این روزها بسیاری از استودیوهای بازیسازی در تلاش هستند تا یک بازی خوب در سبک سولز لایک بسازند؛ اما اکثر آنها در این مسیر شکست میخورند و نمیتوانند اثر قابل قبولی را به مخاطب ارائه دهند. این بار قرار است بازی Mortal Shell 2 را بررسی کنیم؛ دنبالهای که همچنان استودیوی Cold Symmetry وظیفه ساخت آن را بر عهده دارد و تلاش میکند مشکلات متعدد نسخه اول را برطرف کرده و تجربهای لذتبخش را برای طرفداران این سبک رقم بزند. اما سؤال اصلی اینجاست که آیا Mortal Shell 2 توانسته مشکلات نسخه قبلی را برطرف کند و المانهای جدیدی را به گیمپلی اضافه کند یا دوباره با یک پتانسیل از دسترفته طرف هستیم؟

برای شروع، بیایید کمی به قصه و نحوه روایت آن بپردازیم. Mortal Shell 2 برخلاف نسخه قبلی که داستانش تنها در Fallgrim جریان داشت، این بار روایت خود را در جهان گستردهای دنبال میکند؛ سرزمینی که حتی Fallgrim را نیز در خود جای داده و سالهاست که دیگر جای مناسبی برای زندگی نیست. داستان Mortal Shell 2 در نسخهای تاریکتر و گستردهتر از دنیای این مجموعه جریان دارد و تمرکز زیادی روی ماهیت سرزمین ویران شده، موجودات عجیب و غریب آن و منشأ نیروهایی دارد که این دنیا را به فساد کشاندهاند. شما در نقش موجودی به نام نویدبخش یا همان Harbinger بازی میکنید؛ جنگجویی که بدن و هویتش ارتباط نزدیکی با نیروهای مرموز این دنیا دارد. برخلاف یک قهرمان معمولی که صرفاً با هیولاها مبارزه میکند، شخصیت اصلی وارد درگیریای باستانی میان تمدنهای سقوطکرده، موجودات فاسد شده و نیروهای ماورایی میشود. بخش مهمی از داستان حول شخصیتی به نام Mether و اتفاقاتی که پس از ظهور او رخ داده، میچرخد. پس از ورود Mether، بقایای بدن او مورد پرستش قرار گرفت. مردم حتی از استخوانهایش برای ساختن معابد استفاده کردند و تلاش کردند از آنچه درون بدنش باقی مانده بود بهرهبرداری کنند. اما درون Helm او موجودی انگلی و پلید وجود داشت؛ موجودی که با نجواهای دیوانهکننده، ذهن اطرافیان را تحت تأثیر قرار میداد تا اینکه سرانجام آزاد شد. پس از آزادی این موجود، همه چیز به تباهی کشیده شد و تمام بچهها و تخمهای Mether از بین رفتند. تنها Harbinger، قویترین فرزند او، زنده ماند و حالا وظیفه پاکسازی و جمعآوری تخمهای فاسدشده را بر عهده دارد؛ تنها موجودی که میتواند جهان را دوباره به نظم بازگرداند. بهصورت کلی، روایت داستان بازی در ابتدای کار قابل درک است، اما هرچه در بازی پیشروی میکنید، داستان و نحوه روایت آن گنگتر میشود؛ تا جایی که پایان بازی به شکلی عجیب برای بازیکن نامفهوم باقی میماند. بخش زیادی از این مشکل به نحوه روایت داستان مربوط میشود. شخصیت اصلی قابلیتی دارد که به کمک آن میتواند از پوسته بیجان جنگجویان بزرگ سرزمین ویران شده استفاده کرده و بدن آنها را تسخیر کند. حالا این موضوع چه ارتباطی با روایت بازی دارد؟

نکته مهم این است که بخش قابلتوجهی از داستان بازی را باید در خاطرات پوستهها پیدا کنید. همین موضوع باعث میشود بازیکن برای درک کامل داستان، عملاً مجبور باشد بازی را بیش از یک بار تجربه کند. این مدل روایت شاید برای بخشی از مخاطبان جذاب باشد، اما نمیتواند تمام بازیکنان را برای کشف داستان ترغیب کند و همین موضوع به یکی از نقاط ضعف داستانگویی Mortal Shell 2 تبدیل شده است. البته داستان بازی در یادداشتها و آیتمهای مختلفی که در سراسر سرزمین ویران شده قرار گرفتهاند نیز روایت میشود؛ اما پیوستگی چندانی میان داستان اصلی و این آیتمها وجود ندارد و در نهایت، خاطرات پوستهها مهمترین منبع برای درک اتفاقات بازی هستند. یکی دیگر از مشکلات روایت، شخصیتپردازی ضعیف کاراکترهای همراه است. شما در قلب جهان بازی، یعنی Marrow Keep، در کنار فروشنده، آهنگر، محافظ پوستهها و دیگر شخصیتها زندگی میکنید؛ اما بازی علاقه چندانی به شخصیتپردازی کاراکترهای فرعی ندارد و تمرکز داستان بیشتر روی جهان بازی و تمدنهای باستانی آن قرار گرفته است. در مجموع، داستان Mortal Shell 2 پتانسیل خوبی دارد، اما نحوه روایت گنگ آن تا حد زیادی به لذت بردن از داستان لطمه زده است.

اما مهمترین بخش هر بازی سولز لایک، سیستم مبارزات و طراحی گیمپلی آن است. بهصورت کلی، بازیهای سولز لایک یک ساختار پایه و ثابت دارند. شما ضربه میزنید، در زمان مناسب دفاع میکنید و بعضی از حملات را با جاخالی دادن پشت سر میگذارید. اما بخشی به نام نوار استقامت که روی بسیاری از مکانیزمهای گیمپلی تأثیر میگذارد، باعث میشود مبارزات چالش بیشتری پیدا کنند. اصولاً در این سبک، تقریباً هر حرکتی که انجام دهید از نوار استقامت شما کم میکند و وقتی این نوار خالی شود، تا زمان شارژ مجدد آن نمیتوانید به شکل معمول از حرکات خود استفاده کنید. این روند تا زمان عرضه Sekiro ادامه داشت و این بازی سیستم استقامت را با نوار Posture جایگزین کرد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که نسخه اول Mortal Shell نیز از نوار استقامت استفاده میکرد، اما این مکانیزم به بهترین شکل ممکن طراحی نشده بود. تیم سازنده این بار بهدرستی از مکانیزم Posture در Mortal Shell 2 استفاده کرده و همین موضوع به سریعتر شدن مبارزات کمک زیادی کرده است. خوشبختانه یکی از بخشهایی که Mortal Shell 2 در آن پیشرفت چشمگیری داشته، سیستم مبارزات است. سرعت مبارزات نسبت به نسخه اول بیشتر و پویاتر شده و دیگر خبری از گیمپلی کند و خستهکننده نسخه قبلی نیست. در این بازی دیگر نوار استقامت ندارید و همین موضوع آزادی عمل بیشتری در مبارزات ایجاد میکند. در کنار بهبود ریتم مبارزات، مکانیزمی به نام Tar Stone نیز به کمک بازیکن میآید تا مبارزات حتی از حالت عادی پویاتر شوند. بهصورت کلی، گیمپلی Mortal Shell 2 به سه بخش مهم تقسیم میشود که شامل پوستهها، سلاحهای سرد و سلاحهای گرم است. هرکدام از این موارد دارای مکانیزمهای مرتبط با Tar Stone هستند که به جرات میتوان گفت یکی از برگهای برنده بازیکن در برابر دشمنان و باسهای بازی محسوب میشوند. نکته جذاب درباره Tar Stoneها، اختصاصی بودن آنها برای هر سلاح یا چند سلاح مختلف است. برای مثال، یک Tar Stone ممکن است فقط برای یک سلاح خاص مانند تبر قابل استفاده باشد یا برای شمشیر، تبر و نیزه کاربرد داشته باشد. قدرت این سنگها نیز به شکل مناسبی تقسیم شده و سلاحهای گرم، سلاحهای سرد و خود کاراکتر، Tar Stoneهای مخصوص خودشان را دارند.

البته درباره Tar Stone یک نکته منفی نیز وجود دارد. سلاحهای گرم بهخودیخود قدرت زیادی دارند و حالا تصور کنید سنگهای مخصوص آنها را نیز انتخاب کنید و قدرتهای بیشتری روی سلاح قرار دهید. در چنین شرایطی، مبارزات میتوانند بیش از حد آسان شوند. البته سازندگان تا حد زیادی با قرار دادن نوار Resolve این مشکل را کنترل کردهاند. در واقع، بازی سیستمی را برای بازیکن طراحی کرده است تا بتواند از حرکات مخصوص پوستهها و قدرتهای ویژه Tar Stoneها استفاده کرده و ضربات سنگینتری به دشمنان وارد کند. نوار Resolve را میتوان تا حد زیادی مشابه نوار جادو در بازیهای اکشن نقشآفرینی دانست. وقتی از قدرتهای خاص استفاده میکنید، نوار Resolve خالی میشود و باید با ضربه زدن به دشمنان یا جمعآوری Resolve از آیتمهای مخصوص در جهان بازی، آن را دوباره پر کنید. این سیستم باعث میشود بتوانید بیشتر از حالت عادی از مبارزات لذت ببرید و کمبوهای مختلفی را اجرا کنید. مهمترین مکانیزمی که Mortal Shell 2 را از بسیاری از سولز لایکها متمایز میکند، سیستم Shell در بازی است. کلاسهای بازی بهطور کامل به Shell یا پوستهها مرتبط هستند. در نسخه دوم، به جای چهار پوسته، هشت پوسته داریم که هرکدام قابلیتهای مخصوص به خود را دارند.

همچنین در طول پاکسازی Beaconهای بازی، آیتمهایی به دست میآورید که از طریق آنها میتوانید قدرتهای مخصوص پوستهها را آزاد کنید. هرچه بیشتر با پوستهها آشنا شوید، داستان آنها نیز بیشتر برایتان آشکار میشود. همانطور که پیشتر اشاره کردم، بخش مهمی از روایت شخصیتهای مختلف بازی در خاطراتی قرار دارد که از پوستهها به دست میآورید. شخصاً از این مدل روایت داستان خوشم میآید، اما همانطور که پیشتر گفتم، این سبک روایت برای همه مخاطبان جذاب نیست و میتواند باعث شود بخشی از بازیکنان ارتباط چندانی با داستان Mortal Shell 2 برقرار نکنند. اما حالا که صحبت از Beaconها شد، باید کمی هم درباره یکی دیگر از نقاط قوت بازی، یعنی طراحی مقبرهها و Beaconها صحبت کنیم. بازی در طراحی نقشه خود عملکرد بسیار خوبی دارد. در جایجای جهان بازی رازها، آیتمها و مسیرهای مختلفی قرار گرفته که باعث میشوند بازیکن تمام نقشه را جستوجو کند و از گشتوگذار در محیط خسته نشود. تنوع محیطی نیز در بازی بهخوبی رعایت شده و فضای مرده و تاریک سرزمین ویران شده در بخشهای مختلف به شکل مناسبی تصویرسازی شده است. یکی از بهترین بخشهای بازی، تنوع خوب مقبرهها و Beaconها است. Beaconها محل استراحت و ارتقای سطح کاراکتر هستند و در آنها میتوانید Shellهای خود را نیز تغییر دهید. اما نکته جالب درباره Beaconها، مکانیزم پاکسازی آنهاست. بسیاری از Beaconها را باید پاکسازی کنید و تخم Ova را از داخل آنها بیرون بیاورید. نکته مثبت این است که هر Beacon که نیاز به پاکسازی دارد، طراحی مخصوص به خودش را دارد و کمتر با Beaconهایی مواجه میشوید که طراحی تکراری داشته باشند. در کنار Beaconها، بازی در جهان خود غارها و مقبرههای مختلفی نیز دارد که طراحی هرکدام از آنها متنوع و غیرتکراری است. البته به نظرم تعداد مقبرههای بازی میتوانست کمتر باشد و در عوض کیفیت آنها افزایش پیدا کند. بعضی از مقبرهها در نهایت فقط به پیدا کردن مقداری سکه یا سنگ ارتقای سلاح ختم میشوند و نکته مهمتری در دل خود ندارند. حتی میشد از این فضاها برای طراحی باسفایتهای مختلف استفاده کرد، اما بیشتر مقبرهها فاقد باسفایت هستند.

تا اینجای کار از نقاط مثبت گیمپلی و سیستم مبارزات بازی صحبت کردیم، اما بخشی که Mortal Shell 2 در آن عملکرد ضعیفتری دارد، تنوع دشمنان و حرکات آنهاست. برای بسیاری از دشمنان در نهایت بیشتر از سه حرکت اصلی طراحی نشده و همین موضوع باعث میشود بازیکن بعد از مدت کوتاهی تمام حرکات آنها را پیشبینی کرده و بهراحتی شکستشان دهد. این موضوع به تنوع خود دشمنان نیز بر میگردد؛ در واقع برای چنین جهان گستردهای، دشمنان از تنوع زیادی برخوردار نیستند. نهتنها تنوع حرکات دشمنان معمولی بازی بهشدت کم و ساده است، بلکه این مشکل برای بخش قابلتوجهی از باسفایتها نیز صدق میکند. متأسفانه این مسئله تا نیمه دوم بازی ادامه پیدا میکند. اشتباهی که تیم سازنده در طراحی درجه سختی بازی انجام داده، این است که نیمه اول Mortal Shell 2 را نسبت به نیمه دوم بسیار آسانتر طراحی کرده است. درست است که با یک بازی جهان باز طرف هستیم، اما برای پیشروی منطقیتر، بهتر است از بخش شمالی نقشه شروع کنید و در نهایت به جنوب نقشه برسید. در واقع جهان بازی از قسمت مرکزی، جایی که معبد Marrow Keep قرار دارد، به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شده است. در نیمه شمالی، داستان بسیار گنگ و پراکنده روایت میشود، دشمنان و باسفایتها چالش چندانی ندارند و عملاً مأموریت فرعی قابلتوجهی نیز طراحی نشده است. اما نیمه جنوبی بازی کیفیت بهمراتب بهتری دارد. مأموریتهای مختلف، پرداختن به داستان شخصیتهای اصلی، پیشرفت داستان اصلی و تنوع بیشتر دشمنان و باسهای چالشبرانگیزتر، همگی از نقاط مثبت نیمه دوم بازی هستند. انگار سازندگان نیمه اول را برای افرادی طراحی کردهاند که آشنایی زیادی با بازیهای سولز لایک ندارند و تازه در نیمه دوم است که چالش واقعی بازی آغاز میشود. این مدل طراحی چندان منطقی نیست. اصولاً در بازیهای سولز لایک، چالش و سختی باید بهتدریج افزایش پیدا کند. حتی در یک اثر جهانباز مانند Elden Ring نیز چالشها تا حد زیادی متعادل طراحی شدهاند. اینکه یک جهان باز بسازیم و نیمه اول آن را بیش از حد آسان و نیمه دوم را چالشبرانگیز طراحی کنیم، یکی از اشتباهات استودیوی Cold Symmetry در Mortal Shell 2 است.

در بازیهای سولز لایک، معمولاً یک پناهگاه داریم که در آن میتوانیم قدرتهای مختلف شخصیت خود را ارتقا دهیم و با شخصیتهای گوناگون تعامل داشته باشیم. Mortal Shell 2 نیز از این قاعده مستثنی نیست و معبدی به نام Marrow Keep را در اختیار بازیکن قرار میدهد که حکم پناهگاه اصلی او را دارد. در این منطقه میتوانید سلاحهای گرم و سرد خود را ارتقا دهید و حتی Tar Stoneهای بازی را نیز تقویت کنید. همچنین میتوانید Shellهایی را که هنوز پیدا نکردهاید، به کمک محافظ آنها و با استفاده از یک آیتم خاص ردیابی کنید. این موضوع برای فروشنده معبد نیز صدق میکند و مکانیزمی مشابه دارد. شما میتوانید با پرداخت پول، محل سلاحهای مختلف بازی را پیدا کنید و دیگر مجبور نباشید زمان زیادی را برای پیدا کردن آنها صرف کنید. همچنین از فروشنده میتونید آیتمهای مختلفی را خریداری کنید. در مجموع، بازی هشت سلاح گرم و سرد دارد که باید خودتان آنها را در جهان بازی پیدا کنید. همین موضوع باعث میشود برای به دست آوردن سلاحهای بهتر، به جستوجوی قلعهها، معابد و مقبرهها بپردازید و آیتمها و سلاحهای مختلفی به دست آورید. از نظر طراحی و مکانیزم، سلاحهای گرم و سرد از تنوع خوبی برخوردار هستند. هرکدام از آنها انیمیشنهای مخصوص خود را دارند و به کمک Tar Stoneها میتوانند قابلیتهای متفاوتی نیز به دست بیاورند.

از نظر گرافیک هنری نیز Mortal Shell 2 عملکرد بسیار خوبی دارد. محیطها حالوهوای خاص خودشان را دارند و کمتر پیش میآید که با محیطهایی کاملاً تکراری مواجه شوید. تیم سازنده بهخوبی توانسته فضای تاریک و مرده سرزمین Gloam را به تصویر بکشد و این موضوع در کنار موسیقی گوشنواز بازی، اتمسفر آن را جذابتر کرده است. موسیقی در زمان مبارزه با باسهای اصلی اهمیت بیشتری پیدا میکند و در بخشهای پایانی بازی، قطعات موسیقی به سطح بسیار بالایی میرسند. نکته جالب این است که یکی از سلاحهای گرم بازی در واقع یک ساز است و شما میتوانید با استفاده از آن موسیقی اجرا کنید و در همان لحظه آن را به یک سلاح تبدیل کنید. بهطور کلی، مشخص است که تیم سازنده تمرکز زیادی روی موسیقی و فضاسازی صوتی بازی داشته است. اما از نظر گرافیک فنی، بازی روی کنسول PlayStation 5 عملکردی قابل قبول دارد. با این حال، در طول تجربه بازی چندین بار با کرشهای ناگهانی و بیدلیل مواجه شدم و در طول ماجراجویی در مناطق مختلف، در حالت Performance افت فریم و پارگی تصویر مشاهده میشد. انعکاس محیط در آب نیز کیفیت چندان خوبی ندارد و جزئیات محیط در فاصلههای دور تار به نظر میرسند. متأسفانه این مشکلات در حالت Quality نیز وجود دارند و تفاوت چندانی میان این دو حالت گرافیکی دیده نمیشود.

در مجموع، Mortal Shell 2 پیشرفتهای چشمگیری نسبت به نسخه اول خود داشته است. بازی در کنار فضاسازی جذاب، تنوع خوب مقبرهها و Beaconها و سیستم مبارزات متنوع، با مشکلاتی مانند طراحی ساده دشمنان و باسفایتها در نیمه اول بازی روبهرو است؛ مشکلی که برای مخاطبان این سبک نکته منفی مهمی محسوب میشود، چرا که بازیکنان بازیهای سولز لایک بیش از هر چیز به دنبال چالش و سختی هستند. با این حال، Mortal Shell 2 در نیمه دوم تجربه بسیار بهتری ارائه میدهد و بخش قابلتوجهی از مشکلات نیمه اول را جبران میکند. اگر بتوانید با مشکلات بخش ابتدایی بازی کنار بیایید و فرصت بیشتری به آن بدهید، در ادامه میتوانید از سیستم مبارزات، طراحی جهان، باسفایتها و فضاسازی بازی لذت خوبی ببرید. در نهایت، Mortal Shell 2 یک دنباله قابل قبول است که اگرچه هنوز با یک سولز لایک بینقص فاصله دارد، اما در مقایسه با نسخه اول قدمهای مهمی رو به جلو برداشته است.
امتیاز بازیسنتر - 7.5
7.5
امتیاز بازیسنتر
نقاط قوت: تنوع خوب سیستم مبارزات و Shellها جهانی با محیطهای متنوع و پر جزئیات موسیقیهای شنیدنی و فضاسازی صوتی مناسب طراحی متنوع Beaconها و مقبرهها تنوع مناسب سلاحهای گرم و سرد نقاط ضعف: طراحی ساده و ضعیف دشمنان بازی کمبود باسفایتهای سخت و چالشبرانگیز جذابیت کمتر تا اواسط بازی نامفهوم بودن داستان و نحوه روایت گنگ این بازی بر اساس نسخه ارسالی سازنده بر روی پلتفرم PS5 بررسی شده است



