خبری بسیار خوب و یا به همان نسبت و اندازه بسیار بد و ناامید کننده باشد! سیستم مبارزات VIII حتی در زمان عرضه آن نیز محل بحث­ها و مناقشات بسیار زیادی بوده است. عده­ای سیستم Junction را سرآغاز افول این سری (و به همین علت VIII را ضعیف­ترین FF شماره دار تا به آن لحظه) و عده­ای دیگر اولین گام برای فراتر رفتن از اصول کلاسیک و ورود به دنیای نقش آفرینی­های مدرن و امروزی می­دانند. اما فارغ از اینکه حق با مخالفین است یا موافقین، سیستم Junction درباری ساده­تر کردن سیستم مبارزه و اجتناب از گیرافتادن پلیرها در میان انبوهی از انتخاب­ها و تصمیم گیری­های شاید خسته کننده و مبهم در خصوص انتخاب نوع زره­ها، آیتم­ها و … است. Junction اساسا منطق ساده­ای را دنبال می­کند، برای جلوگیری از گیج شدن گیمرها برای انتخاب سلاح­ها و زره­ها و آیتم­های مناسب بهتر است صورت مساله را پاک کرده و به کلی از بازی حذف کنیم! در عوض پیشنهاد Junction احضار هیولاهایی است که می­توانند قابلیت­های شخصیت­ها را در هر یک از زمینه­ها بالاتر برده و پلیرها می­توانند در عوض شخصی سازی شخصیت­ها، به سادگی تنها یک هیولا احضار کرده و مثلا قدرت دفاعی خود را بالاتر ببرند.

سیستم Junction هرچقدر که در زمان خود احمقانه به نظر رسیده و بسیاری از طرفداران سرسخت FF آن را یک انتخاب بزدلانه برای ساده­تر کردن بازی و در نتیجه جذب مخاطب بیشتر می­نامیدند اما می­تواند تجربه بازی را برای گیمرهای امروزی که دیگر عادت به مبارزه با غول­های آخری که گاه شکست آن­ها نیازمند هفته­های متمادی سعی و خطا داشت ندارند، جذاب­تر کند.

در نهایت Final Fantasy VIII Remastered را می­توان همانند مبارزه با شخصیت منفی آن Ultimeca مبارزه با زمان نامید. مبارزه­ای که در آن شدت علاقه گیمرها به تجربه یک بازی بدیع و خاص با داستانی تکرار نشدنی تعیین می­کند در نهایت این جادوی داستان و شخصیت­های دوست داشتنی است که می­تواند پیروز شده و FFVIIIR را تبدیل به عنوانی موفق کند، و یا گرافیک از رده خارج و گیم­پلی منسوخ آن و در نهایت FFVIIIR فراتر از عنوانی نمی­رود که تنها برای سودبردن هرچه بیشتر از هیجانی که FFVIIR به راه انداخته، ساخته شده است.

امتیاز بازی‌سنتر - 8

8

امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:
داستان بازی بعد از 20 سال همچنان جذاب است
گیم پلی فاینال فانتزی 8 کاملا مناسب دوستداران جوان JRPG است
حس نوستالژی بی نظیر
نقاط ضعف:
گرافیک بازی توی ذوق می‌زند و مدل‌های سه بعدی جدید هم گرافیک را زشت‌تر کرده‌اند
این بازی بر اساس نسخه ارسالی سازنده بر روی پلتفرم PS4 بررسی شده است

User Rating: Be the first one !
برچسب ها

ماکان علیخانی

رئیس گروه Avalanche

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن