بررسی بازی‌ ها

فراموش شده

خواندن نقد و بررسی,در دنیای پر زرق و برق این روزهای بازی های ویدیویی که گرافیک بالای هر بازی اهمیت بیشتری از گیم پلی آن پیدا کرده است، هنوز هم می توان بازی هایی را پیدا کرد که با زیر پا گذاشتن این قانون نانوشته سعی کرده اند که با نمایش یک عنوان بسیار ساده جای خود را در بین گیمر ها باز کنند. در سال های اخیر عرضه بازی های Arcade در فضای مجازی شدت بیشتری پیدا کرده است و می توان دید که این عناوین بدون هیچ ادعایی توانسته اند از لذت بازی کردن را که چند سالی است جای خود را به دکمه زدن های بی هدف داده است به کنسول ها برگرداند.

شرکت مایکروسافت در سال های اخیر حساب ویژه ای را بر روی فروش بازی های Arcade ساخته شده توسط استودیوهای خود باز کرده است و Dust: An Eysian Tail هم به عنوان یکی دیگر از بازی های انحصاری این شرکت در شبکه XboxLive نشانه برای اثبات این مدعاست. بازی از جایی شروع می شود که شخصیت اول بازی که Dust نام دارد و دچار فراموشی شده است، ناخواسته شمشیر قدرتمندی را فرا می خواند و این اتفاق شروع کننده داستان نه چندان پیچیده بازی است. بعد از گفتگوهای اولیه Dust متوجه می شود که دهکده ای که در نزدیکی آن ها قرار دارد، مورد حمله غول های ریز و درشت قرار گرفته است و اولین ماموریت خود را آغاز می کند. نابودی غول ها و نجات ساکنین دهکده. با استفاده از داستان کلیشه ای از “دست دادن حافظه” بازیکن با اطلاعات بسیار اندکی از محیط اطراف راه خود را برای رسیدن به دهکده و هم چنین به دست آوردن حافظه خود شروع می کند. داستان بازی کمی پر پیچ و خم تر از این جملات است ولی انتظار داستانی در حد ME نداشته باشید و همین قدر کافی است که بگوییم داستان بازی یک سر و گردن از بقیه عنوان های XBLA سرتر است.
,بزرگترین نقطه قوت این عنوان گیم پلی روان و به دور از حاشیه آن است. کنترل کردن Dust بسیار ساده است و هیچ چیز پیچیده در آن وجود ندارد. همراه همیشگی Dust یعنی Fidget نیز کار را برای شما ساده تر خواهد کرد و در قسمت های نسبتا پیچیده و در هر قدمی که برمی دارید اطلاعات زیادی را به شما خواهد داد و شما را در رد کردن مراحل یاری خواهد کرد. این راهنمایی ها شامل چگونگی مبارزه با دشمنان خاص، استفاده از دکمه های ترکیبی و رد کردن بعضی قسمت های معماگونه بازی است. البته Fidget تنها به راهنمایی کردن شما اکتفا نمی کند بلکه در طول بازی با استفاده از قدرت های خود شما را در مبارزات همراهی خواهد کرد و می توان با استفاده از وی کومبوهای جدیدی را خلق کرد. صحبت از مبارزات شد. سیستم مبارزه در این بازی بسیار ساده طراحی شده و با استفاده از ترکیب دو دکمه X و Y می توان از ضربات سریع و قدرتی وی استفاده کرد و راه خود را در میان غول های ریز و درشت باز کرد. هر چه در طول بازی پیشرفت می کنید Dust تکنیک های جدیدی را فرا می گیرد (یا به گونه ای به خاطر می آورد!) که در تکراری نشدن مبارزات بازی سهم بسزایی دارد. محیط بازی مانند اکثر بازی های آرکید از یک فضای دو بعدی با پس زمینه شاد تشکیل شده است که در بعضی از صحنه ها می تواند شما را به وجد بیاورد. استفاده از رنگ های روشن و محیط های جنگلی احساس بسیار خوبی را به بازیکن منتقل می کند و با اتمسفر بازی که تمی نسبتا شادگونه را دارد، همخوانی کاملی به وجود می آورد.,“به سمت شرق برو!” رد کردن مراحل بازی به سادگی حرکت کردن به سمت راست فضای دو بعدی بازی است. هر چه قدر که دربازی پیش می روید، غول های جدیدی به بازی اضافه می شوند که هر کدام از روش مبارزه ای خاصی پیروی می کنند و شما هم نمی توانید با یک روش همه آن ها را شکست دهید و هر بار باید استراتژی خود را عوض کنید. البته Dust هم دست و پا بسته نیست و به لطف سیستم اپگرید بازی می توان تک تک قدرت های وی را افزایش داد. همانطور که گفته شد رد کردن مراحل و ورود به مناطق جدید کاری بسیار آسان است ولی به لطف طراحی مراحل بسیار خوب می توان بارها به مناطق جستجو شده بازگشت و به قسمت های غیرقابل دسترس بازی وارد شد و ایتم های جدیدی را پیدا کرد. این ایتم ها شامل انواع جواهرات، سکه ها و طومارهایی است که می تواند شما را در هر چه بهتر فهمیدن داستان نه چندان پیچیده بازی و هم چنین خرید انواع زره ها یاری کند. سیستم Inventory که در اختیار Dust است، شباهت زیادی به بازی های RPG دارد ولی ساده بودن این سیستم باعث می شود که در انتخاب وسایل مختلف خود دچار سردرگمی نشوید و به راحتی بتوانید وسایل مورد نیاز خود را انتخاب کنید.,Dust می توانست بازی کاملی باشد ولی در جایی ضربه می خورد که انتظار آن را نداریم. دوبله و صداگذاری بازی به شکل بدی کار شده است و حتی مزاح های Fidget هم نمی تواند حس همزاد پنداری را با کاراکترهای بازی به وجود آورد. این موضوع شاید به خودی خود نتواند نقطه ضعفی برای بازی محسوب شود ولی روایت داستانی که فقط از طریق دیالوگ ها انجام می گیرد، اهمیت دو چندانی به صداگذاری و دوبله بازی داده است که به نظر می رسد زیاد بر روی آن کار نشده است. یکی از ملال آور ترین قسمت های بازی صحبت های بی سر و ته Dust با دیگر کاراکترهای موجود در بازی است و هر بار وارد این مکالمه ها می شوید، بی اختیار به دنبال دکمه Skip خواهید رفت تا شاید از دست این آدم ها خلاص شده و ماجراجویی خود را ادامه دهید. در این عنوان تقریبا موسیقی خاصی وجود ندارد ولی بسته به موقعیت جوی بازی که هر لحظه تغییر می کند می توان افکت های متفاوتی را شنید که نشان دهنده کار کردن تیم سازنده بر آن است. Dust می توانست بازی کامل تری باشد ولی به دلیل وجود این مشکلات ریز که شاید به خاطر تجربه کم استودیو HH باشد، نتوانست آن طور که از آن انتظار می رفت عمل کند ولی یکی از بهترین بازی های اکشن این روزهای XBLA است و نباید آن را از دست داد. در هر صورت می توان این دنیا فانتزی را با حجم کمتر از 600 مگ تجربه کرد و این بازی می تواند شما را ساعت ها سرگرم کند، کاری که این روزها به سختی از پس هر بازی ای بر می آید.,,,,فراموش شده,فراموش شده,

در دنیای پر زرق و برق این روزهای بازی های ویدیویی که گرافیک بالای هر بازی اهمیت بیشتری از گیم پلی آن پیدا کرده است، هنوز هم می توان بازی هایی را پیدا کرد که با زیر پا گذاشتن این قانون نانوشته سعی کرده اند که با نمایش یک عنوان بسیار ساده جای خود را در بین گیمر ها باز کنند. در سال های اخیر عرضه بازی های Arcade در فضای مجازی شدت بیشتری پیدا کرده است و می توان دید که این عناوین بدون هیچ ادعایی توانسته اند از لذت بازی کردن را که چند سالی است جای خود را به دکمه زدن های بی هدف داده است به کنسول ها برگرداند.

مجموع امتیاز - 0

0

امتیاز بازی‌سنتر

نقاط قوت:

نقاط ضعف:

User Rating: Be the first one !
برچسب ها

داود سامانی

از رفیق زیاد شانس نیاوردم! Game

پاسخی بگذارید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن