ایکس باکس 360بررسی بازی‌ ها

بررسی بازی Bulletstorm

آیا از کلیشه های رایج بازی های شوتر خسته شده اید؟ تا به حال شده از انجام بازی های تکراری و کسل کننده، عصبانی گشته و به دنبال راهی باشید تا فشارهای عصبی خود را تخلیه کنید؟ به جرات می توان گفت Bulletstorm داروی آرام بخشی برای شما خواهد بود! سازندگان اثر تحسین شده Painkiller با الهام گیری از اولین ساخته خود دست به خلق یک بازی جسورانه دیگر زده اند. یک اکشن بی وقفه که برای زنده ماندن در آن باید بکشید و برای فرار از دنیای آن باید با خلاقیت بکشید! People Can Fly با همکاری Epic Games و با بهره گیری از موتور Unreal Engine 3 سعی کرده یک اکشن سریع و جذاب را روانه بازار کند و باید گفت این بازی با وجود داشتن برخی نقاط ضعف، یک اثر موفق و لذت بخش از کار درآمده است.

داستان بازی در مورد Grayson Hunt عضو سابق گروه Dead Echo می باشد، این گروه وظیفه حفاظت از یک سازمان بین سیاره ای را بر عهده داشته و Gray به دلیل خیانت مافوقش در تبعید به سر می برد. او که اکنون به یک دزد فضایی تبدیل شده در یکی از سفرهایش با دوست سابق خود Ishi Sato روبرو می شود و سفینه آن ها بر اثر حماقت Gray به سیاره ای عجیب سقوط می کند، سیاره ای که ساکنانش موجوداتی جالب و آدم خوار هستند! حال Gray و Ishi باید راهی پیدا کنند تا از شر این سیاره و موجودات آن رهایی یابند. داستان بازی در سطح متوسطی قرار دارد ولی با توجه به سبک بازی می توان آن را قابل قبول دانست، شخصیت های بازی چندان دلچسب و به یاد ماندنی نیستند و دیالوگ های رد و بدل شده بین آن ها عموما به توهین های رکیک و رجز خوانی خلاصه می شود. دو قهرمان ما در طول سفر با دختری به نام Trischka روبرو می شوند که او نیز نمی تواند داستان بازی را به اوج برساند. شما در اولین برخورد با Trischka به راحتی می توانید پایان بازی را حدس بزنید و بازی از نظر داستانی چیز جدیدی برای ارائه ندارد.اگر داستان بازی انتظارات شما را برآورده نکرده باید بگوییم که زیاد نگران نباشید زیرا گیم پلی بازی بخشی است که شما را مجذوب خود خواهد کرد. گیم پلی بازی در نگاه اول همانند اکثر بازی های اول شخص بوده و هدف شما در هر مرحله کشتن دشمنان و رسیدن به مقصد مورد نظر می باشد، اما با پیشروی در بازی پی خواهید برد که این بازی تفاوت عمده ای با سایر شوترها دارد. هدف اصلی در این بازی کشتن دشمنان با بیشترین میزان مهارت، خلاقیت و خشونت است. Skill Shot یکی از عناصری است که این بازی را از سایر شوترها متفاوت می سازد. شما با کشتن هر دشمن امتیاز دریافت می کنید و هر چه سیستم کشتن دشمن پیچیده تر باشد امتیاز بیشتری برای شما منظور می گردد. Headshot کردن یک دشمن بیشتر از کشتن معمولی وی امتیاز دارد و چسباندن او به یک کاکتوس در حین Headshot کردن، امتیاز بالاتری به حساب شما واریز می کند! این امتیازات که Skill Point خوانده می شود به صورت یک عدد در بالای سر قربانی نمایش داده می شود و هر کدام نیز لقب منحصر به فردی دارند.

سرعت بازی بسیار زیاد است و دشمنان در دسته های چند تایی به سمت شما حمله می کنند. برای کشتن این دشمنان آن هم با خلاقیت بالاتر، به چیزی بیشتر از اسلحه گرم نیاز دارید. یکی از قابلیت های جالب بازی شلاقی به نام Leash است که Gray در طول بازی از آن استفاده می کند. به کمک Leash می توانید دشمنان را به سمت خود کشیده و سپس هر بلایی خواستید بر سر آن ها بیاورید! Leash برد زیادی دارد و دشمنانی که در فاصله نسبتا دوری از شما قرار دارد را نیز شکار می کند. هنگامی که یک دشمن را به وسیله Leash به سمت خود می کشید حرکت دشمن آهسته شده و شما چند ثانیه فرصت دارید که او را مجازات کنید. علاوه بر Leash شما می توانید از لگدهای پرقدرت Gray نیز بهره ببرید، این لگدها بسیار قوی بوده و دشمنان را به سمت عقب پرتاب می کند، در اینجا نیز پس از اصابت ضربه حرکت دشمن به صورت آهسته در می آید. همچنین قابلیت لیز خوردن نیز وجود دارد که با این روش به سرعت می توانید به نزدیکی دشمن برسید و یک لگد جانانه حواله او کنید! ترکیب Leash ،لگد و اسلحه های گرم صحنه های بسیار جالبی را در طول بازی پدید می آورد و در واقع اساس گیم پلی بازی بر پایه استفاده بهینه از این دو قابلیت قرار دارد. البته برای بهره گیری بیشتر از Skill Point های بازی این دو قابلیت به تنهایی کارساز نیستند، شما باید به درستی از محیط بازی استفاده کنید و دشمنان را به کمک عوامل موجود در محیط از بین ببرید. عناصر مرگبار زیادی در سیاره Stygia وجود دارند که از این جمله می توان به بشکه های انفجاری، دیوارهای میخ دار، سیم های برق، منابع الکتریسیته، چرخ دنده های در حال چرخش و … اشاره کرد. ناگفته نماند Stygia به جز آدم خوارها ساکنین دیگری نیز دارد، گیاهان گوشت خوار از جمله این ساکنین هستند! این گیاهان علاقه زیادی به گوشت انسان دارند و به کمک لگد می توان دشمنان نگون بخت را به دام آن ها انداخت، البته قبل از آن می توانید یک نارنجک به بدن دشمن متصل کنید و سپس او را در آغوش گیاه بیندازید و به طور همزمان هر دو را از بین ببرید تا امتیاز بیشتری نصیب شما شود. علاوه بر گیاهان آدم خوار عوامل طبیعی دیگری نیز در محیط بازی وجود دارند مانند گیاهی که بعد از انفجار سمی تولید می کند که دشمنان را به جان هم می اندازد و یا گیاهی که مانند کلاه بر سر دشمنان می نشیند و مانع حرکت آن ها می شود. پرتگاه ها نیز از جمله مکان هایی هستند که برای نابود کردن دشمنان مناسب می باشد، سطح Stygia پر از پرتگاه های خطرناک است و در هر مکانی می توانید دشمنان را به اعماق یک پرتگاه پرتاب کنید. Skill shot های بازی تنوع بسیار زیادی دارند و بعید است با یک دور تمام کردن بازی بتوانید همه آن ها را به دست آورید، البته این تنوع بیشتر ظاهری بوده و در عمل بسیاری از Skill Shot ها شبیه به یکدیگر می باشند. Skill Point هایی که در طول بازی به دست می آورید تنها جنبه ظاهری و رقابتی ندارد و جهت ارتقا قدرت اسلحه و خرید مهمات به کار می رود، شما حتی می توانید قدرت Leash را نیز ارتقا دهید. این ارتقا ها بسیار جالب بوده و باعث قویتر شدن اسلحه ها گشته و هیجان بیشتری به مبارزات بازی می دهد.

خشونت بازی بسیار بالاست و در هر لحظه شاهد قطع شدن پیاپی اعضای بدن دشمنان هستید، این خشونت با جو طنز بازی و شوخی هایی که شخصیت ها با هم می کنند نوعی تضاد ایجاد می کند که البته هدف سازنده نیز ایجاد همین تضاد می باشد. به طور مثال یک دشمن را با طوفانی از گلوله تکه تکه می کنید و سپس به یک منبع برق می چسبانید و حال به سبک کارتون های قدیمی شاهد نمایان شدن اسکلت بدن دشمن بر اثر اصابت با منبع برق خواهید بود، این گونه صحنه ها در طول بازی فراوان است و در بسیاری از بخش ها خشونت افسار گسیخته و طنز را در کنار هم مشاهده خواهید کرد. دشمنان بازی تنوع نسبتا زیادی دارند و شامل انواع موجودات انسان نما، ربات های غول پیکر و تعدادی موجود جهش یافته می باشند. هر دشمن دارای سلاح و قدرت مخصوص به خود است و برای کشتن برخی گونه های قوی تر باید از روش های ویژه ای استفاده کنید، همچنین تعدادی از دشمنان بازی را فقط با شلیک به نقاط خاصی از بدنشان می توان از بین برد. تعدادی Boss غول پیکر در بازی وجود دارد که مبارزه با آن ها فوق العاده جذاب می باشد، خصوصا یکی از Boss ها که از نظر ظاهر و اندازه تداعی کننده Godzilla است. البته اگر واقع بین باشیم باید بگوییم Godzilla های فیلم های ژاپنی و Godzilla فیلم معروف Roland Emmerich در برابر هیولای غول پیکر این بازی حرفی برای گفتن ندارند! هوش مصنوعی دشمنان در سطح متوسطی قرار دارد و با وجود اینکه در اکثر موارد Ishi و Trischka همراه شما هستند ولی دشمنان آن ها را نادیده گرفته و فقط به سمت شما حمله می کنند. ناگفته نماند که هوش مصنوعی همراهان شما نیز تعریف چندانی ندارد و به جای درگیر شدن با دشمنان، محو هنرنمایی شما در طول مبارزه می شوند! با وجود اینکه شما در میدان نبرد عملا تنها هستید و دشمنان نیز پرشمار می باشند ولی به ندرت پیش می آید که شاهد صفحه Game Over باشید. بازی دارای پنج درجه سختی می باشد که تنها روی آخرین درجه یعنی Very Hard، سخت و چالش انگیز می گردد و حتی روی درجه سختی Hard نیز مشکل چندانی احساس نمی کنید. به دلیل درجه سختی پایین بازی و هوش مصنوعی ضعیف همراهان، روند بازی بعد از گذشت چند مرحله تکراری شده و به خصوص در مراحل پایانی مبارزات بی وقفه و خسته کننده می شود.

یکی از نقاط ضعف بازی را می توان تنوع کم اسلحه های آن دانست. سلاح های بازی با وجود داشتن تفاوت های آشکار، بسیار کم تعداد بوده و خصوصا اسلحه Rifle که تنها یک مدل از آن در طول بازی وجود دارد. البته با وجود تعداد کم اسلحه ها، نوآوری های جالبی در طراحی آن ها به کار رفته، مثلا یکی از سلاح های بازی دو نارنجک را به دور بدن دشمنان می پیچد و یا یک شاتگان آن هم از نوع چهار لول دشمنان را به دیار باقی می فرستد! هر اسلحه علاوه بر شلیک اصلی دارای یک شلیک جانبی می باشد که قدرت بسیار بیشتری از شلیک اصلی دارد، البته این شلیک جانبی را باید به کمک Skill Point و بخش ارتقا آزاد کنید. تیم سازنده می توانست با قرار دادن تعداد بیشتری اسلحه جذابیت مبارزات را بالاتر ببرد. همان طور که ذکر شد گیم پلی بازی بسیار سریع می باشد ولی در برخی بخش ها به دلیل مشکلاتی که در طراحی مراحل وجود دارد سرعت بازی به شدت افت می کند. همچنین بسیار پیش می آید که در حین یک مبارزه جذاب و نفس گیر ناگهان بازی متوقف شده و یک Cut Scene غیر ضروری و کاملا بی مزه را مشاهده می کنید که معمولا به درگیری و کل کل بین اعضای گروه خلاصه می شود و از لحاظ داستانی ارزش چندانی ندارند. علاوه بر این زمان لازم برای به پایان رساندن هر مرحله بسیار پایین است و معمولا یک مرحله در نقطه اوج خود تمام می شود، این وقفه های متعدد باعث پایین آمدن سرعت بازی گشته و از ارزش گیم پلی بازی می کاهد.

بازی با موتور Unreal Engine 3 ساخته شده، ولی وقتی وارد سیاره Stygia می شوید ممکن است شک کنید که واقعا موتور بازی UE3 است! برخلاف اکثر بازی هایی که با این موتور ساخته می شوند رنگ بندی محیط های Bulletstorm بسیار زنده و زیبا می باشد و بیشتر از رنگ های روشن در طراحی محیط استفاده شده است. نورپردازی بازی طراحی بسیار خوبی دارد و از کیفیت بالایی برخوردار است. یکی از زیباترین قسمت های بازی تماشای دورنمای محیط ها می باشد، گاهی بر بالای یه پرتگاه می ایستید و چند دقیقه به محیط زیبایی که روبروی شماست و شبیه یک نقاشی شگفت انگیز به نظر می آید خیره می شوید. این گونه دورنماها در طول بازی به وفور وجود دارند و باید ذوق هنری سازندگان را تحسین کرد. بافت ها کیفیت نسبتا خوبی دارند و انیمیشن حرکت و کشته شدن دشمنان نیز طراحی مناسبی دارد. یکی از نقاط منفی بازی تخریب پذیری ضعیف محیط می باشد که با وجود شلیک صدها گلوله در هر صحنه، شاهد تغییر چندانی در ظاهر اشیا موجود در محیط نخواهید بود. طراحی چهره شخصیت های اصلی نیز آن چنان جالب نبوده و چهره آن ها خشک و مصنوعی ساخته شده است. بخش گرافیک بازی با وجود مشکلاتی که دارد یکی از قسمت های مثبت بازی به شمار می آید که به خوبی توانسته از قابلیت های UE3 استفاده کرده و گرافیکی متفاوت با بیشتر بازی های ساخته شده با این موتور، ارائه کند. آهنگ های به کار رفته در طول مبارزات به خوبی با سرعت بازی هماهنگی دارند و از قطعات مناسبی برای موسیقی بازی استفاده شده است. طراحی صداها و افکت های محیط نیز کیفیت خوبی داشته و صدای انفجارها بسیار مهیب و طبیعی ساخته شده است. صداگذاری شخصیت ها نیز نسبتا خوب بوده و صداگذاران کار خود را به خوبی انجام داده اند.,Bulletstorm با تمام ضعف هایی که دارد اثری سرگرم کننده، هیجان انگیز و زیبا می باشد. Skill Shot های متنوع و جذاب، این بازی را از سایر FPS های موجود در بازار متمایز می کند. به پایان رساندن بازی در درجه سختی متوسط بین 5 تا 6 ساعت به طول می انجامد که زمان نسبتا کمی می باشد. بعد از اتمام بازی می توانید از بخش Echoes استفاده کنید که در آن باید در کوتاه ترین زمان و با بیشترین امتیاز مراحل را به پایان برسانید. البته این بخش تفاوت چندانی با بخش داستانی بازی ندارد و بعد از مدت کوتاهی تکراری و خسته کننده می شود. تجربه Bulletstorm به دلیل تفاوت هایی که با سایر شوترها دارد یک تجربه منحصر به فرد و ناب است و ممکن است تا مدتها نتوانید بازیی مشابه با این اثر را پیدا کنید. بهترین زمان برای بازی کردن Bulletstorm موقعی است که حسابی عصبانی باشید و بخواهید عصبانیت خود را بر سر چند آدم خوار بیچاره خالی کنید!

مطالب پیشنهادی:

مجموع امتیاز - 8

8

امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:
گیم پلی جذاب و سرگرم کننده
Skill Shot های متنوع و خونین
گرافیک هنری زیبا
نقاط ضعف:
هوش مصنوعی ضعیف
تکراری شدن روند بازی

User Rating: Be the first one !
برچسب ها

محمد شکری

گیم، کتاب، فیلم، فوتبال

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن