معرفی بازی‌ها

بازگشت ارباب وحشت

مقدمه,مطمئنا هیچ علاقه مندی به بازی های رایانه ای را نمی توان یافت که نام شرکت Blizzard را نشنیده باشد ، شرکتی که به خاطر کیفیت بی نظیر ساخته هایش همیشه ستایش شده است ، اما اگر بپرسیم بهترین ساخته ی Blizzard چیست ، جواب کمی مشکل تر می شود ! StarCraft یا سری Warcraft یا MMO جاودانه ی آن ها World of Warcraft ?
پاسخ به این سوال شاید کمی دشوار باشد اما جواب مشخصی دارد : DIABLO
اگر کسی یکبار یکی از بازی های Diablo را امتحان کرده باشد مطمئنا با ما هم عقیده است که به سختی میتوان عنوانی را یافت که از لحاظ کیفی حتی به Diablo نزدیک شده باشد .
شرکت Blizzard در سال 1996 توسط David Brevik اولین عنوان DIABLO را خلق کرد و پس از انتشار با بازخورد بی نظیری از سوی منتقدین مواجه شد و از لحاظ مخاطبین نیز بی نهایت ستایش شد عنوانی که به راحتی میتواند جز معدود عناوینی تلقی شود که لایق عنوان برترین بازی تایخ هستند .
به راحتی می توان Diablo را مبدا سبک Action – Rpg نوینی خواند که در کنار اصالت نقش آفرینی خویش یک Gameplay بی نقص ، سریع و اعتیاد آور را ارائه میکرد مضاف بر این که با اضافه کردن عنصر Looting عمق بی نهایتی به روند خویش داد ، عنصری که باعث می شد بازیکن ها صد ها ساعت در Sancatury به جستجو بپردازند .
غیر از بعد گیمپلی Diablo از بعد فنی و هنری نیز یک شاهکار به تمام معنا بود به طوری که بعد از 15 سال هنوز هم میتوان از آن لذت برد ، اما دیگر نقطه ی قوت عظیم بازی داستان آن بود که در آن زمان حتی در عناوین شرکتی نظیر Black Isle نیز نظیرش یافت نمی شد و از عمق بسیاری برخوردار بود ، با این تفاصیل Diablo به موفقیت بی نظیری دست یافت و Blizzard شروع به ساخت نسخه ی دوم بازی کرد .
DIABLO II در سال 2000 منتشر شد وعلی رغم پاره ای مشکلات نظیر گرافیک نه چندان درخور بازهم یک موفقیت بی نظیر به حساب می آمد به خصوص که هر چه در Diablo یک عنصر عالی بود اینجا بهتر از قبل هم شده بود !
Gameplay بازی آنچنان متکامل شده بود که هنوز برخی آن را اعتیادآورترین بازی تاریخ میدانند ، دنیای بازی نیز بسیار گسترش یافته بود و داستان تاریک تر از پیش شده بود .
Blizzard یکسال پس از عرضه ی بازی دوم بسته ی الحاقی آن Lord of Destruction را منتشر کرد که از نظر داستانی بیشتر به Ba’al میپرداخت و البته فرجام مناسبی را با ورود Tyrael مقرب برای DIABLO ، Ba’al و Mephisto رغم زد .
پس از انتشار این بسته ی الحاقی بود که اخباری مبنی بر آغاز ساخت شماره ی سوم منتشر شد اما با توجه به تیم نسبتا کوچک Blizzard و عرضه ی بازی Warcraft III : Reign of Chaos ، WC III : Frozen Throne و از همه مهمتر World of Warcraft و در پی آن بسته های الحاقی آن و سرعت گرفتن کار بر روی StarCraft II می شد حدس زد ساخت بازی بسیار زمان بر خواهد بود حتی یکبار و در سال 2005 سبک هنری بازی متحول شد تا اینکه در Blizzcon 2008 برای اولین بار DIABLO III به نمایش در آمد .
DIABLO III نسبت به بازی های پیشین تغییرات زیادی داشته است که از جمله میتوان تمرکز آن بر صنعتگری و تغییرات زیاد در پالت رنگبندی آن را نام برد که البته با مخالفت هایی هم روبرو شد در بحث کلاس ها هنوز کلاس بسیار محبوب Necromancer معرفی نشده است اما کلاس های Monk و Demon Hunter با بازخورد های بسیار خوبی مواجه شده اند .
Blizzard برای ساخت DIABLO III از موتوری بهره برده که قابلیت رندر کردن تماما محیط به صورت 3D را دارد و جزییات عالی و مناسبی نیز از تمام صحنه ها به نمایش می گذارد همچنین با استفاده از موتور فیزیک Havok شاهد به کارگیری عناصر محیطی در مبارزات بر علیه دشمنان و تخریب پذیری فوق العاده ای در بازی هستیم همچنین ظاهرا Diablo III در روند داستانسرایی خود از CG های محبوب و بی نظیر بلیزارد نیز به کرات استفاده خواهد کرد .
با عرضه ی StarCraft II بلیزارد دست به ایجاد تغییرات اساسی در سیستم Battlenet زد و اکنون DIABLO III نیز قرار است از امکانات آن به خوبی استفاده کند سیستم PVP پیشرفته و همچنین پشتیبانی بازی از Online Cooperative در بخش داستانی نشان دهنده ی قدر بودن DIABLO III در بخش Online است .

DIABLO III هنوز از طرف Blizzard تاریخ عرضه ی مشخصی ندارد زیرا بنابر سنت همیشگی این شرکت بازی هر وقت کاملا آماده شود منتشر خواهد شد !
اما میتوان حدس زد اوایل سال 2012 میلادی زمان آغاز دوباره ی جنگ بر علیه سرکردگان شیاطین خواهد بود .,خط زمانی سری Diablo,964-

به فرماندهی Amodan و Belial گروهی از شیاطین پایین رتبه ،سران شیاطین و قدرتمندترین آن ها یعنی لردهای بزرگ را به تاریکی تبعید کردند ، Diablo ، Ba’al و Mephisto از Burning Hells به Sancatury تبعید شدند .,,1004-

Tyrael از فرشتگان مقرب قهرمانان فانی را در گرد هم آورد و Horadrim را تاسیس کرد . او Soulstone را به آن ها ارزانی داشت و قهرمانان را مامور بازداشت لرد های شیطانی کرد.

1009-

Mephisto در نزدیکی جنگل های Kehjistan بازداشت شد و در معبد Zakarum زندانی شد.,,1010-

Ba’al در کویر لوت شناسایی شد ، Tal Rasha رهبر Horadim خود را قربانی کرد تا Ba’al را دریک Soulstone اسیب دیده به دام اندازد .

1019-

Lord Diablo نیز در نهایتا توسط گروهی از راهبان Horadim به رهبری Jered Cain بازداشت شد ، آن ها Soulstone ای را که دیابلو در آن محبوص بود در کنار رود Talsande در Khanduras دفن کردند و صومعه ای Horadic را با قابلیت ارتباط با اعضا برای محافظت از Soulstone بنا کردند .,,1025-

منطقه ی شهری Tristram در نزدیکی صومعه ی Horadic تاسیس شد.

1080-

صومعه ی Horadic در Tristam بدون محافظ به حال خود رها شد.

1100-

گروه Horadim بدون هیچ دلیل و ماموریت مشخصی از صحنه محو شدند و کسی خبری از آنان نیافت .

,,1262-

شاه شرق lord Leoric وارد Tristam شد و خود را شاه آنجا خواند وی صومعه ی مرموز Horadic را به کلیسای جامه Zakarum تبدیل کرد ، مشاور مخصوص Archbishop Lazarus مخفیانه Diablo را از Soulstone رها ساخت .
– Lord Leoric پس از مقاومتی دلیرانه در برابر قدرت تسخیر روح Diablo به جنون کشیده شد .

,,1263-

Lord Leoric در اثر جنون همه ی مخالفان خود را اعدام کرد و علیه پادشاهی Westmarch اعلام جنگ کرد.
در اثر فشار Diablo اسقف اعظم Lazarus به Lord Leoric خیانت کرد و تنها پسر او Prince Albrecht را دزدیه و تقدیم به Diablo کرد .
– Lachdanan فرمانده ی لشکر Leodric در بازگشت از جنگ با Westmarch همراه با سپاهیانش بر علیه شاه شورش کردند و Leodric را به قتل رساندند ، آن ها در حالی که قصد دفن شاه را داشتتند با بازگشت شاه از مزگ در قالب یک Undead و حمله ی او مواجه شدند.
– اسقف اعظم Lazarus مردم حاضر در کلیسای جامع را رها کرد و با دستور او اهریمنان خونخوار همه را سلاخی کردند ، این آغاز فرار مردم از Tristam بود.
– قهرمانی مرموز و تنها وارد Tristam شد و شروع به مقابله با اهریمنان کرد.
– قهرمان مرموز اسقف اعظم Lazarus را کشت و Leoric بازگشته از مرگ را شکست داد.
– قهرمان موفق شد Lord Diablo را نیز شکست دهد ، اما تصمیم گرفت روح دیابلو را با روح خود پیوند زند تا قدرت های او را به دست آورد ، Diablo علی رغم توانایی های روحی قهرمان به سرعت روح او را تسخیر کرد و به فساد کشاند ، قهرمان که به موجودی تاریک و سرگردان(Dark Wanderer )تبدیل شده بود Tristam را ترک کرد در حالی که لشکری از شیاطین خونخوار به شهر حمله کرده همه چیز را نابود و دست به کشتاری عظیم زدند .,,1264-

گروهی از قهرمانان ماموریتی را برای شکست DIABLO و برادرانش آغاز کردند ، آن ها موفق شدند شیطان نیرومند و یار Diablo یعنی Andariel را شکست دهند ، سپس به سوی شرق در پی Wanderer رهسپار شدند.
Lord Duriel در معبد Tal Rasha شکست خورد ، شواهد حاکی از آن بود که Lord Ba’al از Soulstone زندانی شده در آن گریخته است .
مراحل تسخیر و تبدیل Dark Wanderer یه Diablo کامل شد این در حالی بود که Mephisto در جنگل های Kurast توسط گروهی از قهرمانا دلیر شکست بسیار سختی خورد .
قهرمانان پس از شکست Mephisto ، Diablo را نیز شکست دادند و Soulstone هر دو را نابود و آن ها را به دوزخ راندند.,,1265-

Ba’al خروج کرد و سپاهیانش را در کوه Arreat مستقر کرد .
قهرمانان در Arreat با Ba’al درگیر شدند ، این نبرد با آخرین Lord شیطانی باقیمانده بود آن ها موفق شدند Ba’al را شکست داده به پیشرفت هایشان ادامه دهند .
فرشته مقرب Tyrael پی به این برد که Ba’al ، Worldstone موجود در Arreat را به فساد کشانده است ، و راهی برای ترمیم آن نیست ، وی تصمیم گرفت Worldstone را نابود کند ، با این کار کوه Arreat ، شهر ها و موجودات اطراف به همراه ارتش Ba’al همه نابود شدند.,,سرزمین ها ,,New Tristam :

مطمئنا هرگاه بحثی از سرزمین Tristam به میان کشیده می شود همه به یاد ماجراهای هولناکی می افتند ، شاهی دیوانه که حتی پس از شکست از مرگ بازگشت و دست به قتل عام زد ، مشاور پلید او و خیانت هایش ، لشکرهای عظیم شیاطین و موجودات جهنمی که همه چیز را نابود کردند و از همه مهمتر جایی که Lord Diablo زندانی بود و پس از آزادی کشتار را از آن شروع کرد و دردناک تر از همه قهرمانی که به فساد کشیده شد (Dark Wanderer ) اما حالا پس از گذشت سال ها از آن وقایع Tristam خیلی تغییر کرده است به طوری که هم اکنون آن را New Tristam مینامند اما اوضاع هنوز هم خوب نیست و شاید همانقدر ناامید کننده که همیشه بوده است !,,مطمئنا مهم ترین بنا و نماد Tristam کلیسای جامع آن است (old cathedral ) بنایی که اولین مدفن Lord Diablo و بعدها کاخ Lord Leoric محلی که Lazarus هزاران تن از مردم Tristam را در آن برای Lord Diablo قربانی کرد تا وحشتی ابدی در آن ماندگار شود ، کلیسای جامع محلی بود که در اثر کشفیات کسانی که بدنبال Soulstone ها بودند کشف شد و بعد ها Tristam حول آن ساخته شد .
Trisitam هنوز هم گاهی جولانگاه اهریمنان فرار کرده از چنگال قهرمانان است و شاید تنها ساختمان سالم و با شکوه آن کلیسای جامع مخوف باشد ، البته این شهر شاید بهترین مکان برای ماجراجویانی است که به دنبال ماموریت های عجیب و سلاح ها و زره های خاص می گردند و البته هنوز هم قدرت های باستانی و ناشناخته ی بسیاری در کلیسای بدنام آن مدفون است .,,Caldeum :

Caldeum را میتوان مهم ترین شهر در تمام Kehjistan دانست ، شهری که بزرگترین مرکز جهانی کل جهان است ، شهری که همیشه با Kraust و Vizjun در نبرد بوده است ، اما هیچگاه هیچ جنگ و رقابتی نتوانسته است ذره از قدرت تجاری Caldeum بکاهد بدون شک باید Caldeum را مهم ترین شهر کل امپراتوری دانست.

اما این همه ی Caldeum نیست ، شهر پر است از ثروتمندان مغروری که هیچ ارزشی به جز پول برایشان متصور نیست و هر چیزی که مانع از تجارتشان شود را از سر راه خواهند برداشت و نیز مزدورانی که در آرزوی ثروت پای به این شهر گذاشته و برای پول دست به هر جنایتی می زنند ، شهری که درست است از توابع امپراتوری Kehjistan به حساب می آید اما در اصل اداره کننده آن محصوب می شود و همه ی این فساد ها در زیر لایه ای نازک از مدنیت پوشانده شده است .
اما این روکش نازک هم با مرگ امپراتور Hakan برداشته شد ,,Borderlands :

Borderlands نام مناطق مرزی بخش Kehjistan واقع در Caldeum است که بیشتر آن را شن زارها و صحراها فراگرفته است،تمامی Borderlands را شن های زرد رنگ سوزانی فرا گرفته که است که درون خود جمعی از مخوف ترین حیوانات و اهریمنان را جای داده است.در تاریخ استحکامات و شهرهای نظامی زیادی در Borderlands ساخته شده تا Caldeum را از خطرات خارجی محفوظ دارد از آن جمله میتوان به شهر نظامی Lut Bahadur که برای در امان ماندن مردم Caldeum از خطرات ساکنان Lacuni ساخته شد. اما ها سال بعد پس از حمله ی شیاطین بزرگ به Sancatury کنترل عمده ی مناطق Borderlands از دست سپاهیان Caldeum خارج شد و به نوعی به مامنی برای سپاهیان شیاطین بدل گشت ، ماجرا وقتی خطرناک شد که موجودات وحشی ساکن در این منطقه نیز به اهریمنان پیوستند و بعضا نظیر dune thresher دچار تغییرات وحشتناکی شدند ، علاوه بر سپاه اهریمنان و موجودات ساکن این منطقه اکوسیستم مرگبار آن و مار و عقرب هایی که هر گوشه به وفور یافت می شوند تا به حال جان انسان های زیادی را گرفته اند .,کلاس ها ,Demon Hunter :

من به تازگی از سفر مخوف خود به Dreadlands بازگشته بودم سرزمینی بایر و یخ زده ، جایی که پیش از آن اتفاق زیبا بود اما پس از آن حادثه همه چیز عوض شده است همه چیز ،حال چیزی جز رد کشتارهای پهانور و مناظر تلخ باقی نمانده است ، حیات دیگر در جریان نیست . در راه بازگشت مجبور شدم شبی را در Bronn سر کنم ، اما زمانی که وارد این روستای کوچک شدم ، مرگ همه جا سایه افکنده بود ، کشتاری که تا به حال مانند آن را ندید بودم ، همه چیز نابود شده بود،و برای من این یعنی خطر در کمین است !، اما حس کنجکاوی من ، مرا به جلو راند. ساختمان ها به طور کامل ویران شده بودند . بوی تعفن لاشه ها و خاکستر سوختن شهر ریه هایم را می فشرد اجساد انسان ها همه جا به چشم میخورد ، برخی به طرز فجیعی سلاخی شده و خورده شده بودند و برخی تکه تکه در اطراف پراکنده ،
نزدیک یک کاروانسرا چندی شیطان خاکستری به چشم میخوردند تنومند و عضلانی ساخته شده از گوشت و پوست قربانیانی که هنوز خونشان از بدن این اهریمنان فوران میکرد ، ساخته شده برای ویرانی ،نگاهی به من کرد و ناگهان پنجه های سهمگینش بود که سر من را نشانه رفت ولی شانس با من یار بود که از این حمله گریختم ولی بوی متعفن نفس مرگبارش صورتم را سوزاند و منظره ی دندان های زرد و خون آلودش وجودم را !,,چیزی تا مرگم فاصله نداشتم لحظه ای بهد صدای نفیر تیر های پولادی بود که اهریمن را به خود آورد و لحظه ای بعد خون نفرت انگیز او صورتم را پوشاند و موجودات دیگر حیران از این حمله ی سهمگین برای یافتن مهاجم حمله ور شدند اما سایه ای یکی پس از دیگری و باسرعت آن ها را از پای درمی آورد ، دختری بیست و چند ساله همه ی اهریمنان را سلاخی کرد ، این اولین برخورد من یک DemonHunter بود .,,دختری که شاید بیش از بیست سال داشت از سایه های بلند پدیدار شد . دستان هنرمندش با تیر و کمان عجیبش مجال حرکت به اهریمنان نمیداد . هر شلیکش اهریمنی را پاره پاره میکرد و به گوشه ای پرتاب میکرد . ناگهان شیطان تنومندی از پشت سر به او نزدیک شد صدای من در گلو یخ زد ،اما شکارچی حتی لحظه ای غافل نشد . و لحظه ای بود نوری خیره کننده ، صدایی کر کننده و لاشه ی متلاشی شده ی هیولا بود که در کنار شکارچی باقی مانده بود.
نگاهی به شهر ویران انداخت ، ظاهرا راضی بود که هیچ خطری برای او باقی مانده است، او جلو آمد اما اندوهی عمیق چهره اش را فرا گرفته بود ، با ناراحتی گفت هیچ کس زنده نمانده است .,,آن ها خود را شکارچیان شیاطین می نامند گروهی از رزمندگان متعصب با هدفی معین : نابودی همه ی موجودات Burning Hells. شکارچیان شیاطین با جمعیتی متشکل از صدها شکارچی در Dreadlands زندگی میکنند و در اصل برای کشتن شیاطین آمورزش می بینند تا هیچ هیولایی لحظه ای کابوس شکارچیان را فراموش نکند . نیرویی در تمام شکارچیان وجود دارد که به آن ها قابلیت ایستادگی در برابر قدرت مخوف و ویرانگر شیاطین را میدهد نیرویی که هر انسان عادی ای را به جنون و فساد می کشاند . استفاده از نیروی های اهریمنان در قالب سلاحی علیه خودشان . اما این ماموریت و این قدرت همه وظیفه ای است گران بر دوش شکارچیان ، انتقام همه ی کشته های حمله ی Burning Hells
در آن شب مخوف دختر از زندگی خویش با من سخن گفت ، از اینکه کودکی بیش نبود که شیاطین به شهر او حمله کردند و منظره ی سوختن شهر و نابودی و کشتن هر آنچه که او دوست میداشت ، او هم باید می مرد ام گریخت و چند روزی از ترس سپاهیان جهنمی فراری بود تا اینکه شکارچیان را دید ، آن ها پی به قدرت های خارق العاده ی او بردند و او را آموزش دادن و حالا آن دختر کوچ یک DemonHunter واقعی است ، او گفت هر شکارچی ای سرگذشتی شبیه به او دارد
آن ها بازماندگانی هستند که به دنبال یک چیزند ، انتقام !,Barbarians :

من سال های زیادی از عمرم را در سفرهایم برای تجربه ی تمدن ها و نقاط مختلف جهان صرف کردم و با شداید زیادی مواجه شدم اما هیچگاه چنین نیرویی عظیم را مشاهده نکرده بودم هیچگاه ندیده بودم جنگاورانی را که بتوانند جلوی بربر های تنموندی چون من بایستند اما ، اما هم اکنون این جنگاوران خونخوار در سرتاسر دنیای ما پراکنده شده اند .
من اینجا ایستاده ام و به دوردست خیره شده ام به کوه های باستانی Arreat اما نیروی عجیب بر زمین حاکم شده است نیروی که قدرت عظیمی در خود نهفته دارد … خبری از جنگجویان قدیمی نیست…,,واقعا چه رخ داده است د؟ کجا هستند رزمندگان با شکوه قدیمی؟
ما یکبار با مهاجمانی خونخوار اشتباه گرفته شدیم ، اما سابقه ی طولانی شرافت ما تصدیق میکند چه دروغ بزرگی پیرامون ما شکل گرفته است، مردمان ما آنچنان با شرافتند که سال ها ریاضت می کشند تا لایق حفاظت از کوه Arreat و شی مرموز درون آن شوند . آنها اعتقاد دارند که باید موفق به حفظ وظیفه خود در قبال کوه بزرگ شوند ، مرگی در شان یک مبارز واقعی است، و پس از روح آن ها در این سرزمین پرافتخار آرام خواهد گرفت برای تمام ابدیت …
,,شاید تنها عده ی کمی از بربرها زنده مانده اند و آن عده ی قلیل نیز امید خود را برای کسب افتخار از دست داده اند اما خبرهایی از حملات مجدد هیولاها به گوش می رسد از تاراج خانه ها و کشتار مردم از اهریمنانی که افتخار برایشان معنا ندارد و این یعنی امیدی دوباره برای کسب افتخار ، کشتن هیولا ها تا مرگ برای آرامش ابدی …,,Monks :

هفته ی آخر پاییز در Ivgorod در حال گذر بود ، نفس های اولیه ی زمستان به هوا رخنه کرده بود. شب کم کم داشت خورشید به افق پس میراند و هوای سرد تنم را آزار میداد با ورود به مهمانخانه عطر مطبوع غذا و گرمای دلنشین آن آرامش عجیبی به من می داد در این ساعات معمولا مهمانخانه خلوت بود به جز چند نفر که گوش های نشسته بودند مردی که روی نیمکت وسط سالن به تنهایی نشسته بود توجه مرا جلب کرد .

به نظر می رسید سرما را کاملا نادیده گرفته است یا شیاد هم فقر این بلا را سر آورده بود ، تن خود را تنها با پارچه ی نارنجی رنگی پوشناده بود که یک کتف و بازویش نیز بدون پوشش بود گردنبند قطوری از مهره های چوبی گرد از گردن تنومندو کلفتش آویزان بود، سرش را کاملا تراشیده بود و ریش پرپشتی روی صورتش داشت . روی پیشانی اش خالکوبی ای متشگل از دو نقطه ی قرمز رنگ بود یکی بزرگتر از دیگری ، با این نشانی ها دیگر هر انسان آنسا با فرهنگ منطقه می توانست او را بشناسد : یکی از راهبان تناور و دلیر Ivgoro و یکی از رزمندگان مقدس و دشمنان تاریکی .,,پیش از این داستان های بیشماری در وصف شجاعتشان شنید بودم درباره ی پوست مقاومشان که هیچ ضربه ی شمشیری قادر به رخنه کردن در آن نیست یا مشت های نیرومندشان که به راحتی هر سنگ و جسمی را با ضربتی مهیب متلاشی می کند . اگر چه ، چه در ظاهر و چه در باطن مردانی پاک و بی ادعا بودند با احتیاط به او نزدیک شدم ، نگاهی به من کرد و به آرامی با دستانش مرا به پیش خود خواند و گفت :
“آه، روحت شجاعت کافی برای همنشینی با من را دارد، بنشین رفیق .”,,غذا روی میز او مهیا بود ام گرسنگی من برای کشف اسرار راهب بیش از آن بود که به غذاها اعتنا کنم !او از اعتقادات خویش درباره ی خدا با من سخن گفت از اینکه او همه جا میتواند یافت شود :از آتشی که در کوره ها می سوزاند گرفته تا رود های روان و تنفس زیبای هوای بهار او گفت این روزها کمتر کسی سراغ باورهای ارزشمند گذشته میرود این روزها جهان بیش از پیش تاریک شده است . او در ادامه از آموزش های جسمی و روحی خود در پناه خداوند با من سخن گفت و من متعجب شدم که چگونه یک اسنان فانی میتواند این چنین نیرومند شود . هنگامی که از او پرسیدم چرا سلاح و یا شمشیری جز قطعه ای چوب با خود حمل نمیکند او به سادگی جواب داد : “بدن من سلاح من است.” سپس دست خود را بالا بردو ضربه به پیشانیش زد و افزود، “همانطور که ذهن من سلاح من است.”
این در حالی بود که من متوجه نگاه های عجیب گروهی از مردان به خودمان شدم ،
گروهی از مردان با نزدیک شدن به میز ما، با شمشیر و سلاح های برنده ناگهان به ما حمله ور شدند اما راهب تنها چشمانش را بست و شروع به زمزه کردن کرد ، بدون بلند شدن از صندلی خود دست مردی را گرفت و آنچنان پیچاند که بدون تردید شکست ، سپس با نگاهی مرد دیگری را به چندین متر عقب تر پرتاب کرد ،این زمانی بود که هرج و مرج آغاز شد.
راهب را توده ای از انرژی فرا گرفته بود و دشمنا بودند که یک به یک در عین ناباوری با وجود آرامش عجیب راهب به این طرف و آن طرف پرتاب می شدندو صدای شکستن استخوانشان فضا را پر کرده بود تا اینکه تنها یکی باقی ماند !,,راهب با مشت های نیرومندنش چنان بر زمین کوبید که مرد بیچاره با استخوان های خرد شده به گوشه ای پرتاب شد راهب خشمگین به سمت او رفت و گفت :
“هیچ وقت سعی نکن راهبی را فریب دهی اهریمن ” و سپس چوب خود را به طرف او نشانه رفت هاله از نور سفید در اطراف سر او ظاهر شد، تا اینکه بدن راهب را احاطه کرد . ناگهان پوست مرد شکاف خورد و آشکارا اهریمن قرمزی از زیر آن هویدا شد ، راهب او را به برو از مهمانخانه پرتاب کرد .
اهریمن به راهب حمله کرد اما اسیر مشت های تنومند او شد ، راهب گردن او را می فشرد و انرژی عظیمی به میخوراند ، اهریمن تاب نیاورد و متلاشی شد ، بوی گوشت سوخته به مشام می رسید .
من با بهت عجیبی به آنچه دیده بودم فکر میکردم ، ظاهرا آنچه درباره ی راهبان دلیر Ivgorod شنیده بودم یک حقیقت مسلم بود !,Witch Doctors :

خیلی ها بر این باورند که Witch Doctor های شجاع نژاد umbaru افسانه اند ، اما من در میدان جنگ با چشمان خودم مبارزه ی یکی از آن ها را دیده ام و اقرار میکنم پس از مشاهده هم باور وجود چنینین جنگجوی نیرومندی سخت بود . او او با دقت عجیبی مهاجمان را هدف آزارهای روحی و جسمی قرار میداد تا آنجا که جسمشان و تار و پودشان می سوخت و روحشان مسموم میگشت . و اگر حریف آنقدر نیرومند بود که تاب این حملات را بیاورد نوبت به احضار موجودات قدرت مندی می رسید که تکه تکه گوشت های تن قربانی را جدا میکردند…,,این تجربه ی نادر هنگامی برای من پیش آمد که در جنگل های متراکم Torajan به دنبال قبایل ساکن در آن می گشتم ،
Torajan مکانی است پر از چشم هایی که انتظار به دام انداختن غریبه ها را می کشند اما من خوش شانس بودم بودم که با یک
Witch Doctor برخورد کردم و از این طریق با قبیله ی او آشنا شدم قبلیه ی Five Hills .
فرهنگ umbaru های ساکن Teganze بسیار جذاب بود وداری پیچیدگی های بسیار بیشتری نسبت به زندگی های متمدن . به عنوان مثال ، قوم Five Hills اغلب درگیر جنگ های قبیله ای است اما این جنگ به دلیل فتوحات نیست بلکه بخش از رسوم آیینی این قبایل است و قربانیان این جنگ ها قهرمانانی هستند که فدای آیین های نژاد umbaru شده اند .,,من در این سفر عجیب به این پی بردم که آن ها اعمال خود را در باب اعتقاد به Mbwiru Eikura توجیه میکنند که در باور آن هاتعبیر فیزیکی آن سرزمینی بدون شکل هندسی منظم معنی می شود که هم اکنون به قطعات ک.چک تری تقسیم شده است و همه ی تلاش قبایل برای بازگرداند حالت خدایگانشان است و در این راه قربانیان زیادی فدا خواهند شد.
Witch Doctor قادرند به هماهنگی ذهنی خاصی با گیاهان و محیط طبیعی افراد برسندو به تعبیر خود با روح جهان ارتباط برقرار کنند
اما پس از سرزیمنشان دومین باور مقدس آنان اعتقاد آن ها به از خود گذشتگی و سرکوب فردیت است امری که به شدت در تعامل قبیله هایشان به چشم می آید.

اما متاسفانه اتفاقات اخیر همه چیز آنان را با خطر مواجه کرده است قبایلشان را و سرزمین و طبیعت محبوبشان را و این دلیلی است برای پا گذاشتن Witch Doctor ها به میدان نبرد…,,Wizards :

این یک تفکر غلط است که خواستار کنار گذاشتن تعالیم جادویی است ، تعالیم ما اگربا فلسفه ی آموزش خود همراه شود نه خطرناک است و نه جاهلانه تفکری است منطبق بر عقلانیت و حقیقت مجادله ی ما باید با کسانی باشد که سال ها تعالیم جادویی را به دور از حکمت و آموزه های باستانی به کار بردند با آنانی که اعتبار جادوگران را خدشه دار کردند .

این روز ها جوانان در پی علاقه به جادوهایی هستند که خلاف مرام باستانی ماست درست که من هم مرتکب خطاهایی شده ام اما این به معنای بی اعتنایی من به قوانین باستانی نبود . از طریق ارتباطاتی که با انجمن های ساحران در اقسا نقاط Sancatury داشته ام کم کم برایم مشخص شده است که این اتفاقات به هم بی ربط نیستند نیرویی مرموز در حال به کارگیری مجدد جادو در بعدی وسیع و غیر مسئولانه است : شیاطین !
,,سال ها پیش جادوگری به اینجا فرستاده شد تا سال های عمر خود را صرف آموزش جادو نزد بهترین جادوگرها بکند اما به نظر میرسد این آموزنده ی باهوش و گستاخ برخی چیزها را نادیده گرفته است به نظر می رسد او تحت فرمان جادوی Zann Esu است ابا این حال به نظر می رسد مدرسان Vizjerei قادر به مهار او شده اند اما او در حال یادگیری و آزمایش ترفندها و روش هایی خطرناک و ممنوع است فارغ از عواقب آن برای خودش و اطرافیان .

اما او در نهایت به خاطر اعمالش مستوجب عقوبتی شد . مجازاتی که بزرگان Vizjerei برای او اتخاذ کردند .اما در این شرایط سخت هیچکس مبارزات متهورانه ی او را فراموش نکرده است ، همه منتظر قدرتمند ترین ساحره ی Yshari برای مبارزه هستند ، اما ایا عواقب جادوهای او ارزش انتخاب او برای مبارزه با شیاطین را دارد ؟
هدف من دادن هشدار نیست اما از نظر من این خطرناک است که جوان 19 ساله ای با قدرت های عجیبی نظیر تصرف در زمان و مکان و دستکاری در نیروهای اولیه آزادانه دست به تجربیاتی بزند که همه ی مدارس جادویی سال هاس ممنوعشان کرده اند ، جوانی که به نظر می رسد گرچه خطرناک است اما تنها هدفش نبرد با اربابان جهنمی است…,,سیستم های گیم پلی,Crafting :

مطمئنا شما هم خاطرات زیادی از گشت زدنتان در دنیای دیابلوهای پیشین برای پیدا کردن تبرهای برنده تر ، شمشیرهای نیرومند تر و زره های گران بها تر دارید ، حتما شما هم یک دشمن را زنده نمیگذاشتید تا بعد از جست وجوی بدن او به یک آیتم با ارزش برسید و آنطور که میخواهید شخصیت خود را تغییر دهید تا همانطور که میخواهید بازی کنید .
سیستم آیتم های تصادفی بازی های قبلی بی نقص بود و هنوز هم هماوردی ندارد ، در DIABLO III شما قادر به انجام همه ی کارهای قبل خواهید بود و اینبار میتوانید با کمک صنعت و هنر هرچیزی را که دوست دارید بسازید !
گشت زدن برای پیدا کردن یک آیتم لذت بخش است ، اما شاید برخی ترجیح بدهند آیتم مطلوب را خودشان بسازند، بلیزارد بدون کم کردن سرعت روند بازی قابلیت جدید را در اختیار علاقه مندان آیتم های خاص قرارداده است .
صنعتگران موجود در بازی هریک شخصیت خاص خودشان را دارند برخی ممکن است با نیروهای شیطانی متحد بوده و با شما معماله نکنند و برعکس ممنک است برخی به شما ملحق شده باش ما همسفر شوند و آیتم های مورد نیاز شما را با قیمت نازلی تولید کنند .
همچنین سنگ های جواهری در بازی یافت میشود که در صورت ترکیب با ایتم ها قدرت های خارقالعاده ای به شما خواهند داد و شما قادر خواهید این سنگ ها را به دفعات بین آیتم های گوناگون جا به جا کنید.
شما برای ساخت اقلام ارزشمند به مواد اولیه ی گران بها و خاص نیاز خواهید داشت که به دست آورده آن ها مستلزم غارت دشمنان و یافتن این اقلام است ، هر چه مواد اولیه ی به کار رفته در یک آیتم کمیاب تر و گران بها تر باشند ارزش آن بیشتر و البته بسیار قدرتمند تر است .
هر یک از صنعتگران بسته به مهارتشان در آیتم های خاصی مسلطند و تمرکز شما بر روی یک صنعتگر باعث پیشرفت آیتم های او نسبت به سایرین خواهد شد حال شمایید که بسته به کلاستان تصمیم می گیریئ روی چه صنعتگری و چه دسته ای از آیتم ها تمرکز کنید .
همچنین هر سلاح بعد از سفارش و انتخاب مواد اولیه دو قابلیت منحصر به فرد خواهد داشت اما این قابلیت ها چگونه انتخاب خواهند شد ؟ اینجاست که دوباره بحث دوست داشتنی عامل تصادفی به وجود می آید ! بعد از ساخت آیتم این دو خصوصیت به صورت رندوم روی صلاح شما قرار خواهند گرفت که باعث افزایش میل شما به ساختن آیتم های گوناگون و کشف خواص تصادفی آن ها خواهد شد.
مطمئنا دلایل زیادی برای اضافه شدن سیستم Crafting به بازی وجود دارد که باعث می شود گیم پلی پیچیده و لذت بخش دیابلو کامل تر از پیش شود ، پس آماده شوید برای درهم کوباندن نیروهای اهریمنی با زرادخانه ای از سلاح های خاص !,,Encounters :

یکی از جذابیت های دیابلوهای قبلی نحوه ی درگیری با هیولاهای قدرتمندو استراتژی کشتن هریک بود که به صورت خاص هرکدام سرعت ، دقت و مهارت خاصی را می طلبید ما میخواهیم بدانیم بلیزارد برای بازی سوم در این بخش چه کرده است ؟
به طور مثال وقتی صفحه پر از هیولاهایی است که از هر طرف احضار می شوند ، نظم کشتن آن ها در روند بازی شما بسیار تاثیر گذار خواهد بود و این که بدانید در هر نبرد اول باید سراغ کدام هیولا بروید ؟
به طور مثال شما در یک نبرد بزرگ به منابعی از انرژی احتیاج خواهید داشت که توسط جمعی از هیولاها احاطه شده است ولی شما از سایر نقاط نیز تحت فشارید ،استراتژی شما تایین کننده خواهد بود که چگونه برای جلوگیری از مرگ ابتدا به منابع انرژی دست پیدا کنید !
هرکدام از دشمنان شما در DIABLO III دارای الگوی رفتاری و سبک مبارزه ی مخصوص به خودشان هستند و مطمئنا نحوه ی جنگیدن هر کلاس با آن ها متفاوت خواهد بود مثلا کلاس Demon Hunter به راحتی میتواند از راه دور Unburied ها را غافل گیر کند اما مبارزه ی سختی با Khazra ها در انتظار اوست و این الگو برای سایر کلاس های دیگر نیز وجود دارد .
پس حتما متوجه شده اید که جنگیدن بدون برنامه و یا حتی با استراتژی ثابت در دنیای Sancatury نتیجه ای به جز مرگ برای شما در بر نخواهد داشت .,,Health :

درDIABLO III نشان گر سلامتی شما در قالب یک گوی سرخ رنگ در پایین صفحه به نمایش درخواهد آمد ، ضربات ضعیف شمشیرهای اسکلت ها مقدار کمی و چنگال های تیز اهریمنان تنومند به ناگاه نوار انرژی شما را خواهد کاست .
تا زمانی که در گوی مایع سرخ رنگ موجو باشد شما زنده اید و در غیر اینصورت…
در دیابلو 3 شما برای بازیابی سلامتی خود باید مبارزه کنید و این نکته تا پیش از رسیدن دشمنان قوی تر حیاتی است پس این خود عاملی است برای خونین تر کردن گیم پلی بازی .
در دیابلو 3 شما میتوانید محلول های سلامتی مختلفی با اثرات و قیمت های گوناگون تهیه کنید اما تنها انواع کمیابی هستند که قابلیت بازیابی سلامتی شما در حین نبرد را دارند و اینجاست که پای گوی های قرمز بازمانده از دشمنان باز می شود گوی هایی که بسته به قدرت دشمن سلامتی شما را بازیابی خواهند کرد ، پس در شرایط حساس انتخاب با شماست که دشمن قوی تر را برگزینید یا اسکلت های بیچاره را !
حتی در هنگام مبارزه با باس هم گاهی ممکن است نکشتن باس در ابتدای کار و پرداختن به اطرافیان او به قیمت جان شما تمام شود اما کشتن و به دست آوردن گوی سرخ ارزشمند او در ابتدای کار تمام سلامتی شما را بازگزداند و به راحتی به راهتان ادامه دهید .
در هر صورت این شمایید که از بین استراتژی حمله و به دست آوردن گوی های بیش تر در کنار از دست دادن سلامتی و کنار آمدن با نوار سلامتی کم و درگیر نشدن با دشمنان یکی را انتخاب خواهید کرد .
مواظب خودتان باشید Sancatury به جهنمی سوزان تبدیل شده است…,,PVP :

بخشPVP سابقه ی طولانی ای در سری دیابلو دارد و از عوامل محبوبیت آن است ، اما در دیابلو 3 بلیزارد تصمیم گرفته با تغیراتی اساسی عمق بیشتری به ان داده و افراد بیشتری را مجذوب آن کند .
اینبار Arena های زیادی در دنیای Sanctuary موجود خواهند بود که بر خلاف قبل به صورت تصادفی به وجود نمی آیند بلکه هر کدام با دقت و خصوصیات وظاهر خاص خود طراحی شده اند .شما برای مبارزه میتوانید شخصیت خاص خودتان را با مهارت ها و امکاناتی که در بازی تک نفره به دست آورده اید بسازید و وارد میدان شوید .
پاداش شما با کشتن قهرمانان دیگران تنها زره ها و سلاح های بی نظیر آنان نیست بلکه افتخار و امتیازی است که در Battlenet کسب میکنید که علاوه بر در اختیار گذاشتن قابلیت ها و سلاح های قوی تر شما را محبوب خواهد کرد و به این ترتیب شما در مسیر پیشرفت در رده بندی طرفداران دیابلو تا مصاف با بزرگترین های این بازی بر طبق امتیاز خود پیش خواهید رفت ، همچنین شما بر حسب امتیاز رقیبانتان قادر خواهید بود تا آن ها را به مبارزه دعوت کنید شکست دادن حریفان بزرگتر امتیاز و امکانات بییشتری برای شما به همراه خواهد داشت .
همچنین شما قادر خواهید با دوستانتان تیم هایی را تشکیل دهید تا در مبارزات تک به تک اما در قالب تیم های خود شرکت کنید .
به نظر می رسد PVP در DIABLO III خودش به عنوان یک عنوان مستقل ارزش صدها ساعت مبارزات خشن گلادیاتور گونه را دارد .,,,گونه های شیاطین,Fallen ones :

یکی از رسته های اصیل اهریمنان که قادرند با سایر منابع نیرویی غیر از Vizjerei باستانی ارتباط برقرار کنند و از آن استفاده کنند .برخی نوشته های تاریخی قصد پوشش اعمال شنیع گذشته دارند ،برخی از آنان نقل میکنند این موجودات شیطانی انسان هایی بودند که تحت تاثیر نیروهای باستانی تغییر کردند اما اسناد باستانی Vizjerei نشان میدهد اینان معاونان Ba’al بودند ، نه کمتر !
اما در مجموع با تحقیقات انجام شده به نظر می رسد نظر Vizjerei در مورد این موجودات شرور باستانی درست تر باشد .

بر طبق اطلاعات موجود میتوان Fallen Ones را در 5 دسته ی کلی تقسیم بندی کرد :

1-IMPS

این دسته فراوان ترین و عادی ترین نوع Fallen ones هستند و کلیشه ای ترین آنان در رفتار و ظاهر محسوب می شوند :
قرمز ، کوچک ، سریع ، تشنه به خون و متعدد در هنگام حمله !,,2-Shaman

به نوعی رهبران کمپ های Fallen ها به علاوه ی اینکه علاوه بر حملات جادویی قادرند IMPS های مرده را زنده کنند !,,3-Lunatic

این موجودات غول پیکر ، ورم کرده و دیوانه از خطرناک ترین نوع Fallen ها در نبردهای نزدیک هستند ! پاشدین مایع درونشان بعد از زخم هایی که خودشان به تنشان میزنند ! و ترکیدنشان بعد از مرگ برای همه ی سلحشوران دردسر ساز است .,,4-Overseer

در حقیقت فرماندهان گروه های Fallens محسوب می شوند یک Overseer پیشاپیش دسته ای از Fallens آن ها را بسیار خطرناک میکند زیرا در صورت فرار Overseer بلافاصله همه ترسوها را خواهند کشت ! این مباشران قدرتمند در نبردهای تک به تک نیز از قدرت بالایی برخوردارند.,,5- Hounds

این چهارپایان تنومندو عظیم الجثه غالبا به عنوان محافظان و گاردهای دسته های Fallens به پیش می آیند ، وفاداری آن ها به اربابانشان تا آنجاست که نبرد به هر صورتی که پیش رود Hounds فقط روی یک چیز تمرکز میکنند ، کشتار !
البته اربابان شیطانی از این موجودات به عنوان خوراک برای خودشان و لشکرها نیز استفاد میکنند.,,Dark Cultists :

حیوانات مخوف و جادو پیشه ای که در هنگام نبرد از بزرگترین تهدید ها به حساب می آیند ، مهارت آنان در حمله های جادویی از راه دور و تواناییشان در احضار ارواح و موجدات شیطانی نیرومند آن ها را به اولویت وال برای کشتن در هنگام نبرد تبدیل کرده است ، نکته ی عجیب در مورد آن ها اتصال و اتحاد آنان با یک نیروی شیطانی و جادویی است که حتی در هنگامه نبرد های سهمگین به آن ها اجازه ی ارتباط و کمک رسانی به یکدیگر را میدهد .
مطمئنا اولین اقدام شما هنگام دیدن موجود ردا پوشی که به آسمان خیره شده و در حال ورد خواندن است باید حمله ای سهمگین به او باشد !,,Dune Threshers :

موجوداتی با ظاهری شبیه به ماهی های غول پیکر گوشت خوار و اژده

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن