بررسی بازی‌ هاپلی استیشن 4

بررسی بازی Doom

گیم پلی «دووم» (DOOM) را می‌توان به یک مسابقه جنون‌آمیز تشبیه کرد که از دو المان اصلی تشکیل می‌شود. پلتفرمینگ نسبتا سر راست و مبارزات شوتینگ اول شخص. کمی هم گشت و گذار و پیدا کردن کارت‌های الکترونیکی مخصوص برای باز کردن درها، یا پیدا کردن چشم و دست مناسب برای عبور از تمهیدات امنیتی وجود دارد که در سایه دو بخش اول قرار می‌گیرند. سرعت حرف اول و آخر را در تمام جنبه‌های بازی می‌زند. چه در عبور از سد دشمنان، چه در شلیک کردن اسلحه‌ها. هر چه باشد کاراکتر اصلی مبارزی بی‌رحم و بی‌همتاست که تنها با هدف مبارزه با شیاطین و راه انداختن جهنم مختص خود احضار شده است. تنوع اسلحه در بخش تکنفره بازی کاملا مطلوب است و برای هر سناریو و هر سبک مبارزه ابزاری مناسب تعبیه شده است.

مبارزات در فاصله نزدیک با دو شاتگان عزیز جان (!) و مبارزات از فاصله دور با طیف متنوعی از اسلحه‌های دیگر پیگیری می‌شوند. اگر هم نیازی گریز‌ناپذیر برای بررسی اعضای بدن دشمنان از فاصله بسیار نزدیک‌تر هم داشتید، استفاده از اره برقی معروف می‌تواند بدوی‌ترین نیازهایتان را به خوبی برآورده کند. هر یک از این اسلحه‌ها دو مسیر برای ارتقا دارند که هر کدام مزیت و ویژگی‌های خاص خود را برای آن اسلحه فراهم می‌کنند. همین مساله برای شخصیت قابل بازی هم وجود دارد و می‌توانید اکثر قابلیت‌ها و توانایی‌هایش را ارتقا بدهید. از دیگر بخش‌های شخصی سازی تجربه بازی می‌توان به «روون» (Rune) ها اشاره کرد که با کمی گشت‌و‌گذار و عبور از خان مختص به خود قابل انتخاب هستند.

هر یک از این روون‌ها جنبه‌ای جداگانه از گیم‌پلی بازی را تغییر می‌دهند و ترکیب متفاوت‌تر از آن‌ها می‌تواند تجربه بازی را برای تمامی سلایق منحصر بفرد کند. برای مثال برای کسانی که بیشتر تمایل دارند محتاطانه پیش بروند، روون خاصی وجود دارد که در هر بار استفاده از حرکات تمام کننده، زره، سلامتی و مهمات بیشتری تولید می‌کند. برای کسانی هم که مایل هستند سرعت مبارزات را باز هم بیشتر کنند روون ویژه‌ای وجود دارد که سرعت انجام حرکات تمام کننده را بالا می‌برد. همه این اضافات، روون و ارتقاعات اسلحه هم تا میزانی قابل پیشرفت و شخص سازی ثانویه هم هستند.

در شماره سوم که سناریوهای داستانی متعدد و نیاز به گشت و گذار و کنکاش در محیط بازی برای حل معماها وجود داشت، اینبار همین معماها تبدیل به تلاش برای کسب نهایت لذت در کشتار سیل دشمنان شده‌اند. به لطف طراحی مناسب محیطی می‌توانید دشمنان را هر طور که مایل باشید قلع و قمع کنید. از بالای سرشان با لگد، از زیر پا با شاتگان، یا با سرعت سرسام‌آور مسلسل تمام اتوماتیک. محیط، تمامی راه‌های فرعی و سوراخ سنبه‌های مدنظر شما را فراهم و با رنگ‌های جذاب متمایز کرده است تا در صورت نیاز و در حین سرعت بالای مبارزات از هریک بهره ببرید. حرکات تمام کننده هم که دیگر گل سر سبد بخش مبارزات است. بعد از اینکه میزان صدمه‌ای معقول و کافی به دشمنان وارد کردید، آن‌ها دچار سرگیجه می‌شوند و شما این فرصت را دارید که هر جای بدن سرخ رنگشان را که لازم می‌دانید بکنید، و حتی همین عضو تازه قطع شده را می‌توانید به هر جای بدن سرخ رنگشان که لازم می‌دانید فرو کنید.

پس از وارد شدن دشمنان به این حالت خلسه اجباری، می‌توانید هر کجای بدنشان که به نظرتان مطلوب‌تر می‌آید را هدف بگیرید و با زدن یک دکمه شاهد لحظه‌های ناب باشید. تنوع دشمنان و تاکتیک مبارزه هر کدام با شما و شما با ایشان هم متنوع و مناسب است. تقریبا تمامی انواع دشمنان کلاسیک و قدیمی با تعداد کافی برای خوش‌آمد گویی به شما مهیا شده‌اند. بعضی‌ها نیازمند نبرد از راه دور، شلیک از فاصله نزدیک و برای برخی دیگر تعقیب و گریز بی‌وقفه لازمه کار است. طراحی و جزئیات این دشمنان هم به اندازه کافی پرداخته شده است، البته با این فرض که در میان آتش و خون فرصت کافی داشته باشید تا تعداد دندان های شیاطین را بشمارید و از نزدیک به جزئیات انگشت‌های دست و پایش دقت کنید. به همین دلیل تنوع عامل دیگری است که باعث پوشش اکثر کمبودهای معدود بازی می‌شود، پس بهتر است کمی هم از تنوع لوکشین‌های بخش داستانی بگوییم.

تنوع در این بخش نسبت به شماره سوم کمتر است، اما اگر بخواهیم مقایسه‌ای عادلانه داشته باشیم، با توجه به تم یکنواخت و محدود نسخه‌های کلاسیک‌تر اینبار شاهد تنوع بیشتری هستیم. بازی در دو دنیای متفاوت پی گرفته می‌شود. یکی ایستگاه فضایی در مریخ و دیگری در اعماق جهنم است. تمامی این مراحل ترکیب مناسبی از مبارزه، گشت و گذار و پلتفرمینگ ارائه می‌دهند و هر یک از این بخش‌ها با نزدیک شدن به مراحل پایانی‌ به تدریج پیچیده‌تر و دشوارتر می‌شوند. البته تعداد مراحل واقع در جهنم نسبت به مراحل معمولی بازی کم تعداد‌ هستند و با توجه به اتمسفر خاص و مناظر بی‌بدیل این مکان‌ها نیاز به بیشتر بودن شان احساس می‌شود.

همین منطق رک و سر راست زیر بنای بخش گرافیک بازی هم هست. گرافیک در «دووم» ابزاری برای رسیدن به هدف اصلی یعنی لذت کشتار است و نه هیچ چیز دیگر. اگر بازی را با کارکرد مختص خودش انجام دهید، هیچ مشکل و کمبودی از حیث گرافیک به چشمتان نمی آید، اما اگر از سرعت خود بکاهید و از نزدیک به بافت ها و افکت‌های بازی نگاهی بیاندازید خواهید دید که در مقایسه با نمونه‌های حال حاضر موجود در بازار حرف چندانی برای گفتن ندارد، و البته این بدین معنا نیست که گرافیک بازی کم است. بازی همچنان زیبا و تحسین بر انگیز به نظر می آید و به لطف جنبه‌های فنی عالی و نرخ فریم بالا و تعالی هنری و بصری، هیچ کمبود مشکل آفرینی در این بخش به چشم نمی‌خورد.

داستانی که شما را به این مکان‌ها و موقعیت ها میبرد تقریبا سر راست و کلیشه‌ای است. داستان پیچیدگی خاصی ندارد و نباید مثل شماره سوم منتظر ماموریت‌های چند سطحی و دوندگی‌های بیشمار باشید. خلاصه داستان از این قرار است که طبق معمول کسی می‌خواهد دروازه‌ای به جهنم باز کند (البته اینبار برای مصارف علمی) و شخص دیگری سعی در جلوگیری از وقوع این امر دارد. همان کسی که شما را از استراحت عرفانی‌تان خارج کرده و به جان شیاطین انداخته است. داستان بعد از کمی تعقیب‌وگریز و باس‌فایت به اتمام می‌رسد. البته برای کسانی که بیشتر می‌خواهند بدانند «از کجا آمده‌اند و بهر چه؟» لورهای متعددی در محیط بازی وجود دارد که می‌توانند به آن‌ها گوش کرده و درک بهتری از علت وقایع کسب کنند.

کمبود صحنه‌های فک‌ بر انداز و مبارزات نفس گیر و شلوغ معدود هم از جمله سایر نواقص این بخش به شمار می‌روند. تعداد باس های بازی در مقایسه با هر یک از عناوین پیشین بدون هیچ دلیلی کم است و این می‌تواند یک مانع بزرگ بر سر کسب نهایت لذت از کشتار بی‌امان شما باشد.

صداگذاری و موسیقی متن بازی یکی دیگر از برگ‌های برنده آن به شمار می‌رود. انواع اقسام اسلحه‌ها به خوبی صدا‌گذاری شده‌اند و شخصیت مخصوص خود را دارند. دشمنان متفاوت از هم دندان گروچه رفته و ناله و شیون می‌کنند. محیط صدا و اتمسفر خاص خود را به خوبی القا می‌کند. موسیقی متن هم در یک کلام بینظیر و شاهکار است. اکثر قطعات به کار رفته در این قسمت در سبک «اینداستریال متال» هستند و مثل جنس اسلحه‌ها حس خوب آهن سنگین و طعم خون روی آن را به خوبی منتقل می‌کنند. صدا پیشگی شخصیت‌های بازی هم در عین محدود بودن کاراکترها خوب و قابل قبول کار شده است.

از بررسی بخش تکنفره بازی که بگذریم، می‌رسیم به نقد بخش آنلاین و چند نفره‌اش. اما شما از همین الان بخش دوم جمله قبل را بخوانید، «تحسین بخش آنلاین بازی»! اگر بخواهم بخش آنلاین را در یک جمله خلاصه کنم، حاصل چنین خواهد بود: هر لذتی که در بخش تکنفره تجربه کردید، اینجا چند برابر خواهد شد. اگر سرعت بالای بازی و مبارزات دیوانه‌وار شما را ارضا می‌کرد، اینجا سرعت باز هم بالاتر رفته است.اگر استفاده‌تان از محیط بازی منجر به خلق صحنه‌های ناب و هیجان انگیز می‌شد، در بخش آنلاین همین حرکات در مقابل انظار شاهدین عینی انجام گرفته و در نتیجه لذتی به مراتب بیشتر خواهد داشت.

دشمنان دارای هوش مصنوعی جای خود را به بازیکنانی روانی داده‌اند که برای اضافه شدن 1 عدد به تعداد کیل‌هایشان از هیچ امری فرو گذار نیستند. قابلیت پیشرفت و شخصی‌سازی بخش تکنفره اینجا شاخ و برگ بیشتری پیدا کرده و سیل عظیمی از حرکات «شادی پس از کیل» و شخصی‌سازی‌های ظاهری برای اسلحه و زره بازیکن موجود هستند. همین رویه باعث می‌شود مبارزه تا سر حد مرگ ادامه پیدا کند و لذتش تا آخرین لحظه مرگ یکی از طرفین کش پیدا کند. مپ‌های این بخش کاملا پولیش و چک آپ شده‌اند تا هیچ عذر و بهانه‌ای برای هیچکس باقی نماند. به غیر از اسلحه‌های متنوع بخش تکنفره، چندین اسلحه اختصاصی هم در بخش چند نفره حضور دارند که تجربه متمایز این حوزه را متفاوت‌تر هم می‌کنند. تنوع مدهای بازی و مپ‌ها در کنار یکدیگر برگ برنده دیگر این بخش بوده و به لطف سرورهای اختصاصی بازی، لحظاتی خونین و اعصاب خورد کن (دو صفت مثبت مناسب برای این بخش) بی‌بدیل انتظار شما را می‌کشند. اگر بخواهیم مد آنلاین «دووم» را با سایر عناوین موجود در بازار مقایسه کنیم باید کمی به عقب برگردیم و «آنرئال تورنمنت» را مثال بزنیم. سرعت بالا و منطق دیوانه‌وار پشت این بخش چند نفره سال‌ها است که از سوی هیچیک از بزرگان شوتینگ اول شخص استفاده نشده و حس و حال کلاسیک و آرکید مانندش مثل جرعه‌ای آب در اعماق جهنم لذت بخش است.

در پایان بد نیست اشاره ای به بخش اسنپ مپ نیز داشته باشیم. بخشی که سازندگان برای بازیکنان خلاق در نظر گرفته اند تا ایده های نقشه سازی خود را در بازی پیاده کنند. تقریبا یک موتور بازی سازی کامل در اینجا در اختیار شما قرار می گیرد تا هرچه دلتان می خواد را بسازید. از بازی تک نفره گرفته تا چند نفره رقابتی و Co-op! فقط مشکلی که در این بخش کاربران ایرانی با آن مواجه خواهند شد، فیــلتر بود این بخش از بازی است!

پس باشد که تا ابد در قلمرو سایه‌ها سرگردان باشی، جایی که پیشینیان شکست خوردند، یک تنه در مقایل شر بایستی، باشد که عطشت برای مجازات هرگز سیراب نشود، باشد که خون روی شمشیرت هرگز خشک نگردد و چنان باشد که دیگر هرگز به وجودت نیاز پیدا نکنیم. تا سرحد مرگ مبارزه کنید!

مجموع امتیاز - 9

9

امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:
آدرنالین خالص!
پرسرعت و دیوانه وار
تنوع خوب سلاح ها
اسنپ مپ
نقاط ضعف:
باس فایت های کم
تنوع کم مکان های جهنمی
بخش داستانی تا حدودی کوتاه

User Rating: Be the first one !
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن