تاریخچه و داستان بازی ها

تاریخچه ی Mass Effect

کهکشان راه شیری از بدو پیدایش بشر به یکی از بزرگ ترین معماهای او تبدیل شده است. چه روزگاری که انسان ها به سیارات و ستاره های منظومه شمسی به چشم خدایان و الهه های خود نگاه می کردند ، چه زمانی که توانستند نقشه های نسبتاً دقیقی از منظومه شمسی طراحی کرده و محل قرار گرفتن سیارات را روی آن ترسیم کنند. چه وقتی که نبوغ خود را با فرستادن نماینده ای به فضا و بعدها نمایندگانی بر سطح ماه جشن گرفتند. انسان ها امروز به جایی رسیده اند که می توانند فضاپیماها و نمایندگان روباتیک خود را به دوردست ها فرستاده و به نقاطی از کهکشان سر بزنند که تا پیش از این غیرممکن به نظر می رسید. آیا روزی خواهد رسید که بزرگ ترین اتفاق تاریخ بشریت رقم خورده و انسان ها با موجوداتی از سایر سیارات آشنا شوند ؟ این رویا چه به حقیقت بپیوندد و چه تا ابد تحقق پیدا نکند ، به قدری برای انسان جذابیت دارد که تا به حال صدها و هزاران نمونه مختلف از برخورد انسان با سایر نژادهای فضایی را در قالب کتاب ، فیلم ، انیمیشن ، بازی و سایر رسانه ها شاهد بوده ایم و هیچ گاه نیز ساخت این گونه آثار متوقف نمی شود.

در عالم سینما ، سری فیلم های Star Wars با همین ایده ساخته شد و چنان محبوبیتی به دست آورد که این روزها جزیی از فرهنگ مردم نقاط مختلف کره زمین شده و کمتر کسی را می توان سراغ داشت که چیزی در مورد دنیای Star Wars نداند. ولی آیا دنیای بازی با رشد سریع و افزایش محبوبیت خود در سال های اخیر مستحق داشتن دنیایی عظیم در حد Star Wars نیست ؟ کارمندان استودیوی باتجربه BioWare مطمئناً مدت ها به این موضوع فکر کرده اند و البته قبل از ارائه دنیای منحصربفرد خود ، بازی هایی بر اساس دنیای امتحان پس داده Star Wars ساخته اند. ولی بالاخره نوبت به محصول عظیم و اوریجینال آن ها در عالم بازی های کامپیوتری رسید و سری بازی های Mass Effect با عظمتی کم نظیر وارد هنر هشتم شدند.

این مقاله برای بزرگداشت یکی از بزرگ ترین و عظیم ترین دنیاهای ساخته شده در بازی های کامپیوتری گردآوری شده و امیدواریم مورد قبول واقع شود. بخش های مختلف مقاله به تدریج اضافه می شوند و شامل قسمت هایی چون بررسی نژادهای بازی ، معانی کلمات و عبارات مهم ، تاریخچه و داستان این سری می باشند.

لازم به ذکر است که این مقاله حاوی موارد زیادی شامل داستان و نکات مهم سری بازی های Mass Effect می باشد و اگر تا به حال این سری بازی را انجام نداده و تمایل دارید آن ها را تجربه کنید ، خواندن مقاله توصیه نمی شود.

[nextpage title=”نژادها”]


Human | انسان

انسان ها دارای بدنی مناسب برای انجام اکثر کارها بوده و به دلیل ابعاد مناسب و تناسب اندام ، موجوداتی قدرتمند ، سریع و چابک هستند. آن ها از نظر فیزیکی شباهت هایی به توریان ها دارند و از آساری ها و سالاریان ها قدرتمندتر بوده ولی از سرعت عمل و چابکی کمتری نسبت به این دو نژاد برخوردار هستند. این نژاد می تواند تا 150 سال نیز زنده بماند و به علت پیشرفت های پزشکی ، تقریباً بیماری ای نیست که آن ها را با مشکل مواجه کند. آن ها حدوداً در سن 18 سالگی به بلوغ می رسند و در همین زمان نیز تحصیلات اولیه خود را تمام کرده و مشغول به کار در مراکز مختلف می شوند.
این نژاد زمینی ، نخستین بار در سال 2148 خرابه هایی از تمدن پروثیان ها را کشف کردند. آن ها اطلاعات بسیار زیادی از این نژاد بدست آورده و مشغول بررسی ووووووو تحقیق روی آن ها شدند. با پیدا کردن یک Mass Relay در مدار پلوتو ،به نقاط مختلف کهکشان دست یافته و رفته رفته تمام Mass Relay های اطراف خود را فعال کردند که بعدها باعث وقوع First Contact War بین آن ها و توریان ها شد که با دخالت شورای سیتادل به پایان رسید. بعد از آن بود که انسان ها به صورت رسمی توسط سایر نژادها شناخته شده و وارد دنیای بزرگ سیتادل شدند.
انسان ها بسیار باهوش ، جاه طلب و دارای توانایی وفق یافتن بسیار بالایی بوده و البته موجوداتی تک رو و غیر قابل پیش بینی نیز هستند. آن ها همواره به فکررررررر پیشرفت و رسیدن به قدرت بیشتر هستند و کنجکاوی زیادی از خود نشان می دهند. اقتصاد انسان ها نسبت به جمعیت آن ها بسیار قدرتمند بوده و از نظر نظامی نیز جزو بهترین نیروهای کهکشان محسوب می شوند ، حتی با وجود اینکه تنها 3% از آن ها عضو نیروهای نظامی هستند. نخستین بار در همان First Contact War بود که انسان ها نیروی نظامی خود را به رخ سایر نژادها کشیده و باعث ایجاد نگرانی هایی برای دیگران شدند.
نماینده انسان ها در کهکشان ، Systems Alliance نام دارد که در سال 2165 صاحب سفارت خانه ای در سیتادل شد. البته خیلی از نژادها که مدت ها با درخواستتتتت آننن ها برای کسب سفارت خانه مخالفت شده بود ، از اینکه انسان ها به این سرعت به جایگاه فوق دست یافته اند ، ناراحت شده و از همان زمان از انسان ها کینه به دل گرفتند. انسان ها روز به روز پیشرفت کرده و حتی به مکان هایی که شورای سیتادل به آن ها دست نیافته بود نیز راه پیدا کردند و کلونی هایی در مرزهای کهکشان Terminus مانند Attican Traverse و Skyllian Verge احداث نمودند که البته باعث بروز مشکلاتی بین آن ها و باتاریان ها بر سر Skyllian Verge شد.
انسان ها برخلاف بسیاری از نژادها ، هیچ متحد همیشگی ای ندارند ولی ارتباطات بیشتری با نژادهای توریان و آساری برقرار کرده اند. آن ها به تازگی اولین انساننننننن Spectre یعنی فرمانده شپرد را به کهکشان معرفی کرده و همچنین جایگاهی در شورای سیتادل بدست آورده اند.

Asari | آساری

ساکنین سیاره Thessia، که غالباً به عنوان قدرتمندترین و بلندمرتبه ترین نژاد کهکشان شناخته می شوند. یکی از مهم ترین دلایل این امر این است که آساری ها اولین نژادی بودند که بقایای تمدن پروثیان ها را پیدا کرده و به تکنولوژی های مختلف آن ها از جمله سفرهای فضایی سریع دست یافته و البته سیتادل را قبل از سایر نژادها یافتند. باز هم این آساری ها بودند که شورای سیتادل (شورای سیتادل) را تشکیل داده و جای خود را در مرکز کهکشان باز کردند.
این نژاد تک جنسیتی به خاطر ظرافت و زیبایی , سیاستمدار بودن و البته قدرت های فراوان در زمینه Biotic معروف بوده و در کنار این ها عمری بسیار طولانی نزدیککککک بههه هزار سال داشته و البته توانایی زاد و ولد بعد از ارتباط با هر نژاد دیگری از هر جنسیتی را دارا هستند. هر آساری می تواند با سایر نژادهای کهکشان ارتباط برقرار کرده و از او صاحب فرزندی شود که در هر حالت این فرزند نیز یک آساری خواهد بود. آساری ها قدرتی به نام Melding دارند که از آن تحت عنوان ملحق شدن نیز نام برده می شود. این قدرت دو استفاده دارد. در حالت اول ، آساری از این طریق با شریک زندگی خود ارتباط برقرار کرده و با استفاده از قدرت ذهنی ، خود و شریک اش را به یکدیگر متصل می کند و سیستم عصبی هر دوی آن ها برای لحظاتی مشترک می شود. در این حالت اولین کدهای ژنتیکی فرزند آینده آساری نیز نوشته می شود. حالت دومی نیز وجود دارد که در آن یک آساری می تواند با آساری دیگر ارتباط ذهنی برقرار کرده و به تبادل اطلاعات ، افکار و حافظه یکدیگر بپردازند.
این نژاد در بین تمام نژادهای کهکشان بیشترین شباهت را از نظر ظاهری و آناتومی بدن به انسان ها دارد. حالت بدن آن ها بسیار شبیه انسان ها بوده و صورتتتتتت هایشانن نیز شباهت زیادی به انسان ها دارد. البته آساری ها فاقد مو بوده و به جای آن ، پوستشان حالتی برجسته و چین خورده در بالای سر پیدا می کند. رنگ پوست آن ها بین آبی تا بنفش تغییر می کند و البته رنگ های متنوع دیگری چون سبز نیز در بین این نژاد دیده می شود. بعضی از آساری ها خطوط زیبایی روی صورت خود دارند که منحصر به همان آساری بوده و البته گاهی اوقات حالتی مانند ابرو در انسان ها را به خود می گیرد.
آساری ها در طول زندگی سه مرحله متفاوت را پشت سر می گذارند :
Maiden:  این مرحله از بدو تولد آغاز شده و با دوران جوانی آساری به اوج خود می رسد. در این مرحله آساری ها به کسب تجربه و شناختن بیشتر دنیای پیرامونننن خودددد پرداخته و برای مرحله بعدی آماده می شوند.
Matron: این مرحله حدوداً از ۳۵۰ سالگی آساری شروع شده و البته می تواند کمی زودتر نیز آغاز شود. در این حالت آساری بیشتر به زندگی شخصی و بزرگ کردننننننن فرزندان خود مشغول است.
Matriach: این حالت نیز از ۷۰۰ سالگی به بعد اتفاق می افتد. آساری هایی که به این درجه می رسند در بین جوامع خود به دانایی و خرد شناخته شده و تجربه اییییییی عظیم با خود همراه دارند. معمولآ Matriarch ها را خارج از سرزمین های خود آساری ها به سختی می توان پیدا کرد.
سیستم اقتصادی آساری ها در کهکشان بدون رقیب است. آن ها بزرگترین و پیشرفته ترین سیستم های تجارتی و اقتصادی را در اختیار دارند و بخش های زیادی اززززززز کهکشان زیر نظر آن هاست.
مذهب اصلی آساری ها Siari نام دارد. معنای تحت الفظی آن برای سایر نژادها “همه چیز یگانه است” می باشد. آن ها اعتقاد دارند که عالم هستی ماهیتیییییی هوشمندد و زنده دارد و زندگی و مرگ موجودات زنده جزیی از این وجود محسوب شده و با آن تبادل انرژی می کنند. مذهب Siari بعد از اینکه آساری ها برای اولین بار سیاره خود را ترک کرده و با سایر نژاد ها ارتباط برقرار کردند رواج پیدا کرد. چرا که آساری ها عقیده داشتند توانایی Melding ثابت میکند که انواع مختلف موجودات زنده در نهایت فرقی با هم نداشته و همه با هم یکسان هستند. قبل از Siari، آساری ها مذهب های مختلفی داشتند که یکی از قدیمی ترین آنان، پرستش الهه Athame است که البته دیگر پیروان چندانی ندارد.
حکومت آساری ها تحت عنوان آساری Republics شناخته می شود. آن ها سـیاستمداری به آن شکل نداشته و انتخابات خاصی هم برگزار نمی کنند. بلکه هیئتتتتتتت همگانی ای دارند که هر آساری می تواند عضوی از آن باشد. به این صورت که موارد مختلف مورد بحث در هر لحظه به اطلاع آساری ها رسیده و همه آساری ها می توانند از طریق اتاق ها و تالارهای مخصوص به صورت همه پرسی در این نظرخواهی ها شرکت کنند.
ارتش آساری ها شامل جنگجویان قبیله های مختلف می شود که هرکدام رییس و فرمانده مخصوص به خود را داشته و در اندازه های مختلف خدمت می کنند. توریاننننن هااا ضرب المثل جالبی در مورد آساری ها دارند : « آساری ها بهترین جنگجویان کهکشان هستند ولی خوشبختانه تعداد جنگجویان آساری کم است.»

Salarian | سالاریان

سالاریان ها دومین نژادی بودند که تنها چند دهه بعد از آساری ها سیتادل را پیدا کردند. این موجودات خونگرم دوزیست ، ساکنین سیاره Sur’Kesh هستند و متابولیسم (سوخت و ساز بدن) بسیار سریعی دارند و از این جهت چه در فکر کردن , چه صحبت کردن و چه حرکات بدن حالتی سریع و عجولانه دارند. از دید سالاریان ها سایر نژادها مخصوصاً نژادی چون Elcor موجوداتی کُند و تنبل هستند. متآسفانه این متابولیسم سریع باعث می شود طول عمر آن ها کوتاه بوده و سالاریان هایی با طول عمر بیش از 40 سال به ندرت دیده شوند. آن ها به دلیل سوخت و ساز سریعی که دارند ، در طول روز فقط به یک ساعت خواب نیاز داشته و از دید سایر نژادها موجوداتی بی قرار و بیش از حد فعال به چشم می آیند.
سالاریان ها موجوداتی دوزیست هستند که قد و قامت آن ها به دلیل متابولیسم سریعشان کشیده و باریک است. سرهایی بلند و باریک داشته و دو برآمدگیییی شاخخخخ مانند نیز از بالای جمجمه آن ها بیرون زده است. رنگ پوست آن ها یکسان نیست ولی در اغلب موارد رنگ پوستی بین آبی و خاکستری دارند ، هرچند این موضوع برای تمام آن ها صدق نکرده و بعضی از آن ها با رنگ های روشن از قرمز گرفته تا سبز دیده می شوند. چشم های این نژاد بزرگ و بیضی شکل بوده و به جای پلک ، از پرده ای نازک بهره می برند که برخلاف انسان ها به سمت بالا بسته می شود. مردمک چشم های آن ها حالتی پهن و افقی داشته و رنگ عنبیه ـشان هم سبز , بنفش یا قهوه ای است که البته در حالت معمولی به خوبی قابل دیدن نیست.
این موجودات دوزیست ، تخم گذار هستند و تخم های غیرباور شده منجر به تولید جنس مذکر و تخم های بارور شده نیز منجر به تولید جنس مونث می گردد. هرررررر سالاریانن مونث یک بار در سال تخم گذاری کرده و ده ها تخم از خود بر جای می گذارد و بر اساس قوانینی که بین آن ها برقرار است , به جز تعداد معدودی از تخم ها بقیه نمی توانند بارور شوند و در نتیجه در هر تخم گذاری حدود 90% بچه ها مذکر به دنیا می آیند.
این نژاد اکثراً با قدرت تفکر بالا و اطلاعات علمی خود شناخته شده و استعداد بالایی برای انجام تحقیقات علمی و البته جاسوسی دارند. آن ها دائماً در حالل آزمایششش وووو اکتشاف و اختراع بوده و از دید سایر نژادها همواره اطلاعاتی بیشتر از آنچه بیان می کنند می دانند. آن ها همچنین حافظه تصویری قوی ای داشته و کمتر پیش می آید که موضوعی را به سادگی فراموش کنند. ا
قتصاد سالاریان ها در بین اعضای Council در پایین ترین رده بوده و بر پایه فروش تکنولوژی های پیشرفته قرار دارد. آن ها موجودات زیاد مذهبی ای نیستند ولی با ایننننننن حال بعضی از سالاریان های مذهبی ، الهه ای را می پرستند که آتشفشان های جنوبی سیاره Trelyn نمادی از این الهه محسوب می شود.
حکومت سالاریان ها سالاریان Union نام داشته و یک شبکه پر پیچ و خم از افراد مختلف می باشد که با یکدیگر خویشاوند بوده و نژاد اصیل خود را همواره حفظ مییییییی کنند. روش های سیـاستی و حکومتی آن ها تا حدودی شبیه اروپای قرون وسطی در کره زمین می باشد و از افرادی مانند بارون ها ، دوشس ها و املاک تحت اختیار آن ها تشکیل شده است. سیستم نظامی آن ها از ارتش های کوچک داوطلبانه تشکیل شده است. آن ها هرگاه که وارد جنگی شده اند ، پیش از دشمن حمله را آغاز کرده و بدون اطلاع دشمن به او هجوم می برند و این کار را برای پیروزی در نبردها الزامی می دانند.

Turian | توریان

توریان ها دارای قدی حدوداً 6 فوتی (1.8 متر) و دستانی قدرتمند با انگشتانی باریک و توانا هستند. در کناره های دهان آن ها آرواره های مخصوصی به چشم می خورد و صدایی دورگه و خشن دارند. البته متمایزترین ویژگی توریان ها حالت استخوانی و منحصربفرد صورت آن ها می باشد. ساختار بدنی این نژاد , انسان ها را به یاد تکامل پرندگان از دایناسورها می اندازد ولی آن ها برخلاف پرندگان ، تخم گذار نبوده و نوزادان خود را به صورت طبیعی به دنیا می آورند. توریان های مذکر و مونث از نظر ساختار بدنی تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند و بیشترین تفاوت به حالت شاخ مانند روی سر آن ها برمی گردد که در انواع مونث وجود ندارد. طول عمر توریان ها نیز حدوداً با انسان ها برابری می کند.
سیاره محل سکونت توریان ها پالاون نام دارد. سیاره ای که هسته فلزی ضعیفی داشته و میدان مغناطیسی و جو خاصی دارد. به دلیل وجود تشعشعات رادیویی دررررررر سطح این سیاره ، اکثر موجودات زنده آن به صورتی تکامل یافته اند که پوششی شبه فلزی برای دفاع در برابرر این تشعشعات دارند.
توریان ها تا مدت ها صاحب جایگاه مخصوصی در Citadel Council نبودند ، ولی سرکوب کردن شورش کروگان ها باعث شد که آن ها صاحب صندلی ای در Councilllllll شوند. آن ها برای مقابله با شورش کروگان ها از ویروس ساخته شده توسط سالاریان ها یعنی جنوفیج استفاده کرده و باعث ناباروری کروگان ها و عقب نشینی آن ها شدند.
این نژاد غالباً به دلیل جامعه متحد و خاص خود شناخته می شود. خیلی به ندرت پیش می آید که یک توریان منافع شخصی خود را به منافع گروه ترجیح داده و اززززز گروههه خود جدا شود. هر توریان در محدوده سنی 15 تا 30 سال ، باید در یکی از بخش های خدماتی حکومت توریان ها خدمت کند که می تواند از یک سرباز ساده تا یک فرماندار کل ، از یک مهندس ساختمان تا یک کارگر فاضلاب را شامل شود. آن ها وفاداری زیادی نسبت به جامعه خود داشته و حتی در موارد مورد نیاز ، خود را فدای هدف جامعه ـشان می کنند. جامعه توریان ها بسیار منظم و سازمان یافته است و دیسیپلین بسیار بالایی در این نژاد دیده می شود. همچنین ارتباطات زیادی با نژاد Volus داشته و در ازای دریافت های مالی و تجاری ، از این نژاد دفاع می کنند.
توریان ها از نظر نظامی بزرگ ترین نیروی کهکشان محسوب شده و قطب نظامی Citadel را تشکیل می دهند. از سلاح ها و وسایل نقلیه مختلف تا نظم و دیسیپلیننننننن خاص آن ها باعث شده کمتر نژادی از نظر قدرت تهاجمی و نظامی به پای آن ها برسد. سایر نژادها به توریان هاا لقب “مردان عمل” را داده و آن ها را موجوداتی وظیفه شناس و وفادار به هدف خود می شناسند. آن ها از نظر اقتصادی نیز قدرت زیادی داشته و هرچند از انسان ها جلوتر هستند ، ولی قدرتی کمتر از آساری ها در این زمینه دارند و یکی از دلایل همکاری آن ها با Volus ها نیز همین موارد تجاری و بازرگانی می باشد.
آن ها اعتقاد دارند که هر گروه یا حتی منطقه ، یک روح مخصوص به خود دارد که به تک تک افراد آن گروه یا منطقه برتری داشته و برای مثال یک واحد نظامی ،،، روححححح والایی دارد که شجاعت و افتخار را بین اعضای خود تقسیم می کند. یا هر شهر روحی دارد که روی تمام ویژگی هایی شهروندان خود تآثیرگذار بوده و آن ها را حمایت می کند. حکومت توریان ها توریان Hierarchy نام داشته و سلسله مراتب خاص خود را دارد. حکومتی که گرچه پتانسیل سوءاستفاده را دارد ولی به دلیل خصوصیات اخلاقی منحصربفرد توریان ها ، به بهترین شکل به مسیر خود ادامه می دهد و با در اختیار داشتن 27 طبقه شهروندی ، به نیازهای تمام افراد پاسخ می دهد.

Quarian | کواریان

کواریان ها نژادی کوچ نشین هستند که معمولاً اندامی کوتاه تر و باریک تر از انسان ها داشته و از نظر اجزای صورت خود شباهت زیادی به انسان ها دارند. آن ها در هر دست خود 3 انگشت داشته و در پاهای خود نیز صاحب 3 انگشت می باشند. برجسته ترین خصوصیت بیولوژیکی کواریان ها ، ضعف سیستم ایمنی بدن آن ها می باشد. آن ها به دلیل قرن ها زندگی در محیط های استریل و بدون میکروب ، بدن هایی ضعیف دارند و برای همین مجبور هستند از پوشش های محافظی برای زنده ماندن استفاده کنند تا دچار بیماری و آلودگی نشوند. هر کواریان که بخواهد پوشش خود را بیرون آورد ، مجبور است از آنتی بیوتیک ها ، داروهای گیاهی یا سایر موارد ایمن کننده بدن استفاده کند و حتی در این صورت نیز به صورت کامل در مقابل بیماری ها ایمن نخواهد بود. البته سفینه های موجود در ناوگان مهاجران معمولاً دارای اتاق های مخصوصی به نام Clean Rooms هستند که در آن ها فضای مناسب برای متولد شدن نوزادان کواریان یا جراحی های پزشکی وجود دارد.
همان طور که گفته شد ، کواریان ها کوچ نشین هستند. این موضوع به سال ها پیش برمی گردد و علت آن نیز ساخت روبات هایی به نام گث برای کمک به کواریانن هاااااا بوده که بعدها همین روبات ها مشکل ساز شده و این نژاد را از سرزمین های اصلی خود تبعید کردند. آن ها بعد از تبعید ، به زندگی در ناوگان مهاجران (یا نام دیگر آن Flotilla) روی آوردند. ناوگانی عظیم که از حدود 50 هزار کشتی فضایی تشکیل شده و نزدیک به 17 میلیون کواریان را در خود جای داده است. این نژاد به دلیل ساخت گث ها با مشکلات زیادی مواجه شده و علاوه بر تبعید از سرزمین های خود ، در برخورد با سایر نژادها نیز اکثراً مورد اهانت قرار گرفته و خیلی اوقات به عنوان نیازمند یا حتی دزد شناخته شده و حتی به دلیل تولید گث ها و مشکلات ایجاد شده توسط آن ها ، از داشتن سفارت خانه در Citadel محروم شدند.
کواریان های جوان باید پروسه Pilgrimage را پشت سر بگذارند. به این صورت که هر کواریان با رسیدن به سن بلوغ باید سفینه ای که در آن متولد شده را ترک کرده وووووو بهه عضویت یک سفینه دیگر دربیاید. آن ها برای اثبات توانایی های خود مجبور هستند از ناوگان مهاجران خارج شده و به دنبال مناطق جدیدی بروند. Pilgrimage در کنار اثبات لایق بودن یک کواریان ، او را با محیط خارج از ناوگان مهاجران و سایر نقاط کهکشان نیز آشنا می کند.
کواریان ها از نظر اقتصادی تفاوت های زیادی با سایر نژادها دارند. آن ها در جوامع خود به جای استفاده از واحد پول رایج در کهکشان ، به تبادل کالا می پردازند. بههه ایننننن صورت که هرکدام از آن ها که جنس خاصی را نیاز ندارد ، آن را در بازار مخصوص کواریان ها قرار داده و فرد دیگری که نیازمند آن جنس می باشد ، آن را برمی دارد. خیلی کم پیش می آید که یک کواریان در این مورد مشکل ساز شده و نظم بازار را به هم بزند.
این نژاد نیاکان خود را پرستش می کنند. به این صورت که یک رابط کاربری مانند VI از نیاکان خود ساخته و آن را با اطلاعات بدست آمده از آن ها کامل می کنند…. البتهههه گث ها بعد از شورش ، اطلاعات نیاکان کواریان ها را تا حد زیادی از بین بردند. بعضی از کواریان ها شورش گث ها و تبعید خود را عذابی برای غرور خود می پندارند ولی اکثر آن ها این موضوع را یک اشتباه غیر عمد می دانند.
آن ها برای تصمیم گیری های سیـاسی و حکومتی خود ، شورای مخصوصی دارند که از تعدادی کواریان ممتاز تشکیل شده و تصمیمات اتخاذ شده در این شورا بهههههه مرحلهه اجرا می رسد. کواریان ها قوانین مخصوص به خود را دارند و یکی از این قوانین به این صورت است که هر فرد در صورت ارتکاب جرم ، باید فرمانده کشتی فضایی خود را نیز به همراه خود به دادگاه بیاورد.
نیروی نظامی کواریان ها بیشتر به بخش های دفاعی پیرامون ناوگان مهاجران خلاصه می شود. در اطراف این ناوگان نیروهایی وجود دارند که از میلیون ها کواریاننننن ساکننن در آن دفاع کرده و برای مهاجمین مشکل ساز می شوند.

Krogan | کروگان

کروگان ها موجوداتی خزنده و عظیم الجثه هستند که انتخاب طبیعی (اصطلاحی در زیست شناسی) نقش اساسی در تکامل آن ها داشته است. این نژاد برخلاف اکثر نژادهای سیتادل ، چشم هایی عریض دارند که به آن ها اجازه دید با زاویه 240 درجه را می دهد و باعث می شود راحت تر از حضور شکارچیان آگاه شوند. در پشت کروگان ها برآمدگی ای وجود دارد که محل ذخیره مایعات و مواد غذایی مورد نیاز آن ها می باشد و به این موجودات اجازه می دهد که مدت زمان زیادی را بدون در اختیار داشتن آب یا غذا پشت سر بگذارند. هرچقدر این حالت برآمدگی بزرگتر باشد ، نشان دهنده این است که کروگان مورد نظر شکارچی موفق تری است. پوست ضخیم آن ها باعث می شود به سادگی صدمه ندیده و زخم و آسیبی به آن ها وارد نشود. کروگان ها در کنار موارد فوق ، مقاومت بالایی نیز در مقابل مواد سمی ، تشعشعات ، سرما و گرما دارند. آن ها به دلیل خصوصیات بدنی خود از مواد خوراکی ای استفاده می کنند که سایر نژادها به سختی می توانند با آن ها کنار بیایند. برای مثال نوشیدنی مخصوصی به نام Ryncol دارند که سوزشی بسیار شدید برای سایر نژادها ایجاد می کند.
محل زندگی کروگان ها توچانکا نام دارد که سیاره ای است که مورد بمباران قرار گرفته و به محیطی پُر از تشعشعات رادیواکتیو ، خرابه ها ، شوره زارها و دریاهایییییی قلیاییی تبدیل شده است. این سیاره کمتر موجود زنده ای را درون خود دارد و کروگان ها نیز اکثراً در محیط های پوشیده ای در آن به زندگی مشغول هستند.
این نژاد حدوداً 2000 سال پیش زندگی قبیله ای و پیش پا افتاده ای داشتند. ولی بعدها سالاریان ها آن ها را پیدا کرده و به تعلیم و آموزش و ارتقای فرهنگ آن هااااااا پرداختند. البته این کار سالاریان ها بی دلیل نبود. در آن روزگار نبردهای سختی بین سیتادل و رکنای ها درگرفته بود و سیتادل به نیروی تازه نفسی برای این جنگ نیاز داشت. کروگان ها به همین دلیل انتخاب شده و با اهدای تکنولوژی های پیشرفته و آموزش آن ها ، تصمیم داشتند از این نژاد جنگجو و سرسخت استفاده کنند. این نقشه به بهترین شکل انجام شد و به لطف زاد و ولد بسیار سریع کروگان ها و تعداد نیروهای زیاد آن ها ، رکنای ها شکست خورده و حتی سیاره های محل سکونت آن ها نیز به تصرف کروگان ها درآمد. تا مدت ها از کروگان ها به عنوان نجات دهندگان کهکشان یاد می شد و حتی سیتادل شورا دستور ساخت یک مجسمه یادبود از این نژاد را در قلب سیتادل یعنی Presidium برای بزرگداشت سربازان کروگان کشته شده در جنگ های سیتادل را داد.
ولی سرعت بالای زاد و ولد آن ها بالاخره مشکل ساز شد. تعداد کروگان ها روز به روز بیشتر شده و محل کافی برای زندگی آن ها وجود نداشت. سرانجام ایننننن موضوععع باعث شد آن ها به فکر تسلط بر سایر سیارات که نژادهای دیگر در آن ها زندگی می کردند ، افتاده و کلونی های دیگران را به تصرف خود درآورند. همین موضوع باعث ایجاد مشکلات زیادی بین آن ها و شورا شد و در طول 3 قرن دردسرهای زیادی برای کهکشان ایجاد کرد. سرانجام تولید ویروس جنوفیج توسط سالاریان ها در دستور کار قرار گرفت. این ویروس که باعث ناباروری کروگان ها می شد ، به وسیله توریان ها در محل سکونت آن ها پخش شد و باعث عقب نشینی این نژاد شده و کاری کرد که آمار تولید مثل آن ها به شدت کاهش یابد.
کروگان ها به آن صورت مذهبی نیستند و تنها مراسم مذهبی آن ها که Hollows نام دارد ، به این صورت است که جمجمه پیشینیان خود را در مکانی خاص نمایشششش میییی دهند تا به یاد بیاورند که از کجا آمده و سرانجام به کجا خواهند رفت. البته بعضی از آن ها به دنیای پس از مرگ نیز اعتقاد داشته و از آن تحت عنوان The Void یاد می کنند. کروگان ها Clan ها و دسته های مختلفی دارند که هر کروگان عضو یکی از این Clan ها بوده و نام آن Clan را نیز بر خود می گذارد. برای عضویت در هر Clan باید مراسم خاصی برگزار شده و یک Shaman نیز بر عملکرد عضو جدید نظارت داشته باشد. برای مثال برای عضویت در Clan Urdnot ، هر کروگان باید به جنگ موجودات وحشی سیاره توچانکا رفته و در نهایت با یک Thresher Maw نیز مقابله کند.
این روزها کروگان ها فاقد حکومت یکدست و کاملی بوده و هر ارباب کروگان حداکثر حدود هزار جنگجو را تحت سرپرستی خود دارد. آن ها از نظر جنگی نیز معمولاً اززززززز وسایل ارزان قیمت و زره ها و ابزار قدرتمند ولی غیرقابل انعطاف استفاده می کنند. آن ها بعد از جریانات جنوفیج ، خیلی کمتر از گذشته به صورت یک ارتش عظیم به دشمن حمله می کنند و بیشتر از قبل نگران از دست دادن نیروهای خود هستند.

Elcor | الکور

یکی دیگر از نژادهای عضو Citadel که تا حدودی نیز شبیه به گوریل های کره زمین هستند ، الکور می باشند.
Eclor ها در سیاره Dekuuna زندگی می کنند. جایی که فشار اتمسفر بسیار سنگینی داشته و از این نظر شباهت زیادی به سیاره ناهید (زهره) دارد. جو Dekuunaaaa ازززز گازهایی چون اکسیژن ، آرگون ، نیتروژن و مقادیر کمی هیدروژن و هلیوم تشکیل شده و شباهت هایی به جو کره زمین دارد. در این سیاره کوه های بسیار کمی به چشم می خورد که دلیل آن هم نیروی جاذبه بسیار قوی سیاره است. نیرویی که باعث شکل گیری اندام الکور ها به حالت کنونی شده است. آن ها به دلیل همین نیروی جاذبه زیاد ، به موجوداتی خمیده ، بزرگ و کُند تبدیل شده اند که البته از نظر قدرت بدنی کمتر نژادی می تواند جلوی آن ها ایستادگی کند. الکور ها پوستی سفت و سخت داشته و برای حرکت کردن و حفظ تعادل بدن های سنگین خود ، هر چهار دست و پایشان را روی زمین قرار می دهند. حالت صحبت کردن الکور ها برای سایر نژادها بسیار سنگین و یکنواخت است و شنیدن صحبت های یک الکور به صبر و طاقت زیادی نیاز دارد. این نژاد بیشتر اوقات در سیاره خود حضور داشته و کم پیش می آید که یک الکور خارج از محل اصلی زندگی او دیده شود. دلیل آن هم می تواند ابعاد بدن و شرایط سخت زندگی در سایر سیارات باشد.
الکور در زمینه تجارت زیاد پر رنگ عمل نکرده و از این نظر حالتی محافظه کارانه دارند. آن ها تمایلی به دریافت مواد اولیه یا واحدهای پولی ندارند و بیشتر اوقات بههه تبادللللل اجناس آماده و ساخته شده می پردازند. اجناس ساخته شده توسط الکور ها عموماً کیفیت بالایی داشته و برای مصرف طولانی مدت تهیه شده است.
حکومت الکور ها Court of Dekuun نامیده می شود. آن ها همواره تصمیمات Elder ها را مورد توجه قرار داده و براساس گفته های آن ها عمل می کنند. Elder هااااااا تعدادی از الکور های باتجربه و قدیمی هستند که سال ها به تحقیق و مطالعه در کهکشان مشغول بوده و با داشتن تجربه ای فراوان ، تصمیم گیری جوامع این نژاد را برعهده دارند. آن ها بعد از بحث و گفتگو میان خود ، ریزترین جزییات هر طرح را نیز نوشته و سپس این نوشته ها را در کتابخانه های عظیمی ذخیره کرده و در مواقع نیاز ، از آن ها استفاده می کنند.
الکور ها به دلیل جثه بزرگ خود در نبردها سرعت عمل بالایی نداشته و نمی توانند به راحتی با سایر نژادها مبارزه کنند. ولی پوست ضخیم و سخت آن ها به خوبییییییی جلوی شلیک های سطحی را گرفته و از جان آن ها حفاظت می کند. البته در میان الکور ها ، افراد نظامی نیز دیده می شوند که به اسلحه های عادی اکتفا نکرده و اسلحه هایی در ابعاد سلاح های وسایل نقلیه روی بازوی خود قرار داده و به جنگ دشمنان می روند.

Hanar | هنار

این نژاد برای انسان ها یادآور عروس های دریایی بوده و به خاطر ادب و نزاکت خود موقع صحبت کردن و البته اعتقادات سخت مذهبی در مورد پروثیان ها معروف هستند.
هنار ها از نظر ظاهری تفاوت های زیادی با اکثر نژادهای کهکشان دارند. آن ها حالتی ژله مانند و قدی بلندتر از انسان ها دارند که البته قد بلند آن ها به خاطر پاهاییییییی شاخک مانندشان است ، پاهایی که در انتها به سه انگشت ختم می شود. این موجودات بدون استخوان در سیارات معمولی به خاطر جاذبه آن ها نمی توانند به راحتی وزن خود را تحمل کنند و برای همین از میدان های انرژی خاصی در این سیارات استفاده می کنند. هنار ها همچنین مجهز به سیستم دفاعی ای هستند که از خود گاز سمی ترشح می کند. مشخص نیست که هنار ها جنسیت های نر و ماده دارند یا مانند برخی از عروس های دریایی زمینی فاقد جنسیت هستند.
آن ها ساکنین سیاره Kahje می باشند. سیاره ای که 90% آن با آب و اقیانوس پوشیده شده و تنها جزایری کوچک سر از آب بیرون آورده و به محل زندگی هنار هااااااا تبدیل شده اند. این سیاره به دور ستاره ای سفید رنگ و بسیار پر انرژی می گردد و به همین خاطر همواره ابرهای بزرگی بر فراز آن قرار دارند. جو سیاره بسیار مساعد بوده و هرچند مقادیری آمونیاک در آن وجود دارد ، ولی به دلیل ترکیبات اکسیژن ، هیدروژن و نیتروژن شباهت زیادی به جو کره زمین دارد. خرابه های پروثیان نیز در این سیاره یافت می شود و به دلیل وجود همین خرابه ها , هنار ها فکر می کنند پروثیان ها باعث متمدن شدن و صحبت کردن آن ها شده اند و از این رو به آن ها لقب Enkindlers (روشنایی بخش ها) را داده و به نوعی آن ها را می پرستند. آن ها حتی در بزرگداشت Enkindlers عید مذهبی 30 روزه ای به نام Nyahir نیز دارند و در آن بحث های فلسفی و دوئل شعر (مشاعره) انجام می دهند. یکی از بزرگترین خرابه های پروثیان ها در Kahje در کنار یک آتشفشان دریایی به نام Mount Vassla قرار دارد و همین مکان ، محل برگزاری مراسم Nyahir محسوب می شود.
یکی از ویژگی های جالب هنار ها , دو اسمی بودن آن هاست. هرکدام از هنار ها یک Face Name و یک Soul Name دارند. Face Name همان اسمی است کهههههه اطرافیانن دور و غریبه ها هنار را با آن می خوانند و Soul Name نیز تنها توسط دوستان بسیار صمیمی و خویشاوندان نزدیک آن ها کاربرد دارد.
هنار ها صدها سال پیش با Drell ها ارتباط برقرار کرده و باعث نجات یافتن آن ها از انقراض شدند و اینک Drell ها احترام زیادی برای این نژاد قائل بوده و به نوعییییییی خدمتگزار آن ها محسوب می شوند.
سایر نژادها معمولاً هنار ها را موجوداتی مودب و متشخص می دانند ، مخصوصاً به این دلیل که هنار ها از شنیدن عبارات و جملات نادرست و اشتباه آزرده میی شوند…… بعضی افراد نیز برای اذیت کردن هنار ها ، آن ها را ژله صدا می زنند و مودب بودن آن ها رو مورد تمسخر قرار می دهند.
حکومت هنار ها Illuminated Primacy نام دارد و به نظر می رسد آن ها به زودی صاحب یک سفارت خانه در Citadel Council می شوند. آن ها از نظر تجاری خیلی بااااااا سایر نژادها در ارتباط نیستند و این موضوع بیشتر به دلیل ساختار بدنی آن ها می باشد. وسایل ساخته شده توسط هنار ها کمتر مناسب سایر نژادها بوده و تعداد کمی وسیله برای نژادهای دوپا توسط هنار ها تولید شده و به فروش می رسد. البته آن ها در ساخت نوشیدنی های مختلف تبحر زیادی دارند و نوشیدنی های ساخته شده توسط این نژاد در کهکشان طرفداران زیادی دارد.

Drell | درل

این نژاد شبه خزنده با میانگین طول عمر 85 سال ، از نظر حالت بدنی شباهت زیادی به انسان ها و آساری ها دارند ولی از بافت عضلانی حجیم تری برخوردار هستند. استخوان مخصوصی در گلوی درل ها وجود دارد که به آن ها اجازه می دهد اصواتی تولید کنند که برای انسان قابل شنیدن نیست. همچنین آن ها مانند کروکودیل ها دارای دو پلک هستند.
درل ها در ابتدا در سیاره Rakhana زندگی می کردند. سیاره ای خشک با بیابان ها و صخره های فراوان که 8 قرن پیش ، به دلیل فعالیت های بیش از حد کارخانجاتتتتت ووو تآسیسات مختلف ، آب و هوایی بدتر از پیش نیز در آن ایجاد شد و درل ها دیگر نمی توانستند به زندگی در آن ادامه دهند. آن ها توانایی سفرهای فضایی را نیز نداشتند و جمعیتشان روز به روز افزایش یافته و به عدد 11 میلیارد نفر رسیده بود. در این وضعیت دردناک و سخت بود که هنار ها از راه رسیدند و در طول 10 سال ، صدها هزار درل را به دنیای خود یعنی Kahje منتقل کردند. میلیاردها درل باقی مانده در Rakhana نیز به زندگی مصیبت بار خود ادامه داده و برای رسیدن به منابع و غذای مورد نیاز ، شروع به جنگ با یکدیگر کردند. این روزها درل های حاضر در Kahje عضوی از جامعه هنار ها به شمار می روند و حدود 2 قرن است که جزیی از جامعه کهکشانی محسوب می شوند. آن ها به پاس لطفی که هنار ها در موردشان انجام دادند ، بعضی از کارهایی که برای هنار ها سخت می باشد را برعهده دارند ، از جمله جنگیدن برای آن ها. البته هر درل می تواند درخواست هنار ها را نادیده بگیرد ، ولی خدمت کردن به آن ها برای درل ها یک افتخار محسوب شده و کمتر کسی در میان آن ها از خدمت به هنار ها سر باز می زند.
همان طور که گفته شد ، درل ها در سیاره ای خشک و بیابانی زندگی می کردند و به همین دلیل با حرکت به سمت Kahje که سیاره ای مرطوب و نمناک است ، بااااااا مشکلات زیادی مواجه شدند. بیماری آن ها که Kepral`s Syndrome نام دارد ، باعث می شود شُش های درل ها فرسوده شده و توانایی استفاده از اکسیژن را به تدریج از دست بدهد و مشکلاتی برای سایر اعضای بدن آن ها نیز پیش بیاید. با اینکه دانشمندان هنار روی این موضوع تحقیقاتی کرده و امیدوار به انجام تغییرات ژنتیکی در بدن درل ها هستند ، ولی هنوز درمانی برای این مشکل پیدا نشده و درل ها باید در شهرهای مخصوص و گنبدی شکلی که آب و هوای کنترل شده دارد ، به زندگی ادامه دهند.
افراد این نژاد دارای اعتقادات مذهبی عمیقی می باشند و معتقد هستند که روح آن ها از بدنشان جدا می باشد ولی در عین حال ترکیب روح و بدن است که یککک چیززززز واحد را می سازد. آن ها مرگ را جدایی روح از بدن می دانند و همچنین زمانی که روح فردی دچار مشکلاتی شده یا بدن او بیمار یا زخمی می شود ، این چیز واحد از بین می رود. حتی عقیده ای در بین درل ها وجود دارد که بدن می تواند مرتکب اعمالی شود که در اختیار خود فرد نیست. مذهب درل ها دارای چند خدای مختلف است و آن ها برای هر کاری ، خدای مخصوص آن را می پرستند. برای مثال Amonkira خدای شکار ، Arashu خدای مادری و حمایت و همین طور Kalahira خدای اقیانوس و زندگی پس از مرگ است.

Volus | ولوس

یکی دیگر از نژادهایی که در سیتادل سفارت خانه دارد ، نژاد ولوس می باشد. نژادی که با Turian ها ارتباط نزدیکی داشته و از پشتیبانی آن ها برخوردار هستند. اولین موردی که با دیدن ولوس ها به چشم می آید ، ظاهر متفاوت و پوشش خاص آن ها است که به محل سکونت آن ها برمی گردد. ولوس ها اهل سیاره Irune هستند. سیاره ای که جو آن از ترکیب آمونیاک و اکسیژن تشکیل شده ، اتمسفر بسیار غلیظی دارد و جاذبه آن نیز 1.5 برابر نیروی جاذبه کره زمین می باشد. دلیل در اختیار داشتن پوشش خاص ولوس ها نیز به سیستم بدن آن ها برمی گردد. ترکیب اکسیژن و نیتروژن برای آن ها حالتی سمی داشته و البته فشار کم موجود در سایر سیارات نیز با بدن آن ها سازگار نبوده و می تواند باعث متلاشی شدن آن ها در صورت استفاده نکردن از پوشش مخصوص شود.
این نژاد دارای قدی کوتاه و ابعادی درشت بوده و به دلیل عدم توانایی در انجام کارهای معمول سایر نژادها ، بیشتر به داد و ستد و کارهای تجاری مشغول هستند. بااااااا اینکه مدت زمان زیادی از حضور آن ها در سیتادل می گذرد و سومین نژادی بودند که در سیتادل سفارت خانه بدست آوردند ، ولی هیچ وقت از آن ها برای شرکت در شورای سیتادل دعوت نشده است که این موضوع باعث ناراحتی این نژاد شده و به یک کینه قدیمی تبدیل گشته است.
ولوس ها شم اقتصادی بسیار بالایی دارند و اولین بار نیز همین نژاد بود که قوانین بانکی و تجاری بین سیاره ای را ایجاد کرده و واحد پولی مشترک بین تمام نژادهااااا یعنییی Credit را به تصویب رساند و از آن زمان تا به حال ولوس ها در حال نظارت بر سیستم های بانکی و اقتصادی کهکشان هستند.
نامگذاری ولوس ها شامل دو نام متفاوت برای هر فرد می باشد و نام خانوادگی را در بر نمی گیرد. آن ها همچنین برای نامیدن افراد سایر نژادها از عباراتی چوننننن سیارههه محل زندگی آن ها استفاده می کنند. برای مثال به جای استفاده از واژه Human (انسان) از عبارت Earth Clan (عضو قبیله زمین) استفاده می کنند.
حکومت ولوس ها Vol Protectorate نام دارد. این حکومت با اینکه خودمختار بوده و آزادی عمل کامل دارد ، ولی تحت پشتیبانی حکومت Turian ها یا همان Turiannnnnnn Hierarchy می باشد. ولوس ها در ازای حمایتی که از جانب Turian ها دارند ، به آن ها خدمات تجاری و اقتصادی کرده و کمک های مالی زیادی در بخش های مختلف از جمله بخش های نظامی می کنند و البته تسلیحات مختلفی نیز برای Turian ها می سازند.

Batarian | باتاریان

باتاریان ها موجوداتی شبه انسان هستند که مهم ترین مشخصه فیزیکی آن ها ، در اختیار داشتن 4 چشم می باشد. پوست باتاریان ها حالت های مختلفی داشته ولی اکثراً رنگ قهوه ای تیره با مایه هایی از قرمز و برآمدگی هایی بر روی صورت دارند.
شورای سیتادل حدوداً در سال 200BCE برای اولین بار با باتاریان ها ارتباط برقرار کرد و یک قرن بعد ، به آن ها سفارت خانه ای در سیتادل داد. هرچند از آن ها باااااا آغوشش باز استقبال شده ، ولی آن ها معمولاً با روحیه پرخاشگرانه خود باعث ایجاد مشکلات و درگیری ها در کهکشان می شوند. گروهی از آن ها در سال 1785CE به کلونی Salarian ها در سیاره Mannovai حمله کرده ، در سال 1913BCE کلونی Asari ها در سیاره Esan را تحت تسلط خود قرار داده و در سال 2115CE نیز با نیروهای سیتادل در سیاره Enael نبرد کردند. زمانی که در اوایل دهه 2160 انسان ها به منطقه Skyllian Verge وارد شده و شروع به کلونی سازی در آنجا نمودند ، باتاریان ها که پیش از این در آن منطقه سکونت داشتند به شورای سیتادل شکایت کرده و از آن ها خواستار قطع دسترسی انسان ها به این مکان شدند. ولی Council درخواست آن ها را رد کرده و باتاریان ها نیز به نشانه اعتراض ، سفارت خانه خود را در سیتادل تعطیل کردند و از آن زمان به عنوان یک نژاد سرکش شناخته شدند.
برده داری در اجتماع باتاریان ها امری رایج محسوب می شود و با اینکه این عمل توسط Council ممنوع اعلام شده است ، آن ها هنوز هم به انجام این کار مییی پردازند….. باتاریان ها از Body Language (زبان بدن) استفاده های زیادی کرده و برای مثال حرکت دادن سر به سمت چپ ، برای آن ها نماد تحسین و احترام می باشد ، یا با حرکت دادن سر به سمت راست ، به فرد مقابل خود می گویند که حواس خود را جمع کند.
در مورد مذهب باتاریان ها اطلاعات زیادی در دسترس نیست ولی به نظر می آید که آن ها به زندگی پس از مرگ ایمان دارند و بر این عقیده هستند که روح هررر باتاریاننننن پس از مرگ ، بدن او را از طریق چشمانش ترک می کند و برای همین اصلاً دوست ندارند که دشمن بعد از مرگ چشمان آن ها را از حدقه درآورد.
حکومت باتاریان ها با نام باتاریان Hegemony ، دشمن Systems Alliance محسوب شده و از دید سایر نژادها نیز آن ها افرادی خطرناک و مشکل ساز محسوب مییییییی شوند. قدرت نظامی آن ها برای سایر نژادها به طور کامل شناخته شده نیست ولی مشخص شده است که تشکیلات قدرتمندی به نام باتاریان State Arms مسئولیت تآمین سلاح های آن ها را برعهده دارند.

Vorcha | ورچا

ورچا ها قدی کوتاه داشته و طول عمر آن ها تنها حدود 20 سال می باشد. آن ها موجوداتی خشن و مشکل ساز هستند و از نظر بیولوژیکی تفاوت های زیادی با سایر نژادها دارند. سلول های بدن این نژاد حالتی دارد که هر سلول به سلول دیگر کاملاً شبیه بوده و همین موضوع به آن ها اجازه احیا کردن بدن خود را می دهد. به این معنی که در صورت آسیب دیدن و زخمی شدن ، سلول های جایگزین وارد عمل شده و به سرعت سلامتی خود را بدست می آورند. حتی اگر این جراحت عمیق هم باشد ، تنها یک هفته طول می کشد تا سلولهای جایگزین باعث ترمیم کامل آن شوند. آن ها همچنین به دلیل همین سیستم بدنی می توانند در محیط ها و شرایط مختلف به زندگی ادامه دهند. برای مثال در صورت آتش گرفتن پوستشان ، حالتی ضخیم تر در پوست خود ایجاد می کنند یا در محیط هایی با جاذبه بالا ، بافت های ماهیچه ای بدن خود را افزایش می دهند.
البته همین خصوصیات منحصربفرد مشکلاتی نیز برای ورچا ها به وجود می آورد. آن ها در طول سالیان طولانی تکامل پیدا نکرده و DNA آن ها بعد از میلیون ها سال ،،،،،،، کوچک ترین فرقی نکرده است. البته این نژاد نیاز زیادی هم به تکامل ندارد ، زیرا می تواند خود را با شرایط مختلف وفق دهد.
ورچا ها از سیاره ای کوچک و پر جمعیت با شرایط آب و هوایی نامساعد می آیند. منابع طبیعی این سیاره به علت رشد سریع جمعیت ورچا ها تقریباً به اتمام رسیدهههه وووو جامعه آن ها را به جامعه ای با Clan های مختلف تبدیل کرده است که هر روز بر سر اندک منابع باقی مانده در جنگ هستند. آن ها به همین دلیل از نظر امکانات زندگی در سطح بسیار پایینی بوده و گروه هایی از اعضای این نژاد برای رسیدن به زندگی ای بهتر ، شروع به همکاری با Collector ها کرده اند.
در Clan های پر جمعیت تر ، ورچا های جوان مجبور به ترک گروه و تشکیل یک Clan جدید می شوند. آن ها همواره موجوداتی جنگ طلب و خشن هستند که چه بهههههه سایرر نژادها و چه حتی به نزدیکان خود رحم نکرده و حمله می کنند. این نژاد قابلیت ساخت سفینه های فضایی را ندارند ، ولی با دزدیدن و تصرف سفینه های سایر نژادها ، به مناطق مورد نظر خود رفته و غنایم بدست آمده را جمع آوری می کنند. آن ها به وفور در گروه Blood Pack دیده شده و با تمرین ها و آموزش های مخصوص این گروه ، قدرتمندتر ، باهوش تر و سریع تر از پیش می شوند.

Keeper | کیپر

این موجودات حشره مانند تنها در سیتادل یافت می شوند. موجوداتی آرام و بی آزار که تنها کارشان نگهداری و تعمیر سیستم های سیتادل است و هیچ گونه ارتباطی با سایرین برقرار نمی کنند. در ابتدا تصور می شد که کیپر ها توسط پروثیان ها ایجاد شده اند , ولی بعدها مشخص گردید که آن ها یا توسط ریپر ها خلق شده اند یا به وسیله این نژاد روباتیک دچار تغییرات ژنتیکی شده و به این شکل درآمده اند. حتی صحبت هایی در مورد اینکه کیپر ها اولین نژاد موجود در کهکشان بوده اند که توسط ریپر ها پیدا شده و به شکل امروزی درآمده اند نیز به گوش می رسد. البته اکنون دیگر کارایی خاصی برای ریپر ها ندارند و آن ها به فکر جایگزینی کیپر ها با موجودات کارآمدتری مانند Geth هستند.
شکل ظاهری کیپر ها تا حدودی شبیه ترکیبی از شته و مانتیس است. آن ها علاوه بر در اختیار داشتن 4 عدد پا ، از 4 عدد دست نیز بهره می برند که باعث مییییی شوددد توانایی زیادی در انجام کارهای خدماتی و پیچیده داشته باشند.
کیپر ها علاوه بر اینکه با سایر نژادها در ارتباط نیستند , اجازه تحقیق و مطالعه روی خود را نیز به دیگران نمی دهند و در صورت پافشاری دیگران برای بدست آوردننننننن اطلاعات از آن ها , خود را نابود می کنند. آن ها این کار را به وسیله پخش کردن یک اسید قوی درون بدن خود انجام می دهند و در کمتر از یک دقیقه از کیپر تنها مقادیری ضایعات باقی می ماند. همین عامل باعث ایجاد قوانینی سخت توسط مقامات سیتادل برای حفاظت از آن ها شده زیرا سیتادل بدون وجود آن ها دوام چندانی نخواهد داشت.
اگر یک کیپر در اثر پیر شدن یا موارد دیگر از بین برود ، به سرعت جایگزین پیدا می کند و تعداد آن ها همواره ثابت باقی می ماند. هنوز مشخص نیست که کیپر هاااااا چگونهه جایگزین می شوند ولی عده ای حدس می زنند که آن ها توسط مهندسی ژنتیک درون جایگاهی مخفی در سیتادل ساخته شده و هر بار یکی از آن ها جایگزین دیگری می گردد.
این نژاد عجیب کوچکترین صدایی از خود درنیاورده و همواره در سکوت و آرامش به کار خود مشغول هستند. البته تعدادی از دانشمندان سیتادل عقیده دارند که آن هاااااا بهه کمک تله پاتی با یکدیگر در ارتباط بوده و همکاری می کنند و ابزار مخصوص آن ها که معمولآ پشتشان قرار دارد نیز برای ارتباط با بخش های مختلف سیتادل به کار می رود. البته همه این ها تنها حدس و گمان است و به خاطر خصوصیات عجیب کیپر ها به اثبات نرسیده است.

Geth | گث

گث ها روبات های هوشمندی هستند که خارج از سحابی Perseus Veil سکونت دارند. آن ها نخستین بار توسط کواریان ها به عنوان نیروی کار ساخته شدند. کواریان ها که از خطرات شورش AI ها آگاه بودند ، گث ها را با خصوصیات VI طراحی کرده و با وجود پیشرفته بودن ، قدرت درک و احساس را در آن ها قرار ندادند. در طراحی گث ها از ویژگی های خاصی استفاده شده بود که باعث می شد زمانی که آن ها به صورت شبکه ای و در کنار یکدیگر قرار می گیرند ، کارایی بهتری پیدا کرده و توانایی های آن ها افزایش یابد. همین ویژگی بعدها برای کواریان ها دردسر ساز شد. با اینکه هر گث به تنهایی توانایی درک و احساس را نداشت ، ولی شبکه به هم پیوسته ای از آن ها با هم قدرتی ایجاد می کرد که آن ها به این توانایی دست پیدا کنند. آن ها پس از مدتی شروع به پرسیدن سوالاتی از اربابان کواریان خود کردند که تنها یک موجود با ادراک کامل قادر به طرح چنین سوالاتی می باشد. سوالاتی چون : “آیا ما زنده هستیم ؟” یا “آیا ما روح داریم ؟” و … که کم کم باعث شد کواریان ها احساس خطر کرده و تمام گث ها را پیش از دیر شدن خاموش و غیرفعال کنند. ولی آن ها موفق به انجام این کار نشدند و نبردی عظیم بین گث ها و کواریان ها به وجود آمد که بعدها توسط گث ها به اسم Morning War نامیده شد. در نهایت کواریان ها شکست سختی خورده و مجبور به عقب نشینی از محل سکونت خود در Perseus Veil شده و از آن پس در یک ناوگان فضایی عظیم به نام Migrant Fleet ساکن شدند.
هرکدام از اعضای این نژاد روباتیک ، از صدها برنامه شبیه VI ها تشکیل شده که همگی در کنار هم کار کرده و یک هوش یکتا را تشکیل می دهند. به دلیل همیننننننن خصوصیات ساختاری و البته شبکه بودن گث ها ، آن ها در موقع صحبت کردن به جای عبارتی چون “من” از عبارت “ما” استفاده می کنند. گث ها اهداف مشترکی با سایر نژادها ندارند و برای همین نیازی هم به برقراری ارتباط با دیگران نمی بینند. این روبات ها بعد از جنگ با کواریان ها و بیرون راندن آن ها از محل زندگی ـشان ، خود نیز خیلی در این سیاره ها ساکن نشدند و به سراغ ایستگاه های فضایی ای رفتند که برای زندگی آن ها مناسب تر بوده و دسترسی بهتری به شهاب سنگ ها برای استخراج منابع معدنی دارند.
گث ها به دو گروه عمده تقسیم می شوند. اکثر آن ها سرگرم کارهای خود بوده و کاری با دیگر نژادها نداشته و حتی در حال حاضر دشمنی ای با کواریان ها ندارندد ،،،،،، ولی گروه کوچک تری از آن ها وجود دارند که تحت عنوان Heretics (مرتدها) شناخته می شوند. برخلاف سایر گث ها که با ریپر ها دشمن بوده و ارتباطی با آن ها ندارند ، اعضای Heretics به ریپر ها خدمت کرده و به آن ها Old Machines (ماشین های کهن) گفته و به سردمدار آن ها یعنی Sovereign نیز Nazara می گویند. گث های Heretic به دلیل آینده ای که قرار است ریپر ها به آن ها اهدا کنند ، به انجام وظیفه برای آن ها می پردازند ولی سایر گث ها ترجیح می دهند آینده خود را به دست خویش بسازند.
این روبات های انسان نما از نظر نیروی نظامی در سطح بسیار بالایی بوده و برای مقاصد نظامی و دفاعی ، انواع مختلفی از خود را تولید کرده اند. از گث های سرباززز دررررر ابعاد معمولی تا نمونه هایی چون Armature و Colossus که اندازه ای به مراتب بزرگتر داشته و از تسلیحات قدرتمندتری استفاده می کنند. آن ها از اصل غافلگیری در میدان نبرد استفاده کرده و دشمن را به صورت ناگهانی با فرستادن نیروهای خود غافلگیر می کنند. هرکدام از گث ها که در طول نبرد از بین برود ، هسته مرکزی اطلاعات خود را می سوزاند و به همین دلیل است که کمتر فرصت تحقیق و مطالعه روی آن ها توسط سایر نژادها به وجود می آید.

Reaper | ریپر

ریپر ها ماشین های روباتیک فوق العاده پیشرفته ای هستند که در Dark Space (فضای خالی بین کهکشان ها) اقامت دارند. آن ها می توانند هزاران سال در حالت خواب زمستانی خود را غیرفعال کرده و به محض دریافت سیگنال ، به سمت هدف حرکت کنند. از منشآ ریپر ها کوچک ترین اطلاعاتی در دست نیست و تنها می توان به جمله ای از یکی از آن ها به نام Sovereign اکتفا کرد که گفته بود ریپر ها نه آغازی داشته و نه پایانی دارند. حتی نام اصلی آن ها نیز نامشخص است و عبارت ریپر نخستین بار توسط تمدن باستانی Prothean ها به کار برده شده است.
این روبات های غول آسا ابعادی بسیار بزرگ داشته و حتی می توانند با یک کشتی فضایی اشتباه گرفته شوند. آن ها پوششی فلزی و براق دارند و 6 عدد پایییییی شاخکک مانند از بدنشان بیرون آمده است. همچنین تعدادی چشم مخصوص نیز در آن ها وجود دارد که قدرت بالایی برای دیدن موارد مورد نیاز به آن ها می دهد.
ریپر ها سازندگان اصلی سیتادل و همچنین شبکه Mass Relay هستند. سازه های بزرگی که هر نژاد موجود در کهکشان با پیدا کردن آن ها می تواند پیشرفت قابللللللل توجهی در تکنولوژی های مورد استفاده خود بدهد. ریپر ها دارای قدرتی به نام Indoctrination می باشند. نیرویی که به وسیله آن می توانند ذهن موجودات زنده را کنترل کرده و برای مقاصد خود از آن ها استفاده کنند. برای انجام این کار باید موجود مورد نظر به ریپر نزدیک بوده یا از Implant های مخصوص در بدن او نصب شده باشد. حتی اگر یک ریپر غیرفعال شده و توانایی حرکت نداشته باشد نیز Indoctrination تآثیر خود را روی قربانی گذاشته و او را دچار جنون و اعمال عجیب می کند.
ریپر ها علی رغم قدرت فوق العاده زیاد و نیروی عظیم خود ، غیرقابل شکست نیستند. آن ها مخصوصاً در حالتی که در خواب زمستانی به سر می برند ، به شدتتتتتت آسیبب پذیر هستند. ولی آن ها از این موضوع آگاه بوده و به همین دلیل دسترسی به Dark Space را برای سایر نژادهای کهکشان قطع کرده و بدون مشکل به خواب زمستانی می روند. آن ها همچنین یک نماینده و پیشوا دارند که در کهکشان حضور داشته و در زمان مورد نیاز ، سیگنال مورد نظر را فعال کرده و باعث بیدار شدن سایر ریپر ها و هجوم آن ها به کهکشان می شود. دلیل حمله ریپر ها به کهکشان هنوز مشخص نیست ولی آن ها در بازه های زمانی مشخصی که معمولاً هر 50 هزار سال یک بار اتفاق می افتد ، به کهکشان آمده و تمام موجودات هوشمند را نابود می کنند. آن ها کوچک ترین ردی از خود به جای نگذاشته و بدون هیچ مدرکی دوباره به Dark Space برگشته و برای ذخیره انرژی خود به خواب زمستانی می روند.
البته ریپر ها برای حمله به کهکشان از نیروهای دیگری نیز کمک می گیرند. برای مثال انسان ها و سایر نژادها را به موجوداتی به نام Husk تبدیل می کنند.. موجوداتیییییی زامبی مانند که هیچ قدرت تفکر و تصمیم گیری ای نداشته و فقط به دشمنان ریپر ها حمله می کنند. آن ها همچنین از Collector ها برای مقاصد دیگر خود استفاده کرده و حتی سازه های عظیمی مانند انسان-ریپر نیز می سازند که ترکیبی از ویژگی های ژنتیکی انسان ها و خصوصیات ریپر ها می باشد.
اکنون بعد از حدود 50 هزار سال ، بار دیگر زمان آن فرا رسیده تا ریپر ها به دلایلی که تنها خود از آن ها آگاه هستند به کهکشان حمله کرده و تمام موجوداتت هوشمندددد رااا از بین ببرند. خوشبختانه این بار ساکنین کهکشان از این تهدید آگاه بوده و خود را تا حدودی آماده حمله این روبات های غول پیکر کرده اند.

Collector | کلکتور

این نژاد حشره مانند ، ابعادی مشابه انسان داشته و پوستی شبیه حشرات و ۴ عدد چشم در اختیار دارند. آن ها سرهایی بزرگ و مخروطی شکل دارند و صاحب بال هایی هستند که اجازه پرواز در فواصل کوتاه را به آن ها می دهد. ظاهر همه Collector ها بسیار به هم شبیه بوده و در زمان حمله ، مانند دسته ای از زنبورهای یک شکل به چشم می خورند. آن ها هرگز صدایی از خود منتشر نمی کنند ولی در زمان تیر خوردن و از بین رفتن ، ناله های دردناکی از آن ها شنیده می شود.
حقیقت تلخی در مورد Collector ها وجود دارد و آن هم این است که این موجودات در حقیقت همان پروثیان ها هستند. نژادی که تا سال ها گمان می رفت به طرززززززز عجیبی منقرض شده اند ولی آن ها منقرض نشده و در عوض توسط ریپر ها دستکاری عظیمی شده و به شکل کنونی درآمده اند. DNA آن ها توسط ریپر تغییر پیدا کرده و تعداد کروموزوم های آن ها سه عدد کمتر شده ، ساختار مولکول های آن ها دستخوش تحول شده و تغییرات بیشماری در سیستم بدن آن ها ایجاد شده است. به نظر می رسد ریپر ها قصد داشته اند از پروثیان ها برای مقاصد خود استفاده کرده و به تولید پروثیان-ریپر بپردازند ، ولی در این راه شکست خورده و با تغییرات ژنتیکی و ساختاری بدن پروثیان ها ، از آن ها نیروهای آماده به خدمت ساخته اند.
در مواقع جنگ ، هر بار یکی از Collector ها توسط سرپرست آن ها که Collector General نام دارد ، تحت کنترل قرار گرفته و بعد از انتشار نوری نارنجی رنگ از پوستتتت وووو چشمانش ، نیرو و عملکرد بهتری نسبت به همنوعان خود پیدا می کند. خود General Collector نیز به وسیله نیروی قدرتمند یکی از ریپر ها به نام Harbinger تصمیم گیری و رفتار می کند. به این معنی که Harbinger به نوعی در میدان جنگ حضور پیدا کرده و کنترل رفتار Collector مورد نظر را در اختیار دارد.
اطلاعات زیادی در مورد تاریخچه Collector ها در دست نیست و نام آن ها تا مدت ها به عنوان یک شایعه در کهکشان پیچیده بود و کسی از نزدیک این موجودات راااااا ندیدهه بود. تا اینکه آن ها به عنوان مآمورین ریپر ها شروع به ربودن انسان ها و از بین بردن کلونی های آن ها نمودند. آن ها در این راه از Seeker Swarms استفاده می کنند که توده ای عظیم از نانوذرات حشره مانند می باشد و باعث فلج شدن و بی حرکت کردن قربانی می شود. به این ترتیب کار برای سربازان Collector راحت تر شده و آن ها می توانند به سادگی به مقاصد و اهداف خود دست یابند.

Husk | هاسک

Husk ها را می توان زامبی های روباتیک نامید. آن ها در حقیقت موجودات زنده ای بوده اند که توسط ریپر ها به این شکل درآمده اند. تغییر شکل پیدا کردن یک موجود زنده به یک Husk به وسیله Dragon`s Teeth صورت می گیرد. البته این نامی است که سربازان Alliance به این سازه ها داده اند. سازه هایی میخ مانند که جسد افراد یا در شرایط بدتر ، بدن زنده آن ها وارد آن می شود و بعد از طی شدن پروسه ای پیچیده ، بافت ها و پوست و آب بدن فرد با مواد الکتریکی و روباتیک تعویض می شود. همچنین خون فرد به ماده ای سبز رنگ تبدیل می گردد و بدن او نیز از خود پالس های الکتریکی منتشر می کند.
این موجودات از خود قدرت تفکر و تصمیم گیری ندارند و تنها کار آن ها حمله کردن به دشمن و از بین بردن او می باشد. به این صورت که به دشمن نزدیک شده و باااااا پالسس های الکتریکی خود ، سپر محافظ دشمن را از بین برده و به او هجوم می برند. آن ها در حقیقت سربازان ریپر ها برای مبارزات زمینی و محدود می باشند و خیلی اوقات به عنوان نیروهای همراه Collector ها نیز دیده می شوند.
انواع مختلفی از Husk ها وجود دارند که هرکدام قابلیت ها و توانایی های منحصربفردی دارد. برای مثال نوعی از آن ها به نام Abomination با نزدیک شدن به قربانییی ،،،،، منفجر شده و آسیب زیادی به او وارد می کند. نوعی دیگر به نام Scion از ترکیب ۳ عدد Husk تشکیل شده ، قدرت بسیار زیادی داشته و از اسلحه های دوربرد قدرتمندی نیز استفاده می کنند. عظیم ترین نوع Husk نیز Praetorian ها می باشند که ترکیبی از ۳۰ عدد Husk متصل شده به هم هستند. تنها یک Praetorian برای به هم زدن معادلات میدان جنگ کافی می باشد. آن ها سپر محافظ قدرتمندی داشته و از اسلحه بسیار نیرومندی نیز استفاده می کنند که به سرعت دشمن را از بین می برد.

با حمله ریپر ها به کهکشان، دامنه تغییرات ژنتیکی موجودات زنده به سایر نژاد ها نیز رسید که هرکدام ویژگی ها و توانایی های خاص خود را دارند:

Banshee: موجوداتی بر پایه آساری های Ardat-Yakshi که از نظر Biotic بسیار قدرتمند هستند.

Brute: موجوداتی نشات گرفته از توریان ها و کروگان ها که قدرت نظامی و تاکتیکی دو نژاد را ترکیب میکند.

Cannibals: موجوداتی بر اساس باتاریان ها که وظیفه خوردن هاسک های مرده و سپس ساختن سپر در میدان نبرد را برعهده دارند.

Harvester: موجوداتی بر پایه Harvester ها که وظیفه حمل و نقل هاسک ها را برعهده دارند.

Marauder: توریان های تغییر یافته که سپر های بسیار قدرتمند را برای دیگر هاسک ها تهیه میکنند.

Ravager: نشات گرفته از رکنای ها و مجهز به اسلحه های دوربرد بسیار قدرتمند.

Swarmer: بر پایه رکنای های کارگر، که به صورت انتحاری به دشمنان حمله میکنند.

Yahg | یاهگ

Yahg ها 8 عدد چشم دارند که هرکدام از آن ها به دقت محیط را بررسی کرده و باعث می شود کوچک ترین حرکتی از چشم تیزبین آن ها پنهان نماند. بدن آن ها حساسیت بسیار بالایی به ریزترین حرکات موجود در محیط داشته و هیچ شکاری نمی تواند از دست آن ها در امان باشد. این نژاد از نظر قدرت بدنی و نیروی جسمانی نیز کمتر رقیبی به خود می بینند.
این نژاد ساکن سیاره Parnack ، موجوداتی عظیم الجثه بوده و بیشتر به خشونت و طبیعت پرخاشگرانه خود شهرت دارند. آن ها در طول تکامل خود به کامل تریننننننن شکارچیان سیاره ـشان تبدیل شده و نیرویی جلودار آن ها نمی باشد. Yahg ها نخستین بار در سال 2125 توسط Citadel Council شناسایی شدند ولی خیلی سریع به دلیل از بین بردن نمایندگان Council ، طرد شده و ارتباط با آن ها قطع شد. آن ها در آن زمان از نظر تکنولوژی در سطح پایینی بوده و حالتی مشابه انسان ها در قرن بیستم داشتند.
اندکی بعد از قطع ارتباط Council با Yahg ها ، مآمورین Shadow Broker یک Yahg را برای تحقیقات خود ربودند. آن ها روی این موجود آزمایشاتی انجام داده و مدتیییییی بعدد او را به یکی از مآمورین خود تبدیل کردند. ولی طبیعت خشن این موجود باعث بروز مشکلاتی می شد و او از دستورات سر باز می زد و در نهایت نیز Shadow Broker را به قتل رسانده و خود جانشین او شد. این Yahg به مدت 6 دهه در نقش Shadow Broker باقی ماند و در این مدت به شهرتی زیاد رسید و البته قربانی های زیادی نیز گرفت. بسیار پیش آمده بود که مآمورین Shadow Broker وارد اتاق کار او شده و دیگر زنده برنگشته اند. سرانجام این Yahg توسط Commander Shepard و Liara T’Soni به قتل رسید.
Yahg ها دارای جامعه منحصربفردی هستند. آن ها هرگز با یکدیگر همکاری نمی کنند ، مگر وقتی که یک رهبر مقتدر به دست بیاورند. رهبری که با منش اجتماعییییی خوددد یا خشونت بالای خویش ، آن ها را هدایت کند. زمانی که این رهبر انتخاب می شود ، سایر Yahg ها به هیچ عنوان برای او مشکل ساز نشده و با وفاداری کامل به او خدمت می کنند.

Thorian | ثوریان

Thorian یا نام دیگر آن ، Species 37 گیاه باستانی خردمندی است که عمری بیش از 50 هزار سال دارد. او توانایی رفتن به خواب زمستانی برای هزاران سال را دارد و به همین دلیل سن واقعی اش مشخص نیست. این موجود عجیب قدرت کنترل ذهن افراد را داشته و از توانایی های تله پاتیک بهره مند بوده و شبکه ای از رشته های حسی عظیم دارد. Thorian می تواند با پخش هاگ های مخصوصی در هوا ، ذهن افراد را کنترل کرده و آن ها را به برده خود تبدیل کند. در این صورت آن فرد هیچ کنترلی از خود نداشته و به خدمتکار Thorian تبدیل می شود.
ریشه های Thorian تا کیلومترها در منطقه پیرامون خود کشیده شده و سطح عظیمی از منطقه را می پوشاند. به گفته بعضی از دانشمندان او در حقیقت شبکه اییی اززززز رشته های به هم تنیده شده و در هم پیچیده می باشد. این گیاه اسرارآمیز حتی پیش از ورود Prothean ها به سیاره Feros ، در آنجا مستقر بوده است. در دهه های اخیر تشکیلات ExoGeni Corporation تحقیقات زیادی روی Thorian انجام داده و اطلاعات بیشتری در مورد او بدست آورده اند. این موجود عظیم الجثه برای ارتباط برقرار کردن با سایر نژادها از کلون هایی که تولید می کند ، بهره می برد. به این صورت که یک فرد را به عنوان طعمه در اختیار داشته و از روی آن کلون ساخته و با نیروی ذهن خود از طریق آن کلون به گفتگو با سایرین می پردازد. همچنین برای مقابله با دشمنان ، موجوداتی به نام Thorian Creeper تولید می کند که به نظر می رسد از جسد انسان ها تشکیل شده اند و با دست هایی چنگک مانند و صورتی بدون چشم به سمت دشمن می روند.

Rachni | رکنای

این نژاد حشره مانند موجوداتی هوشمند و بسیار تهاجمی بوده و قادر به انجام سفرهای فضایی می باشند. آن ها از قابلیت Hive Mind استفاده می کنند و می توانند ذهن های خود را به یکدیگر متصل کرده و نیروی ذهنی خود را از این طریق به مراتب افزایش دهند.
سال ها پیش زمانی که جمعیت این نژاد بسیار بیشتر از حالت فعلی بود ، آن ها به کهکشان حمله کرده و تقریباً هیچ نژادی در کهکشان از دست آن ها در اماننننن نماندههه بود. نبردهای عظیمی بین آن ها و Citadel درگرفت که بعدها تحت عنوان Rachni Wars شناخته شد. نیروی Rachni ها به قدری زیاد شده بود که Citadel توانایی مقابله با آن ها را نداشت و به همین دلیل Salarian ها متوسل به Krogan ها شده و از نیروی عظیم این نژاد برای مبارزه با Rachni ها استفاده کردند. اکثر Rachni ها بعد از این اتفاق منقرض شدند و حتی Citadel تا سال ها فکر می کرد که دیگر هیچ Rachni ای در کهکشان باقی نمانده است.
آن ها معمولاً در سیاراتی با شرایط زیست محیطی نامساعد زندگی می کنند که امکان حیات برای سایر موجودات فراهم نمی باشد. ولی چنانچه نژاد دیگری قصددددددد دستیابی به محل زندگی آن ها را داشته باشد نیز به وسیله Rachni ها و حالت تهاجمی فوق العاده بالای آن ها خیلی سریع از بین می رود. اکثراً به Rachni ها به چشم موجوداتی کم هوش و بی خرد نگاه می شود ولی آن ها همان طور که ذکر شد حتی قادر به مسافرت های فضایی نیز هستند. در کنار این ، ابزار مخصوصی برای خواب مصنوعی تولید کرده اند و حتی اسلحه های منحصربفردی نیز تهیه نموده اند.
ملکه Rachni ها رهبریت نیروی Hive Mind را برعهده دارد. آن ها برای ارتباط با یکدیگر از راه های معمول استفاده نمی کنند و از روش هایی چون تولید اصوات غیرر قابلللللل شنیدن برای سایر نژادها یا نیروی تله پاتیک بهره می برند. اصوات تولید شده توسط آن ها حالتی موسیقی مانند دارد و آن ها صحبت کردن با یکدیگر را نوعی آواز خواندن دانسته و حتی به سیاره محل زندگی خود نیز Singing Planet (سیاره آوازه خوان) می گویند.

Varren | ورن

این موجودات ساکن سیاره Tuchanka ، به خوردن همه چیز علاقه نشان می دهند و موجوداتی درنده و وحشی هستند. اگر شکار آماده ای گیر بیاورند ، به آن حمله کرده و از گوشت تازه آن لذت می برند. ولی اگر تعداد آن ها زیاد و شکار هم کم باشد ، به لاشه خواری روی می آورند.
Varren ها به سرعت با محیط وفق شده و در شرایط مختلف محیطی به زندگی ادامه می دهند. آن ها همچنین سرعت زاد و ولد بسیار بالایی داشته و به همیننن دلیللللل خیلی سریع محیط پیرامون خود را به تصرف خویش درآورده و سایر موجودات را ناکام می گذارند.
Krogan ها رابطه جالبی با Varren ها دارند. از یک طرف با آن ها بر سر مناطق تحت تسلط خود می جنگند و از طریق دیگر از آن ها مثل یک حیوان دست آموز وو نیرویییییی کمکی بهره می گیرند. حتی مسابقاتی نیز در قلمروی Krogan ها جریان دارد که در آن ها دو Varren با یکدیگر جنگیده و Krogan ها با شرط بندی روی برنده ، پول خوبی بدست می آورند. البته در کنار Krogan ها ، Batarian ها نیز از این موجودات وحشی استفاده های زیادی کرده و آن ها را همراه خود به میدان های جنگ می برند.
بعضی از نژادها از Varren ها به عنوان غذایی لذیذ استفاده می کنند و تبلیغات مختلفی برای فروش کباب و استیک این موجودات در نقاطی مانند Illiumm دیده میییییی شود.

Thresher Maw | ثرشر ماو

Thresher Maw ها موجودات کرم مانند غول پیکر و گوشتخواری هستند که در زیر زمین زندگی می کنند. آن ها به محض نزدیک شدن طعمه ، ناگهان از زیر زمین بیرون آمده و طعمه خود را به سرعت می خورند. آن ها علاوه بر در اختیار داشتن چنگک هایی عظیم برای از بین بردن دشمن ، در فواصل دور نیز از نوعی اسید چسبناک استفاده می کنند که دشمن را کُند و زمین گیر کرده و باعث می شود این موجود راحت تر به طعمه خود نزدیک شود.
طول Thresher Maw ها روی سطح زمین به 30 متر هم می رسد و حدوداً دو برابر این مقدار نیز در زیر سطح زمین درازا دارند. سرعت حرکت آن ها روی سطح زمینننن کُندددد می باشد ولی در زیر زمین با سرعتی زیاد به اطراف حرکت می کنند.
Thresher Maw ها خیلی به ندرت در کنار هم دیده می شوند و معمولاً در هر سیاره حداکثر 2 یا 3 عدد از آن ها زندگی می کنند. سیاراتی که اکثراً بدون جو بوده وووووو موادد معدنی مناسبی برای تغذیه آن ها در خود دارد. آن ها زندگی در محیط های پهناور و وسیع را به زندگی در کوهستان ها و دره ها ترجیح می دهند.
نحوه تولید مثل این موجودات به این صورت است که یک هاگ را پرتاب کرده و این هاگ می تواند هزاران سال بدون هیچ مشکلی در یک محل باقی بماند. به دلیللللل پوستههه سخت و خصوصیات منحصربفرد این هاگ ها ، آن ها خیلی سخت آسیب می بینند و در زمان مناسب به یک Thresher Maw تبدیل می شوند.

Virtual Alien

این نژاد که هنوز نام آن ها مشخص نشده ، شامل یک میلیارد نفر از اعضایی می شود که مدت ها پیش ذهن خود را درون یک سفینه فضایی دانلود کردند تا از نابودی تمدن خود جلوگیری کنند.
کوچ اجباری این نژاد به خاطر یک ابر نواختر (Supernova که به انفجار عظیم یک ستاره گفته می شود) بود که حدود 8 هزار سال پیش در شرف وقوع بود. آن ها براییییییی جلوگیری از نابودی کامل جوامع خود تصمیم گرفتند نیروی ذهنی و خودآگاهی خود را در سوپرکامپیوترهایی ذخیره کرده و یک دنیای مجازی نیز درون این سفینه فراهم کنند تا به صورت مجازی به زندگی ادامه داده و از خطر انقراض خود جلوگیری نمایند.
در سال 2185 آن ها با Citadel Council ارتباط برقرار کرده و تقاضای تآمین نیرو برای سیستم های سفینه خود را کردند. Council که از ماهیت این نژاد با خبر نبودهه وووووو نگران بروز مشکلاتی بود ، آن ها را متوقف ساخت ولی آن ها پیشنهاد ارائه تکنولوژی های فوق العاده پیشرفته خود را در ازای کمک Council مطرح کردند.
خصوصیات بیولوژیکی Virtual Aliens مشخص نیست. آن ها در حال حاضر بدن فیزیکی در اختیار ندارند و تنها نیروی ذهنی آن ها است که در سفینه قرار گرفته و ایننننننن نیروی ذهنی می تواند کنترل سایر گونه ها و موجودات زنده را در دست بگیرد.

Raloi

این نژاد شبه پرنده در سیاره Turvess سکونت دارند و اولین بار در سال 2184 با Asari ها ارتباط برقرار کردند. آن ها در این سال نخستین تلسکوپ فضایی خود را تهیه کرده و از طریق آن کشتی فضایی Asari ها به نام Azedes را در منظومه خود مشاهده نمودند.
Raloi ها در سال 2185 توسط Citadel Council به سایر نژادهای کهکشان معرفی شده و مورد استقبال و خوش آمدگویی سایرین قرار گرفتند. البته در جریان جشننننننن هایی که برای معرفی این نژاد ترتیب داده شده بود ، بیماری ای مشابه آنفلوانزا در میان آن ها سرایت کرد که باعث شد از آن پس در زمان ارتباط برقرار کردن با سایر نژادها ، مجبور به استفاده از پوشش های مخصوص باشند. بعد از اتمام جشن های خوش آمدگویی ، نماینده ای از طرف Raloi ها به Citadel اعزام شد تا در طول 3 ماه ، با قوانین کهکشان ، تاریخچه و فرهنگ سایر نژادها و تکنولوژی های موجود در کهکشان آشنا شده و این موارد را به سایر افراد نژاد خود آموزش دهد.

Adjutant

Cerberus مسئول به وجود آمدن این موجودات می باشد. آن ها یک کلونی از Adjutant ها در پایگاه تحقیقاتی خود در Avernus Station داشته و از آن ها برای اعمال فشار به Aria T’Loak و تحت اختیار درآوردن Omega استفاده کردند.
در ساختار ژنتیکی Adjutant ها از تکنولوژی Reaper ها استفاده شده و آن ها می توانند قربانی خود را آلوده کنند. به این صورت که هر فرد در اثر تماس با این موجوداتتتتت ،،، به سرعت به یکی از آن ها تبدیل می شود. البته Adjutant جدید در ابتدای کار ضعیف بوده و قدرت بدنی کمی دارد ولی بعد از گذشت اندک زمانی ، کدهای ژنتیکی جدید او کامل شده و قدرت نهایی خود را بدست می آورد. تنها راه جلوگیری از تبدیل افراد معمولی به Adjutant ، کشتن افراد آلوده می باشد. هدف اصلی این موجودات ، تبدیل سایر نژادها به Adjutant بوده و برای همین ترجیح می دهند قربانی خود را به صورت سالم به چنگ آورند ، زیرا مرده ها به درد آن ها نمی خورند.

Pyjak

نام دیگر Pyjak ها ، Space Monkeys می باشد. آن ها در سیارات Eletania ، Tuchanka و Zorya یافت می شوند و بدن آن ها به سرعت با شرایط محیطی مختلف تطابق پیدا می کند. این موجودات در گروه های کوچکی زندگی می کنند و گاهی اوقات به علت کنجکاوی خود باعث ایجاد دردسر برای سایر نژادها می شوند.

Space Beatle

این نژاد که شباهت زیادی به سوسک های زمینی دارند ، در سیاره Ontarom زندگی می کنند. این موجودات بیشتر در کنار یکی از سفینه های کاوشگر سقوط کرده در Ontarom دیده می شوند و احتمال دارد توسط همین وسیله وارد این سیاره شده باشند. البته نمونه هایی از آن ها در سیارات دیگر مانند Haestrom نیز مشاهده شده است.

Space Cow

این موجودات گیاهخوار در کنار 4 پای خود ، 2 عدد دست نیز دارند و ساکنین سیاره Ontarom می باشند. آن ها معمولاً به صورت گله ای مشغول به خوردن علف هستند و علاوه بر Ontarom ، در سیارات دیگری نظیر Chasca ، Nodacrux و Aite نیز زندگی می کنند.

Pod Crab

این موجودات شبه خرچنگ ساکنین سیاره Virmire می باشند. آن ها روی 4 پای خود راه رفته و آزاری به سایر نژادها نمی رسانند. قدرت بدنی آن ها بسیار کم بوده و به سادگی با شلیک یک گلوله از بین می روند و توجه زیادی به خطرات پیرامون خود ندارند.

Gas Bag

Gas Bag ها در سیاره Eden Prime زندگی می کنند. این موجودات عجیب کیسه های هوای پر شده از گاز را بر بدن خود دارند که به آن ها اجازه می دهد به راحتی از محلی به محل دیگر نقل مکان کنند. آن ها دارای 4 عدد پا و 4 عدد شاخک می باشند که این شاخک ها برای گرفتن طعمه های موجود در باتلاق ها مورد استفاده قرار می گیرد.

Nathak

این نژاد لاشه خوار که تا حدودی شبیه به گرگ های زمینی هستند ، در سیاراتی مانند Noveria زندگی می کنند که در برف و بوران به سراغ لاشه سایر موجودات رفته و غذای خود را از این راه تآمین می نمایند.

Kirik

Kirik ها موجوداتی سوسک مانند هستند که دارای قابلیت های Biotic می باشند. آن ها در سیاره Ekram زندگی می کنند و به دلیل قدرت های Biotic خود و البته هوش بهتری که نسبت به سایر حشرات دارند ، توجه Citadel Council را جلب کرده و احتمال دارد توسط بیولوژیست ها دستخوش تغییراتی شده و سریع تر به مرحله هوشمندی کامل برسند.

Harvester

در سیاراتی مانند Tuchanka و Tarith موجوداتی زندگی می کنند که حالتی بین خزنده و حشره دارند. آن ها حدوداً یک سوم Thresher Maw ها هستند ولی از نظر خشن بودن مانند آن ها رفتار می کنند. Harvester ها در موقع حمله به دشمن به سمت آن Klixen پرتاب می کنند که معلوم نیست Klixen ها توسط آن ها تولید می شوند و یا فقط به عنوان یک ابزار دفاعی به کمک آن ها می آیند.

Klixen

Klixen ها نژادی ساکن Tuchanka هستند که شباهت زیادی به Rachni ها دارند. آن ها معمولاً در کنار Harvester ها دیده می شوند. این موجودات به آرامی حرکت کرده و برای حمله به دشمن از نفس آتشین خود استفاده می کنند و البته در موقع مرگ ، منفجر می شوند.

[nextpage title=”نژادهای باستانی”]

Prothean | پروثیان

پروثیان ها نژادی باستانی بودند که 50000 سال پیش ناگهان و به صورت مرموزی ناپدید شدند. تا مدت زمان زیادی هیچ اطلاعاتی از شکل ظاهری پروثیان ها، ویژگی های بیولوژیکی آنها و حتی کلیت نژاد و تمدن آنها در دست نبود. با یافتن مجسمه هایی در سیاره Ilos، برای اولین بار کهکشان با آنچه در آن زمان به عنوان ظاهر پروثیان ها پنداشته میشد، روبرو شد که البته بعد ها (و به لطف جاویک) مشخص شد که این مجسمه ها هیچ ارتباطی با پروثیان ها نداشته و در واقع مربوط به نژادی باستانی و ما قبل پروثیان ها بنام Inusannon بوده است.

سالیان سال بود که از نحوه انقراض و نابودی پروثیان ها هیچ مدرک و اطلاعاتی در دست نبود تا اینکه سرانجام مشخص شد که ریپر ها باعث ناپدید شدن آن ها شده اند. حتی بعدها این موضوع نیز مشخص شد که پروثیان ها به صورت کامل منقرض نشده اند ، بلکه با دستکاری های عظیم ساختاری و ژنتیکی ، به نژادی دیگر به نام Collector ها تبدیل گشته اند که هدف از ایجاد آن ها ، خدمت کردنشان به ریپر ها بوده است.
از پروثیان ها آثار و بقایای زیادی در کهکشان به جای مانده که بخشی از همین خرابه ها و بقایای تمدن پروثیان ها در سیاره مریخ باعث شد که انسان ها بهه تکنولوژیییییی های پیشرفته دست یافته و در زمانی کوتاه ، به نقاط مختلف کهکشان سفر کرده و با سایر نژادها آشنا شوند. یکی از سازه های مخصوص پروثیان ها ، Beacon های آن ها می باشد. آنتن های ارتباطی پیشرفته ای که در نقاط مختلف کهکشان کار گذاشته شده و از طریق آن می توان افکار را از ذهن یک نفر وارد ذهن فرد دیگر کرده و مجموعه ای عظیم از اطلاعات را فراهم ساخت. Beacon ها حتی بعد از نزدیک به ۵۰ هزار سال نیز سالم مانده و به کار خود ادامه می دهند. آن ها همچنین محفظه های پیشرفته ای برای خواب مصنوعی داشته و تکنولوژی قدرتمندی نیز برای ساخت VI در اختیار داشته اند. این نژاد علاوه بر خلق سازه های تکنولوژیک ، علاقه زیادی نیز به مطالعه روی سایر نژادها مانند انسان ها و هنار ها داشتند. در آن زمان هنوز این نژادها به تکامل و پیشرفت خود نرسیده بوده و به موجوداتی جالب برای تحقیق و بررسی پروثیان ها تبدیل شده بودند. تا جایی که حتی هنار ها احترام زیادی به پروثیان ها گذاشته و سخن وری و هوشمند شدن خود را به آن ها نسبت می دهند و این نژاد را مانند خدایان خود می پرستند. تا مدتی پیش تصور می شد که Citadel و Mass Relay ها نیز توسط پروثیان ها ساخته شده اند ، ولی در نهایت مشخص گردید که ساخت این سازه های عظیم ، کار ریپر ها بوده است.
در مورد جوامع پروثیان ها و نحوه زندگی آن ها اطلاعات چندانی در دست نیست و تنها این نکته مشخص شده که آن ها نیز مانند سایر نژادها ، Citadel را مرکز وو قلبببببب اجتماع خود انتخاب کرده و تصمیم گیری های مهم خود را در این مکان انجام می داده اند. پروثیان ها علاقه زیادی به ساخت و ساز و پیشرفت تکنولوژی داشته اند و هنوز هم آثار به جای مانده از آن ها را می توان در سیاراتی چون Feros ، Quana و Therum پیدا کرد.کهکشان راه شیری میلیاردها سال عمر کرده و در طول زمان میزبان نژادهای بی شماری بوده است. بعضی از این نژادها تا امروز کمتر شناخته شده و اطلاعات بسیار محدودی در مورد آن ها وجود دارد که به معرفی آن ها می پردازیم :

:

Arthenn

نژاد Arthenn حدود 300 هزار سال پیش در منظومه Zelene پدیدار شد. سیاره محل سکونت آن ها Helyme بوده که به دلایل ناشناخته ای حیات تمام موجودات زنده این سیاره از بین رفته است. Arthenn ها در سیارات دیگری چون Epho و Gaelon نیز فعالیت هایی چون استخراج معادن و عناصر مختلف را انجام داده اند. بقایای به جای مانده از این نژاد نشان می دهد که آن ها احتمالاً از نظر پیشرفت علم و تکنولوژی به حد نژادهای امروزی رسیده بوده اند.

Inusannon

نژادی ماقبل پروثیان ها که تنها اطلاعات موجود در مورد آنها به نبردشان با نژاد Thoi’han بر سر مالکیت سیاره Eingana در 127 هزار سال پیش برمی گردد. بقایای سفینه های جنگی هر دو نژاد در این سیاره به چشم می خورد.

Thoi’han

از این نژاد نیز مانند نژاد Inusannon تنها اطلاعاتی براساس بقایای باقی مانده از سفینه های جنگی آن ها در سیاره Eingana بدست آمده است.

Zeioph

نژاد پیشرفته Zeioph میلیون ها زیرزمین را به صورت استادانه ای در سطح سیاره Armeni ایجاد کرده بودند. اکتشاف و بررسی این زیرزمین ها و سردابه ها توسط Citadel Council ممنوع اعلام شده و برای همین حالتی مقدس نزد بعضی نژادها پیدا کرده اند.علاوه بر نژادهای بالا ، تعدادی نژاد دیگر هستند که حتی اسم مشخصی نیز نداشته و به نام سیاره های خود نامیده می شوند :

433Spidau

بعد از حفر معادن عمیق در Nubian Expanse مشخص شد که سیاره 433Spidau میزبان نژاد باهوشی بوده که حدود 1000 سال پیش بر اثر انفجار اتمی نابود شده اند. هنوز هم حدود 90 شهر باقی مانده از این نژاد دارای تشعشعات رادیواکتیو هستند.

Anjea

اسکن کردن سیاره یخی Anjea نشان داده که در این سیاره تعداد زیادی گودال و سازه با اندازه های یکسان وجود دارد. با اینکه به دلیل شرایط محیطی این سیاره نمی توان در آن به تحقیق و جستجو پرداخت ، ولی تعدادی از دانشمندان حدس می زنند که این سازه ها تابوت های اهالی این سیاره هستند که در زیر گودال ها قرار گرفته است.

Aphras

سیاره Aphras روزگاری توسط یک نژاد با ویژگی های پرندگان اشغال شده بود. ولی آن ها مورد هجوم شهاب سنگ ها قرار گرفته و به همراه بیشتر گیاهان و جانوران سیاره خود از بین رفتند. این روزها تنها حیات باقی مانده در سیاره آن ها به موجودات تک سلولی موجود در دریاها محدود می شود. سیاره همسایه Aphras یعنی Tosal Nym نیز توسط شهاب سنگ ها مورد اصابت قرار گرفت ، ولی در این سیاره تنها حیات محدودی در دریاها وجود داشته است.

Bothros

بقایای موجوداتی شبه انسان که تکنولوژی های لازم برای سفرهای فضایی را نیز داشته اند ، در صخره ها و یخ های این سیاره کشف شده است. منشآ این موجودات هنوز مشخص نشده ولی دانشمندان تآیید کرده اند که سیاره Bothros توسط نیروهای مهاجم مورد بمباران قرار گرفته است. در کنار اجساد ساکنین این سیاره ، باقی مانده هایی از سازه های فلزی آن ها که در اثر بمباران از بین رفته نیز مشاهده می شود.

Chasca

این سیاره دارای حلقه های کوچکی می باشد که از مواد مصنوعی تشکیل شده اند. این حلقه ها از فضا قابل مشاهده نیستند ولی از روی سطح سیاره ، به دلیل جذب و پخش نور جلوه زیبایی پیدا می کنند. هنوز کسی نمی داند که چه نژادی این حلقه های زیبا را با تکنولوژی عجیب آن ها ساخته است.

Cyllene

یک ایستگاه سوخت گیری Helium-3 به دور سیاره گازی Cyllene می گردد و فاصله زیاد منظومه Phi Clio که این سیاره در آن قرار دارد با Mass Relay ها و همین طور حالت قدیمی این ایستگاه نشان می دهد که روزگاری یک نژاد ناشناخته از آن استفاده می کرده است. احتمالاً همین نژاد بوده که ایستگاه های انرژی خورشیدی مختلفی را در دیگر سیاره این منظومه یعنی Parnassus ساخته است.

Etamis

سیاره Etamis روزگاری شرایط زندگی را در خود داشته ولی در حال حاضر سیاره ای لم یزرع و خالی می باشد که اقیانوس های آن خشک شده و جو آن نیز از بین رفته است. حفره های عمیق سطح Etamis نشان می دهد که حیات در این سیاره به وسیله بمباران نیرویی بیگانه نابود شده است. آثار باستانی به جای مانده بر Etamis بیانگر حضور نژادی بیگانه در این سیاره می باشد که بین 20 تا 40 میلیون سال پیش زندگی می کرده اند. هنوز مشخص نیست که این سیاره محل اصلی زندگی این نژاد بوده یا تنها یکی از کلونی های آن ها بوده است.

Farcrothu

یک سیاره گازی هیدروژن – هلیومی که بیشتر به وسیله قمرهای خود شناخته می شود. در بعضی از این قمرها کنده کاری ها و نقش و نگارهایی وجود دارد که توسط یک نژاد ناشناخته انجام شده است. ارسال امواج رادیویی به این قمرها نشان می دهد که آن ها حدود نیم میلیون سال پیش توسط این نژاد اشغال شده بودند.

Jartar

لاشه یک کشتی فضایی که حالتی زنده و ژنتیکی داشته و Leviathan of Dis نامیده می شود ، توسط Batarian ها در سطح سیاره Jartar پیدا شده است. هیچ گونه اطلاعاتی در مورد نژادی که این کشتی فضایی را ساخته اند در دست نیست ، ولی عمر Leviathan of Dis حدود یک میلیارد سال تخمین زده شده است.

Joab

این سیاره به وسیله یک نژاد شبه انسان با قابلیت پروازهای فضایی اشغال شده بوده که همه آن ها هزاران سال پیش توسط بمباران عظیم دشمنان خود از بین رفته اند. گرد و غباری که از این بمباران ایجاد شده ، جلوی تابش نور ستاره این سیاره به سطح آن را گرفته و باعث از بین رفتن تمام گیاهان و جانوران آن شده است. دانشمندان از طریق کپسول های مخصوصی که توسط افرادی از این نژاد در مناطق خارج از سیاره قرار داده شده ، از حضور آن ها مطلع شدند.

Junthor

Junthor روزگاری به عنوان کلونی یکی از نژادهای باستانی مورد استفاده قرار می گرفته است. خرابه های به جای مانده از این نژاد که شامل سازه های بسیار بزرگی می شوند ، هنوز هم در نزدیکی خط استوای Junthor پا بر جا هستند. یک ستون در مرکز این خرابه ها وجود دارد که بسیار استادانه ساخته شده و ترجمه کردن نوشته های روی آن قرن ها طول کشیده است. سرانجام گروهی از زبان شناسان Asari متن نوشته شده را رمزشکنی کردند که معنی آن به این شکل بود : “در میان سازه های ما قدم بزنید و عظمت ما را درک کنید.” همچنین خراشیدگی های عظیمی در سمت دیگر این ستون وجود دارد که در کنار آن نوشته شده است : “هیولاهای نفسانی”

Gamayun

سیاره گازی Gamayun دارای 6 قمر می باشد که در یکی از آن ها به نام Gigula ، لاشه ای از یک سفینه فضایی بیگانه به جای مانده است. تنها اطلاعات بدست آمده از این سفینه نشان می دهد که احتمالاً این نژاد دارای بدن هایی کشیده بوده اند.

Maji

جمجمه موجود ناشناخته ای در سیاره Maji پیدا شده است که آثار برخورد تیرهای قدرتمندی به آن دیده می شود. احتمال دارد این موجود برای برگزاری یکی از مسابقات شکار تفریحی بین دزدان فضایی به این سیاره آورده شده باشد.

Mnemosyne

یک Reaper از کار افتاده در مدار سیاره Mnemosyne وجود دارد که Cerberus عمر آن را حدود 37 میلیون سال تخمین می زند. این Reaper توسط سلاح پیشرفته ای که با نیروی شتاب دهنده کار می کرده به این روز درآمده است. سلاحی که نژاد استفاده کننده از آن مشخص نیست.

Siano

سازه های مصنوعی پیچیده ای در قسمت شمالی این سیاره وجود دارند که عمر آن ها به هزاران سال پیش می رسد. همچنین محفظه های حامل مواد رادیواکتیو نیز در بخش های دیگری از این سیاره به چشم می خورند. هنوز مشخص نیست که این سازه ها و محفظه ها برای نژاد ساکن سیاره Siano بوده اند یا توسط نژادی دیگر وارد این سیاره شده اند.

Vecchio

در بخشی از کوه های اطراف خط استوای سیاره Vecchio ، بقایای یک نژاد باستانی شبه انسان پیدا شده که در کنار آن ها کوزه ها و وسایل دست ساز دیگری وجود دارند. دانشمندان هنوز نمی دانند چه نژادی ساکنین این سیاره بوده اند.

[nextpage title=”سیارات و ایستگاه‌های فضایی”]

Citadel | سیتادل

 سیتادل یک ایستگاه فضایی عظیم و باستانی است که برای مدت زمان طولانی پنداشته میشد توسط پروثیان ها ساخته شده است. در چرخه حاضر، آساری ها پس از کشف Mass Relay ها، اولین نژادی بودند که موفق شدند به سیتادل دست یابند. پس از آنها و بعد از چند دهه سالاریان ها و سپس ولوس ها نیز به آنها ملحق شده و پا در سیتادل گذاشتند. نژاد های دیگر نیز پس از آن یکی یکی (چه با کمک آساری ها و چه به صورت مستقل) موفق به کشف سیتادل میشدند که این گسترش سریع باعث بوجود آمدن شورای سیتادل برای هرچه بهتر اداره کردن کهکشان و سیتادل شد. شورایی که در نهایت از سه نژاد اصلی آساری، سالاریان و توریان شکل گرفت. سیتادل به دلیل موقعیت جغرافیایی خود و قرار گرفتن در نزدیکی چندین Mass Relay مهم، به عنوان مرکز سیـاسی ، فرهنگی و اقتصادی کهکشان شناخته می شود و اکثر نژادها اکنون یک سفارت خانه در Presidium (قلب سیتادل) دارند.
برج اصلی سیتادل در مرکز Presidium واقع شده و تالارهای شورای سیتادل را در خود دارد. پنج بخش بازو شکل نیز از Presidium منشعب شده اند که Wardssss نامیدهههه می شوند. بخش داخلی Wards حالتی شهر مانند داشته و میلیون ها سکنه از نقاط مختلف کهکشان را در خود جای داده است.
سیتادل به سادگی نابود نمی شود. اگر مورد حمله قرار گیرد ، بازوهای پیرامون آن بسته شده و یک سد دفاعی غیر قابل نفوذ را تشکیل می دهند.

با اینکه مدت زمان زیادی از کشف سیتادل میگذرد اما هنوز در دل خود راز های بسیاری دارد. از سن دقیق ایستگاه و عملکرد سیستم های تنظیم کننده آن گرفته تا موجوداتی عجیب بنام Keeper ها که از بدو پیدایش سیتادل در آن حضور داشته و وظیفه نگه داری از آن را برعهده داشته و همچنان هیچکس از ماهیت آنها چیزی نمیداند.

سیتادل ابعادی بسیار بزرگی دارد. حلقه مرکزی آن قطری به بزرگی 7.2 کیلومتر داشته و بازو های آن هرکدام 43.6 کیلومتر طول دارند. سیتادل روبنای پرپیچ و خمی دارد که از طریق تونل های کیپر ها قابل دسترسی است.

Earth | زمین

مرکز و زیستگاه بشریت. زمین، در حال ورود به عصر طلایی جدیدی است. صدها پایگاه و مستعمره در سیارات دیگر منابع خود را به سمت زمین و برای تامین نیازهای صنعتی، تجاری و هنری سرازیر کرده اند. به لطف آسمان خراش های آرکولوژی، زمین سبز تر از همیشه بوده و امکان استفاده بهینه تر از خشکی های آن به انسان ها داده شده است.

زمین هنوز بین انسان ها به بخش های مختلف تقسیم شده است اما همگی زیر پرچم Systems Alliance هستند. با اینکه انسان ها از داشتن زندگی طولانی تر و بهتر نسبت به هر زمانی لذت می برند. اما در عین حال هر روز شکاف بین فقیر و ثروتمند در حال وسیع تر شدن است و تکنولوژی بسیاری از کشورهای عقب افتاده هنوز در سطح تکنولوژی قرن بیستم است.

طی 200 سال گذشته سطح آب دریاها دو متر افزایش یافته است. به علت آسیب های زیست محیطی وارد شده در قرن 21 ام، آب و هوا به طور کلی ناآرام شده است. البته پیشرفت تکنولوژی در مهار آثار این ناآرامی ها به انسان ها کمک قابل توجهی کرده است.

Thessia | ثسیا

خانه ی آساری ها، مرکز بزرگترین اقتصاد در کهکشان راه شیری است. ذخایر Element Zero در این سیاره در حدی است که بر قیمت آن در کل کهکشان تاثیر می گذارد. حیات در ثسیا در محیطی غنی از ایزو (Element Zero) تکامل یافت و به همین علت، این سیاره میزبان گونه هایی فعال از نظر Biotic است. رفت و آمد به این سیاره به طرز سخت گیرانه ای تحت کنترل است اما با این حال، قاچاق هنوز جزو مشکلات اصلی است که آساری ها با آن مواجه اند.

ثسیا به جای داشتن دولتی منفرد، دارای جمهوریت های مختلف است که هر کدام دارای نیروی ارتشی قدرتمند هستند. در عین حال، مدتی طولانی است که هیچ جنگ داخلی یا خارجی در این سیاره رخ نداده است. آساری ها بخاطر نفوذ سیاسی و فرهنگی شان در کهکشان نژاد شناخته شده ای هستند.

Illium | ایلیوم

سیاره ای قابل سکونت که به عنوان مرکز بازرگانی و تبادلات بین Terminus Systems و آساری Republics محسوب می شود. مرکزی غنی که آساری ها صاحب آن هستند.

ایلیوم بخاطر سواستفاده از کارگران و قانونی کردن همه چیز به غیر از قتل بدنام شده است و بخاطر همین عوامل بهترین منطقه ممکن برای تولید انواع سلاح و دارو ها که تقریبا در هر جایی به غیر از این سیاره غیرقانونی هستند است.

با وجود این کالاهای خطرناک، ایلیوم بخاطر زرق و برق، لوکس بودن و امنیت تقریبا کامل، جزو مکان های مورد علاقه ی توریست ها به شمار می رود. بسیاری از افراد مشهور در خانه های مجلل آن صاحب خانه هستند (به خصوص در پایتخت آن، Nos Astra). تنها مانع برای انجام تجارت، بوروکراسی شدید آن است که تنها و فقط برای بالا بردن امنیت سیاره اجازه تجارت را می دهد.

Omega | امگا

امگا در ابتدا یک شهاب آسمانی غنی از Element Zero بود که پروثیان ها سعی در استخراج آن داشتند که بخاطر پوسته ی ضخیم و غیرقابل نفوذ آن ناچار به ترک آن شدند. هزاران سال بعد، پدیده ای طبیعی رخ داد که پروثیان ها هم قادر به انجام آن نبودند: برخورد با یک شهاب آسمانی دیگر که امگا را نصف کرد و استخراج منابع آن را بیش از پیش آسان تر ساخت. همین عامل باعث شد کلی توجه به سوی امگا جلب شود که بخش زیادی از این توجه از سوی سودجویان و دزدان بود و با گذشت زمان ساخت و ساز تاسیسات به صورت عمودی بر روی سطح این شهاب انجام یافت. امگا اکنون به عنوان یک ایستگاه فضایی، مرکزی بزرگ برای خرید و قاچاق مواد مخدر، سلاح و eezo یا همان Element Zero است. امگا توسط هیچ دولت یا ارتشی اداره نمی شود، اما تعدادی گروه مزدور قادر به ایجاد نظامی محدود در آن شده اند.

به منظور جلوگیری از برخورد احتمالی در آینده، ایستگاه امگا توسط میدان هایی عظیم الجثه که از خود میدان mass effect  تولید می کنند (mass effect field generators)  احاطه شده که باقیمانده های فضایی را از خود دور می کنند.

Palaven | پالاون

پالاون میزبان نژاد توریان است. این سیاره دارای میدان مغناطیسی ضعیفی در مقابل خورشید اش است و به همین دلیل در حیات جانوران، کاراباس های فلزی (مثل کاراباس های لاک پشت های زمین) تکامل یافته تا در برابر تابش اشعات خورشیدی حاصله نقش دفاعی داشته باشند. زندگی فتوسنتزی هم همچنین با این شرایط وفق و تکامل یافته است، بطوریکه فرآیند های متابولیک آسیب پذیر در طول روز متوقف شده و ترمیم آسیب های سلولی در طول شب انجام می پذیرد.

ساختار های قابل مشاهده در پالاون نشان از جامعه ی نظامی توریان ها می دهد. اما از زمانی که آن ها به جامعه ی کهکشانی پیوستند تنش ها به مراتب کمتر و دوستی با بیگانگان بیشتر شد.

Tuchanka | توچانکا

سیاره ی مورد سکونت کروگان ها دارای درجه های حرارت شدید، بیماری های بدخیم و جانورانی درنده و خشن است. حدود 1900 سال قبل از میلاد، کروگان ها انرژی هسته ای را کشف کردند و بی درنگ اقدام به جنگ های درون سیاره ای کردند. نتیجه، ایجاد یک زمستان هسته ای در کل سیاره بود. با نابودی اکثر پایه های صنعتی شان، کروگان ها وارد دوران تاریک جدیدی شده و تعداد گروه های قبیله ای در حال جنگ بیش از پیش شد. تا 2000 سال بعد، تعداد جمعیت در حالت کم باقی ماند.

اولین تماس با سالاریان ها تجدید حیات را میسر ساخت. کروگان های آورده شده به سیاره های دیگر به تولید مثل و اصلاح نژاد پرداخته و خانه شان را دوباره به تصاحب در آوردند. آن ها پناهگاه ی زیرزمینی عظیمی را به منظور حفاظت از تشعشعات ساختند که نقش موثری را در ایمن بودن آنها از Genophage ایفا کرد.

Sur’kesh | سورکش

زیستگاه سالاریان ها از چندین جهات به زمین شبیه است: جنگل هایی زیبا و پر از حیات و همچنین خطرناک. سالاریان ها که ذهنشان غرق در تکنولوژی است قبلا در مراحل اولیه تشکیل جامعه شان با مشکلاتی بزرگ همچون آلودگی و ضایعات روبرو بودند و به منظور حل بسیاری از مشکلات اجتماعی، قوانین پیچیده ای را در حیطه ی تولید مثل وضع کردند. جمعیت این سیاره زیاد اما پایدار بوده و نسبت به زمین پرآب تر است.

سورکش از آب و هوای مرطوب و پوشش گیاهی سرسبز برخوردار است. نواحی اطراف شهر های بزرگ و صنعتی به دقت زیر نظر گرفته می شوند تا نور خورشید به سطح همکف برسد و همچنین مسیر های بین جنگل ها همیشه برای گشت و گذار آماده باشند.

علف محلی Burngrass به دلیل ارزش زمین سازی آن، از عمده ترین صادرات طبیعی در این سیاره است.

Rannoch | رناک

سیاره ای خشک در منظومه ی Tikkun که قبلا میزبان نژاد کواریان بوده است. حدود سیصد سال پیش، کواریان ها توسط بردگان مصنوعی خودشان، گث، از سیاره خود بیرون رانده شدند.  از آن موقع تاکنون، گث در نقش محافظان این سیاره، به تغییر و اصلاح اکولوژی و ساختار آن مشغول بوده اند.

ستاره ی این سیاره نارنجی رنگ بوده و تقریبا 90 درصد جرم و نصف درخشندگی ستاره ی منظومه ی شمسی را دارد. با این حال، از نظر استاندارد های زمین، رناک سیاره ای خشک محسوب می شود چون هنگام تشکیل به ستاره اش نزدیک تر بوده و پوشش اقیانوسی کمتری را دارد. زندگی حاصل از فتوسنتز بیشتر اطراف رودها و اقیانوس ها متمرکز است که بین آن ها را کویر های وسیع دربرمی گیرند. به اهمیت گیاهان و سایه ها در فرهنگ کواریان  می توان در ترجمه اسم رناک  پی برد: باغ محصور

مهم ترین ویژگی این سیاره برای سنسور های یک سفینه ی فضایی منابع حرارتی بی شماری است که در مدار قرار دارند: هزاران ایستگاه فضایی کنترل شده توسط گث در حال نگهبانی از این سیاره هستند.

هیچ نوع حشره ای در رناک زندگی نمیکند و به همین خاطر، گیاهان برای گرده افشانی بر حیوانات تکیه کرده و بر همین اساس تکامل یافته اند. این همزیستی بین حیوانات و گیاهان منجر به ضعف سیستم ایمنی بدن در کواریان ها شده است. همین عامل مهاجرت به سیاره های دیگر پس از تبعید شدن توسط گث را برای آن ها بسیار دشوار ساخته است.

برای بسیاری از کواریانها تصاحب دوباره خانه شان از چنگ گث ضرورت فرهنگی و فیزیولوژیکی دارد.

Virmire | ورمایر

سیاره ای سرسبز و ایده آل برای سکونت موجودات مبتنی بر کربن که در مرز Attican Traverse واقع شده است. دوره مداری آن 9.2 سال زمین است. دریاهای وسیع در این سیاره و موقعیت مداری آن باعث بوجود آمدن سرزمین های استوایی مرطوب و گرمسیری شده است. متاسفانه، عواملی چون بی ثباتی سیاسی در Terminus Systems در نزدیکی این سیاره و همچنین در معرض خطر بودن از سوی دزدان فضایی، کولونی سازی Virmire را غیرایده آل ساخته است. تلاش های سیتادل برای تغییر وضعیت سیاسی آن ثمر بوده است. حتی Terminus Systems هم به بهانه نداشتن منابع کافی قصد مستقر شدن در این سیاره را ندارند.

[nextpage title=”توضیحات و اصطلاحات”]

Citadel Council

Citadel Council یا همان شورای Citadel ، یک کمیته اجرایی می باشد که از سه نماینده از جانب Asari Republics ، Turian Hierarchy و Salarian Union تشکیل شده است. گرچه آن ها قدرت رسمی برای اعمال قوانین بر روی نژادهای غیر عضو را ندارند ، ولی تصمیمات آن ها در کهکشان بسیار تآثیرگذار است. هیچ کدام از اعضای Council قدرتی بیشتر از دو فرد دیگر ندارند و همواره در کنار یکدیگر به همکاری ادامه می دهند.
هرکدام از نژادهای عضو Council یک بخش از کار را برعهده دارد. Asari ها در نقش دیپلمات و سیـاستمدار ، Salarian ها در نقش مآموران اطلاعاتی و Turian ها نیزززز درررر نقش نیروهای امنیتی و حافظ صلح در Council حضور دارند.
هر نژادی که در Citadel سفارت خانه دارد ، عضوی از آن محسوب شده و می تواند در جلسات Council شرکت داشته باشد. آن ها می توانند نظرات خود را بههههه گوششش Council برسانند ولی نقشی در رآی نهایی صادر شده ندارند. انسان ها نیز در سال 2165 از طریق Alliance یکی از اعضای Citadel شده اند.

Spectre

Spectres مخفف عبارت Special Tactics and Reconnaissance به معنی نیروهای اکتشافی و تاکتیکی ویژه هستند که تنها باید به Citadel Council پاسخگو باشند. آن ها مآمورین نظامی درجه یکی هستند که حق دخالت در مشکلات ایجاد شده برای صلح کهکشان را داشته و در مواقع لزوم می توانند تصمیمات لازم رو اتخاذ کنند.
Spectre ها به صورت تک نفره یا در گروه هایی حداکثر دو یا سه نفره به ایفای نقش می پردازند. بعضی از آن ها از روش های مسالمت آمیز و دیپلماتیک به حلللللل مشکلاتت می پردازند ولی برخی دیگر قاتلینی بی رحم بوده و برای رسیدن به هدف و رفع موانع از هر روشی استفاده می کنند. در مجموع آن ها از هر راهی برای نگهداشتن کهکشان در صلح و آرامش استفاده می کنند.
این نیروهای ویژه بعد از ملحق شدن Salarian ها به Council ایجاد شدند. تا سال ها کسی از حضور Spectre ها خبر نداشت و آن ها به صورت مخفیانه ایفایییی نقششش میی کردند ولی بعد از شورش Krogan ها ، فعالیت های Spectre ها نیز جنبه عمومی به خود گرفت.

Systems Alliance

Systems Alliance یک سازمان دولتی مستقل می باشد که نمایندگی نژاد انسان را در کهکشان برعهده دارد. Alliance مسئول تمام کارهای اجرایی و دفاعی انسان ها در کلونی ها و ایستگاه های فضایی مختلف آن ها است.
در آن زمان انسان ها تمام سیارات منظومه شمسی را مورد تحقیق و بررسی قرار داده بودند و کلونی سازی در کهکشان نمی توانست به سادگی و توسططط کشورهاییییی مختلف صورت گیرد. بنابراین Alliance تشکیل شد که نماینده ای از تمام انسان ها بود و ملیت های مختلف را زیر پوشش خود قرار می داد. بعدها نیز با روبرو شدن انسان ها با سایر نژادها ، نیاز به تشکیلاتی مشترک از طرف انسان ها برای ارتباط برقرار کردن با سایرین به چشم می خورد که در اینجا نقش Alliance پر رنگ تر شد.
البته تا پیش از First Contact War ، هنوز هم انسان هایی روی کره زمین بودند که با Alliance میانه خوبی نداشتند ، ولی وقتی کشورهای مختلف با یکدیگر بر سرررررر اینکهه کدام یک باید برای آزادسازی Shanxi اقدام کند ، جر و بحث می کردند ، Alliance دست به کار شده و نیروهای خود را به Shanxi فرستاد. بعد از آن محبوبیت Alliance به شدت بالا رفت و با ایجاد مجلس پارلمان مخصوص به خود ، به نماینده رسمی انسان ها در کهکشان تبدیل شد.

First Contact War

اولین تماس انسان ها با یک نژاد بیگانه در سال 2157 اتفاق افتاد. در آن زمان Alliance به همه گروه های تجسس خود اجازه داده بود که تمام Mass Relay های کشف شده را فعال کنند. این کار از دید نژادهای عضو Council عملی خطرناک ارزیابی می شد و وقتی یکی از گشت های Turian ها متوجه شد که انسان ها سعی در فعال کردن یک Mass Relay در آن نزدیکی دارند ، به آن ها حمله کرد. در جریان این حمله یکی از سفینه های انسان ها سالم باقی مانده و به طرف کلونی Shanxi عقب نشینی کرد.
Turian ها آن ها را تعقیب کرده و به نیروهای مستقر در Shanxi حمله کردند. Shanxi به تصرف Turian ها درآمد و این اولین و آخرین باری بود که یکی از کلونی هاییییییی انسان ها توسط نژادی دیگر تسخیر شد. Turian ها گمان می کردند که سفینه های زیادی که از انسان ها منهدم کرده اند ، تمام نیروی دفاعی انسان ها را تشکیل می دهند ولی به زودی توسط موج دوم نیروهای انسان ها به فرماندهی Admiral Kastanie Drescher غافلگیر شده و مجبور به ترک Shanxi شدند.
Turian ها بعد از آن مشغول آماده شدن برای نبردی به مراتب عظیم تر شدند و همین موضوع توجه Council را به خود جلب کرده و با اعلام آتش بس Council ، ایننننن نبرددد نیز به اتمام رسید. انسان ها شانس آوردند که اولین نبرد آن ها با نژادی بیگانه از طریق راه های دیپلماتیک حل و فصل شد.

Genophage | جنوفیج

این سلاح بیولوژیکی برای پایان دادن به شورش Krogan ها ساخته شد. این نژاد صدماتی به Citadel Council وارد کرده و با روحیه تهاجمی خود ، مشکلات زیادی برای سایر نژادها ایجاده کرده بودند. آمار زاد و ولد Krogan ها بسیار بالا بود و روز به روز به تعداد آن ها افزوده شده و سایر نژادها برای مبارزه با آن ها دچار مشکل شده بودند. در اینجا بود که Turian ها از Salarian ها برای دستکاری ژنتیکی در Krogan ها و پایین آوردن نرخ زاد و ولد آن ها کمک گرفتند.
ویروس Genophage سلول های بدن Krogan ها را دستخوش تغییراتی کرده و به وسیله از بین بردن کدهای ژنتیکی مخصوص زاد و ولد ، باعث می شد جمعیت آن هااااااا کمتر شده و مقابله با آن ها ساده تر شود. Salarian ها در ابتدا قصد داشتند از این ویروس تنها برای ترساندن و عقب نشینی Krogan ها استفاده کرده و به صورت محدود آن را به کار ببرند ، ولی Turian ها بعد از کامل شدن پروژه ، آن را به تولید انبوه رسانده و در تمام کلونی های دنیای Krogan ها پخش کرده و باعث آلودگی آن ها شدند.
Genophage باعث شد از هر 1000 Krogan ، تنها یکی بتواند بچه دار شود و برای همین تعداد محدودی از Krogan های ماده که توانایی بچه دار شدن را داشتند ،،،، بهههه افراد با ارزشی تبدیل شدند که جنگ های بسیاری بر سر تصاحب آن ها درگرفت. انتشار Genophage در سرزمین های Krogan ها یکی از جنجالی ترین و بحث برانگیزترین اقدامات کهکشان تاکنون بوده است.

Shadow Broker

Shadow Broker بالاترین مقام در یکی از بزرگ ترین سازمان های اطلاعاتی کهکشان می باشد. سازمانی که کار آن بدست آوردن اطلاعات محرمانه و ارزشمند بوده و با دریافت پول ، این اطلاعات را به مشتریان خود می فروشد. Shadow Broker در کار خود بسیار ماهر بوده و هیچ گاه اجازه نمی دهد مشتریانش از راز و رمز کار با خبر شوند و همواره آن ها را تشنه اطلاعات بیشتر نگه می دارد.
سازمان تحت اختیار Shadow Broker نفوذ بسیار بالایی در کهکشان دارد. او نمایندگانی در نقاط مهم کهکشان داشته و از طریق آن ها به برقراری ارتباط با مشتریاننننن مییی پردازد. این نمایندگان هیچ گاه نمی توانند متوجه شوند که چه کسی ریاست سازمان را برعهده دارد و تنها باید وظیفه خود را انجام دهند.
بعد از حادثه ای که برای سفینه Normandy پیش آمد ، Collector ها از طرف یکی از Reaper ها به نام Harbinger مآمور یافتن جسد Shepard شدند و در این راه اززززززز Shadow Broker کمک گرفتند. البته نقشه آن ها توسط Liara T’Soni خراب شد و بعدها نیز Liara به کمک Shepard به تشکیلات Shadow Broker رفته و با شکست دادن او که در حقیقت یک Yahg بود ، جای او را در این تشکیلات بدست آورد.

Cerberus | سربروس

به محض تمام شدن First Contact War خبرهایی از منبعی نامشخص در مورد تلاش نژادهای بیگانه برای قتل عام انسان ها پخش شد. این منبع سازمان Cerberus نام داشت و وظیفه خود را دفاع از انسان ها برای جلوگیری از حملات دشمنان از طریق Charon Relay می دانست.
البته این سازمان بعد از مدتی از یادها رفت ولی در سال 2165 تروریست ها برای دزدیدن مقادیری پاد ماده (Antimatter) به سفینه SSV Geneva حمله کردند ووووووو مسئولیت این کار را برعهده Cerberus گذاشتند. در میانه دهه 2160 تا 2170 ، مآمورین Cerberus تعدادی از سیـاستمداران بزرگ را کشته ، سفینه های حامل Element Zero را دزدیده و آزمایشات دردناک و سختی روی انسان ها و سایر نژادها انجام دادند. البته Cerberus هدف از انجام این کارها را دفاع از حقوق انسان ها در کهکشان می دانست و خود را حامی انسان ها نامیده بود.
رهبر Cerberus خود را Illusive Mannnn می نامد و این طور که به نظر می رسد ، او از هر راهی ، حتی کشتن انسان ها ، برای رسیدن به اهداف خود استفاده میییی کند.

Blue Suns

این گروه به وسیله یک Batarian بدنام و برده دار به نام Solem Dal’serah تشکیل شده است و هدف از ایجاد آن محافظت از دزدان و برده داران در فضای Skyllian Verge می باشد. نیروهای Alliance یک بار Dal’serah را دستگیر کردند ولی او بعد از 5 سال آزاد شده و این بار Blue Suns را به عنوان یک سازمان امنیتی قانونی ثبت کرد.
این روزها Blue Suns از نیروهای زیادی از نژادهای Batarian ، Turian ، Krogan و انسان ها تشکیل شده است و کارهای غیر قانونی خود را در پشت پرده کارهایییییی چوننن فروش اسلحه های سنگین انجام می دهند. با اینکه شواهدی وجود دارد که Blue Suns اسیران جنگی خود را به عنوان برده می فروشد ، ولی هنوز مدرک معتبری برای اعمال قانون در مورد آن ها بدست نیامده است.

Eclipse

این گروه نخستین بار توسط یک کماندوی Asari به نام Jona Sederis به عنوان تشکیلاتی امنیتی ایجاد شد. Eclipse با تآثیر گرفتن از عقاید نظامی Asari ها و Salarian ها ، به کارهایی چون خرابکاری مخفیانه ، به قتل رساندن دشمنان و کارهای امنیتی می پردازد. با اینکه دولتمردان Citadel با تردید و سوءظن به این گروه نگاه می کنند ، ولی آن ها در Skyllian Verge و منظومه Terminus از ارج و قرب بالایی برخوردار هستند.
Sederis در اوایل کار در نظر داشت که بازار را با گروه Blue Suns شریک شود و برای همین مآمورین او تعدادی از ایستگاه های فضایی موجود در کهکشان را به تصرفففففف خودد درآورده و به سرعت سهمی بزرگ در بازار این نوع گروه ها بدست آوردند.
Eclipse حدود 20% از Omega را تحت اختیار دارد و به کارهای مختلفی از تعمیرات روبات تا جنگ های بزرگ می پردازد. با وجود گزارشات مختلف در مورد اقداماتتتتتتت خرابکارانه و آدم ربایی های این گروه ، آن ها تمام مدارک را پاک کرده و این موضوعات را انکار می کنند.

Blood Pack

اعضای Blood Pack در ابتدا گروهی از مزدوران Vorcha در منظومه Terminus بودند که بعدها توسط یک جنگجوی Krogan به نام Ganar Wrang که به جرم حمله کردن به یک Krogan مونث تبعید شده بود ، به یک ارتش مجهز تبدیل شدند.
زمانی که Blood Pack هنوز در سطح یک گروه از دزدان Vorcha بود ، Wrang مقدمات گسترده تر شدن این گروه و استخدام نیروهای جنگی را داد و باعث معروفیتتتتتت گروهه شد. Wrang که پیش از این از جامعه Krogan ها تبعید شده بود ، بعد از بدست آوردن جایگاهی بزرگ در منظومه Terminus دوباره به میان Krogan ها بازگشت و توانست متحدانی از میان بزرگان Krogan ها و نیروهای جنگی آن ها بدست آورد و گروه خود را بیش از پیش قدرتمند سازد.
Blood Pack از حضور در فضای تحت مالکیت Citadel منع شده است ولی نیروهای آن به وسیله پرداخت رشوه به نقاط مختلف کهکشان می روند. گروهی که هیچچچچ گاهههه دست از اعمال خشونت برنداشته و تماس گرفتن با آن ها نیز بسیار دشوار می باشد.

AI – Artificial Intelligence | هوش مصنوعی

هر AI یک سیستم کامپیوتری خودآگاه می باشد که توانایی یاد گرفتن و تصمیم گیری مستقلانه را دارد. تولید AI های هوشمند به کدهای خاصی نیاز داشته و روند آموزش به آن ها کاری سخت و طاقت فرسا می باشد. همچنین برای استفاده از AI ها باید از کامپیوترهای کوانتومی مخصوصی به نام Blue Box استفاده کرد.
AI ها بدون Blue Box چیزی بیش از چند فایل اطلاعاتی نیستند و نمی توانند کار خاصی انجام دهند. وارد کردن این فایل ها به درون یک Blue Box باعث خلق AII میییییی شود و البته هر AI نسبت به سخت افزار کامپیوتر خود و نوع بارگذاری ، با سایر AI ها متفاوت خواهد بود. AI ها موجوداتی هستند که به دلیل توانایی های خود شباهت زیادی به یک موجود زنده داشته و گاهی اوقات به لفظ Artificial اعتراض کرده و این کلمه را نوعی نژادپرستی دانسته و عبارت Synthetic را مناسب تر می دانند.

VI – Virtual Intelligence | هوش مجازی

هر VI حالت پیشرفته ای از یک نرم افزار کاربری می باشد. VI ها از روش های مختلفی برای شبیه سازی مکالمات طبیعی خود با افراد استفاده می کنند که شامل حالت های صوتی و یا استفاده از یک اواتار برای مکالمه تصویری می شود. با اینکه VI ها طوری صحبت می کنند که مخاطب در برخورد با آن ها احساس مکالمه با یک موجود هوشمند را دارد ، ولی آن ها خودآگاه نبوده و نمی توانند موضوعات جدید را به صورت خودکار یاد گرفته یا از خود رفتار مستقلانه داشته باشند.
VI ها معمولاً در مواردی چون سیستم های تجاری و استفاده های خانگی کاربرد دارند. نوع کوچک تری از VI ها نیز تحت عنوان Agent ساخته شده اند که کارهاییییییی محدودی چون ایفای نقش منشی یا فیـلـتر کردن تماس های تلفنی و برنامه ریزی جلسات را برای صاحب خود انجام می دهند. به علاوه انواعی دیگر از آن ها نقش موتورهای جستجوی گسترده را داشته و اطلاعات مورد نیاز کاربر را تهیه می کنند.

Ardat-Yakshi | آردات یاکشی

آردات-یاکشی ها (در یکی از گویش‌های قدیمی آساری ها به معنی «اهریمن بادهای شب») نوعی حالت ژنتیکی خاص و کمیاب است که به‌طور بخصوصی سیستم اعصاب را تحت تأثیر قرار می‌دهد. (موارد ابتدایی این حالت بسیار معمول‌تر است و تقریباً 1% جمعیت آساری به آن مبتلا هستند.) هرچند این حالت تأثیری بر خود آساری ندارد، اما در پروسه جفت‌گیری به‌طور کامل ذهن جفت را تحت تأثیر قرار داده و باعث خونریزی شدید و در بسیاری از موارد، مرگ وی می‌شود. درنتیجه این عمل بعد از هر جفت‌گیری، آردات-یاکشی باهوش‌تر، قوی‌تر و کشنده‌تر می‌شود. همچنین آردات-یاکشی ها این قدرت را دارا هستند تا ذهن دیگران را کنترل و نابود کنند.

این بیماری تا زمانی که آساری به سنین بزرگ‌سالی برسد غیرقابل‌شناسایی است و بعدازاین سن هم دیگر غیرقابل درمان است. آساری های بیمار پس از تشخیص بیماری به دلیل ماهیت اعتیادآور آن دو انتخاب پیش رو دارند، زندگی ایزوله و تحت نظر و یا کشته شدن. Falera، Rila و Morinth که هرسه دختران Samara هستند مبتلا به پیشرفته‌ترین حالت این حالت ژنتیکی هستند. ریلا و فالرا در مرکزی خاص به زندگی ادامه می‌دهند درحالی‌که مورینث راهی متفاوت در پیش‌گرفته و با استفاده از توانایی‌های خود قدرت کم‌نظیری به دست آورده است. قدرتی تقریباً برابر با سامارا باوجود اختلاف سنی 500 ساله.

Normandy SR-1 | نرماندی SR1

Normandy SR-1 یا به اختصار Normandy ، یک نمونه اولیه از سفینه ای فضایی بود که Systems Alliance با همکاری Turian ها و پشتیبانی Citadel Council آن را ساخت. Normandy برای انجام کارهایی چون گشت زنی و مانور در مناطق صعب العبور ساخته شده و از تکنولوژی های مخفی کاری بسیار پیشرفته ای سود می برد.
اکثر سفینه های فضایی به دلیل ایجاد گرما در محیط اطراف خود به راحتی در کهکشان های تاریک و سرد قابل شناسایی هستند ولی Normandy توانایی این رااااا داشتتت که به طور موقت خود را خنک نگه داشته و از دیده شدن خود جلوگیری کند. به این ترتیب این سفینه می توانست ساعت ها خود را مخفی نگه داشته و حتی در حالت غیرفعال ، به مدت چندین روز از چشم دیگران پنهان بماند. البته این ویژگی های Normandy باعث بالا رفتن ریسک مسافرت با آن می شد ، زیرا کافی بود سیستم های سفینه دچار مشکل شوند تا تمام کارکنان آن به وسیله تشعشعات ساطع شده از سفینه از بین بروند.
یکی دیگر از بخش های جالب Normandy ، بخش Tantalus نام داشت که یک هسته Mass Effect با دو برابر اندازه استاندارد بود. بخش Tantalus در این سفینههههه اجازههه می داد که سرعت حرکت آن به مراتب بیشتر شده و بدون استفاده از نیروهای رایج سایر سفینه ها به حرکت ادامه دهد.
Normandy در سال 2183 توسط سفینه Collectorrrrrrr ها از بین رفت.

Normandy SR-2 | نرماندی SR2

Cerberus سال ها در حال کار کردن مخفیانه روی یک نسخه جدیدتر و بهینه تر از Normandy بوده است. در نهایت Normandy SR-2 خلق شد که ابعادی دو برابر SR-1 داشته و Tantalus آن نیز بزرگ تر از نمونه قبلی می باشد.
Normandy جدید از فضای بیشتری برای اسکان خدمه استفاده کرده و بخش های تحقیقاتی ، دیده بانی و انبار بزرگ تری در اختیار دارد. شاتل های مخصوصی در    SR-222 وجود دارند که در مواقعی که سفینه توانایی نشستن بر سطح مورد نظر را ندارد ، مورد استفاده قرار می گیرند. بخش مخصوصی نیز برای ارتباط مستقیم و آنی با Illusive Man در این سفینه طراحی شده است. هوش مصنوعی منحصربفردی به نام EDI نیز در سفینه وجود دارد که کنترل بخش های دفاعی آن را برعهده گرفته و حتی در مواقع مورد نیاز توانایی هدایت سفینه را نیز دارد.
آپگریدهای Normandy به همین جا ختم نشده و بدنه آن توانایی پشتیبانی از دیواره های زره ای و شتاب دهنده های بزرگ تر را بدست آورده و همچنین نیروی سفینهههه ازززز طریق پیشرفته ترین سوخت ها تآمین شده و توانایی حرکت با سرعتی بالا را در مناطق مختلف دارد.

M35 Mako

Mako یک وسیله نقلیه زمینی می باشد که برای اهداف تحقیقاتی و نظامی Systems Alliance ساخته شده است. این وسیله نقلیه به دلیل ابعاد مناسب خود می تواند به سادگی در بخشی از سفینه های فضایی قرار گرفته و در مواقع مورد نیاز روی سطح سیاره مورد نظر فرود آید.
Mako دارای یک تیربار قوی و یک اسلحه شتاب دهنده بسیار قدرتمند می باشد و در هنگام نبرد به خوبی از نیروهای خودی پشتیبانی کرده و به سرعت دشمنان راااااا نابودد می کند. همچنین به دلیل مکانیزم خاصی که در آن طراحی شده است ، در انواع سیارات با شرایط جوی و جاذبه ای متفاوت کارایی دارد.
تولید نیروی Mako برعهده سوخت های ترکیبی هیدروژن – اکسیژن بوده و البته از مقدار کمی Element Zero نیز استفاده می کند که در هنگام فرود بر سطحح سیارههههه موردد استفاده قرار می گیرد. همچنین برای عبور از صخره ها و محیط های شیب دار نیز استفاده از Element Zero باعث بالا رفتن و شتاب گرفتن Mako می شود.

Element Zero

Element Zero یا Eezo ماده کمیابی است که وقتی تحت تآثیر جریان الکتریکی قرار می گیرد ، میدانی از انرژی تاریک از خود ساطع می کند که جرم تمام وسایل اطراف خود را بالاتر یا پایین تر می آورد. از این نیرو برای موارد مختلفی چون ایجاد جاذبه مصنوعی تا ساخت وسایل فوق العاده مقاوم استفاده می شود. البته پر استفاده ترین مورد برای سفرهای فضایی با سرعت بیشتر از نور می باشد.
Element Zero زمانی تولید می شود که یک ماده ، مانند سطح یک سیاره ، مورد تابش انرژی حاصله از یک ابر نو اختر (انفجار عظیم یک ستاره) قرار گیرد. اینن مادهههههه معمولاً در خرابه های شهاب سنگ هایی که پیرامون یک ستاره نوترونی حرکت می کنند ، یافت می شود. البته استخراج از این شهاب سنگ ها کار بسیار دشواری بوده و به دلیل تشعشعات خطرناکی که ستاره آن ها دارد ، به وسیله روبات های مخصوص و از راه دور انجام می شود. به دلیل هزینه های بالای این کار ، تنها تعداد کمی از سازمان های مخصوص برای بهره برداری و استخراج Element Zero ایجاد شده اند.
انسان ها نخستین بار در یک ایستگاه تحقیقاتی به جای مانده از Prothean ها روی سیاره مریخ به Element Zero برخورد کردند و توانستند با استفاده از آن بههه سرعتتتتت های بالاتر از نور دست یابند.

FTL Drive

FTL مخفف عبارت Faster than Light به معنای سریع تر از سرعت نور می باشد و FTL Drive به حرکت فوق العاده سریع سفینه های فضایی توسط Element Zero گفته می شود. Element Zero می تواند جرم سفینه را کاهش داده و شتاب آن را به مراتب بالاتر ببرد و با وجود سرعت بسیار بالا ، خطری نیز خدمه سفینه را تهدید نمی کند.
البته سفینه های فضایی هنوز هم در کنار FTL Drive به سوخت های رایج مانند راکت های شیمیایی ، سوخت های گداختی و موتورهای یونی نیاز دارند. میزاننننن Elementtt Zero ای که برای این کار نیاز است ، نسبت به مسافت و نوع سفینه متفاوت بوده و هرچقدر ابعاد سفینه بزرگ تر باشد ، مقدار بیشتری از آن لازم است.

Mass Effect Fields

زمانی که Element Zero در معرض جریان الکتریکی قرار می گیرد ، می تواند باعث بالا رفتن یا پایین آمدن جرم اشیای پیرامون خود شود. با جریان مثبت ، جرم افزایش یافته و با جریان منفی ، کاهش پیدا می کند و هرچقدر که جریان الکتریکی قوی تر باشد ، انرژی تاریک ایجاد شده که روی جرم تآثیر می گذارد (Mass Effect) نیز بیشتر خواهد بود.
در فضا ، میدان هایی با جرم پایین توانایی سفرهای FTL (سریع تر از سرعت نور) را با قیمت کمتری فراهم می کنند. در نقطه مقابل ، میدان هایی با جرم بالاتر براییییییی مواردی چون ایجاد جاذبه مصنوعی و کنار زدن قطعات و خرابه های معلق در فضا کاربرد دارند. در ساخت و ساز نیز میدان های کم جرم برای ساخت آلیاژهای سبک تر و میدان های پُر جرم برای ایجاد سازه های مستحکم و متراکم به کار می روند.
در کاربردهای نظامی ، استفاده های زیادی از تکنولوژی های Mass Effect می شود. برای مثال در ساخت وسایل جنگی می توان از این تکنولوژی ها بهره برد… همچنیننننن برای ساخت Kinetic Barrier هایی که برای دفاع در برابر آتش دشمن ساخته می شود نیز استفاده هایی از Mass Effect می شود.

Mass Relays

Mass Relay ها از تکنولوژی فوق العاده پیشرفته ای بهره می برند که چیزی فراتر از تکنولوژی های نژادهای کنونی می باشد. آن ها سازه های عظیمی هستند که در نقاط مختلف کهکشان قرار داده شده و به سفینه ها اجازه حرکت از جایی به جای دیگر را با سرعتی فوق العاده بالا می دهند. در حالت معمولی ممکن است نقل مکان از جایی در کهکشان به جای دیگر سال ها یا حتی قرن ها طول بکشد ، ولی به کمک Mass Relay ها این کار در یک لحظه امکان پذیر می باشد.
Mass Relay های اصلی می توانند سفینه های فضایی را با سرعتی معدل چند هزار سال نوری از یک طرف کهکشان به طرف دیگر منتقل کنند. آن ها برای انتقاللل هاییییی خطی ساخته شده اند ، به این معنی که از یک Mass Relay اصلی تنها می توان به یک Mass Relay اصلی دیگر که از پیش تعیین شده است ، منتقل شد نه جای دیگر . Mass Relay های فرعی می توانند سرعتی برابر با چند صد سال نوری را برای سفینه فراهم کنند و در محدوده خاصی به هر یک از Mass Relay های فرعی دیگر منتقل کنند.
هنوز تعداد زیادی Mass Relay اصلی در کهکشان وجود دارد که موقعیت جفت دیگر آن ها پیدا نشده است و این Mass Relay ها تا زمانی که جفت آن ها پیدا شود ،،،،،،، غیرفعال باقی می مانند ، زیرا کسی تمایل ندارد از یک Mass Relay که سمت دیگر آن مشخص نشده استفاده کرده و با خارج شدن از سمت دیگر آن با نژادهای متخاصم و شرور مواجه شود.

[nextpage title=”داستان Mass Effect 1″]

قهرمان داستان بازی Mass Effect شخصی به نام Commander Shepard است. یک افسر نیروی Alliance که در سال 2154 به دنیا آمده و در دوران جوانی زندگی سختی را پشت سر گذاشته است ولی بعدها با رشادت ها و انجام کارهای بزرگ ، به دستاوردهای زیادی رسیده و در حال حاضر نیز افسر اجرایی SSV Normandy می باشد.
در سال 2183 سفینه فضایی Alliance ها به نام SSV Normandy در حال حرکت از مدار زمین به سمت یک Mass Relay در Charon می باشد. Captainn Andersonnnnnn مشغول صحبت کردن با Admiral Hackett و Ambassador Udina در مورد یکی از بزرگترین افتخارات بشر یعنی انتخاب Commander Shepard به عنوان اولین انسان Spectre در کهکشان هستند. در همین هنگام سفینه و افراد آن به سمت سیاره Eden Prime در منظومه Utopia در حرکت هستند تا عملیات Shakedown را انجام دهند. (Shakedown به عملیاتی گفته می شود که در آن یک سفینه فضایی امتحان خود را پس داده و با تست کردن کلیه بخش های آن ، آماده مآموریت های مهم می شود.)
Shepard به سمت عرشه سفینه و جایی که Joker ، خلبان سفینه در آن حضور دارد حرکت می کند. به دلیل حضور یک Turian Spectre به نام Nihlus Kryik کههههه وظیفههه نظارت بر کارها را برعهده دارد و همچنین همراهی Captain Anderson در این مآموریت ، خدمه سفینه حدس می زنند که این مآموریت چیزی بیش از یک Shakedown معمولی خواهد بود. بعد از رسیدن سفینه به محل مورد نظر ، Anderson از Shepard می خواهد که به اتاق کنفرانس رفته تا در مورد مآموریت صحبت کنند. Nihlus در آنجا منتظر Shepard است و پیش از آمدن Anderson با او صحبت می کند. سپس Anderson از راه رسیده و به Shepard در مورد مآموریت پیش رو توضیحاتی می دهد و می گوید که یک Prothean Beacon در Eden Prime پیدا شده است. تکنولوژی Prothean ها ارزش علمی بسیار بالایی دارد و به دلیل نزدیکی Eden Prime به Terminus Systems ، این Beacon از جانب دزدها و گروه های مزدور در خطر است. مآموریت اصلی Normandy نیز بدست آوردن این سازه مهم می باشد. البته یکی دیگر از بخش های این مآموریت نیز به نظارت Nihlus بر عملکرد Shepard و ارزیابی صلاحیت او برای بدست آوردن مقام Spectre می باشد.
Joker صحبت های آن ها را با پخش تصاویری از Eden Prime قطع می کند. این تصاویر نیروهای Alliance را نشان می دهد که در این سیاره مشغول نبردی سهمگینن باااااا دشمنان بوده و تقاضای نیروی کمکی دارند. Shepard , Nihlus و Anderson در این لحظه توجه ـشان به یک سفینه عظیم الجثه جلب می شود. Anderson به Shepard می گوید مآموریت خطرناک تر از چیزی خواهد بود که تا پیش از این انتظار می رفته و او باید آمادگی لازم را داشته باشد.
Normandy روی سطح Eden Prime فرود می آید و Shepard به همراه دو تن از نیروهای Alliance به نام های Richard L. Jenkins و Kaidan Alenko به سمتت هدفففففف حرکت می کنند. Nihlus نیز پیشاپیش و جلوتر از آن ها می رود. در همان لحظات ابتدایی ورود به سیاره ، Drone های Geth وارد جنگ با Shepard و همراهانش شده و Jenkins را از پای درمی آورند. Shepard و Kaidan به سمت محل مورد نظر حرکت می کنند و با یکی از معدود بازمانده های نبرد روبرو می شوند که فردی به نام Ashley Williams می باشد و توسط نیروهای Geth تعقیب می شود. Shepard و Kaidan به او در از بین بردن Geth ها کمک می کنند. Ashley می گوید که همه اعضای تیم او توسط Geth ها کشته شده اند ولی او دلیل حضور آن ها را در Eden Prime نمی داند.
Ashley آن دو را به محل حفاری می برد ولی متوجه می شوند که Beacon به پایگاه فضایی دورتری منتقل شده است. در همین حال Husk ها به سمت آن هاا حملههههه میی کنند و بعد از کشتن آن ها به سمت ایستگاه فضایی می روند. در طرف دیگر ماجرا ، Nihlus به محل مورد نظر رسیده ولی با سورپرایز عجیبی روبرو می شود. معروف ترین Spectre کهکشان یعنی Saren Arterius نیز در آنجا حضور دارد. Saren به Nihlus می گوید که همه چیز تحت کنترل است ولی به محض اینکه Nihlus روی خود را برمی گرداند ، با شلیک یک گلوله به زندگی او خاتمه می دهد. سپس به نیروهای Geth فرمان بمب گذاری و انهدام کلونی Eden Prime را داده و به سمت Prothean Beacon حرکت می کند. به محض نزدیک شدن به Beacon ، نیروی عجیبی از آن خارج شده و Saren را به هوا بلند می کند.

Shepard و یاران او بعد از پیدا کردن جسد Nihlus به سمت قطاری که در آن نزدیکی است رفته و در بین راه آخرین نیروهای Geth ها را نابود کرده و بمب ها را نیز خنثی می کنند. آن ها بالاخره به Beacon می رسند ، Shepard با Normandy تماس می گیرد ولی در همین لحظه Ashley به Beacon نزدیک شده و تحت تآثیر نیروی آن قرار می گیرد. Shepard به سرعت وارد عمل شده و خود را میان Ashley و Beacon قرار می دهد و او هم مانند Saren به هوا بلند می شود. در همین لحظه تصاویر عجیب و هولناکی از یک جنگ جلوی چشمان Shepard مجسم می شود و سپس با منفجر شدن Beacon ، او به شدت به زمین خورده و بیهوش می شود.

Saren درون سفینه فضایی بزرگی نشسته و از یک Asari Matriarch گزارشی دریافت می کند. طبق این گزارش ، اوضاع خوب نبوده و Eden Prime توسط تیم Captain Anderson نجات پیدا کرده و یکی از اعضای تیم نیز از Prothean Beacon استفاده نموده است. Saren به شدت عصبانی می شود ولی خودش را کنترل کرده و دستور نابودی هرچه سریع تر انسانی که با Beacon ارتباط برقرار کرده را می دهد.
15 ساعت بعد از اتفاقات Eden Prime ، بالاخره Shepard در بخش مراقبت های پزشکی Normandy به هوش می آید و خیال Ashley و Kaidan را راحت می کند.. Dr…… Chakwas به Shepard می گوید که حال فیزیکی و بدنی او خوب است ولی حرکات سریع چشم و امواج بتای غیرعادی که در موقع بیهوشی از او دیده شده نشان دهنده حال روحی نه چندان مساعد وی است. Shepard به تصاویری که در Eden Prime هنگام تماس با Beacon دیده اشاره می کند ولی نمی تواند آن ها را توضیح دهد. Captain Anderson به Shepard توضیحاتی در مورد Saren می دهد. یک Spectre افسانه ای و بزرگ که البته در مورد انسان ها بسیار خشن عمل می کند. اگر Saren پشت این ماجرا باشد ، یعنی او خیانت کرده و باید هرچه سریع تر موضوع را به اطلاع Citadel Council برسانند. آن ها به Citadel می روند و در همان ابتدای کار Ambassador Udina از Council می خواهد که حق و حقوق Saren را از او گرفته و او را از درجه Spectre محروم کنند ولی با مخالفت Council مواجه می شود. در همین هنگام Shepard به همراه Ashley و Kaidan به برج اصلی Citadel رفته و با یکی از افسران C-Sec (واحد امنیتی Citadel) مواجه می شوند. یک Turian به نام Garrus Vakarian که قصد بدست آوردن مدارکی برای محکوم کردن Saren را دارد. البته هنوز چیز خاصی بدست نیاورده و به دلیل Spectre بودن Saren نتوانسته است اطلاعات مورد نیاز را تهیه کند.
مذاکرات در Council به خوبی پیش نمی رود. Alliance شواهد کمی در اختیار دارند و Saren نیز که از طریق یک تصویر هولوگرام در بحث شرکت کرده ، به تصاویرررر دیدهههه شده توسط Shepard می خندد. انسان ها به مدارک بیشتری نیاز دارند و شاید Garrus بتوان به آن ها کمک کند. Udina از Shepard می خواهد که با یک افسر سابق C-Sec به نام Harkin ملاقات کند تا بتواند سریع تر Garrus را یافته و از او کمک بخواهند. Anderson نیز پیشنهاد می دهد که Shepard با Barla Von ملاقاتی داشته باشد. یک Volus معروف که در زمینه تجاری مهارت بالایی داشته و برای Shadow Broker کار می کند. Shepard متوجه می شود که Garrus در کلینیک پزشکی Citadel حضور دارد و به آنجا می رود. در آنجا او با تعدادی شرور مواجه می شود که قصد اخاذی از Dr. Chloe Michel را دارند. Shepard با کمک Garrus او را نجات می دهد و سپس از طریق آن ها متوجه می شود که یک Quarian که به تازگی وارد Citadel شده ، مدارک ارزشمندی در مورد ارتباط Saren با Geth ها در اختیار دارد. ولی یکی از سران خلافکار Citadel به نام Fist این Quarian را اسیر کرده است. Fist پیش از این برای Shadow Broker کار می کرده ولی اکنون با خیانت به او ، به سمت Saren رفته است.
Shepard و همراهانش در ادامه راه برای رسیدن به Quarian مذکور با یک Krogan Battlemaster (گروهی اندک از Krogan ها که توانایی بدنی و جنگی بسیار بالایییییییی دارند) روبرو می شود. این Krogan که Urdnot Wrex نام دارد ، توسط Shadow Broker برای کشتن Fist استخدام شده است. Wrex نیز با آن ها همراه شده و به کلاب Chora`s Den حمله می کنند. آن ها متوجه می شوند که این Quarian قصد داشته اطلاعات خود را به Shadow Broker ارائه دهد ولی این یک تله بوده و افراد Saren انتظار او را می کشیده اند. Shepard و همراهانش با این افراد جنگیده و Quarian را نجات می دهند و سپس او را که Tali’Zorah nar Rayya نام دارد با خود به دفتر Udina می برند.

مدرکی که Tali در اختیار دارد ، یک فایل صوتی می باشد که آن را از حافظه یکی از Geth ها بدست آورده و این فایل صوتی نشان می دهد که Saren در ماجراهای Eden Prime دخیل بوده است. همچنین به وسیله این فایل مشخص می شود که Saren به دنبال چیزی به نام Conduit می باشد و در این راه با یک Asari قدرتمند به نام Matriarch Benezia همکاری می کند و البته هدف آن ها نیز تحویل دادن Conduit به Reaper ها می باشد. بعد از تحویل دادن این مدرک به Council ، آن ها Saren را از مقام Spectre خارج می کنند ولی هنوز هم تمایلی به فرستادن نیروهای ویژه به دنبال او ندارند. همچنین توجهی به نام Reaper ها نشان نمی دهند.
سپس لحظه ای بزرگ در تاریخ بشریت اتفاق افتاده و Council اعلام می کند که Shepard از این پس اولین انسان دارای مقام Spectre به شمار می رود و اولین هدففففف اووو نیز دستگیری Saren خواهد بود. Captain Anderson هدایت سفینه Normandy را از این به بعد به عهده Shepard سپرده و صحبت هایی نیز با او می کند. گزارش هایی از فعالیت Geth ها در سیاره های Noveria و Feros شنیده شده و همچنین Matriarch Benezia دختری به نام Dr. Liara T’Soni دارد که تحقیقات زیادی در مورد Prothean ها انجام داده و می تواند برای انجام مآموریت مفید باشد. Shepard بعد از انجام صحبت هایی با اعضای گروه ، به صورت رسمی فرمانده سفینه Normandy می شود.
Shepard طبق گفته Anderson قصد ملاقات با Liara را دارد و برای همین Normandy به سمت سیاره Therum در منظومه Knossos واقع در خوشه Artemis Tauuuu حرکتتتت می کند. آن ها هنگام رسیدن به Therum متوجه می شوند که پالایشگاه ها و معادن سیاره تحت تسلط Geth ها درآمده و آن ها نیروهای قدرتمند خود مانند Armature ها را نیز وارد سیاره می کنند.
بعد از شکست دادن Geth ها ، Shepard و تیم او به معادن Therum و جایی که بقایای تمدن Prothean ها به چشم می خورد ، وارد می شوند. آن ها Liara را درر آنجاااااا پشت پوشش محافظی از تکنولوژی Prothean ها پیدا می کنند. بعد از آزاد کردن Liara و صحبت کردن با او متوجه می شوند که او با Saren همدست نیست و اطلاعی هم از Conduit ندارد. Shepard و Liara و دیگران هنگام خروج از آنجا با یک Krogan روبرو می شوند که به همراه تعدادی Geth قصد از بین بردن آن ها را دارد. در همین حال خرابه های Prothean شروع به تخریب کرده و Shepard و سایرین به سرعت از مهلکه فرار می کنند.

درون سفینه Liara توضیح می دهد که در حال مطالعه در مورد نحوه انقراض و از بین رفتن Prothean ها می باشد. او تئوری جالبی دارد که طبق آن Prothean ها اولین نژادی نبوده اند که به طرز عجیبی ناپدیده شده اند. همچنین توضیحات Shepard در مورد Reaper ها نیز برای Liara بسیار جالب و شگفت انگیز است.
Shepard بعد از اتمام مآموریت در Therum به سیاره Noveria می رود و متوجه می شود که Matriarch Benezia نیز اخیراً وارد این سیاره شده است. او و Saren باااااا گروهه Binary Helix که یک آزمایشگاه در بخش Peak 15 دارند همکاری می کنند و Benezia برای انجام کاری در این رابطه وارد Noveria شده است. آزمایشگاه مذکور به دلیل برف و کولاک شدید دچار مشکل شده و دسترسی به آن قطع شده است. Shepard پس از بحث و مشاجره با Administrator Anoleis وارد گاراژ شده و به سمت Peak 15 می رود.
پایگاه از Geth ها و موجودات عجیبی به نام Rachni که از آزمایشگاه فرار کرده اند پُر شده است. Shepard موفق به دوباره فعال کردن VI این پایگاه یعنی Mira مییییی شوددد و سپس به سمت ایستگاه مورد نظر که Benezia در آنجاست حرکت می کند. تعدادی از دانشمندان از ترس حمله Rachni ها در این ایستگاه پناه گرفته اند. Shepard می تواند آن ها را نجات دهد ولی توسط عده ای از آن ها که به Benezia وفادار هستند مورد حمله قرار می گیرد. بعد از پشت سر گذاشتن مشکلات ، Shepard و تیم او متوجه می شوند که Binary Helix یک تخم Rachni پیدا کرده بوده که بعدها تبدیل به یک ملکه Rachni شده است و از این ملکه برای به وجود آوردن سپاهی از Rachni ها استفاده کرده اند تا اینکه آن ها بر علیه انسان ها وارد عمل شده اند.

Shepard به بخش پایینی آزمایشگاه و قسمت تعمیرات رفته و در آنجا با Benezia و ملکه Rachni ها مواجه می شود. Benezia به Shepard و همراهانش حمله می کند. بعد از مبارزه ای سخت میان آن ها ، Benezia موفق می شود از حالت Indoctrination که به وسیله آن توسط Saren تحت کنترل بوده خارج شود و حقیقت ماجرا را به Shepard بگوید. Saren می خواسته موقعیت یک Mass Relay گمشده به نام Mu Relay را بدست آورد و برای همین نیاز داشته اطلاعاتی را از حافظه ژنتیکی ملکه Rachni ها استخراج کند. Benezia می گوید که چیز بیشتری در این مورد نمی داند. او موقعیت مکانی Mu Relay را به Shepard می دهد ولی باز هم تحت کنترل Saren قرار می گیرد و Shepard مجبور می شود او را بکشد. [در انتها نیز Shepard تصمیم خود را در مورد کشتن یا آزاد کردن ملکه Rachni ها می گیرد. در صورت آزاد کردن ملکه Rachni ها ، او به Shepard قول کمکی بزرگ را در آینده می دهد.]

Shepard و همراهان او سپس برای رسیدگی به مشکلاتی که در سیاره Feros توسط Geth ها ایجاد شده ، به این سیاره می روند و وارد کلونی Zhu`s Hope می شوند که زیر نظر ExoGeni Corporation قرار دارد. این کلونی مدتی است که توسط Geth ها مورد حمله قرار گرفته و همچنین تعدادی از افراد آن حرکات عجیبی از خود بروز می دهند. Shepard و تیم او موفق به از بین بردن Geth ها می شود و سپس به کمک Mako که یک وسیله نقلیه بزرگ است از طریق پل هوایی Prothean ها به پایگاه اصلی Geth ها می رود. اعضای تیم در آنجا با تعداد کمی از افراد کلونی روبرو می شوند که از سایرین جدا شده و توسط Juliana Baynham و یکی از اعضای ExoGeni به نام Ethan Jeong که حالت روانی مساعدی ندارد رهبری می شوند. به نظر می آید این افراد علی رغم مشکلاتی که دارند ، در شرایط بهتری نسبت افراد حاضر در Zhu`s Hope هستند. هنگامی که Shepard و همراهان او در حال ترک آنجا هستند ، Juliana از او خواهش می کند که دنبال دختر او به نام Lizbeth نیز بگردند که احتمالاً هنوز در دفتر اصلی ExoGeni است.
آن ها بعد از اینکه به دفتر اصلی ExoGeni می رسند ، Lizbeth را پیدا می کنند که به شدت ترسیده است. Shepard از طریق VI موجود در آنجا متوجه می شوددد کههههه کارمندان ExoGeni روی گیاهی به نام Thorian مشغول کار بوده اند که توانایی کنترل ذهن افراد را دارد و کلونی Zhu`s Hope نیز برای تست و آزمایشگاه این گیاه انتخاب شده است. Shepard دوباره به محل قبلی برگشته و سر راه خود تعدادی از نیروهای Geth را نیز نابود می کند. Jeong پیامی دریافت کرده است مبنی بر اینکه ExoGeni قصد نابود کردن Zhu`s Hope را دارد. Shepard پس از برطرف کردن مشکلات در مورد Jeong ، به سمت Zhu`s Hope حرکت می کند تا Thorian را پیدا کند.
افراد حاضر در Zhu`s Hope اکنون تحت تسلط نیروی ذهنی Thorian قرار گرفته اند و به Shepard حمله می کنند و البته تعدادی از آن ها نیز به موجوداتی به نامممممم Thoriann Creeper تبدیل شده اند. Shepard نارنجک های مخصوصی دارد که می تواند به کمک آن ها باعث مرگ سریع Thorian Creeper ها شده و افراد تحت تسلط Thorian را نیز به طور موقت فلج کند. آن ها به سپس به سمت مناطق زیرین Zhu`s Hope حرکت می کنند و در آنجا با Thorian مواجه می شوند. موجود عظیم الجثه ای که شباهت زیادی هم به یک گیاه ندارد. Thorian نمی تواند با Shepard صحبت کند و برای همین یک کلون از یک Asari می سازد تا از طریق آن با Shepard مکالمه داشته باشد. البته او صحبت خاصی انجام نمی دهد و تنها به گفتن این جمله اکتفا می کند که دوست ندارد با یک گوشت (Shepard) مذاکره داشته باشد. کلون Asari و تعدادی از Thorian Creeper ها به Shepard حمله می کنند و با کشته شدن هر کلون ، یکی دیگر جایگزین او می شود. در نهایت Shepard موفق می شود رشته های عصبی Thorian را از بین برده و باعث مرگ او شود.
بعد از آن یک Asari از درون غلاف مخصوصی در Thorian بیرون آمده و توضیح می دهد که چه اتفاقی افتاده است. Shepard متوجه می شود که این Asari کهه Shialaaaaa نامم دارد ، توسط Saren به عنوان یک قربانی به Thorian داده شده تا او Cipher را به Saren منتقل کند. از این طریق تجربیات فرهنگی و باستانی Prothean ها که برای درک مفهوم تصاویر عجیب دیده شده در Eden Prime الزامی هستند بدست Saren می رسند. Shiala که اکنون از دست Thorian آزاد شده ، Cipher را وارد ذهن Shepard می کند و تصاویر عجیبی که Shepard در Eden Prime دیده ، برای او معنای بیشتری پیدا می کنند و Shepard اکنون می تواند امید داشته باشد که زودتر از Saren به Conduit دست پیدا کند.

Council برای ارائه اطلاعاتی با Shepard تماس می گیرد. یک گروه جاسوسی از Salarian ها متوجه فعالیت هایی از طرف Saren در سیاره Virmire شده اند ولی اطلاعات ارسالی آن ها با مشکل مواجه شده است. Shepard و تیم همراهش به طرف Virmire حرکت می کنند و رییس این گروه یعنی Captain Kirrahe را در آنجا ملاقات می نمایند. Salarian ها در این سیاره یک پایگاه تولید Krogan را پیدا کرده اند که Saren قصد دارد با استفاده از آن ارتشی بزرگ برای خود تشکیل دهد.
Kirrahe می داند که نیروی کافی برای مقابله با Saren را در اختیار ندارد و برای همین از Shepard کمک گرفته و با همکاری هم نقشه ای طرح می کنند. به این صورتتتتتت کهه Salarian ها حواس نیروهای Geth را پرت کرده و Shepard و همراهانش از بخش پشتی وارد پایگاه شده و با کار گذاشتن یک بمب باعث از بین رفتن آن شوند. Kirrahe از Shepard می خواهد که یکی از همراهان خود را برای کمک به تیم Kirrahe بفرستد.[Shepard در اینجا از بین Ashley و Kaidan یکی را انتخاب می کند.] البته در این لحظه درگیری هایی نیز با Wrex ایجاد می شود که از این نقشه به شدت عصبانی است. پایگاه مذکور می تواند درمانی برای Genophage باشد ولی اکنون با نابود شدن آن دیگری امیدی به درمان این بیماری نیست و Krogan ها که توسط Salarian ها دچار بیماری نازایی شده اند ، باز هم باید منتظر درمانی جدید برای حل مشکل خود باشند. [Shepard می تواند با صحبت کردن با Wrex او را آرام کرده یا به سمت او شلیک کند و یا به Ashley فرمان شلیک کردن به Wrex را بدهد.] Shepard سپس همراه با تیم خود وارد پایگاه دشمن شده و در آنجا متوجه می شوند که هدف اصلی تولید Krogan نیست ، بلکه انجام آزمایش روی نیروییییییی Indoctrination است که توسط Sovereign ایجاد می شود. آن ها در آزمایشگاه خصوصی Saren به یک Prothean Beacon دیگر برخورد می کنند که این بار نیز به Shepard تصاویری عجیب می دهد. سپس یک هولوگرام از Sovereign جلوی آن ها ظاهر شده و آن ها برای اولین بار متوجه می شوند که Sovereign یک سفینه فضایی متعلق به Reaper ها نیست ، بلکه خود یک Reaper است.
Shepard در حال نصب کردن بمب مخصوص برای منهدم کردن تآسیسات Saren می باشد که پیغامی از Salarian ها دریافت کرده و متوجه می شود که آن ها بهههههه سختیی مورد حمله قرار گرفته و صدمات زیادی دیده اند. در همین لحظه Geth ها شروع به حمله به محل بمب گذاری می کنند. [Shepard باید تصمیمی حیاتی بگیرد و از بین Ashley و Kaidan یکی را قربانی کند.] بعد از آن نیروهای کمکی برای Shepard فرستاده شده و البته Saren نیز از راه می رسد. Saren از Shepard می خواهد که به او ملحق شود ولی با رد کردن این درخواست توسط Shepard ، نبردی میان آن دو شکل می گیرد. لحظاتی بعد Saren آنجا رو ترک کرده و با از راه رسیدن Normandy و خارج شدن آن از Virmire ، بمب کار گذاشته شده در تآسیسات دشمن منفجر می شود. [در اینجا یکی از اعضای تیم Shepard که پیش از این او را انتخاب کرده بود ، از دنیا می رود.] تصاویر نامفهوم دیده شده توسط Shepard در Eden Prime ، با کمک Beacon سالمی که در Virmire وجود داشت ، کامل شده و در سفینه نیز Liara با نیروییییی مخصوصصص Asari ها وارد ذهن Shepard می شود تا این مفهوم این تصاویر رو کاملاً متوجه شوند. تصاویر به هشداری اشاره می کنند که Prothean ها را در مورد حمله Reaper ها آگاه کرده است. Liara متوجه می شود که منبع این تصاویر سیاره Ilos می باشد. سیاره ای که او به خاطر بخشی از تحقیقات خود در مورد Prothean ها قبلاً به آنجا سفر کرده است. دسترسی به Ilos در حال حاضر امکان پذیر نیست ، زیرا این کار فقط از طریق Mu Relay عملی است و Saren نیز به همین دلیل در Noveria دنبال موقعیت مکانی Mu Relay بوده است. در همین لحظه Joker به Shepard می گوید که پیغامی از طرف Council دارد. آن ها در حال آماده سازی ارتشی عظیم از نژادهای مختلف برای مقابله به مثل با Saren هستند.
Shepard وقتی متوجه می شود که Council تصمیمی جدی برای مقابله با Saren گرفته است ، به سمت Citadel حرکت می کند تا از آن ها تقاضای رهبری نیروها رااااااا داشته باشد. ولی متوجه می شود که Citadel برای جلوگیری از پیشرفت Saren ، تمام Mass Relay ها را بسته است. Shepard ماجرا را برای Council توضیح می دهد ولی نه آن ها و نه Ambassador Udina هیچ کدام توضیحات او را در مورد خطر حمله Reaper ها باور نکرده و با درخواست او برای اعزام نیرو به Ilos مخالفت می کنند زیرا Mu Relay در منظومه Terminus قرار دارد و حضور نیروهای Citadel در آنجا می تواند باعث ایجاد جنگی بزرگ شود. Shepard می داند که سیستم های مخفی کننده Normandy می توانند آن ها را مخفیانه به سمت آنجا ببرند ولی اصرار زیاد Shepard در مورد Reaper ها باعث می شود که Udina برای جلب نظر Council دستور قفل کردن سیستم های Normandy و توقف کامل آن را بدهد.

Shepard که می داند Saren هر لحظه به بدست آوردن Conduit نزدیک شده و زمان به سرعت در حال سپری شدن است ، با حمایتی که از اعضای تیم از او می کنند کمی روحیه می گیرد ولی یک تماس از طرف Captain Anderson او را خوشحال تر نیز می کند. Anderson از Shepard می خواهد که با او در کلابی به نام Flux یک ملاقات مخفیانه داشته باشد. Anderson صحبت های Shepard را باور کرده و همچنین می داند که Normandy تنها وسیله ای است که می تواند او را به Ilos برساند. بنابراین Normandy را دوباره فعال کرده و به Shepard اجازه بلند شدن با این سفینه را می دهد. Shepard می داند که Anderson به جرم خیانت دستگیر و محکوم خواهد شد یا حتی سرنوشتی بدتر در انتظار او خواهد بود ولی Anderson آینده خود را فدای جلوگیری از اتفاقاتی بزرگ تر چون نابودی موجودات زنده و کهکشان می کند. Shepard به سمت Normandy حرکت کرده و در کنار آن به همراه Joker منتظر می ماند. به لطف کمک Anderson سیستم های Normandy شروع به کار کرده و آن ها از Citadel به سمت Ilos می روند.
بعد از روابط عاطفی ای که بین Shepard و یکی از اعضای تیم در اتاق Shepard صورت می گیرد ، Joker به Shepard اطلاع می دهد که آن ها در حال گذر از Muuuu Relayyyy بوده و به زودی به Ilos می رسند. Shepard متوجه می شود که Saren قبل از آن ها به همراه ارتشی از Geth ها وارد Ilos شده است و البته سیستم های مخفی کننده Normandy مانع دیده شدن آن ها توسط دشمن می شوند. Navigator Pressly نیز اطلاعاتی در مورد این سیاره بدست آورده که نشان دهنده حضور Saren در آن می باشد. Normandy توانایی فرود در جای مناسب را ندارد و Shepard پیشنهاد می کند که آن ها با Mako مسیر را ادامه دهند ، ولی برای فرود Mako به 100 متر فضای باز نیاز است و فضایی که آن ها در دسترس دارند تنها 20 متر است. Joker ادعا می کند که می تواند این کار را انجام دهد و بعد از تلاش های او Mako با موفقیت بر روی منطقه ای باستانی در Ilos فرود می آید. اما Saren و Geth ها پیش از به زمین نشستن Mako وارد منطقه شده اند و درهای امنیتی قدرتمندی را پشت سر خود بسته اند.
Shepard برای پیدا کردن راهی به درون انبار مورد نظر اطراف رو بررسی می کند و بعد از نبرد با تعدادی از Geth ها ، او و همراهانش ایستگاهی امنیتی را پیدا کردهه وووووو درها را باز می کنند. آن ها به اتاق کنترل می روند و Shepard در آنجا با اطلاعاتی از Prothean ها روبرو می شود که به سختی آسیب دیده است. Shepard به کمک Cipher می تواند بخشی از این اطلاعات را بازخوانی کند ولی به علت بیش از حد خراب بودن آن ها به جایی نمی رسد. Shepard و تیم او به Mako بازگشته و وارد انبار می شوند. آن ها بعد از گذر از تعداد زیادی محفظه خواب مصنوعی که به نظر می آید همگی از کار افتاده اند ، به یک دیواره انرژی عجیب برخورد می کنند. با نزدیک شدن به این دیواره انرژی ، یک دیواره دیگر نیز در پشت Mako ظاهر می شود و آن ها گیر می افتند. تنها راه خروج یک در در کنار دیوار است و بعد از گذر از درون آن وارد آسانسوری شده و به یک VI باستانی متعلق به Prothean ها برخورد می کنند که Vigil نام دارد. Vigil اطلاعات مورد نیاز برای متوقف کردن Saren را در اختیار داشته و می تواند به Shepard کمک کند.

Vigil حقایقی تکان دهنده را به اطلاع Shepard و همراهانش می رساند. Citadel در حقیقت یک تله است. یک Mass Relay عظیم که به Dark Space (فضای عظیم بین کهکشان ها) راه دارد ، جایی که Reaper ها در آن حضور دارند. گمان می رود که Keeper ها یکی از اولین نژادهای تاریخ بوده اند که توسط Reaper ها تحت Indoctrination قرار گرفتند و باز همین Keeper ها هستند که در طول این سال ها از Citadel نگهداری کرده و در هنگامی که Sovereign به آن ها علامت بدهد ، Citadel Relay را فعال می کنند. همچنین طبق صحبت های Vigil مشخص می شود که Sovereign پیشوای Reaper ها برای حمله است. Reaper ها بعد از هر بار حمله به کهکشان ، یکی از افراد خود را به عنوان نماینده در کهکشان باقی می گذارند تا بر تکامل و پیشرفت نژادهای کهکشان نظارت داشته باشد. هر زمان که نژادهای کهکشان به اندازه کافی پیشرفته شوند ، این نماینده Citadel Relay را فعال کرده و قتل عام نژادها را کلید می زند. دلیل اینکه Reaper ها حدوداً هر 50 هزار سال یک بار تمام نژادهای هوشمند کهکشان را از بین می برند. طبق گفته های Vigil دانشمندان Prothean نیز هیچ گاه متوجه نشدند که هدف از این کار چیست. احتمالاً آن ها اهداف و دلایلی دارند که موجودات ارگانیک (طبیعی) نمی توانند متوجه آن ها شوند. هر زمان که کهکشان از وجود موجودات زنده پاک می شود ، Reaper ها دوباره به Dark Space رفته و به حالت خواب زمستانی می روند تا انرژی خود را ذخیره کنند. آن ها در این حالت آسیب پذیر هستند و برای همین همواره Citadel Relay را پشت سر خود می بندند.
زمانی که Reaper ها آخرین حمله خود را 50 هزار سال پیش ترتیب دادند ، قتل عام Prothean ها صدها سال طول کشید. Prothean های حاضر در Ilos در محفظهههههه هایی خواب مصنوعی قرار گرفتند که توسط Vigil مورد نظارت قرار گرفته بود. مدت ها گذشت و زمانی که دیگر انرژی کافی برای بقای Vigil باقی نمانده بود ، او تصمیم گرفت محفظه های افراد کم اهمیت تر را خاموش کند تا انرژی کافی برای سایرین باقی بماند و در زمان مورد نیاز از خواب مصنوعی بلند شوند. Vigil توانست از این طریق جان ده ها دانشمند Prothean را نجات دهد و آن ها از طریق یک Mass Relay کوچک که همان Conduit بود ، به صورت یک طرفه به Relay Monument در Citadel رفته و سیستم ارتباطی Keeper ها با Reaper ها را قطع کردند و مانع از علامت دادن دوباره Reaper ها از این طریق شدند.
Vigil در ادامه توضیح می دهد که اگر Sovereign به تنهایی به Citadel حمله کند ، نیروهای Citadel می توانند برای منهدم کردن یک Reaper تنها کافی باشند. ولیییی اگرررر Sovereign یک نفر را مآمور کرده باشد که از طریق Conduit به اتاق کنترل Citadel رفته و Citadel Relay را فعال کند ، سایر نیروهای Reaper نیز از راه می رسند و شرایط بسیار سختی پیش خواهد آمد. به نظر می رسد Sovereign از همان زمانی که Prothean ها نقشه Reaper ها را برای بازگشت دوباره به هم ریختند ، به فکر این راه حل بوده است.
Vigil بعد از این صحبت ها ، به Shepard یک فایل اطلاعاتی می دهد که می توان به وسیله آن به صورت موقت با Sovereign مقابله کرد. Shepard و همراهانش بعددد اززززز جدا شدن از Vigil وارد محل مورد نظر شده و بعد از منهدم کردن تعدادی از نیروهای Geth ، به Conduit می رسد. Saren جلوتر از آن ها به Conduit رسیده و نیروهای بیشتری را برای مقابله با Shepard اعزام می کند.

در همین حال Sovereign حمله خود به Citadel را آغاز کرده است و توسط ارتش عظیمی از سفینه های Geth پشتیبانی می شود. فرمانده یک سفینه Asari به نام Destiny Ascension تلاش می کند که راه ورودی Citadel را ببندد ولی ایستگاه مورد نظر پاسخ نمی دهد زیرا تمام کارکنان بخش کنترل Citadel توسط Saren از بین رفته اند.
Shepard و همراهانش وقتی می بینند که Conduit در حال بسته شدن است ، سوار Mako شده و به سرعت از میان تعداد زیادی Geth عبور کرده و لحظاتی قبل اززززززز بسته شدن کامل Conduit ، با Mako وارد Citadel می شوند.
در Presidium (قلب Citadel) همه چیز از بین رفته و آتش در همه جا زبانه می کشد. دو عدد از نیروهای Geth متوجه نوری آبی رنگ می شوند که از درون Relayyyyyyy Monument بیرون می آید و وقتی که می خواهند از نزدیک موضوع را بررسی کنند ، Mako با سرعت زیاد از درون آن بیرون آمده و هر دو Geth را از بین می برد. Mako با شدت به دیوار برخورد کرده و Shepard و همراهان او برای متوقف کردن Saren آماده می شوند.
Shepard و همراهانش از Mako که چپ شده خارج می شوند و از VI مخصوص Citadel یعنی Avina سوالاتی در مورد اتفاقات رخ داده می کنند. در همین حاللل Sarennnn بهه تالار اصلی Council رسیده و تمام بخش های Citadel نیز از Geth ها پُر شده است. Shepard سعی می کند از آسانسور Citadel برای رسیدن به برج اصلی استفاده کند ولی به دلیل قطع شدن سیستم های Citadel توسط Saren ، آسانسور در بین راه متوقف می شود. Shepard به همراهانش می گوید آماده باشند و سپس شیشه آسانسور را با شلیک گلوله می شکند. آن ها مجبور هستند ادامه راه را به وسیله کفش های مغناطیسی مخصوص خود در فضای بدون جاذبه حرکت کنند.
در تالار Council ، تعدادی از Keeper ها توسط شلیک های خشمگینانه Saren از بین می روند و او به مرکز کنترل اصلی Citadel رسیده و کنترل آن را برعهده میی گیرد….. درر همین حال Sovereign به Citadel نزدیک تر شده و در بین راه نیروهای مخصوص Citadel را از بین می برد. Saren دیواره های Wards (بخش های سکونتی Citadel) را بسته و یک دیواره غیرقابل نفوذ در اطراف Sovereign و سفینه های Geth ایجاد می کند. Sovereign بر بالای برج Citadel می نشیند و آماده باز کردن Citadel Relay به محض تحت کنترل کامل قرار گرفتن Citadel توسط Saren می شود.

در بخشی دیگر از Citadel نیز Shepard و تیم او در حال مبارزه با Geth ها و جنگجویان Krogan ارتش Saren هستند و تلاش می کنند که به تالار Council برسند. Shepard برای مقابله با نیروهای پر تعداد Geth مجبور به استفاده از Turret های دفاعی Citadel می شود و موفق می گردد باعث عقب نشینی سفینه های Geth شود. در ادامه نیز آن ها به مبارزه تعدادی زیادی Geth و Turret های مخصوص آن ها در کنار تعدادی جنگجوی Krogan می پردازند و در نهایت به دریچه بخش تعمیرات می رسند که به تالار Council راه دارد که البته آنجا نیز تعداد زیادی از نیروهای Saren انتظار آن ها را می کشند. Shepard و همراهانش در کنار پله ها کاور گرفته و با از بین بردن دشمنان به سمت بخش مرکزی می روند.
در همین لحظه Saren از راه رسیده و با پرتاب یک نارنجک باعث می شود Shepard و تیم او به اطراف پرتاب شوند و Shepard هم به سرعت در نزدیکی Saren کاوررر مییییی گیرد. Saren از Shepard می خواهد که حماقت را کنار بگذارد ، زیرا با مقاومت جلوی Sovereign همه چیز از بین می رود. همچنین می گوید پیش از این در مورد همکاری با Sovereign شک و تردید داشته ولی بعد توسط او تغییراتی در بدن Saren ایجاد شده و او را به موجودی نیمه زنده ، نیمه روباتیک تبدیل کرده است. چیزی که آینده زندگی ارگانیک و طبیعی خواهد بود. Shepard نمی تواند باور کند که Saren به Sovereign اجازه دستکاری در بدن خود را داده است. [در این لحظه Shepard می تواند مستقیماً با Saren وارد نبرد شده یا با او صحبت کند. در صورت صحبت کردن با Saren ، او کم کم متقاعد می شود ولی قطعاتی که در بدن او کار گذاشته شده ، باعث ایجاد دردی عظیم در او می شوند. زمانی که Saren به طور کامل متقاعد شده و صحبت های Shepard را قبول می کند ، از او تشکر کرده و با شلیکی به مغز خود به زندگی اش پایان می دهد. چه Shepard به صورت مستقیم Saren را بکشد ، چه او خودکشی کند ، به بخش پایینی تالار Council می افتد و بعد از شکسته شدن شیشه های کف سالن ، شیشه ای برنده و تیز وارد بدن او می شود.] Shepard توسط کنترل مرکزی برنامه ای را که از Vigil دریافت کرده بود آپلود کرده و کنترل کامل Citadel را در دست می گیرد. او پس از صحبت با اعضای تیم ، بااا Jokerrrrr که منتظر دستور و آزاد شدن Mass Relay ها بوده ، تماس می گیرد. [Shepard باید در این لحظه تصمیم بگیرد که نیروهای خودی را برای Destiny Ascension فرستاده و Council را نجات دهد ، باید از بین رفتن Council شود یا تمام تمرکز نیروها را روی Sovereign قرار دهد.] بعد از ارسال دستور توسط Shepard ، در طرف دیگر Joker نیروهای خودی را از طریق Mass Relay نزدیک به خود به سمت Citadel می برد و Shepard نیز دیواره های Wards را باز می کند.

زمانی که سفینه های خودی در حال مبارزه با سفینه های Geth ها و خود Sovereign هستند ، Shepard از اعضای تیم خود می خواهد که به سمت Saren رفته و مطمئن شوند که او مرده است. آن ها به سمت بخش زیرین تالار می روند و یکی از آن ها به سمت سر Saren شلیک کرده و دیگری خبر مرگ قطعی او را به Shepard اعلام می کند. ولی ناگهان بدن Saren شروع به حرکت کرده و پوست و گوشت او از بین رفته و به موجودی کاملاً روباتیک با اندامی شبیه به Husk ها تبدیل می شود که اینک به صورت کامل تحت اختیار Sovereign قرار دارد. امواجی که از تغییر شکل Saren آزاد شده باعث می شود ستون های تالار شکسته و Shepard به سمت پایین و نزدیک این موجود عجیب پرتاب شود. Shepard و تیم او مشغول به مبارزه با این موجود می شوند ولی او بسیار سریع و قدرتمند است.
در بیرون از Citadel ، سفینه Normandy در حال رهبری نیروها بر علیه Sovereign می باشد. Sovereign از اسلحه مرگبار خود استفاده و به راحتی تعدادی اززز سفینههههه های Alliance را نابود می کند ولی نیروها در حال غلبه کردن بر او هستند. Shepard و تیم او سرانجام موفق به از بین بردن موجود روباتیک می شوند و در همین حال Sovereign نیز به تدریج توسط حمله نیروهای Alliance ضعیف تر می شود و محل اتصال خود به Citadel را رها می کند. آخرین شلیک از طرف Normandy کافی است تا Sovereign از بین رفته و منهدم شود.
در تالار Council ، قطعه عظیمی از خرابه های Sovereign به سمت Shepard و همراهانش آمده و Shepard با فریاد زدن از همراهانش می خواهد که از آنجا دورررر شوندددد ولی خود او مورد اصابت این قطعه قرار می گیرد.

مدتی بعد ، افراد کمکی وارد برج اصلی Citadel می شوند تا نجات یافتگان را پیدا کنند. آن ها در زیر خرابه ها اعضای تیم Shepard را پیدا می کنند که به شدت آسیب دیده ولی هر دو زنده هستند. Captain Anderson نیز از راه می رسد و به آن ها می گوید که همه چیز رو به راه است و سپس از آن ها در مورد Shepard می پرسد. یکی از هم تیمی های او با ناراحتی به زیر خرابه ها نگاه می کند ، جایی که قطعه جدا شده از Sovereign افتاده است. قطعه ای عظیم که هرکسی را در صورت برخورد از بین می برد. ولی در همین لحظه Anderson به عقب برگشته و کسی را می بیند که به سمت او در حال حرکت است. Commander Shepard در حالی که بازوی آسیب دیده خود را گرفته ، سعی در بیرون آمدن از خرابه ها دارد ، سپس در حال لنگیدن به سمت سایرین حرکت کرده و لبخندی می زند.

بر اساس تصمیماتی که Shepard گرفته ، چهار حالت کلی ایجاد می شود :
1. نیروهای Alliance باعث نجات یافتن Council می شوند [در حالت Paragon] : به پاس زحمات و از خودگذشتگی نیروهای Alliance و کمک های Shepard ،، اعضایییییی Council به آن ها پیشنهاد می کند که از این پس نژاد انسان نیز یکی از نژادهای به رسمیت شناخته شده در Council محسوب شود. اعضای Council با Shepard در Presidium ملاقات می کنند و Shepard می تواند از بین Captain Anderson و Ambassador Udina یکی را به عنوان نماینده انسان ها انتخاب کند. آن ها در همان جا تصمیم می گیرند که تمام نژادها را با یکدیگر متحد کرده و برای مقابله با حمله Reaper ها آماده کنند.
2. نیروهای Alliance باعث نجات یافتن Council می شوند [در حالت Renegade] : در این حالت نیز اتفاقات فوق رخ می دهد ولی این بار اعضای Council در اتاقییییی تاریککک در حالی که موسیقی ای ناملایم در حال پخش شدن است ، از Shepard تشکر می کنند و صحبت های آن ها نیز اندکی متفاوت است. این بار به جای قدردانی از Shepard به عنوان فرمانده ای از خودگذشته و بی باک ، خشن بودن او و دستیابی به هدف از هر طریق ممکن را مطرح می کنند و می گویند که انسان ها موجوداتی لجوج و حتی خطرناک هستند ولی همین ویژگی ها است که آن ها را قدرتمند نموده و از آن ها یک متحد قوی برای Council می سازد.
3. Council از بین رفته است [در حالت Paragon] : بعد از این اتفاقات ، Alliance یک Council جدید تشکیل می دهد و در رآس آن یک انسان را قرار داده و البتهههه اجازهههه حضور سایر نژادها را نیز می دهد. Shepard می تواند از بین Anderson و Udina یکی را برای حضور در Council انتخاب کند. نیروهای Alliance نیز آماده مقابله جدی با Reaper ها می شوند.
4. Council از بین رفته است [در حالت Renegade] : در این حالت نیز Alliance یک Council جدید ولی بدون حضور هیچ نژاد دیگری غیر از انسان تشکیل می دهد……. Shepard از بین Anderson و Udina یکی را برای حضور در Council انتخاب می کند و نیروهای Alliance نیز آماده نبردهای بعدی با Reaper ها می شوند. اگر Shepard بگوید که Council جدید باید از سایر نژادها نیز نماینده داشته باشد ، Udina رفتار قبلی Shepard را به او یادآوری کرده و حضور نژادهای دیگر در Council را منتفی اعلام می کند.

بعد از هر کدام از این چهار حالت ، Shepard به وسیله Normandy از Citadel خارج شده و به دنبال راهی برای جلوگیری از حمله Reaper ها می رود.

[nextpage title=”داستان Mass Effect 2″]

داستان Mass Effect 2 در سال 2183 و یک ماه بعد از نبرد عظیم Citadel اتفاق می افتد. سفینه Normandy در حالی که مشغول جستجو و پیدا کردن نیروهای Geth و از بین بردن آن ها است ، توسط سفینه ای ناشناس مورد حمله قرار می گیرد. صدمات شدیدی به Normandy وارد می شود و خدمه سفینه مجبور به ترک آن به وسیله محفظه های مخصوص می گردند. Joker ، خلبان سفینه ، با وجود آسیب فراوان وارد شده به سفینه به هدایت آن ادامه می دهد ولی Commander Shepard از راه رسیده و او را به زور از روی صندلی خود بلند کرده و وارد یکی از محفظه های خروج می کند. قبل از اینکه خود Shepard نیز بتواند وارد محفظه شود ، Normandy یک بار دیگر مورد حمله قرار گرفته و شکافی بزرگ مانع حرکت Shepard به سمت محفظه می شود. او دکمه مخصوص فرستادن محفظه را فشار داده و Joker را از Normandy خارج می کند. در همین حال قطعه ای از بخش های تخریب شده Normandy به لباس او اصابت کرده و باعث پاره شدن اتصالات هوایی می شود. Shepard در سکوتی مرگبار با کمبود اکسیژن مواجه شده و رفته رفته دچار خفگی می شود و می میرد. بدن Shepard وارد جو سیاره ای در همان نزدیکی می شود.

Shepard در سال 2185 در ایستگاه فضایی Cerberus به هوش می آید. در همین حال ایستگاه فضایی توسط روبات های امنیتی هک شده مورد حمله قرار گرفته است. Shepard با دو تن از نیروهای Cerberus روبرو شده و به همراه آن دو که Miranda Lawson و Jacob Taylor نام دارند ، از مهلکه می گریزد. آن ها به دفتر مرکزی Cerberus می روند و در آنجا Shepard با هولوگرامی از رییس این تشکیلات یعنی Illusive Man روبرو می شود. Illusive Man به او توضیح می دهد که بدن Shepard بعد از مرگ احیا و بهینه شده و اکنون به کمک او نیاز دارند. تعدادی از کلونی های انسان ها مورد حمله قرار گرفته و بسیاری از افراد این کلونی ها نیز ناپدید شده اند.

Shepard و تیم همراه او برای تحقیقات بیشتر به کلونی Freedom`s Progress واقع در منظومه Terminus اعزام می شوند. در آنجا آن ها با یکی از اعضای سابق تیم Shepard یعنی Tali’Zorah vas Neema روبرو می شوند. همچنین متوجه می شوند که نژاد حشره مانندی به نام Collector ها در پشت پرده این حملات دست داشته و باعث و بانی ناپدید شدن انسان ها هستند. Shepard این موضوع را به Illusive Man اطلاع می دهد و بعد از مدتی سکاندار هدایت Normandy SR-2 می شود. سفینه ای بزرگ تر و پیشرفته تر از Normandy SR-1 که در جریان حمله ای عظیم از بین رفته بود. با راهنمایی های Illusive Man ، سفر Shepard به نقاط مختلف کهکشان برای جمع کردن یک تیم جدید و آمادگی آن ها برای مقابله با خطراتی عظیم آغاز می شود.

Illusive Man در ابتدای کار چهار پرونده از چهار فردی که به نظر او صلاحیت و پتانسیل لازم برای این مآموریت را دارند به Shepard می دهد. یک دانشمند Salarian ، یک فرد تک روی مرموز ملقب به Archangel ، یک جنگجوی Krogan و یک فرد Biotic قدرتمند ولی روانی.
دانشمند Salarian در Omega (سازه ای عظیم که در یک سیارک فلزی ساخته شده است) حضور دارد و نام او Mordin Solus می باشد. علت حضور او درر Omegaaaaaaa متوقف کردن یک بیماری مرموز است که توسط Vorcha ها که برای Collector ها کار می کنند وارد این مکان شده است. Archangle نیز در Omega بوده و در حال مبارزه تک نفره با سه گروه از مزدوران می باشد. Shepard بعد از ملاقات با Archangle متوجه می شود که او Garrus Vakarian ، یکی از اعضای سابق تیم او است. بعد از نبردی که Shepard و Garrus و سایر اعضای تیم در کنار هم انجام می دهند ، Garrus به شدت زخمی می شود. او بعد از مداوا به تیم می پیوندد ولی آسیبی که دیده به شکلی دائمی روی صورت او باقی می ماند. جنگجوی Krogan که یکی دیگر از چهار فرد مورد نظر Illusive Man می باشد ، Okeer نام دارد. Shepard او را در حالی پیدا می کند که مشغول آزمایش روی Krogan ها برای ایجاد یک Krogan کامل و بی نقص از طریق دستکاری های ژنتیکی می باشد. Okeer به قتل می رسد ولی از او یک یادگار به جای می ماند که آخرین پروژه او می باشد. یک Krogan قدرتمند به نام Grunt. آخرین فرد در لیست اولیه Illusive Man که Jack نام دارد ، زنی است که به او لقب Subject Zero را داده اند. او در سفینه ای به نام Purgatory که یک زندان فضایی است محبوس شده و Cerberus قصد خریدن او را از Purgatoy دارد. Shepard به این سفینه می رود ولی مورد خیانت واقع شده و رییس سفینه قصد دستگیری Shepard و استفاده از او به عنوان یک زندانی را دارد. Shepard موفق به فرار و مقابله به مثل شده و در نهایت Jack را نجات داده و آخرین فرد از چهار نفر مذکور را به تیم ملحق می کند. هرچند Jack به خاطر گذشته خود مشکلاتی با Cerberus دارد.
بعد از به خدمت گرفتن این چهار نفر ، Illusive Man به Shepard اطلاع می دهد که یکی دیگر از کلونی های انسان ها به نام Horizon زیر حمله Collector ها قراررررررر گرفتهه است و تیم باید برای نجات کلونی عازم آنجا شوند. همچنین به Shepard می گوید که یکی از اعضای تیم سابق او [Ashley Williams یا Kaidan Alenko ، هرکدام که در Mass Effect زنده مانده اند] نیز در آنجا حضور داشته و روی ساخت برج های دفاعی نظارت می کرده است. Shepard وارد Horizon می شود و برای اولین بار به صورت رو در رو با Collector ها وارد جنگ می گردد. به نظر می رسد که Shepard و تیم او کمی دیر به کلونی رسیده اند و نیمی از افراد کلونی توسط Collector ها جمع آوری شده اند. تیم Shepard تسلیحات دفاعی Horizon را فعال کرده و به سمت سفینه Collector ها می گیرند و باعث فرار کردن آن از سیاره می شوند. پس از آن Shepard هم تیمی سابق خود [Ashley یا Kaidan] را ملاقات می کند که البته این هم تیمی رفتار خوبی با Shepard نداشته و او را به خاطر همکاری با Cerberus به خیانت متهم می کند.

بعد از بازگشت به Normandy ، مشخص می شود که Illusive Man باعث حمله Collector ها به Horizon شده است و این کار را از طریق اعلام خبر زنده بودن Shepard بهAlliance و کار کردن او برای Cerberus انجام داده است. Collector ها این پیغام را در میانه راه بدست آورده و به Horizon حمله کرده اند. Illusive Man احتمال می داده که Collector ها به دنبال Shepard یا افراد هم تیمی او هستند و این موضوع از این طریق به اثبات رسیده است. Shepard بار دیگر با پرونده سه فرد قدرتمند روبرو می شود که باید آن ها را به گروه خود اضافه کند. یک Asari Justicar ، یک آدمکش Drell و همین طور Tali. مشخص می شود که Justicar مورد نظر با نام Samara در سیاره Illium حضور دارد. بعد از حل و فصل مشکلاتی که توسط گروه مزدور Eclipse در این سیاره به وجود آمده و بدست آوردن مدارک مورد نیاز در مورد نقش آن ها در یک قتل ، Samara به گروه می پیوندد. آدمکش Drell با نام Then Krios نیز در Illium حضور دارد و در حال طرح ریزی برنامه ای برای به قتل رساندن یک Assari به نام Nassana Dantius می باشد. Shepard متوجه هدف بعدی Thane شده و بعد از کشتن نیروهای دشمن به بخش بالایی برج ، جایی که هدف Thane در آن قرار دارد می دهد و با او برخورد می کند که به سادگی هدف خود را کشته سپس به تیم Shepard می پیوندد. سپس نوبت Tali می رسد. او در یک کلونی Quarian ها در سیاره Haestrom حضور دارد که توسط نیروهای Geth مورد حمله قرار گرفته است. هدف Tali از حضور در این کلونی ، تحقیق روی علت مرگ زودهنگام خورشید این سیاره می باشد. Tali بعد از نجات یافتن از دست Geth ها توسط Shepard ، موافقت می کند که بار دیگر به تیم او ملحق شود.
Illusive Man به Shepard اطلاع می دهد که گروهی از Turian ها به یک سفینه از Collector ها حمله کرده اند و توانسته اند پیش از خراب شدن سفینه ، آن را اززززز کارررر بیاندازند. Shepard باید از این فرصت استفاده کرده و برای تحقیقات بیشتر به این سفینه برود و هرگونه اطلاعات مفید یا تکنولوژی مناسب که برای پیشرفت در مآموریت به کار می رود را به چنگ بیاورد. Normandy به سفینه Collector ها می رسد و Shepard متوجه تعداد زیادی محفظه خالی از Collector ها در کنار جسد انسان ها می شود که به نظر می رسد تحت آزمایش هایی توسط Collector ها قرار گرفته اند. او همچنین از طریق هوش مصنوعی Normandy یعنی EDI متوجه می شود که این نژاد در حال انجام تست ها و آزمایش هایی روی خود نیز بوده و در مورد شباهت های ژنتیکی خود با انسان ها تحقیق می کنند. تحلیل ژنتیکی EDI از جسد Collector هایی که در آنجا افتاده اند ، مشخص می کند که آن ها در حقیقت همان Prothean ها هستند که توسط Reaper ها دچار دستکاری های شدید ژنتیکی قرار گرفته و برای انجام مقاصد آن ها بهینه سازی شده اند.


در حالی که Shepard به سمت بخش های داخلی سفینه Collector ها می رود ، Joker با او تماس گرفته و می گوید که این سفینه ، همان سفینه ای است که بهههه Horizon حمله کرده و حتی مسئول از بین رفتن Normandy اصلی نیز بوده است. خیلی بعید است که همه این ها به صورت تصادفی اتفاق افتاده باشد. وقتی Shepard و همراهانش به مرکز سفینه می رسند ، متوجه می شوند که میلیون ها محفظه خالی در آنجا وجود دارد که حتی تمام انسان های حاضر در منظومه Terminus نیز جای کافی برای قرار گرفتن در آن ها را خواهند داشت. به همین دلیل احتمال داده می شود که هدف بعدی Collector ها کره زمین است. Shepard سیستم های EDI را به بخش اصلی سفینه متصل می کند تا اطلاعات مورد نیاز از این طریق بدست آید. اما در همین لحظه EDI متوجه می شود که سفینه در حقیقت از کار نیفتاده و Collector ها تله ای بزرگ برای Normandy گذاشته اند. EDI همچنین می گوید که Illusive Man همه این جریانات را می دانسته و از این تله آگاهی داشته است ولی با این حال Shepard و تیم او را برای بدست آوردن اطلاعات مورد نیاز عازم سفینه کرده است. Shepard و همراهانش با Collector ها مبارزه کرده و راه خود را به بیرون از سفینه باز می کنند و به سرعت به کمک Normandy پیش از آماده شدن سلاح عظیم سفینه Collector ها فرار می کنند. در Normandy تماسی بین Shepard و Illusive Man برقرار می شود و Illusive Man اقرار می کند که از این تله آگاهی داشته ولی برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر مجبور به این کار شده و طوری عمل کرده که Collector ها تصور کنند در موقعیت بهتری نسبت به انسان ها هستند. Shepard و Illusive Man بر سر این موضوع بحث و جدل می کنند و بعد از آن Illusive Man می گوید که طبق اطلاعاتی که EDI تحلیل و جمع آوری کرده است ، Collector ها از طریق سیستم Reaper IFF می توانند از Omega 4 Relay عبور کنند. همچنین EDI توانسته است مختصات دنیای Collector ها را از طریق اطلاعات سفینه آن ها بدست آورد. منطقه ای در مرکز کهکشان که ناحیه ای به شدت خطرناک است و یکی از دلایلی که تا به حال هیچ سفینه ای نتوانسته از Omega 4 Relay استفاده کند نیز همین موضوع می باشد.

Illusive Man به Shepard می گوید که Cerberus یک Reaper متروکه را در حال گردش به دور یک سیاره پیدا کرده که میلیون ها سال پیش از بین رفته است. Cerberus یک تیم تحقیقاتی را عازم این Reaper کرده تا Reaper IFF که وسیله مورد نیاز برای عبور از Omega 4 Relay می باشد را بدست آورند. Shepard با حرکت به سمت این Reaper متوجه می شود که همه افراد اعزامی پیش از رسیدن به آن از بین رفته اند. ویدئوهای به جای مانده از این افراد نشان می دهد که با وجود از کار افتاده بودن Reaper ، هنوز قدرت Indoctrination آن از بین نرفته است. با پیشروی درون Reaper ، دیواره های محافظ آن به صورت خودکار فعال شده و Shepard و اعضای تیم او را از Normandy جدا می کند و تنها راه باقی مانده ، منهدم کردن هسته مرکزی Reaper می باشد که البته همین هسته مرکزی باعث حفظ تعادل Reaper و عدم برخورد آن با سیاره نزدیک خود شده است. آن ها سر راه خود با تعدادی Husk مبارزه کرده و سپس به طرز عجیبی توسط یک Geth از دست دشمن نجات پیدا می کنند. Geth ای که می تواند با Shepard صحبت کرده و حالتی دوستانه دارد. Shepard و تیم او IFF را بدست آورده و به سمت هسته مرکزی پیشروی می کنند و در همین حال نیز Geth مذکور به کمک اسلحه خود به آن ها کمک می کند تا اینکه از کار می افتد. سرانجام هسته مرکزی Reaper منهدم شده و دیواره های دفاعی آن از بین می رود. در آخرین لحظات ، پیش از سقوط Reaper به طرف سیاره ، Shepard و تیم او به همراه Geth مورد نظر که اکنون غیرفعال شده ، به کمک Normandy فرار می کنند. [Shepard می تواند بعد از انجام این مآموریت ، Geth را فعال کرده و او از این پس با نام Legion که توسط EDI برایش انتخاب شده به بازیکن کمک می کند ، همچنین Shepard می تواند Geth را به صورت غیرفعال برای تحقیقات بیشتر در اختیار Cerberus قرار دهد.] اندکی بعد ، Shepard و همراهانش توسط یک شاتل به مآموریت بعدی خود می روند و در عین حال IFF در Normandy برای هدف نهایی آماده و تست می شود… EDIIIIII متوجه می شود که یک سیگنال مخفی بعد از فعال شدن IFF ارسال شده و این سیگنال محل قرار گرفتن Normandy را به اطلاع Collector ها می رساند. باز هم تله ای دیگر برای Shepard و همراهانش گذاشته شده و اکنون Collector ها می توانند در غیاب اعضای اصلی سفینه Normandy ، به آن حمله کنند. Collector ها وارد سفینه می شوند و Joker کنترل سفینه را بدست EDI می سپارد که البته حرکتی خطرناک محسوب می شود. خوشبختانه بعد از مدتی خطر رفع شده و EDI به خوبی Normandy را هدایت کرده و از سفینه Collector ها دور می کند. ولی تمام خدمه Normandy به جز Joker توسط Collector ها ربوده شده اند. [در اینجا Shepard می تواند جان خدمه سفینه را فدای مآموریت های فرعی دیگر کرده و یا به سرعت به سمت Omega 4 Relay برود تا بتواند سریع تر جان آن ها را نجات دهد. سرعت عمل در این تصمیم گیری باعث می شود همه خدمه زنده مانده یا تعدادی از آن ها از بین بروند.]

Normandy سرانجام Reaper IFF را فعال کرده و به سمت Omega 4 Realy حرکت می کند. بعد از رفتن درون Omega 4 Relay ، یک مرتبه به منطقه وسیعی می رسند که انباشته از خرابه ها و قطعات هزاران سفینه فضایی است که پیش از این برای ورود به این منطقه تلاش کرده بودند. در کنار این خرابه ها که کار را برای حرکت Normandy دشوار کرده ، نیروهای دفاعی Collector ها به نام Oculus نیز از راه می رسند و Normandy باید با آن ها نیز مبارزه کند. بعد از منهدم کردن Oculus ها و رسیدن به سمت دیگر خرابه ها ، Normandy با پایگاه Collector ها روبرو می شود. یک ایستگاه فضایی عظیم که به دور یک سیاهچاله می گردد. یکی از سفینه های Collector ها از ایستگاه جدا شده و به سمت Normandy حرکت می کند ولی توسط Normandy از بین می رود. ولی قطعات جدا شده از آن به بدنه Normandy اصابت کرده و باعث بروز مشکلاتی در آن شده و در نهایت آن Normandy بر سطح پایگاه Collector ها می نشیند. [نسبت به آپگریدها و بهینه سازی هایی که در طول مآموریت ها روی Normandy انجام شده ، تا حداکثر سه نفر از همراهان Shepard می توانند جان خود را در حین مبارزه با Oculus ها و سفینه Collector ها از دست بدهند.] مآموریت نهایی با وارد شدن Shepard و اعضای تیم او به ایستگاه Collector ها آغاز می شود. [نسبت به وفادار بودن هم تیمی ها و تصمیمات گرفته شده در طولللللللل مآموریت ها ، همه اعضای تیم می توانند به سلامت مآموریت نهایی را به پایان برسانند ، یا تک تک آن ها به همراه خود Shepard در این مآموریت از بین بروند.] Shepard و همراهانش راه خود را از میان نیروهای Collector باز کرده و خدمه باقی مانده از Normandy را در آنجا نجات می دهند. آن ها سپس به قلب تشکیلات Collector ها می رسند و متوجه می شوند که آن ها در حال آماده سازی یک موجود غول پیکر به نام Human-Reaper هستند. موجودی که ترکیبی از مواد ژنتیکی بدست آمده از انسان های ربوده شده و تکنولوژی پیشرفته Reaper ها می باشد. EDI حدس می زند که Reaper ها پیش از این نیز تلاش کرده اند یک Prothean-Reaper بسازند ولی شکست خورده و برای همین Prothean ها را به Collector ها تبدیل کرده اند تا به وسیله آن ها Human-Reaper را بسازند. EDI همچنین احتمال می دهد که Reaper ها از مواد ژنتیکی هر نژادی که برای ساخت یک Reaper جدید استفاده کنند ، شکل و شمایل آن نژاد را به Reaper مورد نظر می دهند. Shepard بخش های حساس و ضعیف این Human-Reaper را که هنوز در مراحل اولیه ساخت قرار دارد ، هدف می گیرد و در نهایت این سازه عظیم فرو می ریزد. Shepard نیز تصمیم به انهدام کامل ایستگاه Collector ها می گیرد.


در همین لحظه Illusive Man با Shepard تماس گرفته و به او پیشنهاد می کند که به جای انهدام کامل ایستگاه ، از طریق یک پالس رادیویی تمام Collector هاییی موجودد در آنجا را نابود کرده ولی خود ایستگاه را برای تحقیقات بیشتر Cerberus سالم نگه دارند. او همچنین می گوید هر اطلاعاتی که از این ایستگاه بدست می آید ، می تواند برای آینده جنگ با Reaper مفید بوده و البته باعث قدرتمند تر شدن جایگاه انسان ها نسبت به سایر نژادها در کهکشان شود. [Shepard می تواند تصمیم بگیرد که درخواست Illusive Man را رد کرده و ایستگاه Collector ها را منهدم کند ، یا از طریق پالس رادیویی باعث کشته شدن تمام Collector ها و تحت اختیار قرار گرفتن پایگاه توسط Cerberus شود. اگر Shepard تصمیم به نابودی پایگاه بگیرد و Miranda نیز همراه او باشد ، بعد از دیدن قدرت طلبی بی حد و مرز Illusive Man از خدمت در Cerberus انصراف داده و به Shepard می پیوندد.] بعد از اینکه Shepard در مورد پایگاه تصمیم مناسب را می گیرد ، Human-Reaper دوباره از اعماق پایگاه بالا آمده و به Shepard و همراهانش حمله می کند. Shepard و تیم او موفق به شکست دادن Human-Reaper و از بین بردن کامل او شده و با استفاده از Normandy از پایگاه Collector ها فرار می کنند. در Normandy برای آخرین بار مکالمه ای بین Shepard و Illusive Man صورت می گیرد. [Illusive Man نسبت به تصمیمی که Shepard در پایگاه Collector ها گرفته ، خشنود یا به شدت عصبانی است. همچنین Shepard می تواند مکالمه خود با Illusive Man با قطع کند یا به او قول دهد که به زودی راه دیگری به کمک Illusive Man یا بدون کمک او برای مقابله با Reaper ها پیدا خواهند کرد.] Normandy در حال تعمیر شدن است و Reaper ها نیز از خواب زمستانی خود در Dark Spaceeeeeeee بیدار شده و به سمت کهکشان و نابودی کامل آن حرکت می کنند.

[nextpage title=”داستان Mass Effect 3″]

6 ماه از اتفاقات Arrival (یکی از بسته های اضافه شونده مس افکت 2) و بازگشت داوطلبانه فرمانده شپرد به Alliance میگذرد. شپرد که به حالت تعلیق درآمده بود، در یکی از مراکز منتصب به Alliance در کره زمین و شهر ونکوور بازداشت شده است. در این حین، پایگاه های Alliance در اعماق فضا یکی پس از دیگری به خاموشی رفته و ارتباط خود را با مرکز از دست میدهند. Admiral Steven Hackett، رئیس کل نیروهای نظامی Alliance، همه واحد را نسبت به حملات قریب الوقوع آگاه ساخته و به حالت آماده باش درمیاورد. Admiral David Anderson، فرمانده سابق شپرد به همراه Lieutenant James Vega به شپرد ملحق میشوند تا در جلسه فوری کمیته دفاع Alliance شرکت کنند. شپرد چیزی که همه از آن ترس داشتند را تایید میکند؛ ریپر ها به کهکشان برگشته اند و اکنون در راه کره زمین هستند.

در همین حین ارتباط با پایگاه Luna قطع میشود و خبرگذاری های مختلف از سرتاسر جهان از فرود نیروهای ناشناخته بیگانه در شهر های مختلف گزارش میدهند. یک ابرسفینه ریپر بر فراز ونکور ظاهر شده و از میان ابرها به سمت زمین فرود می آید و ساختمان Alliance رو تخریب میکند و منجر به کشته شدن کمیته دفاع و قسمتی از کارکنان Alliance میشود. شپرد و اندرسون به سختی از آنجا میگریزند و در اولین فرصت با [Ashley Williams/Kaidan Alenki] (بسته به انتخاب شما در Virmire) تماس گرفته و به او میگوید هرچه سریع تر خود را به نرماندی برساند.

شپرد و اندرسون راه خود را از ساختمانی به ساختمانی دیگر و از پشت بامی به بامی دیگر ادامه میدهند. اندرسون به شپرد میگوید باید هرچه سریع تر خود را به سیتادل رسانده و از Council درخواست کمک کنند. در اطراف یکی از سفینه های سقوط کرده ابزار ارتباطی پیدا کرده و با نرماندی ارتباط برقرار میکنند. پس از مقاومت در مقابل موجی از حملات Cannibal ها، نرماندی خود را به آنها رسانده و منطقه را با بمباران خود پاک سازی میکند. درحالی که شپرد سوار نرماندی میشود، اندرسون به اون اطلاع میدهد که در زمین میماند و به نیروهای مقاوت کمک میکند که با اعتراض شپرد مواجه میشود. اندرسون به شپرد فرمان میدهد که زمین رو ترک کند و برای مقابله با ریپر ها هرکمکی که توانست جمع کند.

در حالی که نرماندی ارتفاع میگرفت، شپرد کودکی را در منطقه تخلیه Alliance و در حال سوار شدن به یکی از شاتل ها میبیند. در همین حیل که شاتل ارتفاع میگرفت، از پشت ساختمان ها نابودگر ریپر ظاهر شده و شاتل را مورد هدف قرار میدهد. همه افراد داخل شاتل، از جمله کودک کشته میشوند. شپرد پریشان حال از درهای نرماندی فاصله میگیرد و درها بسته میشود. در حالی که ریپر های بیشتر و بیشتری در سطح شهر ونکور فرود میامدند، نرماندی از زمین فرار میکند.

بلافاصله بعد از خروج از اتمسفر زمین، ادمیرال هکت با شپرد ارتباط برقرار کرده و به اون دستور میدهد خود را به Prothean Archives در مریخ برساند. جایی که انسان ها برای اولین بار تکنولوژی مس افکت را در آن کشف کردند. Liara T’Soni به گفته هکت، شاید تنها راه شکست دادن ریپر ها را کشف کرده است.

به محض ورود به مریخ، شپرد، جیمز وگا و کیدن/اشلی سوار بر شاتل خود را به سطح سیاره میرسانند. EDI به آنها هشدار میدهد که پاسخی از پایگاه دریافت نمیشود. آنها با مشاهده کشتار پرسنل پایگاه بدست سرباز های Cerberus، دلیل این امر را متوجه میشوند. گروه راه خود را از میان نیروهای سربروس پیدا میکنند. از تعداد کم نیروهای سربروس گروه به دست داشتن افرادی از داخل پایگاه در این اتفاق مشکوک میشوند. کیدن/اشلی نیز تعجب خود را از بی اطلاعی شپرد نسبت به این موضوع بیان میکند. (بدلیل ارتباطات گذشته شپرد و سازمان افراطی سربروس، کیدن/اشلی همچنان از اعتماد کامل به شپرد خودداری میکرد)

پس از وارد شدن به ایستگاه، گروه خود را بلافاصله به لیارا رسانده و شاهد چیره شدن وی با نیروهای سربروس میشوند. لیارا علت این دیدار را برای آنها توضیح میدهد. او در بایگانی های مریخ، نقشه ای از یک دستگاه ناشناخته مرتبط با Prothean ها پیدا کرده است که ممکن است به آنها در شکست دادن ریپر ها کمک کند. و البته سربروس نیز از وجود این نقشه مطلع شده است و آنها هرچه سریع تر باید نسبت به بدست آوردن این اطلاعات اقدام کنند.

شپرد، وگا را برای آماده کردن مسیر فرار روانه شاتل کرده و به همراه لیارا و کیدن/اشلی به سمت بایگانی اصلی پایگاه به راه میافتد. آنها در مسیر و درحین درگیری با نیروهای سربروس، هویت خائن را نیز کشف میکنند. دکتر Eva Core، به ظاهر دانشمندی که اخیرا به تیم مریخ اضافه شده بود در اصل جاسوسی از سربروس بود که با نفوذ در پیاگاه، علاوه بر دادن اطلاعات به بیرون، سیستم دفاعی ایستگاه را نیز دستکاری کرده و راه را برای ورود نیروهای سربروس هموار کرده بود. تیم سه نفره با رسیدن به Prothean Beacon در مرکز آرشیو ها، با هولوگرام Illusive Man مواجه میشوند. او با سرزنش کردن Alliance در استفاده از اطلاعات و سرنخ هایی که Prothean ها بجا گذاشته بودند، به شپرد میگوید که در حال جنگیدن در یک جنگ از دست رفته است. او همچنین از اهداف خود میگوید. اینکه قصد دارد راهی پیدا کرده و کنترل ریپر ها را بر دست بگیرد و از این قدرت برای پیشرفت بشر استفاده کرده نسبت به دیگر نژاد ها به آن برتری دهد. شپرد با دیوانه خواندن Illusive Man و نقشه وی ارتباط را قطع میکند.

گروه پس از آن با دکتر Core و درحالی که درحال تلاش برای آپلود اطلاعات بود مواجه میشود. Core با مشاهده گروه آپلود را نیمه کاره گذاشته و پا به فرار میگذارد و با اینکه موفق میشود به شاتل سربروس برسد با مداخله انتحاری جیمز وگا مواجه شده و دچار حادثه میشود. Core که پس از حادثه مشخص میشود اندروید بوده از میان خرابه های شاتل بیرون آمده و قبل از اینکه توسط شپرد از کار بیافتد، به کیدن/اشلی جراحات عمیقی وارد میکند. نرماندی در حالی که نیروهای ریپر وارد سیاره مریخ میشوند به محل حادثه رسیده و با سوار کردن اعضای تیم، بار دیگر از دست ریپر ها فرار میکند.

به محض رسیدن به سیتادل، اشلی/کیدن در بیمارستان بستری میشود و شپرد روانه جلسه ای اضطراری با شورای سیتادل میشود. علیرغم تاکید ویژه Udina نسبت به نیاز جدی زمین به کمک، شورا از ارائه کمک به زمین خودداری میکند و تمرکز ریپرها بر روی زمین را به عنوان فرصتی برای آماده سازی دیگر نژاد ها قلمداد میکند. با این وجود عضو سالاریان شورا از تشکیل اجلاس جنگ برای سازماندهی استراتژی آنها در مقابل ریپر ها خبر میدهد و میگوید تصمیم نهایی در مورد اعزام نیروهای نظامی شورا را آنها خواهند گرفت. شورا همچنین از Prothean Device نیز استقبالی به عمل نمی آورد و با ناموفق خواندن ماهیت آن در جلوگیری از انقراض پروثیان ها، به ناکارآمدی آن اشاره میکنند. توضیحات لیارا در مورد عدم تکمیل این وسیله و نیاز به یافتن جز ناقص این وسیله که از آن به عنوان “کاتالیزور” یاد میشود نیز نتیجه ای به همراه نمی آورد.

پس از اتمام جلسه، اودینا به همراه شپرد در دفتر شورای نژاد انسان در سیتادل با عضو توریان شورا ملاقات میکنند. Primarch Fedorian، حاکم پالاون، به گفته این عضو شورا، با فرا رسیدن ریپر ها در خروج از منظومه ناموفق شده و در Menae، ماه پالاون گیر افتاده است. پرایمارک فدوریان قرار بود رهبری اجلاس جنگ رو برعهده بگیرد و از این رو حضور وی در آینده میتوانست راه را برای جمع آوری کمک و اعزام نیرو به زمین هموارد سازد. شپرد که بار دیگر وضعیت Spectre خود را فعال میدید برای نجات فدوریان روانه پالاون شد.

در میان انبود حملات ریپر ها به پالاون و Menae، نرماندی وارد منظومه خانگی توریان ها میشود. نرماندی در یکی از پایگاههای توریان ها در ماه فرود می آید. به محض وارد شدن به پایگاه، افسر فرمانده آن به شپرد اطلاع میدهد که یک ساعت قبل از رسیدن شپرد، فرودیان کشته شده و به دلیل عدم وجود ارتباط با پالاون، از هویت جانشین وی نیز بی خبرند. شپرد و تیمش برای رفع مشکل به سمت برج ارتباط رفته و پس از درگیری های متعدد و مقاومت در مقابل امواج هاسک ها بالاخره موفق به تعمیر آن میشوند. با رفع مشکل ارتباطی، گروه از هویت جانشین فرودیان مطلع میشود. General Adrien Victur که چند کیلومتر آن طرف تر و در یکی دیگر از پایگاه ها مشغول نبرد است. از آنجایی که ارتباط رادیویی با این پیاگاه نیز قطع است تیم برای رسیدن به جنرال ویکتوس به راه میافتد. در این حین، جوکر پیامی را مبنی بر رفتار عجیب نرماندی و EDI به شپرد مخابره میکند. لیارا به منظور یافتن مشکل به نرماندی برمیگردد و Garrus Vakarian، یار سابق شپرد و همچنین مشاور استراتژیک فعلی ارتش توریان ها به شپرد و وگا ملحق میشود.

پس از پشت سر گذاشتن موج عظیمی از نیروهای ریپر، سرانجام شپرد و تیمش به پایگاهی که جنرال ویکتوس در آن مستقر است میرسند و با کمک رسانی به آنها، مهاجمین را شکست میدهند. پس از پایان نبرد شپرد خبر جانشینی پرایمارک را به اطلاع ویکتوس میرساند. ویکتوس که نسبت به توانایی های خود برای رهبری توریان ها شک داشت با بیان اینکه سیاستمدار نیست در ابتدا از ترک افراد خود امتناع میکند ولی در نهایت با اکراه همراهی با شپرد برای پیوستن به اجلاس جنگ را میپذیرد. هرچند او تاکید میکند که در شرایط حال حاضر که پالاون تحت حملات شدید ریپرها است نمیتواند نیروهای توریان را برای کمک به زمین اعزام کند و نیاز به کمک کروگان ها و حضور آنها در اجلاس جنگ دارد.

پس از بازگشت به نرماندی شپرد و تیمش از ماهیت رفتار عجیب نرماندی که در حین حضور آنها در Menae رخ داده بود مطلع میشوند. رفتاری که ناشی از انتقال EDI به بدن Eve (اندرویدی که در مریخ با آن مواجه شدند) بود. پروسه ای که با موفقیت به پایان رسیده و امکانات بیشتری را دراختیار شپرد و تیمش قرار داده بود. لحظاتی بعد شپرد پیامی را از ادمیرال هکت میکند که در آن از شروع پروسه تحقیق و ساخت دستگاه پروثیان ها خبر میداد. پروژه Crucible.

تصمیم به حضور کروگان ها در اجلاس جنگ مشکلات عمده ای را بوجود می آورد. آساری ها با باور داشتن ماهیت شکننده ارتباط توریان-کروگان بطور کامل از اجلاس کناه گیری کردند. از این رو جلسه ای دیپلماتیک بین شپرد، پرایمارک ویکتوس، دالاتراس وینرون (رهبر اتحادیه سالاریان ها) و اوردنات رکس/ریو (رئیس قبلیه کروگان ها بسته به انتخاب شما در مس افکت های قبلی) برگزار شد. دالاتراس از همان ابتدا و بصورت آشکار نسبت به رهبر کروگان ها رفتار خصمانه و توهین آمیز داشته و مخالف شرط کروگان ها برای یاری رساندن به توریان هاست. شرطی که رهبر اوردنات برای اعزام نیرو از توچانکا به پالاون تعیین میکند چیزی نیست جز درمان جنوفیج. دالاتاراس صراحتا از قبول کردن چنین شرطی امتناع میکند. او باور دارد قبول کردن این شرط دقیقا همان اشتباهی است که سالاریان ها در جنگ با Rachni انجام داده و از ارتش کروگان استفاده کردند. از طرفی پرایمارک ویکتوس هم این خواسته کروگان ها را غیرممکن میداند چرا که تهیه درمان جنوفیج چندین سال وقت خواهد برد که کهکشان دیگر در اختیار ندارد.

با این حال رکس/ریو چیز دیگری میگوید. رهبر کروگان ها از دریافت اطلاعاتی مبنی بر آزمایشات یک دانشمند سالاریان بر روی کروگان های ماده نابارور خبر میدهد. کروگان هایی که اکنون درمان شده و در برابر جنوفیج مصون هستند که البته توسط گروه STG (واحد تهدید امنیتی) سالاریان ها جمع آوری و از توچانکا خارج شده اند. دالاتراس زیر فشار مجبور به اعتراف میشود و میگوید کروگان های مورد نظر در پایگاهی در Sur’Kesh نگه داری میشوند و با بی میلی دستور آزادی آنها را میدهد. هرچند او کماکان اصرار داد درمان جنوفیج پیامد های وخیمی برای سالاریان ها و کل کهکشان خواهد داشت.

شپرد و تیمش بهمراه رئیس کروگان برای نظارت بر مبادله کروگان های ماده روانه سورکش میشوند. شپرد به محض فرود بر سورکش با دانشمند مسئول پروژه دیدار میکند؛ Mordin Solus (و یا Padok Wiks اگر موردین در مس افکت 2 کشته شود) موردین مسئول نگه داری و سلامتی کروگانهای ماده است و همچنین مشخص میشود شخصی که وجود این کروگان ها را به رکس خبر داده نیز خود او بوده است. موردین شرایط حاضر را برای شپرد توضیح میدهد. یکی از اثرات جانبی درمان جنوفیج، تضعیف سیستم ایمنی بدن کروگان های مونث بوده که همین امر بدن آنها را درمقابل خطرات بسیار آسیب پذیر کرده و در نهایت تنها یکی از کروگان ها زنده مانده است. در همین حین سورکش مورد حمله قرار میگیرد و نیروهای سربروس برای کشتن کروگان و از بین بردن امیدهای درمان جنوفیج وارد پایگاه میشوند. در حالی که دانشمندان سالاریان برای نجات کروگان تلاش میکنند، شپرد و همراهانش به مبارزه با نیروهای مهاجم میپردازند. در نهایت تیم به همراه «Eve» (که توسط دانشمندان سالاریان نامگذازی شده بود) سورکش را ترک میکنند. پس از اینکه شرایط جسمانی ایو بهبود می یابد، بالاخره موردین اجازه سفر وی به توچانکا را صاد میکند. جایی که برای اجرای آخرین مرحله درمان نیاز است.

قبل از سفر به توچانکا پرایمارک ویکتوس به سراغ شپرد رفته و در مورد سفینه متعلق به توریان ها برای او میگوید که بصورت محرمانه عازم توچانکا شده بود ولی دیگر ارتباطی با آن نمیتوانند برقرار کنند. او که هدف این ماموریت را طبقه بندی شده و محرمانه میخواند، از دادن جزئیات بیشتر به شپرد خودداری میکند. بلافاصله پس از فرود در توچانکا، ستوان ویکتوس با شپرد ارتباط برقرار کرده و نسبت به موقعیت خود و گروهش او را مطلع میسازد. پس از مبارزه با موج های پی در پی نیروهای زمینی ریپر ها سرانجام تیم به جوخه گرفتار شده توریان ها میرسد. پس از شکست دادن و نابود کردن مهاجمین شپرد به سراغ رهبر شکست خورده میرود. تارکین ویکتوس، پسر پرایمارک ویکتوس، رهبر گروهی است که برای مقابله با نیروهای سربروس و جلوگیری از منفجر کردن بمبی که در توچانکا پنهان است، عازم آن شده بودند. بمبی که سالها پیش و همزمان با شورش کروگان ها به عنوان راه چاره آخر در توچانکا قرار گرفته بود. بمبی که اگر سربروس موفق به فعال سازی آن شود به معنای یک جنگ تمام عیار بین کروگان ها و توریان ها خواهد بود. تارکین که خود را علت شکست جوخه میدانست از ادامه ماموریت سرباز میزند ولی در نهایت شپرد او را راضی میکند تا وظیفه خود را بجا آورده و بمب را کار بیاندازد. تیم راهی محل بمب میشوند و پس از پشت سرگذاشتن نیروهای سربروس سرانجام به محل مورد نظر میرسند. تارکین از شپرد میخواهد درحالی که او برای از کار انداختن بمب اقدام میکند، او را پوشش داده و از بمب دفاع کند. شپرد با موج های متوالی سربروس ها مبارزه میکند. اما همه چیز به خوبی پیش نمیرود. بروز اروری در سیستم از باز شدن یکی از گیره های متصل به بمب جلوگیری میکند. تارکین خود را به گیره رسانده و پس از تلاش زیاد گیره را باز کرده و همراه آن در گودال پایین بمب سقوط کرده و کشته میشود. در نهایت تیم پس از موفق شدن در ماموریت به نرماندی برمیگردد و آماده ماموریت اصلی درمان جنوفیج میشود.

نرماندی در حالی که ریپر ها در تعداد بالا به توچانکا رسیده اند در سیاره فرود می آید. نقشه اصلی تیم، رسیدن به Shroud – سازه عظیمی که توسط سالاریان ها و برای کنترل اتمسفر توچانکا ساخته شده بود ولی بعد ها و بطور پنهانی برای پخش جنوفیج تغییر کاربری داده بود – و پخش درمان از طریق آن بود. در مسیر Shroud، دالاتراس با شپرد تماس گرفته و آخرین تلاش های خود را برای جلوگیری از عملی کردن این نقشه بکار میگیرد. او همچنین از عملیاتی ویژه در چندین سال قبل پرده برداری میکند که طبق آن، دستکاری های صورت گرفته در Shroud، از مورد استفاده قرار گرفتن آن در چنین نقشه ای جلوگیری میکند. دالاتراس پیشنهادی را جلوی شپرد قرار میدهد. جلوگیری از تعمیرات Shroud و در نتیجه شکست درمان جنوفیج، در مقابل کمک های نظامی و همچنین دانشمند های سالاریان ها در ساخت Crucible.

رهبر اوردنات نیروهای کروگان را گردآوری میکند. گروهی که با کمک خلبانان توریان برای جلب توجه ریپری که در کنار Shroud قرار گرفته تلاش خواهند کرد. ولی نقشه تعیین شده تقریبا همان ابتدای کار و با تاخیر نیروهای کروگان در یاری رسانی به توریان ها و در نتیجه نابودی آنها با شکست مواجه میشود. نیروهای زمینی پراکنده شده و تیم شپرد مجبود میشود برای رسیدن به محل عملیات از دل خرابه های عظیم و در حین حال باشکوه تمدن کروگان ها عبور کنند که البته اکنون به خانه بزرگترین Thresher Maw شناخته شده تبدیل شده است.

تیم نقشه جدیدی را طراحی میکند. نقشه ای که هدایت Thresher Maw به سمت ریپر و درگیری آن دو را در پی دارد. در عمل نقشه بسیار موفق تر از نقشه قبلی شده و علیرغم درگیری شدید نیروهای ریپر و Thresher Maw، شپرد به همراه موردین/ موفق به ورود به سازه عظیم میشود. اما باز هم کارها بخوبی پیش نمیرد. پس از ورود به ساختمان، دانشمند سالاریان متوجه دستکاری های صورت گرفته در آن میشود و به شپرد توضیح میدهد برای تعمیر آن و پخش بی مورد درمان باید از بالاترین طبقه ساختمان اقدام کنند. آخرین طبقه ساختمانی که در حال ریزش است و به نوعی اینکار یک عملیات انتحاری است. حق انتخاب به شپرد داده میشود؛ فرستادن دانشمند سالاریان برای انجام ماموریت و فدا کردن خود، متقاعد کردن او به انجام ندادن اینکار و یا در نهایت کشتن وی برای جلوگیری از پخش درمان. در صورتی که موردین برای انجام عملیات به طبقه آخر برود، در حین انجام پروسه پخش درمان و در اثر انفجار کشته شده و خود را فدای پخش درمان جنوفیج میکند.

بلافاصله پس از اتمام ماموریت، عضو سالاریان شورای سیتادل با شپرد تماس گرفته و از او درخواست میکند خود را برای شرکت در جلسه ای مهم به سیتادل برساند. او توضیح میدهد که جلسه در مورد اودینا (عضو انسان شورا) است که مقادیر زیادی پول رو جابجا کرده و شورا از مقصد این پول ها بی خبر است.

نرماندی به سیتادل میرسد ولی شرایطی مشکوک و عجیب در آن حاکم بوده و هیچ جوابی از پایانه های ایستگاه دریافت نمیشود. پس از اسکن کردن کانال های اورژانسی، نرماندی پیامی مخابره شده از Thane Krios یا Commander Bailey (بسته به زنده ماندن ثین در مس افکت 2) مبنی بر مورد هجوم قرار گرفتن سیتادل دریافت میکند. سربروس بصورت پرتعداد به سیتادل هجوم آورده و نیروهای C-Sec (سرویس امنیت سیتادل) در دفاع از ایستگاه به شدت به مشکل خورده اند. ثین همچنین میگوید اشلی/کیدن که اکنون به عنوان Spectre انتخاب شده، همراه شورا است و وظیفه محافظت از آنها را عهده دار است. به محض فرود در ایستگاه، شپرد و تیمش خود را در میان نبردی بزرگ ما بین سربروس و C-Sec پیدا میکند. پس از مدتی درگیری سرانجام محوطه از نیروهای سربروس پاک سازی شده و فرمانده بیلی کنترل دفتر را مجددا در دست میگیرد. در داخل دفتر بیلی از قرار ملاقات مشاور سالاریان ها با Executer (ماموری که وظیفه اجرای قوانین و دستورات را دارد)، برای بازداشت شدن یکی از افراد مهم سیتادل خبر میدهد و با توجه به پیام مخابره شده قبلی، نقش اودینا در اتفاقات اخیر آشکار میشود.

با احتمال دادن به اینکه ممکن است مشاور سالاریان در دفتر Executer باشد، تیم به سمت آن به راه میافتد و پس از پشت سر گذاشتن نیروهای سربروس به آنجا میرسد. به محض رسیدن به دفتر مورد نظر تیم، مشاور را پیدا میکند و او از همکاری اودینا با سربروس برای شکل گیری یک کودتا در سیتادل خبر میدهد. در همین حین آنها مورد هجوم Kai Leng قرار میگیرند که به دستور Illusive Man وظیفه به قتل رساندن اعضای شورا را برعهده دارد. در صورت کشته شدن Thane و Major Kirrahe، لنگ با موفقیت مشاور را به قتل میرساند. در غیر این صورت و در انجام قتل ناموفق بوده و درحالی که شپرد او را تعقیب میکند، به سمت دیگر اعضای شورا به راه میافتد.

علیرغم تلاش کای لنگ برای ایجاد مزاحمت برای شپرد، تیم زودتر از او به شورا میرسد. شپرد راه های خروج را بسته و به سراغ اعضای شورا میرود و با مقاومت اشلی/کیدن روبرو میشود که همچنان نسبت به او بی اعتماد است. شپرد از خیانت اودینا پرده برداری میکند و در حالی که اودینا هیچ یک از اتهامات رو قبول ندارد و سعی در تکذیب آنها میکند، دیگر اعضای شورا پس از این همه مدت باور نداشتن شپرد بالاخره تصمیم به باور کردن وی میگیرند. اودینا به منظور باز کردن درهای خروجی به سمت آنها میرود. زمانیکه شپرد میخواهد از او جلوگیری کند با مقابله اشلی/کیدن مواجه میشود. شپرد میتواند با صحبت کردن، او را راضی به عقب نشینی کرده و یا با شلیک کردن او را از رس راه خود بردارد. در این حین که اودینا در حال باز کردن در بود عضو آساری شورا برای متوقف کردن او تلاش میکند که اودینا او را هل داده و سمت او اسلحه میکشد. در نهایت شپرد یا اشلی/کیدن مجبور به کشتن وی میشوند که در همین حین نیروهای C-Sec و فرمانده بیلی نیز به صحنه میرسند. با کشته شدن اودینا و شکست نقشه کودتا، سربروس و کای لنگ عقب نشینی میکنند و کنترل سیتادل مجددا در دستان C-Sec قرار میگیرد.

در راه بازگشت کای لنگ شکست خود را به ایلوسیو من گزارش میدهد. هرچند ایلوسیو من کای لنگ را بابت شکست در مقابل شپرد سرزنش میکند ولی میگوید اودینا مهره ای غیر قابل اتکا بوده و او نقشه های دیگری در حال اجرا دارد.

پس از تلاش های نافرجام کودتا، تلاش ها برای هرچه سریع تر ساختن Crucible افزایش میابد. هکت با شپرد تماس گرفته و شرایط حاضر را برای وی شرح میدهد. توریان ها با کمک کروگان ها پیشرفت قابل توجهی در مقابل ریپر ها داشته اند. با این وجود آنها همچنان به سفینه های بیشتر نیاز دارند و کواریان ها آماده مذاکره هستند. هکت از شپرد میخواد با حداکثر احتیاط به سراغ رهبر ناوگان مهاجرین برود. چرا که فعالیت های مشکوکی در مرز های Geth ها در حال انجام است.

در طی جلسه ای دیپلماتیک با Shala’Raan، Han’Gerrel، Daro’Xen و Zaal’Koris، شپرد از اهداف و نقشه های آنها مطلع میشود. کواریان ها در حال تدارک حمله مجدد به کواریان ها و به قصد بازپسگیری سرزمین مادریشان یعنی Rannoch هستند. کواریان ها موفق شده بودند گث ها را به منظومه خانگی خود عقب برانند تا اینکه سیگنالی مرموز برای نیروهای گث ارسال میشود و قدرت نظامی آنها را بطور چشم گیری افزایش میدهد.

شپرد احتمال میدهد که سیگنال مورد نظر، تکنولوژی مربوط به ریپرها باشد و اگر ذره ای شانس برای نجات خود قائل هستند باید بلافاصله نسبت به نابودی آن اقدام کنند. فرماندهان کواریان به او توضیح میدهند که سیگنال از یکی از سفینه های بزرگ گث ها در حال ارسال است و نابودی آن از توانایی های کواریان ها خارج است. شپرد پیشنهاد میدهد تیم نرماندی مسئولیت از کار انداختن سیگنال رو برعهده بگیرند. عملی که گث ها را دچار سردرگمی کرده و فرصت را برای حمله کواریان ها به آنها محیا خواهد ساخت. کواریان ها این پیشنهاد را قبول میکنند و پشتیبانی های فنی خود را در اختیار شپرد قرار میدهند. Tali’Zorah یکی از یاران قدیمی شپرد و نرماندی و یا ادمیرال زن درصورت کشته شدن تالی.

در میان نبرد سنگین گث و کواریان، شپرد و همراهانش وارد سفینه گث میشوند و با پشت سرگذاشتن درگیری های متعدد با گث ها سرانجام به هسته آن، جایی که سیگنال از آنجا فرستاده میشود، میرسند. در داخل هسته با یک گث منحصربفرد مواجه میشوند که به با پلتفرم برای تقویت سیگنال وصل شده است. این گث کسی نیست جز Legion. در صورت کشته شدن لیجن در مس افکت 2، یک Geth VI مشابه وی جای او را خواهد گرفت.

لیجن توضیح میدهد که پس از حمله کواریان ها و به منظور نجات خود، گث ها با ریچر ها متحد شدند. تیم با راهنمایی لیجن، او را از بند اتصالات رها میسازند و در مقابل لیجن برای نشان حسن نیت خود تمام اسلحه ها و سپر های دفاعی شفینه بزرگ را غیرفعال میکند. با سواستفاده از موقعیت، ادمیرال گرل از نقشه تعیین شده سرپیچی کرده و نیروهای کواریان را به سمت سفینه حمله ور میکند. با وجود اعتراض شپرد نسبت به تصمیم وی و گفتن اینکه هنوز آنها داخل سفینه هستند، گرل با بی اعتنایی تمام حمله را ادامه میدهد و شپرد و همراهانش به سختی و درست در آخرین لحظات موفق به فرار از آن میشوند.

پس از بازگشت به نرماندی و (قبول کردن توضیحات ادمیرال گرل/اخراج وی از نرماندی) شپرد از لیجن درخواست اطلاعات میکند. لیجن توضیح میدهد که نابودی سفینه گث ها فقط سیگنال را برای فواصل طولانی تحت تاثیر قرار داده و پایگاههایی در سطح رناک همچنان سیگنال را برای فواصل کوتاه ارسال میکنند و از آنجایی که گث ها برج های Jammer در سطح سیاره برپا کرده اند بمباران مداری نیز ناممکن است.

نقشه ها و عملیات مختلفی در سطح رناک و به منظور شناسایی منبع سیگنال صورت میگیرد. از جمله عملیات نجات ادمیرال کوریس و همچنین عملیات نابودی گروه جنگنده های گث. در نهایت و پس از شناسایی منبع سیگنال، شپرد، مجهز به نوعی پرتو هدف گیرنده، حمله به پایگاه را آغاز میکند. لیجن نیز برای برهم زدن نظم نیروهای گث و همچنین ارائه پشتیبانی فنی به تیم ملحق میشود.

نقشه موفقیت آمیز است؛ ولی زمانیکه نرماندی نسبت به بمباران منبع سیگنال اقدام میکند مشخص میشود که این منبع در واقع یک ریپر عظیم الجثه است. شپرد و همراهانش سوار بر شاتل گث ها فرار میکنند و ریپر نیز بدنبال آنهاست. در حالی که کواریان ها و نرماندی در تلاشند تا از مدار رناک تیم را پشتیبانی کنند خبری از ناوگان مهاجران به شپرد میرسد؛ آنالیز ها نشان میدهند قسمتی که ریپر از آن برای شلیک کردن استفاده میکند بسیار آسیب پذیر است. شپرد بصورت پیاده و در حین مقاومت کردن در مقابل حملات ریپر، با استفاده از لیزر راهنما و به صورت دستی تمام نیروهای تهاجمی نورماندی و ناوگان مهاجران را به سمت آن هدایت کرده و آن را از پای درمی آورد.

پس از شکست، ریپر آسیب دیده که شپرد را از روی اطلاعات Harbinger شناسایی کرده با او مکالمه ای رد و بدل میکند؛ «مقابله شپرد با ریپر ها بی هدف است، آنها حیات اورگانیک ها را از هرج و مرج نجات میدهند، چرخه باید ادامه داشته باشد تا اورگانیک ها از نابودی در امان باشند» شپرد نسبت به هشدار ریپر بی اعتنایی کرده و به او اطمینان میدهد همه نژاد ها با تمام توان و تا زمانیکه راهی برای شکست ریپر ها پیدا کنند خواهند جنگید. بدون هیچ حرف دیگری برای گفتن، ریپر میمیرد.

با نابودی ریپر، گث ها به حالت غیرفعال درآمده اند و در حالت آسیب پذیر هستند. ولی لیجن درخواست میکند به او اجازه داده شود تا نسخه ای ارتقا یافته و ویرایش شده از کد ریپر را برای گث ها آپلود کند و بدین وسیله همه گث ها هوش واقعی بدست آورند. شپرد 3 راه جلوی خود میبیند. اجازه آپلود اطلاعات به گث ها را داده و موجب نابودی کواریان ها شود و یا با به تاخیر انداختن پروسه آپلود فرصت را دراختیار ناوگان مهاجران قرار داده تا به گث ها حمله کنند. راه حل سوم که به پارامترهای مختلفی وابسته است در صورتی است که شپرد توانسته باشد اعتماد هر دو طرف را جلب کرده و در نتیجه صلح را مابین دو نژاد برقرار کند. در هرصورت و صرف نظر از هرتصمیمی که شپرد بگیرد، نبرد و اختلاف میان دو نژاد پس از 3 قرن پایان یافته و نیروهای آنها (یا هردو) به کهکشان و در راه نابودی ریپر ها ملحق میشوند.

پس از حل اختلاف کواریان-گث، مشاور آساری شورا از شپرد درخواست بازگشت به سیتادل را میکند. در حالی که پروسه ساخت Crucible در حال نزدیک شدن به پایان است، همچنان عدم وجود کاتالیزور آن رادر مقابل ریپر ها بدردنخور کرده است. در ملاقات سیتادل، مشاور آساری از وجود یک شیء فوق سری در ثسیا پرده برداری کرده و میگوید ممکن است این شیء در شناسایی و یافتن کاتالیزور به شپرد کمک کند. او از شپرد میخواهد بلافاصله خود را به ثسیا برساند چرا که نیروهای ریپر در ثسیا فرود آمده اند و در صدد نابودی پیشرفته ترین نژاد کهکشان هستند.

در مسیر ثسیا، لیارا که با اصرار فراوان برای کمک به سرزمین مادری خود همراه شپرد آمده بود، در مورد این شی تاریخی توضیحاتی میدهد. او میگوید که این شی در آرامگاه Athame نگه داری میشود، خدایی که پرستش آن تقریبا هم قدمت نژاد آساری هاست ولی دیگر پیروان چندانی ندارد. با رسیدن به ثسیا و با مشاهده آساری ها در نبردی نابرابر و در حال شکست خوردن، شپرد و همراهانش خود را از میان انبوه نیروهای زمینی ریپر ها به آرامگاه Athame میرسانند. جایی که با گروهی از دانشمندان قرار بود دیدار کنند. پس از اینکه تیم به ورودی آرامگاه میرسد با میدان امنیتی مواجه میشوند که از ورود آنها به آرامگاه جلوگیری میکند. سیستم امنیتی که برای آرامگاه یک دین مرده بسیار عجیب بنظر میرسید. پس از اینکه لیارا آنرا غیرفعال میکند گروه وارد آرامگاه میشوند تا با اجساد دانشمندان روبرو شوند که البته بنظر میرسد مرگ آنها هیچ ربطی به ریپر ها نداشته باشند. گروه به منظور پیدا کردن شی مورد نظر به جستجو پرداخته و اجسام داخل آرامگاه را یکی یکی مورد آزمایش قرار می دهند …

لیارا: این شمشیر الهه آثیم است. افسانه ها میگوید او از این شمشیر در مقابل خدایان حسود که اجداد ما را تهدید میکردند استفاده کرده است.

جاویک: آنها نژادی بنام Oravores بودند. ثسیا منابع وسیعی داشت. ما از شما در مقابل آنها محافظت میکردیم.

لیارا: شما محافظت میکردید؟ … پس اثیم …؟

جاویک: تاریخ شما فراتر از چیزی است که میدانی، آساری.

لیارا: سپرد الهه آثیم. افسانه ها میگویند زمانیکه بهشت ها عصبانی شدند، او از این سپر برای محافظت از ثسیا استفاده کرد. احتمالا اجداد ما از باران شهاب سنگ ها چنین برداشتی کرده اند.

جاویک: مربوط به اجرام آسمانی بود که ما منحرفش کردیم.

لیارا: آیا واقعا نظرت این است که پروثیان ها در تاریخ ما مداخله داشته اند؟

جاویک: این بیشتر از یک نظر معمولی است.

لیارا: صفحه ای از قدیمی ترین نوشته های مذهبی ما، مجموعه قوانین آثیم. ولی ما شک دارم فقط این باشد. این کاغذ Lucen را شرح میدهد. راهنمای آثیم که به اجداد ما در مورد ستارگان آموخت.

جاویک: نژاد شما پنداشته میشد که پتانسیل بالایی داشته باشد. حیف که انتظارات را برآورده نکردید.

لیارا: این هم نمیتواند باشد؛ این Janiri است. راهنمای آثیم که روشن فکری را مدت ها پیش به ثسیا آورد.

جاویک: و شباهتی نمیبینی؟ او خدمتکار یک خدای خیالی نبود، او یک پروثیان بود.

شپرد: این چطور؟

لیارا: بخشی از مجموعه قوانین. چیزی که بدنبالش هستیم نیست. این توضیح میدهد که جنیری چطور به اجداد ما دانه داد و فصل ها را آموخت تا بتوانند محصول کاشت و برداشت کنند.

جاویک: ما نمیخواستیم از گرسنگی بمیرید.

لیارا: صفحه ای دیگر از مجموعه که توضیح میدهد چطور آثیم به اجداد ما ریاضیات آموخت. این هم نمیتواند باشد.

جاویک: قبل از آن شما فقط به اندازه انگشتانتان میتوانستید بشمارید.

شپرد: به چه چیزی نگاه میکنیم؟

لیارا: تصویری اولیه از آثیم که با پیروان آساری خود در حال صحبت است.

جاویک: یکی دیگر از افسانه های شما که از قضا به شکل عجیبی شبیه پروثیان ها نیز است!

لیارا: چیزی که تو میگویی… گیج کننده است.

جاویک: ما در ابتدا اینجا بودیم. رشد شما را تماشا میکردیم. آثیم، ما بودیم.

لیارا: تصویری دیگر از آثیم …

جاویک: میتوانی هرچیزی که دوست داری باور کنی ولی این حقیقت را تغییر نخواهد داد.

گروه به مجسمه ای بزرگ میرسند که در واقع مجسمه ای از آثیم است.

لیارا: این مجسمه آثیم است. تصویر او با گذشت زمان به ما نزدیک تر شد.

جاویک: منظورت این است که اجداد شما تلاش کردند حقیقت را پنهان کنند.

لیارا: من همچنان در نظر دارم باور کنم که هیچ یک از اینا حقیقت ندارند.

جاویک: پس چرا آثیم به زبان پروثیان ها سخن میگفت …

شپرد با نگاهی دوباره به مجسمه آثیم حقیقتی را کشف میکند. جسمی که مشاور آساری ها از آن سخن میگفت در واقع یک Prothean Beacon است که در دل آرامگاه پنهان شده است. با توجه به قدمت آرامگاه، این Beacon در واقع توضیح میدهد که چرا و چطور آساری ها نسبت به دیگر نژاد ها چه از نظر تکنولوژی و چه از نظر علمی بسیار پیشرفته تر هستند. پیشرفتی که در سایه شکستن یکی از اصلی ترین قوانین شورا بدست آمده است. Beacon با شناسایی پروثیان/فعالیت مغزی مشابه به پروثیان ها (شپرد) فعال میشود. یک VI بنام Vendetta ظاهر شده و بلافاصله شرایط را آنالیز میکند. با مشاهده ریپر ها و تشخیص اینکه چرخه پس از پروثیان ها در حال انجام گرفتن است بلافاصله سعی میکند که خود را خاموش کند که شپرد و جاویک مانع آن میشوند تا اطلاعات مربوط به کاتالیزور و Crucible را از آن بگیرند.

وندتا توضیح میدهد که Crucible دیزاین پروثیان ها نبوده و ریشه اصلی آن به میلیون ها سال و بی شمار چرخه قبل برمیگردد. طرحی که در طول زمان و بدست هر نژاد و دوره ای پیشرفت کرده ولی هیچوقت تکمیل نشده است. او میگوید پروثیان ها هیچوقت موفق به استفاده از آن نشدند. چرا که گروهی با اهداف مختلف ما بین آنها شکل گرفت و تلاش های آن ها را با خرابکاری های خود به هدر دادند. آنها همانند سربروس در چرخه فعلی معتقد بودند که بجای نابودی ریپر ها باید راهی برای کنترل آنها یافت. تا زمانیکه کشف شد آنها تحت تاثیر ریپر ها بوده اند دیگر کار از کار گذشته بود. نیروهای پروثیان ها بسیار پراکنده تر و شکسته تر از چیزی بودند که میتوانست تلاش ها برای راه اندازی دستگاه را از سر بگیرد.

وندتا میگوید پروثیان ها متوجه شدند الگویی مشابه از تکامل و انحلال در همه چرخه ها تکرار شده است. متفاوت در پیشرفت ها و اختلافات، ولی مشابه در پایه و اساس. تشابهی که بسیار بیشتر از یک اتفاق است. ریپر ها خالقان چرخه نیستند، بلکه خدمتکاران آنند ولی نمیتوانند اربابان خود و انگیزه واقعی آنها را شناسایی کنند و فقط قصد آنها را میدانند. نابودی کهکشانی. قبل از اینکه وندتا ماهیت کاتالیزور را توضیح دهد او حضور یک خرابکار را در محیط حس کرده و بلافاصله خود را خاموش میکند. خرابکاری که کسی نیست جز کای لنگ.

کای لنگ توجه گروه را به خود جلب کرده و وسیله ای را از کت خود بیرون می آورد. وسیله شروع به پخش هولوگرامی از ایلوسیو من میکند. وی که از وجود Beacon در ثسیا بوسیله آرشیو های مریخ خبردار شده بود لیارا را بخاطر متوجه نشدن این موضوع سرزنش میکند. ایلوسیو من در راستای توجیه اهداف خود بار دیگر بینش خود را برای شپرد توضیح میدهد. اینکه کنترل ریپر ها بجای نابودی آنها بهترین عمل ممکن بوده و VI موجود در ثسیا اطلاعاتی دارد که این امر را میسر میسازد. شپرد بار دیگر جواب او را میدهد و میگوید هدف آنها نابودی ریپر هاست و طرح و برنامه های ایلوسیو من جایی در آینده آنها ندارد. همچنین او را متهم به تحت کنترل بودن ریپر ها میکند. ایلوسیو من به کای لنگ دستور کشتن شپرد و بدست آوردن اطلاعات را داده و ارتباط را قطع میکند.

پس از نبردی سخت، همچنان کای لنگ در نشان دادن برتری ناتوان میشود و از این رو درخواست پشتیبانی میکند. یک سفینه از راه رسیده و طبق دستور کای لنگ شروع به تیراندازی کرده و به ساختار آرامگاه خسارت وارد میکند. خسارتی که موجب ریزش بخش های زیادی از آن میشود. کای لنگ در حالی که شپرد و همراهانش در تلاش برای حفظ جان خود بودند و قبل از اینکه بتوانند کاری بکنند اطلاعات را بدست آورده و سوار سفینه میشود. با تماشای فرار کای لنگ و فرا رسیدن ریپر های بیشتر برای تخریب کامل ثسیا، ماموریت با شکست مواجه شده و تیم مجبور به بازگشت به نرماندی میشوند.

پس از سوار شدن بر نرماندی و فرار از ثسیا، عضو آساری شورا با شپرد تماس میگیرد و علیرغم تلاش شپرد برای به تعویق انداختن مکالمه، در نهایت مجبور به پاسخ دادن میشود. به محض برقراری ارتباط مشاور مشتاقانه در مورد کاتالیزور و زمان تکمیل شدن Crucible میپرسد که شپرد مجبور میشود در مورد مداخله سربروس در عملیات و در نتیجه شکست ماموریت برای وی بگوید. ناراحت و شوک زده از خبر و با پی بردن به اینکه نه تنها تمدن آساری ها بلکه تمامی تمدن ها در آستانه نابودی کامل هستند، مشاور ارتباط را قطع میکند تا شپرد هرچه بیشتر در غرق در شکست خود شود.

پس از شکست فاجعه بار در ثسیا جو سنگینی در نرماندی حاکم است. شپرد ناراحت و عصبانی از این شکست در مورد یک قدم جلوتر بودن سربروس میگوید و از تیم میخواهد هرگونه اطلاعاتی که میتوانند از این سازمان بدست بیاورند. Samantha Traynor، متخصص ارتباطات نرماندی ردیابی مسیر فرار کای لنگ را مطرح کرده و میگوید او موفق شده شاتل لنگ را تا منظومه Lera ردیابی کند. جایی که بخاطر بلاک شدن مداوم سیگنال ها او را گم کرده است. علیرغم اینکه تنها لوکیشن قابل توجه در آنجا یک پناهگار در سیاره Horizon برای پناهجویان است، شپرد تصمیم میگیرد به آنجا رفته و هرچقدر هم شانس کمی داشته باشند، دست از دنبال کردن سربروس برندارند.

پس از رسیدن به مجموعه، شپرد و تیمش علائمی از وجود درگیری ما بین نیروهای سربروس و ریپر ها پیدا میکند که با توجه به احتمال تحت کنترل بودن ایلوسیو من و همکاری با ریپر ها بسیار عجیب است. با تحقیق و تحفس در مجموعه، شپرد مدارکی را که توسط Miranda Lawson، هم تیمی سابقش در مس افکت 2 تهیه و باقی مانده بود را پیدا میکند. مدارکی که نشان میدادند این پناهگاه در اصل یک آزمایشگاه بوده که توسط Henry Lawson، پدر میراندا و یکی از کارکنان ایلوسیو من کنترل و مدیریت میشده است. در اعماق آزمایشگاه مشخص میشود پناهجویان وسیله آزمایش های سربروس برای تبدیل به Husk بوده اند. آزمایشاتی که در راستای اهداف سربروس برای تحت کنترل داشتن ریپر ها بوده. پس از پیشروی در مجموعه، تیم حقیقتی دیگر را نیز کشف میکند. سیگنالی از یکی از برج های داخل مجموعه در حال ارسال است که بوسیله آن این امکان به سربروس داده میشود تا هاسک ها را کنترل کنند. در واقع هدف اصلی این آزمایشگاه تعمیم این تکنولوژی و آزمایش به خود ریپر ها بوده است. ماموریتی که در سایه حمله ریپر ها برای از بین بردن هر نوع نقطه ضعف بالقوه ناتمام مانده است.

پس از پشت سرگذاشتن نیروهای سربروس که موفق به ترک به موقع مجموعه نشده بودند و همچنین نیروهای ریپر باقی مانده از حمله، بالاخره گروه به برج پخش کننده سیگنال و همچنین بلاک کننده ارتباطات میرسند. شپرد با هنری لاسن مواجه میشود که اوریانا (خواهر میراندا) را گروگان گرفته است. او سعی میکند با شپرد معامله ای انجام داده و در مقابل اوریانا، خواهان آزادی خود شده و توضیح میدهد علیرغم موفقیت وی در آزمایش ها، ایلوسیو من به کای لنگ (که مدتی پیش این محل را ترک کرده) دستور داده اطلاعات را بدست آورده و لاسن ها را آنجا باقی بگذارد.

اگر میراندا در مس افکت 2 زده مانده باشد، صرف نظر از سخنان شپرد پدر خود را میکشد. در غیر اینصورت یا لاسن آزاد میشود، یا پس از راضی شدن به آزاد کردن گروگان توسط شپرد کشته میشود و یا در حالت سوم، به همراه اوریانا و توسط اوریانا پس از پرتاب شدن از پنجره کشته میشوند. تیم که اکنون مقر مرکز فرماندهی سربروس را میداند آنجا را ترک میکنند.

شپرد اطلاعات کسب شده را در اختیار ادمیرال هکت قرار میدهد و Alliance نیز خود را برای یک حمله همه جانبه به سربروس و بازپسگیری VI و دیگر اطلاعات مرتبط با کاتالیزو آماده میشکند. هکت به شپرد هشدار میدهد حمله به سربروس دیر یا زود توجه ریپر ها را به خود جلب خواهد کرد و در واقع اولین قدم در پروسه باز پسگیری زمین از دست نیروهای ریپر خواهد بود.

حمله با دستور و رهبری شپرد آغاز میشود. شپرد به همراه EDI و یک نفر از تیم نرماندی وارد برای جنگیدن با نیروهای پایگاه وارد آن میشوند در حالی که هکت رهبری نبرد سفینه ها را در خارج از آن برعهده دارد. پاشگاه سرشار از اطلاعات و تصاویر مرتبط با پروژه های اخیر سربروس است. گذشته EDI، پروژه لازاروس، نمونه های اولیه از اسلحه های جدید، باقی مانده هایی از انسان-ریپری که شپرد در پایگاه Collector ها با آن نبرد داشته بود و همچنین اطلاعاتی از علاقه اخیر سربروس به کنترل و در دست داشتن تکنولوژی ریپر ها که از جمله این موارد بودند. در نهایت تیم به دفتر ایلوسیو من رسیده و مشغول جستجو در پایانه های شخصی وی برای پیدا کردن محل Prothean VI میشوند. ایلوسیو من باز هم از طریق هولوگرام با شپرد تماس میگیرد. او به شپرد میگوید هرچیزی که برای کنترل ریپر ها لازم بوده (از جمله کاتالیزور) را در اختیار داشته و به او اطمینان میدهد ایده پشت سربروس بسیار فراتر از هرگونه آسیب فیزیکی است که آنها به مجموعه وارد میکنند.

پس از قطع ارتباط با ایلوسیو من آنها VI رو دوباره فعال میکنند. VI به تیم میگوید که کاتالیزوری که کهکشان از روز اول حمله ریپر ها در به در دنبالش بودند در واقع خود سیتادل است. چندین چرخه قبل، این ایستگاه فضایی ساخته ریپر ها در پروسه فعال سازی Crucible قرار میگیرد تا علاوه بر تامین کردن نیروی مورد نیاز آن، عملکرد آن را نیز از طریق Mass Relay ها هماهنگ کند. شپرد با فهمیدن این موضوع تصور میکند که فعال سازی Crucible پروسه چندان سختی نباشد ولی VI خبرهای بیشتری برای وی دارد. او میگوید ایلوسیو من به سیتادل گریخته و خبر نابودیشان را به اطلاع ریپرها رسانده است. ریپر ها نیز کنترل سیتادل را در دست گرفته و آنرا به مدار یکی از سیارات تحت کنترل خود منتقل کرده اند. به عبارت دقیق تر مدار کره زمین.

شپرد بلافاصله تلاش میکند این خبرهای ناگوار را به اطلاع ادمیرال هکت برساند که ارتباطش با بازگشت کای لنگ قطع میشود تا مجددا این دو در نبردی نفس گیر در مقابل هم قرار بگیرند. اینبار شپرد پیروز نبرد شده و به سراغ VI میرود تا VI را دوباره فعال کند. کای لنگ که از نبرد جان سالم به در برده بود آرام آرام به سمت شپرد آمده و شمشیر خود را برای کشتن شپرد بالا میبرد. شپرد که حمله لنگ را احساس میکند با عکس العمل به موقع یا او را خلع سلاح میکند و یا با کنار کشیدن بلافاصله با استفاده از Omni-Blade او را کشته و انتقام همه افرادی که او در طول بازی کشته بود را از وی میگیرد. شپرد هکت و اندرسون را از کشفیات خود مطلع میسازد. بدون وجود هیچ آلترناتیو و راه حل ثانویه ای، شپرد و هکت تمامی نیروها را به سمت منظومه شمسی فرامیخوانند تا زمین را از دست ریپر ها پس بگیرند.

[nextpage title=”Leviathan”]

در کشاکش نبرد کهکشان و ریپر ها گروهی بنام Task Force Aurora به دستور ادمیرال هکت و به‌منظور تحقیق در مورد شایعات و افسانه‌های باستانی در مورد موجودی ناشناخته بنام Leviathan شکل می‌گیرد. تیم به‌طور مخفیانه تحقیقات را پیگیری می‌کنند تا اینکه دکتر Garret Bryson که رهبری این گروه را برعده دارد از طریق ادمیرال هکت درخواست ملاقات با شپرد را می‌کند. شپرد به آزمایشگاه برایسون در سیتادل رفته و در جریان تحقیقات قرار می‌گیرد. برایسون شرح می‌دهد که تحقیقات پس از پیدا شدن جسد یک ریپر در منظومه Dis توسط گروهی از باتاریان ها آغاز می‌شود. جسدی که با نام Leviathan of Dis شناخته می‌شده و البته به شکل عجیبی پس از گذشت مدت‌زمانی ناپدید می‌شود. پس از ناپدید شدن این جسد باتارین ها به‌طور قاطعانه وجود چنین یافته‌ای را تکذیب کرده‌اند ولی مدارکی که دانشمندان سالاریان تهیه‌کرده‌اند به‌طورقطع وجود و در ادامه ناپدید شدن آن را تائید می‌کند. اما چیزی که بیشتر از همه جالب‌توجه است این است که ریپر به دست موجودی ناشناخته کشته‌شده است. موجودی که به نظر می‌رسد تلاش می‌کند از دیدها پنهان مانده و از هر تلاشی برای دستیابی به او جلوگیری می‌کند.

قبل از اینکه برایسون بتواند اطلاعات بیشتری به آن‌ها بدهد توسط دستیار خود که به شکل عجیبی تحت کنترل وجودی ناشناخته بود مورد هدف قرارگرفته و کشته می‌شود. تیم بلافاصله متوجه منبع امواج می‌شوند که از یک شی‌ء مربوط به تحقیقات نشاءت می‌گرفته و به دلیل غیرفعال شدن سپر اطرافشT اطرافیان را تحت تأثیر قرار داده است. شپرد هرچه سریع‌تر سپر را دوباره فعال کرده و اثرات شی‌ء بر محیط را از بین می‌برد. با جستجو در یافته‌های برایسون متوجه می‌شود در طول تحقیقات، او بارها با سرنخ‌هایی از مشاهدات موجودات اسرارآمیز در جاهای مختلف کهکشان طرف بوده است. مکان‌هایی که نزدیک منابع Element Zero بوده و البته ریپر ها را نیز به خود جذب کرده. جاهایی که مشاهده ریپر ها در آن کمی خارج از برنامه و غیرمعمول به نظر می‌رسد. او متوجه می‌شود افرادی از گروه تحقیقاتی بانام‌های دکتر Ann Bryson و دکتر Alex Garneau به‌منظور تحقیق و به دست آوردن اطلاعات مرتبط با Leviathan عازم این مکان‌ها شده‌اند. با بررسی و تحقیق در سرنخ‌های برایسون شپرد موفق می‌شود محل دکتر گارنو رو پیدا کند.

شپرد به‌سوی Mahavid به راه میافتد و به معادن T-GES می‌رسد. در آنجا متوجه رفتار عجیب کارکنان ایستگاه می‌شود و پس از مدتی متوجه می‌شود تمام جمعیت کارکنان ایستگاه اسیر لوایاثان شده و مشغول کارهایی شده‌اند که ذره‌ای ارتباط با کار در معدن ندارد. مدتی نمی‌گذرد که لوایاثان مردی را به‌عنوان دکتر گارنو به شپرد معرفی می‌کند.

لوایاثان از طریق گارنو هشداری جدی به شپرد می‌دهد. «به عقب برگرد، تاریکی نمی‌تواند شکافته شود» پس از گفتن این جمله گارنو پا به فرار می‌گذارد و شپرد و تیمش او را تعقیب می‌کنند. تعقیبی که با رسیدن ریپر ها به معادن بسیار دشوارتر می‌شود. سرانجام در داخل معدن‌ها و در کنار در یک جسم کروی مشابه به آنچه در آزمایشگاه دکتر برایسون دیدند به او می‌رسند. درحالی‌که هاسک ها در حال نزدیک شدن به او بودند، گارنو انفجاری را ترتیب داده و شی‌ء کروی، هاسک و همچنین خودش را از بین می‌برد.

با از بین رفتن شی‌ء کروی و درنتیجه از بین رفتن اثر کنترلی آن، ریپر ها عقب‌نشینی کرده و کارکنان معدن به حالت عادی خود برمی‌گردند. کارکنان معدن که هیچ خاطره‌ای از زمان اسارت خود نداشتند پس از گذشت مدت‌زمان کوتاهی متوجه می‌شوند که به مدت تقریباً 10 سال تحت کنترل لوایاثان بوده‌اند. شپرد و همراهانش نیز متوجه می‌شوند دکتر گارنویی که دنبالش بودند، گارنوی جعلی بوده و جسد گارنوی واقعی را در کنار محل شی‌ء کروی و همراه اطلاعاتی رمزگذاری شده و همچنین 8 تماس ناموفق از Ann Bryson پیدا می‌کنند. دختر دکتر برایسون که سرنخی دیگر در تحقیقات شپرد به‌حساب می‌آید.

شپرد برای پیدا کردن ان برایسون روانه Namakli می‌شود. زمانی که به آنجا می‌رسد، نیروهای ریپر را در حال تسخیر محل موردنظر می‌بیند. پس از کشتن نیروهای ریپر، شپرد ان برایسون رو نجات می‌دهد ولی بازهم لوایاثان ها از طریق شی‌ء کروی موجود در محوطه نسبت به تسخیر برایسون اقدام می‌کنند که درنتیجه شپرد وادار می‌شود آرتیفکت را نابود کند.

درحالی‌که تیم گزینه‌های زیادی روی میز ندارد تصمیم می‌گیرند همراهان برایسون به آزمایشگاه پدرش در سیتادل رفته و از تنها آرتیفکت باقی‌مانده در آنجا استفاده کنند. پس از رسیدن به آزمایشگاه، تیم نقشه می‌کشد با استفاده از ان برایسون به‌عنوان طعمه، منبع سیگنال ارتباطی لوایاثان را ردیابی کنند. سپر برای مدت کوتاهی غیرفعال می‌شود و درحالی‌که EDI مشغول ردیابی سیگنال است لوایاثان ان را تسخیر می‌کند. درنهایت نقشه آن‌ها با موفقیت اجرا می‌شود و گروه موفق به شناسایی منبع سیگنال در 2181 Despoina می‌شوند.

شاتل شپرد در خرابه‌هایی که به نظر می‌رسد متعلق به یک کشتی قدیمی باشد فرود می‌آید. سیاره 2181 Depoina سیاره‌ای سرتاسر پوشیده از آب و اقیانوس بود. پس از درگیری با نیروهایی از ریپر ها شپرد متوجه می‌شود مکان دقیق سیگنال‌ها از اعماق اقیانوس است و درنتیجه با استفاده از تجهیزات بخصوص و به‌تنهایی در اعماق اقیانوس فرو می‌رود. پس از مقداری پیشروی و رسیدن به نقاط عمیق سرانجام شپرد با موجوداتی عظیم‌الجثه روبرو می‌شود. موجوداتی که بسیار شبیه به ریپر ها بودند؛ ولی ریپر نبودند…

  • لوایاثان: بیش‌ازحد جلو آمدی. اینجا دامنه تو نیست. تو تاریکی را شکافتی.
  • شپرد: تو یک ریپر دیگه رو کشتی. من باید بدونم چرا.
  • آن‌ها دشمن هستند. آن‌ها خواستار نابودی ما هستند.

شپرد که تأثیر قدرت لوایاثان بر ذهن خود را کم‌کم احساس می‌کند ادامه می‌دهد:

  • ولی … من فکر می‌کردم تو یک ریپر هستی.
  • آن‌ها فقط یک انعکاس هستند. ما بسیار قبل‌تر وجود داشتیم.
  • پس چی هستی؟
  • چیزی فراتر.

لوایاثان کنترل ذهن شپرد را بر دست می‌گیرد و با استفاده از خاطرات وی و در ظاهر افرادی که با آن‌ها ملاقات داشته با او سخن می‌گوید.

  • کهکشان در حال جنگ با ریپرهاس. تو یکی رو شکستی دادی. چرا مقابله به مثل نمیکنی؟
  • جنگی وجود ندارد. فقط برداشت وجود دارد.
  • پس به ما کمک کن متوقفش کنیم.
  • هیچکس این قدرت را در چرخه های قبلی نداشته است. نژاد خود شما با یک فکر میتواند نابود شود. ولی تو متفاوت هستی. من کارهای تو در این چرخه را مشاهده کرده ام. نابودی Sovereign و شکست Collector ها. ریپر ها تو را یک خطر میدانند و من باید درک کنم چرا.

لوایاثان که همچنان در ظاهر افراد مختلف با شپرد صحبت می‌کند ادامه می‌دهد:

  • قبل از چرخه ها، ما نقطه اوج حیات در کهکشان بودیم. نژاد های کمتر (از نظر ارزش) غلام خواسته های ما بودند. ما قوی تر میشدیم و از آن‌ها مراقبت میکردیم. ولی نمیتوانستیم از آن ها در مقابل خودشان دفاع کنیم. در طول زمان آن‌ها ماشین هایی ساختند که خودشان را نابود کردند. احترام از نژاد های مرده سرازیر نمیشود. برای حل این مشکل، هوش (موجودات هوشمند) هایی ساختیم که حکم داشتند حیات را با هر قیمتی حفظ کنند. با تکامل این ساخته ها، آن‌ها روند پیشرفت تمدن ها را مطالعه کردند. درک آن‌ها پیشرفت کرد تا جایی که راه حلی پیدا کردند و آنجا بود که به ما خیانت کردند. نژاد ما به‌عنوان اولین برداشت انتخاب شد. از عصاره ما اولین ریپر ساخته شد. شما به آن Harbinger میگویید.
  • شما این ماشین ها رو علیرغم تجربه دیگر نژاد ها ساختید. چرا؟
  • تو نمیتوانی کهکشانی را تصور کنی که در برابر اراده تو خم شود. هر موجودی، هر ملیتی، هر سیاره‌ای که کشف کردیم به‌عنوان ابزار های ما بودند. ما فراتر از هر نژاد کمتر از خود بودیم. ماشین ها برای ما فقط نقش «یک ابزار» دیگر را داشتند.
  • و حالا ما همگی بهای اشتباه شما رو میپردازیم.
  • هیچ اشتباهی در کار نبود. ماشین ها به وظایف و اهداف خود عمل می‌کنند.
  • چطور این همه مدت تونستین پنهون بمونین؟
  • نابودی ما کامل نشد. برخی از آن‌ها نجات یافته و به گوشه و کنار های تاریک کهکشان پناه بردند. من از فرزندان آن‌ها هستم. در طول چرخه ها نژاد های غلام ما کنترل شده و هرگونه علائم مربوط به وجود ما را از بین میبردند. اینگونه ریپر ها از وجود ما بی خبر می ماندند. امروزه، ما از طریق قطعات شکسته تماشا میکنیم و در ارتباطیم.
  • قطعات شکسته؟ منظورت آرتیفکت هایی بود که پیداشون کردیم؟
  • آن‌ها به مانند پنجره ای رو به کهکشان هستند. ابزاری برای مشاهده اتفاقات این چرخه. از طریق آن‌ها ما مشاهده میکنیم، مطالعه میکنیم و در سایه ها باقی میمانیم.
  • ماشین ها چطور شکستتون دادن؟
  • برای پیدا کردن راه حل، آن‌ها اطلاعات نیاز داشتند. اطلاعات فیزیکی که از حیات های اورگانیک در هستی جذب میکردند. آن‌ها گروهی از سربازان را ساختند که کهکشان را جستجو میکرد و این اطلاعات را به دست می آورد. هیچ هشداری در کار نبود. زمانی که آن‌ها علیه ما شدند هیچ دلیلی در کار نبود. فقط قتل عام.
  • ریپر ها چگونه بوجود اومدن؟
  • با دارا بودن طرحی کامل، هریک از تصویر Harbinger، تصویر ما بوجود آمدند. هر ریپر این قدرت را دارد تا اورگانیک ها را تحت تأثیر خود داشته باشد. در طول چرخه های بیشمار. این قابلیت بهتر شده و تکامل یافته است و قابلیت تسخیر را به آن‌ها داده است.
  • ولی هدف این چرخه ها چیه؟
  • ماشین ها فقط یک هدف دارند؛ حفظ حیات. همچنان به این هدف نرسیده اند. همین امر باعث شد ریپر ها Mass Relay ها را بسازند. برای تسریع زمان ما بین چرخه ها و بهترین بازده. خود کهکشان به یک آزمایش و تکامل به ابزار آن تبدیل شده است.
  • پایانی برای اینها هست؟
  • نا معلوم است. تا زمانی که ماشین ها به چیزی که میخواهند نرسند چرخه ها ادامه خواهد داشت.
  • در مورد Crucible چی میدونی؟
  • ما پروسه ساختش را قبلا نیز تماشا کرده ایم. این پروسه هیچوقت تکمیل نشده است. آنهایی که تلاش کردند هم قربانی برداشت ها شدند. نتیجه آن ناشناخته است.

درنهایت شپرد از لوایاثان ها میپرسد که قصد کمک دارند یا نه که آن‌ها جواب میدهند این چرخه نیز به مانند چرخه های قبلی ادامه داشته و ریپر ها به برداشت خود ادامه خواهند داد. شپرد قاطعانه در مقابل این حرف لوایاثان ها مقاومت نشان داده و ریپر ها از وجود شما آگاه شده‌اند و دیگر عقب ایستادن و تماشا کردن گزینه ای برای شما نخواهد بود. در کنار هم میتوانیم ریپر ها را شکست دهیم. با گفتن این جمله دیگر لوایاثان ها نیز خود را ظاهر می‌کنند.

  • مشخص است که چرا ریپر ها تو را به‌عنوان یک خطر قلمداد می‌کنند. پیروزی های تو فراتر از یک اتفاق است. ما خواهیم جنگید. ولی نه برای شما یا هر نژاد دیگر کمتر از ما. ما اولین بودیم. نقطه اوج کهکشان. ما زنده خواهیم ماند و ریپر های ی که به حریم ما تجاوز کنند قدرت ما را درک خواهند کرد. آن‌ها برده های ما خواهند شد. امروز آن‌ها، احترام به ما را با خون ادا خواهند کرد.

شپرد از کنترل لوایاثان ها خارج می‌شود و به سطح اقیانوس برمیگردد. در این حین موجی از یک سیگنال قدرتمند در فضا پخش شده و یکی از ابرسفینه های ریپر ها که در حال ورود به سیاره بود را درجا نابود می‌کند. لوایاثان ها با نشان دادن قدرت خود به کهکشان در نبرد با ریپر ها ملحق می‌شوند.

[nextpage title=”پایان Mass Effect 3″]

شپرد به همراه نیروهای زمینی عازم شهر لندن میشود. دلیل اینکار وجود نوعی وسیله انتقال دهنده انسان ها (چه مرده و چه زنده) به سیتادل است که توسط ریپر ها در شهر برقرار شده است. نقشه این است که نیروهای زمینی با جنگیدن در سطح شهر و پشت سرگذاشتن نیروهای ریپر به این نور انتقال دهنده برسند و در نهایت افرادی که موفق به رسیدن به سیتادل میشوند راهی برای پیدا کردن بازو های آن (که پس از انتقال به مدار کره زمین بطور کامل بسته شده است) پیدا کنند. پس از باز شدن بازو ها، هکت به تیم حفاظت کننده از Crucible که در خارج از منظومه شمسی منتظر سیگنال هستند، علامت داده و آنها از طریق Mass Relay خود را به کره زمین میرسانند و پروسه اتصال Crucible به سیتادل را انجام میدهند.

تمام نیروها، اعم از نیروهای Alliance و نیروهایی که شپرد در طول چند هفته اخیر گردآوری کرده بود در منظومه شمسی و در نزدیکی کره زمین جمع شده و با ریپر ها درگیر میشوند. نرماندی از این نبرد بی رحمانه گریخته و در کره زمین فرود می آیند. شپرد و گروهی از نیروهای دیگر دستور دارند که ریپر نزدیک محل فرود که مجهز به ضدهوایی است را نابود کنند. پس از از بین بردن آن، شپرد توسط اندرسون و نیروهای مقاومت محلی از محل خارج شده و بسوی پایگاه عملیات به راه میافتند.

به محض رسیدن نیروهای زمینی به محل عملیات، اندرسون به شپرد و دیگر تیمها اطلاع میدهد تا از میان خیابان های شهر مسیر خود را به سمت نور انتقال دهنده پیدا کنند. اما قبل از آن باید یک ریپر دیگر که در مسیر آنها قرار گرفته است را نابود کنند. با استفاده از Thanix Missile Batteries و کمک EDI در کنار زدن پارازیت های مزاحم سیستم راهنمای آن و پس از جنگیدن با موج ها پشت سرهم نیروهای ریپر، سرانجام موفق به زمین زدن ریپر نابودگر میشوند. اما این مزاحمت بهای سنگینی را برای نیروهای زمینی به همراه داشت و بخش اعظمی از سربازان کشته میشوند و به نظر میرسد که ریپر ها بار دیگر کنترل لندن را در دست خواهند گرفت. در همین حین ادمیرال هکت نیز به شپرد و دیگر نیروها هشدار میدهد چندین ریپر از کلاس Sovereign از جمله Harbinger، از نبرد فضایی گریخته و در مسیر لندن هستند. تا زمانیکه تیم های زمینی به نور انتقال دهنده برسند، Harbinger به آنجا رسیده و با فرود در مقابل آن، از آن محافظت میکند.

نیروهای زمینی سعی میکنند حمله کنند، ولی Harbinger آنها را نابود میکند. بسیاری از سربازان کشته میشوند و اعضای تیم شپرد نیز به شدت مجروح میشوند (و یا کشته میشوند – بسته به روند آماده سازی نیروهای کهکشان در طول بازی). با تکنولوژی خفای خود، نرماندی خود را به مجروحان رسانده و آنها را به محلی امن انتقال میدهد. شپرد در محل باقی میماند تا به راهش ادامه دهد ولی بلافاصله مورد اثابت ضربه Harbinger قرار گرفته و به شدت مجروح میشود.

Harbinger که خود را پیروز میداند و همه نیروها را از بین برده به سمت فضا و برای شرکت مجدد در نبرد فضایی زمین را ترک میکند. شپرد خود را به زحمت و با درد فراوان به سمت نور انتقال دهنده رسانده و به سیتادل منتقل میشود.

شپرد در میان گروهی از اجساد و در راهرویی تاریک خود را پیدا میکند. به زحمت سعی میکند به راه خود ادامه دهد که در همین لحظه اندرسون با او تماس میگیرد. اندرسون نیز به مانند شپرد خود را به نور انتقال دهنده رسانده بود ولی جدا از شپرد و در محلی دیگر و البته مشابه به آنچه شپرد در آن است، قرار گرفته است. دو نفر به راه خود ادامه میدهند و پس از طی کردن مسیر کوتاهی، آنچه که شبیه به یک اتاق کنترل است را مشاهده میکنند. در محل مورد نظر ایلوسیو من آن دو را با حضور خود غافلگیر میکند. ایلوسیو من که ظاهری کاملا متفاوت داشته (با پوست صورت و گردن پوسیده و از بین رفته) و بنظر میرسد به نوعی تکنولوژی ریپر مجهز شده است قدرت های جدیدی بدست آورده است که بوسیله آنها میتواند کنترل شپرد را در دست گرفته و به سمت اندرسون شلیک کند.

ایلوسیو من برای بار چندم در مورد لزوم کنترل ریپر ها برای آن دو میگوید و اضافه میکند که Crucible این توانایی را به او خواهد داد. شپرد و اندرسون هردو مطمئن هستند که او تحت کنترل ریپر ها قرار گرفته. شپرد میتواند ایلوسیو من را متقاعد کرده و او را به مبارزه با تسخیر شدن دعوت کند که منجر به خودکشی وی میشود و یا در حالت دوم شپرد با کم کردن نیروی کنترل ایلوسیو من خودش به سمت او شلیک کند. در این حالت ایلوسیو من به سمت زمین برگشته و درحالی که آخرین نفس های خود را میکشد و به شپرد میگوید او هیچوقت قادر به مشاهده انسانیت و زمین، آنطور که او میبیند نبوده است. کامل و عالی.

با از میان برداشته شدن ایلوسیو من، شپرد بازوهای سیتادل را باز کرده و بلافاصله ادمیرال هکت دستور جابجایی Crucible و اتصال آن به سیتادل را میدهد. Crucible با موفقیت به سیتادل وصل میشود ولی هیچ اتفاقی نمیافتاد. در این مرحله شپرد به همراه اندرسون (اگر هنوز زنده باشد) با هم روی زمین نشسته و کره بزرگ آبی رنگ جلوی خود را تماشا میکنند. اندرسون به شپرد میگوید که او به خود و تیمش افتخار میکند و جنگیدن به همراه شپرد مایه افتخار وی بوده است. پس از این مکالمه پایانی اندرسون از شدت جراحات میمیرد و شپرد بخاطر از دست دادن مقدار زیاد خون بیهوش میشود.

در حال بیهوشی، شپرد به طبقه ای دیگر از سیتادل انتقال داده میشود. پس از اینکه دوباره هوشیاری خود را بدست می آورد با وجودی از جنس انرژی و در ظاهر پسر بچه ای که شپرد در ونکوور کشته شدنش را دیده بود مواجه میشود. وجود در ظاهر پسرک توضیح میدهد که او کاتالیزور است؛ سازنده ریپر ها و معمار تصفیه کهکشانی که هر 50000 سال تکرار میشود. قتل عامی که برای حل یک مشکل بوجود آمده، نجات و حفظ حیات اورگانیک ها در مقابل ماشین هایی که میسازند و با گذشت زمان علیه آنها قیام میکنند. هر نژاد تا حد اوج خود تکامل میافت و سپس توسط ریپر ها برداشت میشد و این ترکیب میلیونی به ریپر های جدید تبدیل میشد. درحالی که نژادهای عقب مانده و ابتدایی دست نخورده باقی میماندند تا اینگونه حیات ادامه داشته باشد.

اما از آنجایی که نژادهای این چرخه موفق به تکمیل Crucible شدند، کاتالیزور به شپرد میگوید دیگر این راه حل اثر گذار نبوده و در نتیجه راه حلی جدید باید ابداع شود. او راه حل هایی به شپرد پیشنهاد میدهد و با توضیح پیامد های هریک از آنها، سرنوشت کهکشان را در دستان شپرد قرار میدهد. سه راه حل به شپرد ارائه میشود؛ نابودی ریپر ها، کنترل ریپر ها در نهایت ترکیب ماشین ها و حیات مصنوعی با اورگانیک ها.

نابودی ریپر ها به معنی نابودی همه ماشین ها و حیات مصنوعی، اعم از Geth ها، ریپر ها، خود کاتالیزور و حتی EDI خواهد بود. تکنولوژی تمامی نژادها نیز بسته به شرایط Crucible تاثیر خواهد گرفت. کاتالیزور اما هشدار میدهد گرچه در اثر این انتخاب صلح برقرار میشود، اما این صلح برقرار نمانده و بالاخره یک روز اختلاف حیات مصنوعی و اورگانیک هرج و مرج به همراه خواهد آورد.

کنترل ریپر ها نیز این امکان را به شپرد خواهد داد تا با استفاده از انرژی Crucible ریپر ها را کنترل کند. این پروسه بدن شپرد را نابود میکند ولی افکار، حافظه و ناخودآگاه باقی مانده و جانشین کاتالیزور به عنوان ارباب آنها میشود و در نتیجه ریپر ها از او تبعیت میکنند. شپرد میگوید بعد از همه این اتفاقات پس همچنان حق با ایلوسیو من بوده است که کاتالیزور پاسخ میدهد ایلوسیو من هیچوقت نمیتوانست کنترل ریپر ها را داشته باشد چرا که مدت ها بود خودش تحت کنترل آنها بوده است.

ترکیب حیات مصنوعی و اورگانیک نیز یکی دیگر از راه حل هایی است که توسط کاتالیزور مطرح میشود. بنا به گفته کاتالیزور، اورگانیک ها بدنبال رسیدن به کمال از طریق تکنولوژی هستند و از طرفی ماشین ها نیز بدنبال رسیدن به کمال از طریق درک و فهم هستند. اورگانیک ها با ترکیب با ماشین ها تکامل یافته و در عوض ماشین ها نیز بطور کامل اورگانیک ها را درک خواهند کرد. با ادغام خود با انرژی Curcible، شپرد نوعی DNA اورگانیک-ماشینی در وجود همه ساکنین کهکشان بوجود آورده و به چرخه های بی شمار پایان میدهد.

شپرد همچنین میتواند از انتخاب راه حل سر باز زده و به کاتالیزور بگوید که چنین تصمیم بزرگی برای کهکشان و ساکنان آن نباید گرفته شود. کاتالیزور نیز این حرف را پذیرفته و در نتیجه Crucible فعال نشده و ریپر ها با انجام ماموریت خود و موفقیت در برداشت، چرخه را به پایان میرسانند.

هر انتخابی که شپرد انجام در نهایت منجر به نابودی و یا آسیب دیدگی شدید Mass Relay ها میشود. زمانیکه شپرد انتخاب میکند که چطور Crucible را فعال کند، ادمیرال هکت متوجه فعال شدن آن شده و دستور عقب نشینی به همه نیروها را میدهد. جوکر در مقابل این دستور مقاومت کرده و تا آخرین ثانیه برای نجات شپرد صبر میکند. در نهایت قبل از اینکه کاری بتواند انجام دهد Crucible فعال شده و نرماندی با سرعت FTL (فرا تر از سرعت نور) شروع به حرمت میکند ولی موفق به فرار نشده و در محدوده انرژی ساطع شده از Crucible گرفتار شده و در جنگل های یک سیاره ناشناخته سقوط میکند.

اگر شپرد Crucible را فعال نکند…

یکی از کپسول های زمان لیارا در یک جهان ناشناخته فعال میشود. لیارا در آن در مورد جنگ نسل خود با ریپر ها و شکستی که در برابر آنها میخورد میگوید. او هرکسی که این کپسول را پیدا کرده هشدار میدهد هرچه سریع تر از اطلاعات داخل کپسول استفاده کرده و کاری که نسل او نتوانست انجام دهد، شکست دادن ریپر ها، را انجام دهند.

چندین سال بعد، زنی از یک نژاد ناشناخته بنام Stargazer داستان شپرد را برای پسر بچه ای تعریف میکند. داستانی که شرح میداد چطور فداکاری ها و هشدار های آنها به نسل های بعد کمک کرد یکبار و برای همیشه ریپر ها را شکست رهند.

اگر شپرد از Crucible برای نابودی ریپر ها استفاده کند…

ادمیرال هکت با گفتن اینکه این پیروزی متعلق به همه تمدن ها است در مورد شکست ریپر ها سخن میگوید. هرچند کهکشان ویران شده و Mass Relay ها نیز به شدت آسیب دیده اند، اما او به آینده کهکشان خوشبین است و مطمئن است قوی تر از قبل خود را بازسازی خواهند کرد. افراد بسیاری بودند که جان خود را از دست دادند و آینده ای که شپرد برای کهکشان محیا کرد را ندیدند ولی فداکاری های آنها محترم شمرده خواهد شد. در نهایت سیتادل و Mass Relay ها تعمیر شده و کهکشان وارد عصر جدیدی از صلح میشود.

در صورت بالا بودن میزان توان نظامی کهکشان در جنگ با ریپر ها، شپرد زیر آوار و در حال نفش کشیدن به تصویر می آید. در غیر اینصورت شپرد در پروسه فعال سازی کشته میشود.

اگر شپرد ریپر ها را کنترل کند…

شپرد که اکنون به وجودی همانند کاتالیزور تبدیل شده و کنترل کامل بر ریپر ها دارد، به آنها دستور بازسازی و محافظت از کهکشان را میدهد. با توجه به اخلاقیات و سیرت شپرد در طول بازی، یا او به عنوان نگهبانی که از تمدن های کهکشان محافظت میکند شناخته میشود (Paragon) و یا رهبری محکم و استوار میشود، چیزی که باور دارد کهکشان به آن نیاز دارد. (Renegade).

همچنین شپرد سوگند میخورد از تمامی دوستان و هم تیمی های خود تا ابد محافظت کند. ریپر ها نیز به دستور شپرد Mass Relay ها را تعمیر کرده و آماده دفاع از کهکشان در مقابل هر چیزی که صلح را به خطر بیاندازد میشوند.

اگر شپرد حیات اورگانیک و مصنوعی را ترکیب کند…

EDI در مورد اینکه چطور فداکاری شپرد باعث تغییر در رابطه ماشین ها و اورگانیک ها برای همیشه شد میگوید. حالا هر دو نوع حیات درک متقابل از زندگی همدیگر پیدا کرده اند، ریپر ها با اراده خود در پروسه بازساری شرکن میکنند و همچنین اطلاعاتی از بی شمار تمدن قبلی در اختیار دیگران قرار میدهند. با از بین رفتن تفاوت های ما بین اورگانیک ها و ماشین ها، جاودانگی مفهوم جدیدی از زندگی پیدا کرده که قابل تصور نیست. در نهایت EDI میگوید هرچقدر هم که پیشرفت کنند، برای همیشه شپرد و تمامی افرادی که در راه این آینده کشته شدند را به یاد خواهد داشت.

اگر نرماندی در سقوط خود آسیب جدی ندیده باشد، اعضای آن در کنار دیوار یادبودی که برای کشته شدگان ساخته شده نمایش داده خواهد شد.

سالیان بعد و در آینده، پیرمردی بنام Stargazer داستان «شپرد» را برای پسرکی تعریف خواهد کرد.

[nextpage title=”شخصیت ها”]

Commander Shepard | فرمانده شپرد

فرمانده شپرد شخصیت اصلی سری بازی های مس افکت است. او در تاریخ ۱۱ اوریل سال ۲۱۵۴ به دنیا امده و از نیروی نظامی Systems Alliance فارغ التحصیل شده است. شپرد مدتی بعد به‌عنوان افسر اجرایی سفینه فضایی SSV Normandy انتخاب شده و مدتی بعد افتخار این را پیدا می‌کند که اولین انسان Spectre کهکشان نامیده شود.
شپرد فردی وظیفه شناس و فداکار بوده و در جریان اتفاقات بازی مس افکت بارها جان خود را به خطر می اندازد. او در مس افکت برای اولین بار با ریپر ها مواجه شده ووو سعی در به هم ریختن نقشه ان‌ها برای حمله به کهکشان دارد.
شپرد در بازی مس افکت 2 ، در همان ابتدای کار به دلیل حمله Collector ها به Normandy از بین می‌رود ولی بدن او بعدها به دست سربروس افتاده و از طریققق Lazarus Project احیا می‌شود. او در این بازی نیز ماموریت‌های مختلفی انجام داده و سرانجام به قلب تاسیسات دشمن رفته و انسان-ریپر را نابود می‌کند.
در مس افکت 333 نیز شپرد از همان ابتدا درنبرد مرگ و زندگی در مقابل ریپر ها قرار می‌گیرد و بسته به انتخاب‌های بازیکنان درنهایت سرنوشت کهکشان را تعیین می‌کند.

نکات جالب :

  • نام فرمانده شپرد از Alan Bartlett Shepard Jr گرفته شده است. الن شپرد دومین انسان فضانورد و اولین فرد امریکایی بود که در تاریخ ۵ می سال ۱۹۶۱ وارد فضا شد و بعدها فرماندهی ماموریت Apollo 14 را در سال ۱۹۷۱ بر عهده گرفت و البته پنجمین انسانی بود که روی ماه قدم گذاشت.
  • تاریخ تولد شپرد یعنی ۱۱ اوریل نیز از روی تاریخ اغاز ماموریت Apollo 13 برداشته شده است. ماموریتی که البته با مشکلاتی همراه بود.
  • ظاهر شپرد در حالت Default از روی یک مدل هلندی به نام Mark Vanderloo طراحی شده است.
  • در یک امار منتشر شده در سال 2013 از سوی بایوور، 82% از بازیکنان بازی را با شپرد مذکر تجربه کرده اند.

Kaidan Alenko | کیدن آلنکو

کیدن النکو یکی از نیروهای ویژه Systems Alliance است که دارای قدرت‌های ترکیبی Tech و Biotic است. نیروهای Biotic او توسط Implant های L2 افزایش یافته و به همین دلیل گاهی اوقات دچار حملات عصبی و میگرن‌های خفیفی می‌شود.
او در سال ۲۱۵۱ متولد شد. پدر او عضو نیروهای Alliance بود و خانواده او در بین انسان‌ها شناخته شده بودند. مادر کیدن زمانی که او را حامله بود ، دچار سانحه‌ای دررر سنگاپور شد و کیدن از همان موقع و با قرار گرفتن در معرض تشعشعات Element Zero ، به نیروهای Biotic دست‌یافت. او در نوجوانی تمرینات مخصوصی را برای کنترل بهتر این نیروها پشت سر گذاشت و بعدها عاشق دختری به نام Rahna شد. در جریان یکی از تمرینات Rahna اشتباهی مرتکب شد و توریان ناظر تمرین یعنی Vyrnnus برای تنبیه ، بازوی او را شکست. کیدن تصمیم به دفاع از Rahna گرفت ولی توسط Vyrnnus کتک خورد و در این لحظه کنترل خود را از دست داده و با نیروی Biotic خود ، Vyrnnus را به قتل رساند. همین کار منجر به تعطیلی تشکیلات تمرینی Biotic و البته ترس Rahna از کیدن و جدا شدن ان‌ها از یکدیگر شد.
بازیکن در طول ماموریت ویرمایر در بازی مس افکت ، می‌تواند از بین کیدن و اشلی یکی را قربانی کند. در صورت زنده ماندن کیدن در این ماموریت ، او در بازی مس افکتت 22 در سیاره Horizon با شپرد دیدار کرده و از عضویت او در سربروس ابراز ناراحتی کرده و شپرد را بابت این تصمیم سرزنش می‌کند.

در مس افکت 3 نیز کیدن به تیم شپرد در مبارزه با ریپر ها ملحق می‌شود و در طول یکی از ماموریت‌ها مجروح شده و در بیمارستان بستری می‌شود. پس از بهبود شرایط و به دست اوردن سلامتی خود، کیدن به پیشنهاد اودینا به مقام Spectre نائل شده و شپرد را در جنگ با ریپر ها همراهی می‌کند.

نکات جالب :

  • اگر شپرد در بازی مس افکت از قدرت‌های Biotic استفاده کند ، کیدن به او می‌گوید هرچند قدرت‌های او (کیدن) از اکثر L3 ها بالاتر است ، ولی شپرد یک استثنا است. زیرا شپرد هم از Implant های L3 استفاده می‌کند ولی قدرتی بیش از کیدن دارد.
  • کیدن در مس افکت 2 زره ای سنگین به تن دارد ، درحالی‌که در نسخه اول تنها می‌توانست از زره‌های سبک استفاده کند.
  • در تاریخ ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱ ، Raphael Sbarge صداگذار کیدن ، به‌عنوان هدیه روز شکرگزاری فایلی صوتی منتشر کرد که در ان کیدن به دلیل رفتار بد خود در برخورد با شپرد در Horizon معذرت‌خواهی می‌کند.
  • اگر بازیکن در بازی مس افکت با کیدن رابطه عاطفی برقرار کند ، عکس او در مس افکت 2 در کابین شپرد دیده می‌شود. در نسخه PS3 ، اگر کیدن در ماموریت ویرمایر از بین برود ، حتی بدون برقرار کردن رابطه عاطفی نیز تصویر او در کابین شپرد وجود خواهد داشت. [از انجا که بازی مس افکت برای PS3 منتشر نشده است ، انتخاب‌های بازیکن در نسخه اول از طریق یک کامیک بوک Interactive صورت می‌گیرد.

Ashley Williams | اشلی ویلیامز

اشلی ویلیامز در تاریخ ۱۴ اوریل سال ۲۱۵۸ به دنیا امده و یکی از فرزندان خانواده‌ای بود که اکثر ان‌ها پیش‌ازاین عضوی از نیروهای Alliance بوده‌اند. او بزرگ‌ترین دختر از بین چهار دختر خانواده بوده و به دلیل سفرهای پی‌درپی پدر خود ، بزرگ کردن خواهرانش را بر عهده گرفت.
اشلی بعدها به عضویت نیروهای Alliance درامده و در مرکز تمرینی Macapa در برزیل مشغول به تمرین و اموزش شد تا مانند سایر اعضای خانواده خود به Allianceee خدمت کند.
او نخستین بار در سیاره Eden Prime با شپرد روبرو شد و بعد از همکاری با او برای مبارزه علیه گث ها ، به عضویت تیم شپرد درامده و ماموریت‌های زیادی را در کنار اووو انجام داد.
بازیکن در یکی از ماموریت‌های بازی مس افکت در سیاره ویرمایر می‌تواند در مورد زنده ماندن یا از بین رفتن اشلی تماس بگیرد.
در بازی مس افکت 2 ، اگر اشلی زنده مانده باشد ، دیگر عضوی از تیم شپرد نیست و در سیاره Horizon بعد از برخورد با شپرد و فهمیدن این موضوع که او عضوی اززز سربروس شده است ، از این تصمیم شپرد ابراز ناراحتی می‌کند.

در مس افکت 3 نیز اشلی به تیم شپرد در مبارزه با ریپر ها ملحق می‌شود و در طول یکی از ماموریت‌ها مجروح شده و در بیمارستان بستری می‌شود. پس از بهبود شرایط و به دست اوردن سلامتی خود، اشلی به پیشنهاد اودینا به مقام Spectre نائل شده و شپرد را در جنگ با ریپر ها همراهی می‌کند.

نکات جالب :

  • اشلی از نظر اسم و فامیل به شخصیت اصلی سری فیلم های Evil Dead شباهت دارد. این شخصیت نیز اشلی Williams (ملقب به Ash) نام دارد. اگر اشلی در ماموریت ویرمایر همراه بازیکن باشد ، در بخشی از ماموریت به از بین بردن دشمنان با Boomstick (اسلحه مخصوص Ash در Evil Dead) نیز اشاره می‌کند.
  • اشلی یکی از شخصیت‌های روی پوستر بازی مس افکت بوده و معمولا در کنار گروس در اکثر طراحی‌ها و پوسترهای ان بازی حضور دارند. در بیشتر دموهای به نمایش درامده نیز این دو در کنار شپرد دیده می‌شوند.
  • اگر بازیکن در بازی مس افکت با اشلی رابطه عاطفی برقرار کند ، عکس او در مس افکت 2 در کابین شپرد دیده می‌شود. در نسخه PS3 ، اگر اشلی در ماموریت ویرمایر از بین برود ، حتی بدون برقرار کردن رابطه عاطفی نیز تصویر او در کابین شپرد وجود خواهد داشت. [از انجا که بازی مس افکت برای PS3 منتشر نشده است ، انتخاب‌های بازیکن در نسخه اول از طریق یک کامیک بوک Interactive صورت می‌گیرد.

Garrus Vakarian | گروس واکاریان

گروس واکاریان در ابتدا عضوی از بخش تحقیقاتی C-Sec بود. او مانند اغلب توریان‌ها ، تمرینات نظامی را در ۱۵ سالگی اغاز کرده و بعدها جای پدرش را به‌عنوان یک افسر C-Sec گرفت. او یکی از افرادی بود که بعد از اعلام خیانت‌کار بودن سارن Arterius ، به دنبال تحقیق در مورد این توریان رفت. دلیل اصلی او برای عضویت در تیم شپرد نیز دنبال کردن ردپایی از سارن بود.
او در مواجهه با افراد بی‌دفاع ، فردی ارام و ملایم است ولی در هنگام نبرد به فردی خشن و بی‌رحم تبدیل می‌شود. او همچنین از طراحی سفینه Normandy به وجددد امده و ان را به‌عنوان یک همکاری عالی بین نژادهای مختلف می‌داند.
گروس در بازی مس افکت 2 نیز به کمک بازیکن می‌اید. او در این بازی در ابتدا بانام رمز Archangel شناخته می‌شود. فردی که در طول چند ماه به تهدیدی بزرگ براییی گروه‌های جنایتکار Omega تبدیل‌شده و ترس را در دل ان‌ها راه داده است. بعد از کمک شپرد به گروس برای از بین بردن تعداد زیادی از خلاف‌کاران Omega ، او دوباره عضوی از تیم جدید شپرد می‌شود تا در مقابله با حمله ریپر ها به او کمک کند.
ماموریت Loyalty او در مورد یک توریان به نام سیدونیس است. فردی که در گذشته عضوی از تیم گروس بوده ولی بعدها به تیم پشت کرده و محل اعضای تیم را بههه گروه‌های مزدور لو داده است. گروس از طریق فردی به نام Harkin متوجه محل مخفی شدن سیدونیس شده و با شپرد به دنبال او می‌رود. درنهایت و پس از پیدا کردن سیدونیس ، دو حالت پیش می‌اید. یا گروس او را می‌کشد ، یا شپرد با گروس صحبت کرده و مانع از انجام این کار می‌شود.

در مس افکت 3 نیز باوجوداینکه پالاوان، سرزمین مادری گروس تحت حمله شدید ریپر ها قرارگرفته، درنهایت گروس به تیم شپرد ملحق می‌شود تا به چرخه نابودگر ریپر ها خاتمه دهند.

نکات جالب :
Visor (نمایشگر و دوربین مخصوص روی چشم گروس) برای او اهمیت بسیار زیادی دارد و حتی در زمان رابطه عاطفی نیز ان را برنمی‌دارد. اسامی اعضای تیم سابققق گروس بر روی این Visor حک‌شده ولی اسم سیدونیس پس از خیانت او پاک‌شده است.
در اولین تصاویر تبلیغاتی از بازی مس افکت ، او را به همراه لباس زره ای سنگینی می‌بینیم ولی این مسئله در طول ساخت بازی کنسل شد. البته در مس افکت 2 ایننن زره در تن گروس دیده می‌شود. همچنین در تصاویر و ویدئوهای اولیه مس افکت ، تفاوت‌های زیادی بین Visor ، علائم روی صورت او و سایر موارد نسبت به نسخه نهایی دیده می‌شود.
رابطه شپرد و گروس ، رابطه‌ای مرشد و شاگردی است. گروس همواره در تصمیمات مهم خود نظر شپرد را جویا شده و به او احترام زیادی می‌گذارد.

Urdnot Wrex | اوردنات رکس

اوردنات رکس به‌عنوان یکی از اخرین کروگان Battlemaster ها شناخته می‌شود. کروگان‌هایی که تعداد ان‌ها بسیار کم بوده و در کنار قدرت بدنی فوق‌العاده بالا ، از توانایی‌های Biotic نیز بهره‌مند هستند. رکس به‌عنوان یک جایزه‌بگیر در کهکشان فعالیت می‌کرد تا اینکه گزارش‌هایی در مورد فردی به نام فرمانده شپرد و سفرهای فضایی او شنیده و به عضویت تیم شپرد درامد.
رکس هرچند خشن و سنگدل به نظر می‌رسد ، ولی ناراحتی‌های زیادی بابت مردم خود به خاطر قضیه جنوفیج داشته و از هیچ کوششی برای ساخت اینده‌ای بهترر برایی نژاد کروگان دست نمی‌کشد. او در Clan Urdnot به دنیا امد و خیلی زود به دلیل قدرت‌های بالای خود به شهرت رسید. او درزمانی که هنوز جوان بود ، ریاست یکی از قبیله‌های کوچک Urdnot را بر عهده گرفت و به‌عنوان جوان‌ترین کروگان هزار سال اخیر از این نظر معروف شد. بعد از شکست کروگان‌ها در برابر Citadel و ناتوانی ان‌ها در تولیدمثل به دلیل ویروس جنوفیج ، اغلب قبایل کروگان نظر به حمله‌ای دوباره به Citadel دادند که پدر رکس یعنی Jarrod نیز یکی از ان‌ها بود. ولی رکس نظر دیگری داشت و بر این عقیده بود که یک جنگ برای کروگان‌ها به‌منزله نابودی نسل ان‌ها بوده و ان‌ها باید به‌جای جنگیدن ، به فکر بقای نسل و افزایش جمعیت خود باشند. اکثر قبیله‌ها با این موضوع موافقت کردند ولی Jarrod هنوز مخالف این کار بود و درنهایت و بعد از رخ دادن حوادثی ، در جنگ با رکس به دست او کشته شد.
رکس در جریان اتفاقات بازی مس افکت و در سیاره ویرمایر ، متوجه می‌شود که سارن درمانی برای جنوفیج پیداکرده و به امید به دست اوردن این درمان ، تصمیم دارددد جلوی نابودی تاسیسات سارن را بگیرد. در این حالت شپرد می‌تواند با او صحبت کرده و با دلایل منطقی باعث صرف‌نظر رکس شود ، یا رکس را به دلیل این تصمیم از بین ببرد.
اگر رکس در ویرمایر از بین نرفته و همراه گروه شپرد به ماموریت ادامه دهد ، در مس افکت 2 نیز حضور پیدا می‌کند. این بار او عضوی از گروه نبوده و در سیاره توچانکا بههه استقبال شپرد می‌رود. رکس با رهبری Clan Urdnot و ایجاد اصلاحات اساسی در این Clan ، قصد احیای نژاد کروگان‌ها را داشته و تصمیم دارد این نژاد را به مرحله‌ای جدید ببرد. البته درصورتی‌که رکس در ویرمایر کشته‌شده باشد ، برادر او یعنی Urdnot Wreav جانشین او در قبیله Urdnot شده است.

در مس افکت 3، رکس نقشی تعیین‌کننده در مذاکرات جنوفیج ایفا می‌کند و درنهایت علاوه بر تعیین سرنوشت نژاد خود، در سرنوشت کهکشان نیز اثرگذار است.

نکات جالب :
مکالمات رکس و شپرد در توچانکا نشان می‌دهد که در جریان حمله Collector ها به سفینه Normandy ، او در سفینه حضور نداشته ، زیرا از شپرد در مورد وضعیتتت سفینه می‌پرسد.
رکس در میان طرفداران بازی به شخصیتی محبوب تبدیل‌شده ، زیرا خصوصیات اخلاقی منحصربه‌فرد و جالبی دارد و دیالوگ‌های متفاوتی نیز ادا می‌کند. برای مثال دررر اسانسورهای بازی مس افکت از دیگر اعضای گروه در مورد اینکه درنبرد بین ان‌ها و شپرد کدام‌یک پیروز می‌شوند ، سؤالات جالبی می‌پرسد.
او در سال ۲۰۰۷ برنده جایزه بهترین Sidekick (یار کمکی) سال از طرف مجله Official Xbox Magazineee شد.

Tali’Zorah | تالی زورا

تالی زورا یک کواریان بااستعداد و نابغه در امور مکانیکی و الکتریکی است که علی‌رغم سن کم ، تجربه زیادی به دست اورده است. او در سال ۲۱۶۱ در کشتی فضایی Rayya به دنیا امد و به همین دلیل پسوند nar Rayya را بر خود دارد. تالی در جریان سپری کردن Pilgrimage خود ، به گزارش‌هایی در مورد حضور گث ها در کهکشان برخورده و به علت کنجکاوی ، به دنبال تحقیق در مورد ان‌ها می‌رود. او بعد از به دست اوردن یک فایل صوتی در مورد حضور سارن در پشت ماجرای حمله گث ها ، توسط نیروهای گث موردحمله قرارگرفته و تیر می‌خورد. بعد از بهبود یافتن به دنبال فروش اطلاعات به Shadow Broker می‌رود ولی تله‌ای برای او گذاشته می‌شود و در اینجاست که شپرد به کمک او امده و با نجات تالی ، او را به گروه خود منتقل می‌کند. تالی به علت در اختیار داشتن مدارک موردنیاز ، کمک بزرگی به متهم شناخته شدن سارن می‌کند و در طول ماموریت نیز همکاری‌های زیادی با شپرد انجام می‌دهد.
در جریان مس افکت 2 ، در ابتدا خبری از تالی نیست و او فکر می‌کرده که دیگر شپرد را بعد از مرگ نمی‌بیند. ولی بعد از دیدار دوباره با او ، بازهم به گروه می‌پیوندد وو اینن بار به علت پشت سر گذاشتن Pilgrimage ، پسوند جدید Neema را داشته و بانام Tali ’Zorah vas Neema شناخته می‌شود. تالی اینک پوشش محافظ جدیدی در اختیار دارد که نشان‌دهنده تبدیل شدن او به فردی بالغ در جامعه کواریان‌ها است.
ماموریت Loyalty او در مورد پدرش بانام Rael’Zorah است. پدر تالی مشکلاتی برای Migrant Fleet ایجاد کرده و در این میان تالی نیز مقصر شناخته می‌شود. به نظررر می‌رسد که او تعدادی گث غیرفعال را برای ازمایش‌های پدرش به Migrant Fleet فرستاده و اکنون با فعال شدن ان‌ها ، باید پاسخگوی مشکلات پیش‌امده باشد. در طول این ماموریت مشخص می‌شود که قصد Rael از ازمایش روی گث ها ، تهیه سلاحی برای از بین بردن ان‌ها بوده و البته در این راه کشته می‌شود. درنهایت تالی در این جریان بی‌گناه معرفی شده ولی از ان پس تحت عنوان Tali ’Zorah vas Normandy شناخته می‌شود.

در مس افکت 3، تالی نژاد خود را در جنگ با گث ها همراهی کرده و در تعیین نتیجه جنگ چندین ساله بین این دو نژاد نقشی اساسی را ایفا می‌کند.

نکات جالب :
تالی همواره یک چاقوی کوچک در چکمه خود حمل می‌کند که البته هیچ گاه از ان استفاده نمی‌کند.
Combat Drone (وسایل جنگی کوچک و پرنده) مخصوص تالی بانام Chiktikka vas Paus شناخته می‌شود. این نام ارجاعی است به دیگر ساخته BioWare یعنی بازییی Baldur`s Gate II . در ان بازی راکونی به نام Chiktikka Fastpaws به Baervan Wildwanderer کمک می‌کرده است.
به گفته Lukas Kristjanson (یکی از نویسندگان بازی) قرار بوده در ابتدا تالی بانام Talsi Orah در بازی حضور داشته باشد ولی بعدا به علت نامناسب بودن این نام ، تغییررر کرده است.

نمایش صورت تالی در مس افکت 3 یکی از حساس‌ترین تصمیمات بایوور بوده و تیم طراحی حالت‌های متعددی را برای ان در نظر گرفته بوده‌اند. هرچند درنهایت عکس ویرایش شده ملکه زیبایی انگلستان در سال 2005 به‌عنوان تصویر صورت تالی برگزیده و در بازی نمایش داده می‌شود.

Liara T’Soni | لیارا تسونی

دکتر لیارا تسونی یک محقق اساری است. که در طول ۵۰ سال گذشته عمر خود ، به تحقیق در مورد تمدن و تکنولوژی‌های Prothean ها و مخصوصا علت انقراض ان‌ها پرداخته است. او در سال ۲۰۷۷ به دنیا امده و در اوایل اولین قرن زندگی خود قرار دارد که در بین اساری ها یک نوجوان محسوب می‌شود.
لیارا دختر Matriarch Benezia است و یکی از دلایلی که شپرد به دنبال او است ، همین موضوع است. شپرد پس از پیدا کردن لیارا و نجات او ، لیارا را با خود بههه Normandy برده و او خیلی زود به یکی از اعضای تیم شپرد تبدیل می‌شود. لیارا از قدرت‌های عظیم Biotic برخوردار بوده و به دلیل نیروی ذهنی خود و اطلاعات بالایی که در مورد Prothean ها دارد ، می‌تواند کمک بزرگی به پیشرفت ماموریت کند. او به دلیل علاقه زیاد به تحقیق در مورد Prothean ها و تصاویر عجیبی که شپرد از طریق Prothean Beacon دیده ، خیلی زود به او نزدیک می‌شود.
لیارا در مس افکت 2 دیگر عضوی از تیم شپرد نیست و در Illium به‌عنوان مامور اطلاعاتی کار می‌کند. او نمی‌تواند مثل قبل با شپرد رابطه صمیمانه داشته باشد ووو صحبت‌های خود را به راحتی بیان کند ، زیرا در دفتر کار خود به شدت تحت کنترل است. بعدها مشخص می‌شود که لیارا بدن شپرد را به سربروس تحویل داده و البته هدف نهایی او از کار در این تشکیلات ، مقابله با Shadow Broker و از بین بردن او است. لیارا در ادامه به همراه شپرد به تشکیلات Shadow Broker رفته و بعد از کشتن یک Yahg که نقش Shadow Broker را بر عهده داشته ، جایگزین او شده و از این طریق می‌تواند کمک زیادی به پیشرفت شپرد در رسیدن به اهداف نهایی داشته باشد.

در مس افکت 3، لیارا یکی از کلیدی ترین اعضای تیم شپرد بوده و در بسیاری از تصمیمات و نقشه های تیم نقشی اساسی را ایفا می‌کند. لیارا پس از دیدار با جاویک و با پی بردن به نادرست بودن بسیاری از مطالعات، تحقیقات و باور های خود، در چندین نوبت با وی درگیر می‌شود.

نکات جالب :
اگر در بازی مس افکت ، ماموریت نجات لیارا را به اخرین لحظات پیش از رفتن به Ilos عقب بیاندازید ، او با دیالوگ جدید و طنزمانندی می‌گوید که نمی‌داند شپرد و هممم تیمی هایش توهم هستند یا واقعیت.
زمانی که شپرد در بازی مس افکت 2 بعد از مدت‌ها با لیارا ملاقات می‌کند ، او در حال صحبت کردن با یکی مشتری های تاسیسات خود بوده و به او می‌گوید : “ایا تاا بهه حال با واحد اساری های کماندو مواجه شده ای ؟ تعداد کمی از انسان‌ها این شانس را داشته اند.” همین دیالوگ در بازی مس افکت نیز از طرف مادر لیارا یعنی Matriarch Benezia ادا می‌شود.
BioWare در جریان GDC 2009 اعلام کرد که در ابتدا قرار بوده لیارا در سیاره معدنی Caleston اسیر شده و توسط بازیکن نجات پیدا کند و در کنار ان تعدادی ماموریتتت فرعی نیز برای بازیکن وجود داشته باشد. ولی بعدها این سیاره به Therum تغییر پیداکرده است

Jacob Taylor | جیکوب تیلور

Jacob Taylor یکی از اعضای سابق نیروهای Alliance بود که بعدها به عضویت Cerberus درآمد. سربازی حرفه ای و ماهر که در کنار استفاده از سلاح های مختلف ، از نیروی Biotic نیز برخوردار است.
او در سال 2157 به دنیا آمده و در جوانی به عضویت Corsairs درآمد. نیروهایی که با Alliance همکاری داشته و در مناطقی که Alliance اجازه ورود به آن ها را نداردد ،،،،،، عملیات خود را انجام می دهند. Jacob بعدها Corsairs را ترک کرده و به Eden Prime رفت. او در آنجا با حمله نیروهای Geth مواجه شد ولی نتوانست کار خاصی انجام دهد. بعد از آن هم شاهد حمله Geth ها به Citadel بود و در نهایت وقتی دید که Alliance دست روی دست گذاشته و کار خاصی نمی کند ، از آن ها جدا شده و به Cerberus پیوست. بعد از نابود شدن Normandy و از بین رفتن Shepard ، زمانی که Cerberus به فکر احیا کردن بدن او افتاد ، Miranda با Jacob تماس گرفته و او را به عنوان همکار خود در این پروژه معرفی کرد.
بعدها و با احیا شدن بدن Shepard و آغاز مآموریت او برای مقابله با Reaper ها ، Jacob نیز یکی از اعضای تیم او بود و با قدرت های بالای خود در زمینه کار با اسلحهههه وووو Biotic ، کمک های زیادی به او کرد. او بعد از انجام یکی از مآموریت ها با Shepard در مورد پدر خود صحبت کرد. Ronald Taylor که 10 سال قبل به همراه سفینه ای فضایی به نام MSV Hugo Gernback عازم مآموریتی شده و دیگر خبری از او نشده است. ولی اکنون سیگنال عجیبی از سیاره 2175Aeia در منظومه Alpha Draconis به Cerberus رسیده و Jacob می خواهد سر از ماجرا درآورد. آن ها در این سیاره با افرادی مواجه می شوند که حالت طبیعی ندارند و در نهایت نیز متوجه می شوند که او و خدمه کشتی فضایی اش درون این سیاره گیر افتاده و مجبور بوده اند از غذاهای سمی و نامناسب موجود در آن استفاده کنند. مدتی بعد نیز Ronald تشکیلاتی برای خود ترتیب داده و با از بین بردن دیگر افراد بالا مرتبه سفینه ، جای خود را محکم تر کرده است. در نهایت Shepard می تواند تصمیم بگیرد Ronald را به نیروهای Alliance واگذار کند ، او را در این سیاره تنها گذاشته و سرنوشت او را به دست خودش بسپارد یا تفنگی به او بدهد که بتواند با آن خودکشی کند.

  • نکات جالب :
    بازی Mass Effect Galaxy که برای iPhone و iPod عرضه شد ، در ابتدا تحت عنوان Jacob`s Story شناخته می شد.
    توانایی های Jacob در بازی Mass Effect 2 بسیار متفاوت از توانایی های او در بازی Mass Effect Galaxy بود. او در آن بازی توانایی های Bioticc نداشت.

Miranda Lawson | میراندا لاسن

Miranda Lawson یکی از مآمورین Cerberus می باشد که در سال 2150 به دنیا آمده و البته مادری نداشته است. Miranda به صورت آزمایشگاهی و از طریق ژن های پدر خود که فردی مهم و ثروتمند بوده ، متولد شده است. خصوصیت های ژنتیکی او طوری طراحی شده که به یک نمونه کامل از نژاد انسان تبدیل شود. از هوش بالا و قابلیت های فیزیکی مناسب تا نیروهای Biotic ، از Miranda فردی ایده آل ساخته اند. او سریع تر از سایر انسان ها از جراحات بهبود می یابد و احتمالاً طول عمری 1.5 برابر دیگر انسان ها خواهد داشت.
ولی تمام این ویژگی ها باعث نمی شود که او فردی شاد و با روحیه بالا باشد ، زیرا از کودکی از طرف پدرش سرزنش می شده و پدرش همواره انتظاراتی بیش اززززززز توانایی های Miranda از او داشته است. Miranda سرانجام از دست پدرش فرار کرده و به Cerberus پیوسته و تا امروز نیز در این سازمان خدمت کرده است. او همچنین یکی از افراد دست اندرکار در Lazarus Project و احیای بدن Shepard بوده است.
Miranda در طول مآموریت های Shepard از او تقاضایی دارد. او یک خواهر به نام Oriana دارد که Oriana نیز مانند Miranda تنها برای اهداف شخصی پدرش به دنیااااا آمدههه است. Miranda دوست داشته همواره از خواهرش در مقابل پدر خود محافظت کند ولی این بار پدر او موقعیت Oriana را متوجه شده و نیروهایی برای بدست آوردن او به Illium فرستاده است که در بین آن ها دوست قدیمی Miranda یعنی Niket نیز مشاهده می شود. سرانجام پس از مبارزه با نیروهای Eclipse که به دنبال Oriana آمده اند ، Shepard و Miranda موفق می شوند جان Oriana را نجات داده و او از چنگال پدرش دور نگه دارد.

نکات جالب :
Miranda در کنار Thane ، دو نفری هستند که بیشترین حضور را در پوسترهای تبلیغاتی بازی Mass Effect 2 داشته اند.
نام خانوادگی Miranda در ابتدا Solheim بود ، ولی بعدها با انتخاب Yvonne Strahovski به عنوان صداگذار این شخصیت ، سازندگان بازی تصمیم گرفتند نام خانوادگی اوو را عوض کرده و نامی مناسب با اصلیت استرالیایی صداگذار او انتخاب کنند. همچنین چهره Miranda نیز از روی صداگذار او طراحی شد.
در ابتدا قرار بود موهای Miranda بلوند باشد. ولی بعد از طراحی لباس مخصوص او ، سازندگان به این نتیجه رسیدند که موی سیاه بهتر می تواند ماهیت او را نشانن دهد.

Mordin Solus | موردین سولوس

موردین سولوس یک دانشمند ژنتیک سالاریان است که در گذشته عضو گروهی از سالاریان‌ها به نام Special Tasks Group بوده و در تولید جنوفیج نیز نقش داشته است.
او در دهه ۲۱۵۰ به دنیا امده و خیلی سریع مراحل ترقی را پیموده و به پروفسوری متبحر تبدیل‌شده است. موردین برای جبران کارهایی که در گذشته انجام داده ، دررر Omega یک کلینیک پزشکی تاسیس کرده و به مداوای بیماران می پردازد. روز به روز به محبوبیت او در Omega افزوده شده و حتی نیروهایی چون Blue Suns نیز از مقابله با او می ترسند. موردین مانند خیلی از سالاریان‌ها هنگام صحبت کردن به سرعت حرف زده و حتی گاهی اوقات کنترل خود را از دست داده و چنان سریع صحبت می‌کند که متوجه شدن منظور او سخت می‌شود.
موردین در طول یکی از ماموریت‌هایی که همراه شپرد انجام می‌دهد ، در مورد دستیار قدیمی خود ، Maelon سخن می‌گوید. Maelon در سیاره توچانکا اسیر شده ووو موردین از این می ترسد که کروگان‌ها متوجه شوند Maelon هم مانند او در تولید جنوفیج نقش داشته است. شپرد و موردین به توچانکا رفته و از طریق رییس Clan Urdnot متوجه می‌شوند که Maelon اسیر Clan Weyrloc شده است و در بیمارستانی نگهداری می‌شود. ان‌ها سرانجام متوجه می‌شوند که Maelon به صورت داوطلبانه برای پیدا کردن درمانی برای جنوفیج به انجا رفته و روی نمونه های مختلفی ازمایش های دردناکی انجام می‌دهد که باعث مرگ کروگان‌های زیادی از جمله یکی از کروگان‌های مونث داوطلب شده است. موردین با دستیار سابق خود صحبت کرده و سپس شپرد وارد عمل شده و می‌تواند باعث از بین رفتن اطلاعات جمع اوری شده یا نگهداری ان‌ها شود.

در مس افکت 3 موردین با عهده دار شدن پروسه درمان جنوفیج، در جریان مذاکرات نقشی کلیدی را ایفا کرده و به همراه شپرد سرنوشت کروگان‌ها را تعیین می‌کند.

نکات جالب :
موردین در طول بازی مس افکت 2 می‌تواند اواز معروف Gilbert & Sullivan یعنی Major-General`s Song را بخواند. او تغییراتی در این اواز داده و برای مثال عبارتتت Scientist سالاریان را جانشین کلمه ای دیگر می‌کند.
او در طول بازی به شپرد می‌گوید که در ماموریت ویرمایر زیر نظر Captain Kirrahe فعالیت می‌کرده است.
دیالوگی که هرگز به بازی نهایی راه پیدا نکرد ، نشان می‌دهد که در ابتدا قرار بوده موردین قدرت‌های Bioticcc داشته باشد.

موردین تنها شخصیت از تیم شپرد است که در طول سه گانه توسط صدا پیشه های متفاوتی اجرا شده است.

Grunt | گرانت

Grunt را می توان نمونه ای کامل و بی نقص از قدرت یک Krogan دانست. موجودی که با دستکاری های ژنتیکی به یک ابر سرباز تبدیل شده و قدرت بسیار زیادی دارد.
در ابتدا قرار بود Krogan ای به نام Okeer عضو تیم Shepard شود. Shepard و همراهان او به همین خاطر به سیاره Korlus رفتند تا با Okeer صحبت کرده و نظر او راااااا جلبب کنند. ولی در پی اتفاقاتی Okeer از دنیا رفت و آن ها توانستند به آخرین دستاورد این Krogan دست یابند. موجودی آزمایشگاهی که در یک محفظه شیشه ای نگهداری شده و با دستکاری های مختلف به نهایت قدرت یک Krogan رسیده بود. Shepard و تیم او این موجود را با خود به Normandy برده و بعد از مدتی محفظه او را باز کردند. این Krogan در همان لحظه اول به Shepard حمله کرده و خوی خشن خود را نمایش داد. بعد از صحبت هایی که Shepard با او انجام داد ، به عضویت گروه درآمد و از آن پس نام Grunt را بر خود گذاشت. نامی که به عنوان آخرین کلمه از دهان سازنده خود Okeer شنیده بود.
Grunt بعد از مدتی حالتی عجیب از خود نشان داده و نگرانی هایی را ابراز می کرد. بعد از صحبت با Shepard مشخص شد که او سوالاتی در مورد ماهیت خودددد داشتههه وو می خواهد به نحو بهتری با نژاد خود و نحوه کنترل قدرت هایش آشنا شود. Shepard و Grunt به سیاره محل اقامت Krogan ها یعنی Tuchanka رفته و در آنجا متوجه شدند که Grunt به سن بلوغ رسیده و نیازمند طی مراحلی برای تبدیل شدن به یک Krogan واقعی می باشد. او باید در مراسم مخصوصی شرکت کرده و به مبارزه تعداد زیادی از موجودات وحشی Tuchanka و البته یک Thresher Maw برود. Grunt به همراه Shepard این مراحل را با موفقیت پشت سر گذاشت و با آرامشی بیشتر به مآموریت های بعدی Shepard کمک کرد.

نکات جالب :
به گفته طراح ارشد بازی Mass Effect 2 ، آن ها Grunt را طوری طراحی کرده اند که موجودی جوان و حتی بچه سال به نظر برسد. او در مقایسه با سایر Krogan هاا پوستی لطیف تر داشته و حالت برجسته بالای سر او نیز در مقایسه با هم نژادان خود اندازه کوچک تری دارد.
Grunt برخلاف اکثر Krogan ها ، چشمانی آبی دارد.
محتویات حذف شده از بازی Mass Effect 2 نشان می دهد که در ابتدا قرار بوده برخورد خشنی بین Grunt و Mordin ایجاد شود. مانند درگیری هایی که بین Miranda وو Jack یا Tali و Legion صورت می گیرد.
در یکی از ویدئوهای آرشیوی Shadow Broker ، از Grunt تحت عنوان 317 امین نمونه آزمایشی Okeerr شماره یاد می شود.

Jack | جک

Jack که بانام Subject Zero نیز شناخته می‌شود ، یک خلافکار بدنام بوده که به کارهایی چون دزدی ، قتل و بر هم زدن نظم و ارامش کهکشان متهم شده است. او در سال ۲۱۶۱ به دنیا امد ولی خیلی زود و در سال ۲۱۶۵ توسط مامورین سربروس از Eden Prime دزدیده شد. البته به مادر او این طور گفته شد که فرزندش به علت تشعشعات Element Zero موجود در بدن خود از بین رفته است.
سربروس به دنبال تحقیق روی نیروهای Biotic او بود و بنابراین او را در کنار سایر کودکان به مرکز تحقیقاتی Pragia`s Teltin منتقل کردند. Jack خیلی سریع قدرت‌هاییی بالای خود را نشان داد و به نمونه اصلی این مرکز تبدیل شد. سربروس سخت ترین و دردناک ترین ازمایش ها را روی او و سایر کودکان انجام می داد که در مواردی حتی به مرگ تعدادی از این کودکان نیز منجر شد. Jack بزرگ تر شد و قدرت‌های او به حدی رسید که به سادگی می‌توانست اشیا رو کنترل کند و حتی در یک مورد با کوبیدن یکی از کارمندان سربروس به دیوار ، باعث مرگ او شد. همین موضوع باعث شد او را از سایر نمونه های ازمایشی جدا کنند و حالات روحی او از قبل نیز وخیم تر شد و درنهایت توانست از تشکیلات سربروس فرار کند.
Jack بعدها به جرایم زیادی مرتکب شد و درنهایت دستگیر شده و در زندان فضایی Purgatory حبس شد که البته مدتی بعد توسط شپرد نجات پیداکرده و به تیم اووو پیوست. بعد از سپری شدن چند ماموریت ، او از شپرد درخواست کرده که همراه او به تشکیلات Teltin رفته و محل ازمایش‌های ان‌ها را منهدم کنند. ان‌ها به Teltin رسیدند و در انجا پس از مبارزاتی با نیروهای Blood Pack ، یکی دیگر از نمونه های سربروس به نام Aresh را نیز پیدا کردند. سپس در سلول Jack بمب گذاری کرده و انجا را برای همیشه با خاک یکسان کردند.

در مس افکت 3، با جکی پخته تر و بالغ تر (از نظر فکری) روبرو میشویم که به Grissom Academy پیوسته و وظیفه رهبری و تربیت گروهی از افراد با قدرت‌های Biotic را برای حضور در میدان نبرد بر عهده دارد.

نکات جالب :
نام Jack و سر تراشیده او می‌تواند ارجاعی به شخصیت Jack در سری فیلم های Chronicles of Riddick باشد. مخصوصا فیلم اول یعنی Pitch Black . این دو شخصیتتت شباهت های زیادی مانند قاتل بودن داشته و هر دو نیز توسط شخصیت قهرمان از زندان نجات پیدا می کنند.
طبق اسناد Shadow Broker ، او گاهی اوقات از اسم Jacqueline Nought استفاده می‌کرده است. Jacqueline که معادل مونث اسم Jack است و Nought نیز بههه معنی هیچ و Zero است.
در جریان تعقیب و گریز هوایی در DLC ای به نام Lair of the Shadow Broker ، پوستری از Jack روی یکی از دیوارها دیده می‌شود که با شماره زندانی ۲۴۶۰۱ تحتتت تعقیب است. این شماره زندانی شخصیت ژان وال ژان در کتاب بینوایان است.

در جریان ماموریت Grissom Academy، لیارا به شپرد میگوید که اسم واقعی جک جنیفر است.

Samara / Morinth | سامارا / مورینث

Samara یک Asari Justicar می باشد که حدوداً هزار سال عمر کرده است. Justicar ها گروهی باستانی از Asari ها می باشند که سوگند یاد می کنند هرگز خانواده و فرزندی نداشته و تنها به اسلحه ها و زره خود دل ببندند. آن ها بعد از سوگند ، کُد مخصوصی دریافت می کنند که از آن پس ملقب به Justicar می شوند. به گفته Samara ، این گروه از Asari ها را می توان با شوالیه ها و سامورایی های کره زمین مقایسه کرد.
Samara در دوران Maiden (دورانی در طول زندگی Asari ها) به ماجراجویی علاقه زیادی داشت. او به همراه گروهی از مزدوران به مناطق مختلف سفر کرده و درررر جنگگگگ ها از قدرت خود استفاده می کرد. در یکی از مآموریت های این گروه ، Samara متوجه شد که سفینه باری هدف آن ها به حمل اسلحه یا وسایل دیگر نپرداخته و شامل برده هایی برای فروش به Collector ها می باشد. بنابراین او با انتقال سفینه به Collector ها مخالفت کرده و آن را به سمت مخالف هدایت کرد ، ولی مجبور شد اعضای تیم خود را به دلیل مقابله کردن با او به قتل برساند. Samara بعدها تشکیل خانواده داده و سه دختر به دنیا آورد که متآسفانه هر سه آن ها Ardat-Yakshi بودند. یعنی از یک نقص ژنتیکی خاص رنج می بردند که باعث می شد در صورت ارتباط برقرار کردن با سایرین ، سیستم عصبی آن ها دچار مشکل شده و فرد مقابل را از بین ببرند. دو دختر او به نام های Falere و Rila زندگی در تبعید و محلی خلوت را انتخاب کرده و از جامعه Asari ها دور شدند ، ولی سومین دختر او با نام Morinth که باهوش ترین و شجاع ترین دختر او نیز بود ، با این کار مخالفت کرده و بعدها به یک قاتل فراری تبدیل شد.
Samara قرن ها به دنبال Morinth بود و تمام کهکشان را در جستجوی او پشت سر گذاشت. او روزی متوجه شد که Morinth حتی افراد یک دهکده را شستشویییییی مغزیی داده و کاری کرده که او را مانند خدای خود پرستیده و Asari های جوان را به عنوان قربانی به او هدیه کنند. ولی Samara به محض رسیدن به دهکده با نیروهای مدافع Morinth روبرو شد و دختر او باز هم فرار کرد.
او در نهایت با Shepard روبرو شد و به تیم او پیوست ولی درخواستی هم از Shepard داشت. او موقعیت Morinth را در Omega شناسایی کرده بود و از Shepardddd برایییی دستگیری او درخواست کمک کرد. سرانجام آن دو به محل اقامت Morinth در کلاب Afterlife رسیدند و نقشه ای برای دستگیری او کشیدند. به این صورت که Shepard نقش یک قربانی را بازی کرده و با جلب توجه Morinth ، او را در آپارتمان اش غافلگیر کنند.
این نقشه عملی شد و Morinth او را به آپارتمان خود دعوت کرد. در آنجا به محض اینکه Morinth آماده از بین بردن Shepard می شد ، Samara سر رسیده و نبردییییییی سخت را با دختر خود آغاز کرد. این نبرد به دو می توانست به دو صورت پایان یابد. اگر Shepard به Samara کمک کند ، Morinth از بین رفته و اگر به Morinth یاری رساند ، Samara از دنیا می رود. در صورتی که Samara زنده بماند ، با Shepard به Normandy برگشته و در ادامه مآموریت ها او را یاری می دهد. ولی اگر Morinth زنده مانده و با Shepard به Normandy بیاید ، به دلیل شباهت های زیادی که با Samara دارد توجه کسی را به خود جلب نکرده و به جز Kelly Chambers و Kasumi Goto کسی متوجه این تغییر نمی شود.

نکات جالب :
عبارت Samara در زبان های عربی و عبری به معنای Guardian (نگهبان) می باشد. عبارتی که می تواند در مورد Justicar ها نیز به کار رود.
اگر شخصیت Shepard در بازی Mass Effect 2 تا حد خیلی زیادی Renegade باشد ، Samara در جایی از بازی به او می گوید که اگر برای کمک به او سوگند یاد نکردهه بود ، احتمالاً برخورد خشنی بین آن ها اتفاق می افتاد. همچنین در جایی دیگر می گوید اگر Shepard کاری مخالف با کُدهای Justicar ها انجام دهد ، بعد از اتمام مآموریت او را خواهد کشت.
شباهت های زیادی بین Ardat-Yakshi ها و Vampire ها (خون آشام ها) وجود دارد. Ardat-Yakshi به معنای Demon of the Night Winds (شیطان بادهای شبانه) میی باشد و Vampire ها نیز خلق و خویی شیطانی دارند. هر دو میزبان خود را اغوا می کنند و هر دو زندگی را از میزبان خود می گیرند.
Shadow Broker برخلاف در اختیار داشتن اطلاعاتی در مورد همه اعضای تیم Shepard ، هیچ گونه اطلاعاتی در مورد Morinthh در دست ندارد.

Thane Krios | ثین کریوس

Thane Krios یک Assassin حرفه ای است که گفته می‌شود در کهکشان کمتر رقیبی دارد. برخلاف سایر Assassin ها که معمولا از اسلحه هایی چون اسنایپر برای از بین بردن اهداف خود از فاصله زیاد استفاده می کنند ، Thane تمایل دارد از نزدیک‌ترین فاصله این کار را انجام داده و هدف خود را مخفیانه به قتل برساند.
او در عین حال که یک Assassin کارکشته و ماهر است ، فردی مذهبی بوده و برای هر ماموریت خود دعا می‌کند و حتی بعد از اتمام ماموریت طلب مغفرت نیز می نماید.
Thane در سال ۲۱۴۶ متولد شد. او تنها ۶ سال داشت که والدینش برای سپری کردن مراحل تمرینی و تبدیل شدن به یک Assassin او را به دست Hanar ها سپردند.. اوو در ۱۲ سالگی اولین قتل خود را انجام داد و بعدها با همسر خود Irikah اشنا شد. زمانی که او قصد داشت یکی از هدف های خود را از فاصله دور از پای دراورد ، Irikah که لیزر هدفگیری Thane را دیده بود ، برای نجات جان قربانی خود را جلوی هدف قرار داد. Thane تیراندازی نکرد و با دیدن فردی که جان خود را برای نجات یک غریبه به خاطر می اندازد ، شیفته Ikirah شد و Hanar ها نیز مدتی بعد او را به خاطر داشتن خانواده از ماموریت‌های خود معاف کردند. بعدها پسر Thane به نام Kolyat به دنیا امد و Thane تلاش خود را برای ایجاد زندگی ای بهتر برای خانواده اش بیشتر کرد ، ولی یک روز که در خانه نبود ، مزدورانی که قصد انتقام گرفتن از Thane را به دلیل مرگ رییس خود داشتند ، به خانه ان‌ها حمله کرده و Irikah را به قتل رساندند. Kolyat از ان پس نزد عمه ها و عموهای خود بزرگ شد و Thane نیز تنها به انتقام فکر می‌کرد.
او بعد از پیوستن به تیم شپرد ، با او در مورد Kolyat صحبت کرد و به شپرد گفت که فرزندش به گروهی خلافکار پیوسته و قصد به قتل رساندن یک سیـاستمدار توریانن بهه نام Joram تالیd را دارد. شپرد و Thane به Citadel رفته و از این ماجرا جلوگیری کردند و سرانجام Thane توانست بعد از مدت‌ها با فرزند خود روبرو شده و از او بابت کوتاهی خود در بزرگ کردن فرزندش معذرت‌خواهی کند.

ثین در جریان حمله ریپر ها به کهکشان در سیتادل حضور دارد و اخرین روزهای زندگی خود را در بیمارستان سپری می‌کند.

نکات جالب :
نام Thane می‌تواند ارجاعی به کلمه اسکاندیناویایی Thegn به معنی اشراف زاده باشد. همچنین احتمال دارد از عبارت Thanatos که الهه مرگ نزد یونانی ها بوده ،،، گرفته شده باشد.
عبارت Krios نیز معادل یونانی صورت فلکی Aries و نام یکی از Titan ها در افسانه های یونان باستان است.
Achievement ازاد شده پس از اتمام ماموریت Loyalty او ، Cat`s in the Cradle نام دارد. یکی از اهنگ های Harry Chopin نیز با همین نام در مورد پدری است که بههه دلیل مشغله زیاد نمی‌تواند وقت خود را با پسرش سپری کند ولی زمانی که تصمیم می‌گیرد بیشتر در کنار پسرش باشد ، این بار پسر او به دلیل کارهای زیادی که دارد نمی‌تواند با پدرش در تماس باشد.

Legion

Legion یکی از نیروهای گث مستقر در خارج از سحابی Perseus Veil است که می‌تواند به صورت مستقل صحبت کرده و عملکردی هوشمندانه داشته باشد. او جزو گث هایی است که ریپر ها را دشمن خود دانسته و به ان‌ها کمک نمی کنند. همچنین علاقه زیادی به شپرد داشته و برای رسیدن به او وارد سیاراتی چون Eden Prime ، Therum ، Feros و Noveria شده و سرانجام توانسته خرابه‌های Normandy را در سیاره Alchera پیدا کند. Legion در سیاره Eden Prime توسط نیروهای Alliance مورد اصابت گلوله قرار گرفت و وقتی با قسمتی از زره N7 متعلق به شپرد در سیاره Alchera مواجه شد ، ان را به‌عنوان بخشی ترمیمی از زره خود قرار داد.
شپرد و همراهان او اولین بار Legion را در جریان جستجو برای پیدا کردن IFF در ریپر از کار افتاده دیدند. Legion با تیراندازی به سمت Husk ها به ان‌ها کمک کرد ولییی درنهایت از کار افتاد و توسط تیم شپرد به Normandy منتقل شد و بعدها به تیم پیوست.
Legion بعد از مدتی با شپرد در مورد گروهی از گث ها به نام Heretics صحبت کرد. گروهی که از ریپر ها فرمان گرفته و به ان‌ها The Old Machines می گویند. Legionnn به شپرد گفت که Heretic ها در حال طراحی ویروس خطرناکی هستند که تمام گث های کهکشان را به هم نوع ان‌ها تبدیل می‌کند. بنابراین شپرد و او به سمت ایستگاه فضایی کواریان‌ها که توسط Heretic ها اشغال شده حرکت کردند تا این ویروس را نابود کنند. ان‌ها توانستند بعد از نبرد با تعداد زیادی از گث های مهاجم ، ویروس را بازنویسی کرده و کاری کنند که خود Heretic ها تغییر ساختار داده و به گث های معمولی بپیوندند.

لیجن در مس افکت 3 در سفینه گث ها و به‌عنوان تقویت کننده سیگنال ریپر ها مورد استفاده قرار می‌گیرد که پس از نجات یافتن توسط شپرد، به او در خاتمه دادن به نبرد گث ها و کواریان‌ها و همچنین نبرد با ریپر ها کمک می‌کند.

نکات جالب :
Legion گاهی اوقات به رقص روباتی (یک نوع رقص معروف) مشغول می‌شود. او می‌تواند این کار را در AI Core (محل اقامت خود در Normandy) یا در طول ماموریت‌هااا انجام دهد.
می توان Legion را پیش از اولین برخورد با شپرد نیز دید. زمانی که دو عدد از Husk ها در ماموریت ریپر از کار افتاده با اسنایپر یک ناشناس از بین می روند ، اگر بهه انتهایی جایی که تیرها از ان شلیک شده نگاه کنید ، Legion را در ان قسمت می بینید. زمانی که جلوتر بروید او به ارامی به سمت دیگر حرکت کرده و خود را از چشمان شما دور می‌کند.

Kasumi Goto | کاسومی گوتو

Kasumi Goto را می توان حرفه ای ترین دزد کهکشان دانست. او دشمنان زیادی دارد که البته فقط تعداد کمی از آن ها نام حقیقی او را می دانند. Kasumi تبحر بسیار زیادی در مخفی کاری و انجام عملیات بدون جلب توجه دشمن دارد و به همین دلیل می تواند فردی مناسب برای تیم Shepard محسوب شود.
بعد از ملحق شدن Kasumi به تیم Shepard ، او از Shepard یک درخواست دارد. فروشنده اسلحه بی رحمی به نام Donovan Hock همکار Kasumi یعنی Keijiiiii Okudaaa را به قتل رسانده و Graybox او را دزدیده است. (Graybox وسیله ای می باشد که با متصل شدن به ذهن افراد ، خاطرات و اطلاعات آن ها را در خود ذخیره می کند.) Kasumi اینک قصد دارد انتقام Keiji را گرفته و Graybox او را نیز بدست آورد. Shepard به همراه او به سیاره Bekenstein در منظومه Boltzmann می رود و در آنجا بعد از پشت سر گذاشتن اتفاقاتی Donovan Hock را از بین برده و Graybox را بدست می آورند.
در راه بازگشت به Kasumi ، Normandy به کار با Graybox پرداخته و آن را فعال می کند. خاطرات شیرین گذشته و روابطی که با Keiji داشته برای او زنده مییی شونددددد ولی در نهایت باید این جعبه را در جایی مخفی کرده یا به طور کامل منهدم کند.

نکات جالب :
عبارت Kasumi در ژاپنی به معنی مِه می باشد.
نام خانوادگی او یعنی Goto در ژاپن بسیار استفاده شده و افراد زیادی با این نام خانوادگی زندگی می کنند. همین نام اگر طور دیگری تلفظ شود ، معنی دزد و راهزن راا می دهد.
در Port Observation که Kasumi در Normandy آنجا را برای اقامت انتخاب کرده ، دو نوع نوشیدنی دیده می شود. در صورتی که Shepard یکی از آن ها را بنوشد ،، اتفاق خاصی رخ نمی دهد ولی اگر هر دوی آن ها به فاصله کم از یکدیگر نوشیده شوند ، او دچار سرگیجه شده و اگر در نوشیدن زیاده روی کند ، EDI به او می گوید که یک سر به دستشویی بزند.
Kasumi در کنار Kelly Chambers تنها افرادی هستند که در صورت جایگزین شدن Morinth با Samaraa ، از این موضوع آگاه می شوند.

Zaeed Massani | زئید ماسانی

Zaeed Massani یکی از بزرگ ترین و حرفه ای ترین مزدوران و جایزه بگیرهای کهکشان است که برای کمک به Shepard توسط Cerberus استخدام شده و تنها دلیل او برای کمک به Shepard پول هنگفتی است که بدست می آورد. روی صورت Zaeed زخم های زیادی دیده می شود و او در کار با اسلحه های مختلف توانایی بسیار بالایی دارد.
در طول مآموریت مشخص می شود که او کسی بوده که به همراه Vido Santiago تشکیلات Blue Suns را ایجاد کرده و مدتی بعد توسط Santiago مورد خیانت قراررررررر گرفته و از گروه اخراج شده است. Zaeed از Shepard می خواهد که به همراه او به سیاره Zorya رفته و با Santiago مبارزه کنند. Zaeed بعد از رسیدن به تآسیساتی که Santiago در آن حضور دارد ، با منفجر کردن آنجا باعث آتش سوزی عظیمی می شود. Shepard می تواند در این لحظه به نجات کارگران بی گناه پرداخته یا Santiago را تعقیب کند. در صورت نجات دادن کارگران ، Santiago فرار کرده و Zaeed به شدت عصبانی شده و متقاعد کردن او کار بسیار سختی خواهد بود. همچنین در صورتی که Shepard به تعقیب Santiago بپردازد ، او به دام افتاده و Zaeed تیری به پای او شلیک کرده و در نهایت او را زنده زنده آتش می زند.

نکات جالب :
روی گردن Zaeed علامت گروه Blue Suns به چشم می خورد که یادگاری از زمان رهبریت او در این گروه می باشد.
Zaeed معادل انگلیسی کلمه عربی “زید” می باشد. به معنی کسی که ترقی و پیشرفت می کند و باعث ترقی دیگران نیز می شود.
به نظر می رسد صورت Zaeed در گذشته مورد اصابت گلوله قرار گرفته و او تحت عمل جراحی قرار گرفته است. چشم راست او مشکل داشته و بریدگی های عجیبیییییی نیزز روی صورت او دیده می شود.

David Anderson | دیوید اندرسون

Captain David Edward Anderson یکی از قهرمانان بزرگ نزد انسان‌ها است که اولین کاپیتان سفینه فضایی SSV Normandy نیز بوده است. او در سال ۲۱۳۷ در لندن به دنیا امده و یکی از اولین افرادی بود که از برنامه تمرینی N7 در Arcturus Station فارغ التحصیل شده و در سال ۲۱۵۷ به‌عنوان یکی از لایق ترین سربازان N7 شناخته می شد. او شخصا توسط Jon Grissom مورد تقدیر قرار گرفت و همان موقع متوجه شد که یک نژاد بیگانه در نزدیکی یکی از Mass Relay ها دیده شده است. Grissom که از ذهن قدرتمند و نیروی بالای Anderson اگاه بود ، او را برای نبردی عظیم اماده کرد و به این ترتیب Anderson در First Contact War شرکت نمود و به افتخارات بزرگی در این جنگ دست‌یافت.
در جریان اتفاقات بازی مس افکت ، او هنوز در نیروهای Alliance عضویت دارد و به محبوبیت زیادی در بین اعضای Alliance دست‌یافته است. در جریان ماموریت کمک هاییی بزرگی به شپرد می‌کند و درنهایت نیز می‌تواند طبق انتخاب شپرد به نماینده انسان‌ها در Citadel Council تبدیل شود. در غیر این صورت ، به درجه بالاتری از حالت فعلی خود یعنی Admiral ارتقای مقام یافته و مشاور Udina می‌شود.
Anderson بعدها هم کارهای بزرگی برای Alliance انجام داد و به شپرد در رسیدن به اهداف خود برای جلوگیری از حمله ریپر ها کمک های زیادی کرد که اخرین مورد اننن به جذب James Vega برمی گردد. Anderson در نظر داشت فردی ماهر را همراه شپرد به دادگاهی که برای محکومیت شپرد بعد از انهدام منظومه Bahak تشکیل شده بود ، بفرستد و به همین دلیل به سراغ یکی از نیروهای قدرتمند Alliance به نام James Vega رفت.

اندرسون در جریان حمله ریپر ها به کهکشان در کره زمین مانده و به گروه‌های مقاومت میپیوندد. او در جریان بازی بارها شپرد را راهنمایی کرده و درنهایت در اخرین لحظات بازی و همراه وی و در حال تماشای کره زمین میمیرد.

نکات جالب :
Shadow Broker فایل هایی در مورد Anderson در اختیار دارد که در بین ان‌ها ارشیوهای ویدئویی نیز دیده می‌شود.
صداگذاری Anderson به عهده Keith David است که در بازی های دیگری مانند Call of Duty: Modern Warfare 222 نیز صداگذاری کرده است.

Joker | جوکر

Jeff Moreau ملقب به Joker خلبان ماهر و وظیفه شناس سفینه فضایی SSV Normandy می باشد که تا به حال مآموریت های زیادی را با موفقیت پشت سر گذاشته و شجاعانه به انجام وظیفه می پردازد.
Joker در سال 2155 متولد شد و از همان زمان کودکی با بیماری ای به نام Vrolik Syndrome درگیر بود. بیماری ای که باعث بروز مشکلاتی در استخوان بندی فردددددد شدهه و توانایی راه رفتن و حرکت کردن را برای او سخت می کند. مادر او در Arcturus Station یک پیمان کار بود و Joker نیز بیشتر وقت خود را در آنجا می گذراند و در کنار سفینه های فضایی بزرگ شد و بعدها به عضویت نیروی Alliance درآمد.
او در طول دوران آموزش خلبانی خیلی به ندرت لبخند می زد و به همین دلیل به او لقبی متضاد با خصوصیاتش یعنی Joker را دادند. Joker بعدها با امتیازاتی عالی اززززززز مدرسه آموزش خلبانی فارغ التحصیل شده و حتی از بسیاری از آموزگاران خود نیز بهتر عمل می کرد.
او به دلیل بیماری خاص خود ، اکثر اوقات را در پشت کابین خلبانی Normandy سپری می کند و خیلی کم پیش می آید که از آنجا بلند شود. او همچنین نمایندههههههه Shepard در Normandy بوده و در مواقعی که Shepard در سفینه حضور ندارد ، جانشین او می شود. Joker بعد از پیوستن به Cerberus تحت مداوا قرار گرفته و هرچند به صورت کامل بهبود پیدا نمی کند ، ولی می تواند خیلی سریع تر و راحت تر از گذشته حرکت کند.

نکات جالب :
طبق نوشته های کتاب The Art of Mass Effect ، در ابتدا قرار بود Joker ظاهری بیمارگونه تر از حالت کنونی داشته باشد.
Joker تنها فردی است که در هر صورت در انتهای بازی Mass Effect 2 زنده می ماند. اگر Shepard در این مآموریت کشته شده باشد ، Joker با Illusive Mannnn تماسسسس گرفته و در نقش جانشین فرمانده با او صحبت می کند.
Joker در کنار Jacob Taylor (در بازی Mass Effect Galaxy) تنها افرادی در سری بازی های Mass Effect هستند که در کنار Shepard به عنوان شخصیت های قابلللل بازیییی حضور دارند.

EDI | ای دی

EDI که مخفف عبارت Enhanced Defense Intelligence به معنی هوش دفاعی ارتقا یافته است ، یک AI در سفینه Normandy SR-2 است که از طریق تصویری هولوگرافیک و ابی رنگ با خدمه سفینه صحبت می‌کند. او صدایی زنانه داشته و در نقاط مختلف سفینه جایگاه هایی برای ظاهر شدن و ارائه اطلاعات دارد.
این AI کوانتومی همواره در طول ماموریت‌های شپرد به او کمک کرده و با ارائه اطلاعاتی ارزشمند ، در پیش برد اهداف او یاری می رساند. به دلیل خطراتی که AI هااا پیش‌ازاین به وجود اورده اند ، دسترسی او به سیستم های Normandy محدود بوده و تنها می‌تواند در مواقع اضطراری با درخواست خلبان سفینه به هدایت ان بپردازد. ایلوسیو من از EDI به‌عنوان گوش و چشم خود در Normandy استفاده کرده و به کمک او می‌تواند نقاط مختلف سفینه را زیر نظر بگیرد. همچنین فایل هایی در اختیار EDI قرار دارند که ایلوسیو من اجازه دسترسی به ان‌ها را به شپرد نداده و به گفته EDI ، احتمالا این فایل ها اسراری از سازمان سربروس هستند.
بیشترین وقت EDI در Normandy با Joker سپری می‌شود. این دو رابطه جالبی داشته و در عین حال که یکدیگر را سرزنش کرده و با هم در جنگ و دعوا هستند ، ولییی به یکدیگر احترام گذاشته و همکاری خوبی دارند. Joker گاهی اوقات از سرزنش ها و دستورات EDI عصبانی شده و حتی با لفظ Mom (مامان) نیز از او یاد می‌کند.

در مس افکت 3، EDI با استفاده از اندروید متعلق به سربروس، نرم افزار خود را به ان انتقال داده و حالت فیزیکی بخود می‌گیرد و در نتیجه توانایی همراهی شپرد در ماموریت‌ها را به دست می اورد. او هنچنین وارد رابطه با جوکر می‌شود و در این راه تلاش می‌کند با مطالعات و پرسیدن سؤالات متعدد از شپرد و دیگر هم تیمی ها، حیات ارگانیک ها را بشناسد.

نکات جالب :
زمانی که در بازی مس افکت 2 ، هوش مصنوعی Normandy یعنی EDI به Joker پیشنهاد کنترل سفینه را می‌دهد ، Joker به شوخی از او می خواهد که اول اهنگگگ Daisy Bell را بخواند. این ماجرا ارجاعی به فیلم ۲۰۰۱A Space Odyssey است که در ان فیلم کامپیوتری به نام HAL 9000 در اخرین لحظات عمر خود ، اهنگ Daisy Bell را می خواند.
Tricia Helfer بازیگر محبوبی که صداگذاری EDI را بر عهده دارد ، پیش‌ازاین نیز در سریالی با موضوع علمی تخیلی و فضایی به نام Battlestar Galacticaa بازی کردهه است.

Javik | جاویک

جاویک، تنها بازمانده زنده نژاد پروثیان‌ها است که 50000 سال پیش و به دست ریپر ها نابود شدند. او از طریق بسته اضافه شونده From Ashes به تیم شپرد درنبرد با ریپر ها اضافه می‌شود.

در جوامع پروثیان‌ها، هر فضیلت یک نماد و تجسمی دارد. جاویک نیز یکی از این نمادهاست که انتقام را تجسم می‌کند. یکی از اخرین سربازان امپراتوری پروثیان‌ها. او که در طول جنگ با ریپر ها متولدشده بود از همان ابتدا سیاره خود را در اتش می‌دید. سیتادل مدت‌ها بود که در دست ریپر ها بود و پروثیان‌ها نیز هر روز یک قدم به نابودی نزدیک‌تر می‌شدند.

جاویک رهبر یک‌میلیون از پروثیان‌هایی بود که قرار بود در پناهگاهی در Eden Prime به خواب تعلیقی رفته و پس از برطرف شدن خطر ریپر ها، تلاش برای گسترش امپراتوری را از سر بگیرند. نقشه‌ای که با خیانت عده‌ای و لو دادن مکان ان‌ها به ریپر ها از بین رفت.

درحالی‌که صدها پروثیان در حال کشته شدن بودند، هوش مجازی مجبور می‌شود موجی را برای پاک‌سازی محیط منتشر کند. جاویک در Pod خود قرار می‌گیرد و هوش مجازی موج را منتشر می‌کند. در اثر این موج مشکلی فنی به وجود امده و فعال‌سازی دیگر Pod ها را غیرممکن می‌کند. جاویک در داخل Pod خود گیر می‌کند تا روزی که تمدنی ان را پیداکرده و مجددا فعال کند. هوش مجازی برای تامین انرژی Pod دیگر Pod ها را غیرفعال کرده و این‌گونه جاویک تنها بازمانده پروثیان‌ها می‌شود.

در سال 2186 CE، شپرد و لیارا تسونی در جریان بررسی فعالیت‌های مشکوک سربروس در Eden Prime موفق به کشف Pod حاوی جاویک می‌شوند. جاویک به‌محض خروج از پاد به اطرافیان حمله می‌کند ولی پس از مشاهده سازه‌های متعلق به انسان‌ها و خرابه‌های پروثیان‌ها، شوک زده دست از حمله برمی‌دارد. شپرد جاویک را لمس کرده و تصاویری از خاطرات اخیر او را مشاهده می‌کند. در مقابل جاویک نیز با قدرت‌های حسی خود موفق به درک زبان انسان‌ها می‌شود. او در همان ابتدا از مشاهده پیشرفت نژادهای ابتدایی همچون انسان‌ها (انسان‌ها در زمان اوج پروثیان‌ها موجوداتی ابتدایی و فاقد هیچ‌گونه تکنولوژی بوده‌اند) ابراز تعجب می‌کند و همچنین با مشاهده و درک نابودی کامل نژاد خود، سوگند می‌خورد تا اخرین توان خود در راه نابودی ریپر ها تلاش کند و به تیم شپرد در نرماندی ملحق می‌شود.

او در طول بازی بارها و بارها تمدن‌های فعلی را با تمدن پروثیان‌ها مقایسه کرده و اطلاعات بسیاری را در اختیار شپرد و دیگران قرار می‌دهد. اطلاعاتی که در عین شگفت‌انگیز بودن بسیار متفاوت با اطلاعاتی هستند که از مطالعه بر روی خرابه‌های پروثیان‌ها به‌دست‌امده بودند و به عبارتی خود پروثیان‌ها با انچه تصور می‌شدند بسیار متفاوت‌اند. جاویک از تغییرات چرخه حاضر نیز بسیار شگفت‌زده می‌شود. از ابراز تعجب نسبت به تکامل مردمان خزنده (اشاره به سالاریان‌ها) گرفته تا یادگیری خواندن و نوشتن توسط اساری ها، نژادی که در زمان پروثیان‌ها بیشتر از انگشتان دستان خود توانایی شمارش نداشتند.

جاویک در صحبت‌های خود لحنی مغرورانه و شاهنشاهی دارد که نشاءت گرفته از تفاوت‌های عمیق فرهنگی و فکری تمدن حاضر با پروثیان‌ها است. او رفتار نژادهای حاضر را بسیار عجیب می‌بیند و بارها و در موقعیت‌های مختلف بیان کرده که چقدر تفکرات و این رفتار برای او بیگانه است. تعامل با نژادهای دیگر، نوع زندگی و سیستم کهکشانی و … که از ریشه با انچه در زمان پروثیان‌ها بود متفاوت است. او همچنین کسی را با اسم خطاب نمی‌کند و ان‌ها را با نژاد خود صدا میزند. عملی که در ادامه و در چندین نوبت باعث درگیر شدن او با برخی افراد می‌شود.

نکات جالب:

.جاویک در زبان هندی به معنی ارگانیک و طبیعی است.

Kai Leng | کای لنگ

کای لنگ، ادمکش حرفه ای که برای سازمان سربروس کار کرده و در طول مس افکت 3 بارها نقشه های شپرد را برهم میریزد. اطلاعات چندانی از سالهای اولیه زندگی وی در دست نیست ولی برخی مدارک نشان میدهند او اصل و نسبی چینی داشته است. کای لنگ در سن 16 سالگی به عضویت Alliance Military در می‌اید. دلاوری ها و مهارت های فوق‌العاده او بلافاصله توجه ایلوسیو من را به خود جلب می‌کند. پس از اینکه کای لنگ به جرم قتل عمد از تمام مقام های خود سلب شده و زندانی می‌شود، ایلوسیو من و سربروس به او در فرار از زندان کمک میکنند. پس از ان و به مدت 10 سال کای لنگ مامور اصلی ایلوسیو من در انجام ماموریت‌های حساس بود. چالاکی، مهارت و بی‌رحمی و در عین حال توانایی بالای او در انجام ماموریت‌های مخفیانه خیلی زود او را به مهمترین و اصلی ترین انتخاب ایلوسیو من تبدیل کرد.

کای لنگ در مس افکت 3 بارها با شپرد رو در رو می‌شود و پس از نبرد های پر فراز و نشیب، در اخرین نبرد خود در دفتر ایلوسیو من به دست شپرد کشته می‌شود.

نکات جالب:

 براساس کتاب های داستان مس افکت، کای لنگ اصلیتی چینی و روسی دارد که البته ظاهر او بیشتر به چینی ها متمایل است.

اسلحه ای که کای لنگ از ان استفاده می‌کند بر اساس نوعی شمشیر ژاپنی به اسم Ninjato است. مدلی کوتاه و استوار تر از شمشیر کتانا سامورایی ها.

Leng در زبان چینی به معنی سرد، ایزوله و بی‌رحم است.

Illusive Man | ایلوسیو من

ایلوسیو من رهبر مرموز و مقتدر سازمان سربروس است. او هرگز از نزدیک با شپرد و همراهانش ملاقات نکرده و همواره از طریق یک هولوگرام با ان‌ها صحبت می‌کند. ایلوسیو من موهایی نقره ای و مرتب داشته و چشمان او حالتی عجیب و ابی رنگ دارند که به نظر می‌رسد مصنوعی هستند.
او زمانی یک شهروند عادی به نام Jack Harper بود و شغل و خانواده‌ای داشت ، تا اینکه First Contact War رخ داده و نبردی عظیم بین انسان‌ها و توریان‌ها در گرفت.. درر این زمان بود که E-Mail عجیبی در فضای Extranet منتشر شد که در موردنیاز انسان‌ها به کسب قدرت بیشتر در کهکشان و مبارزه با سایر نژادها بود. سازمان اطلاعاتی Alliance نتوانست موقعیت فرستنده این E-Mail را تشخیص دهد و برای همین نام ایلوسیو من را بر او گذاشتند. این نام بعدها نیز بر روی او باقی ماند و اعضای سازمانی که او بعدها تاسیس کرد یعنی سربروس نیز با همین نام او را می شناسند.
ایلوسیو من بعد از انهدام Normandy و از بین رفتن شپرد ، مدت‌ها به دنبال بدن او بود تا Lazarus Project را روی او اجرا کرده و قهرمان انسان‌ها را احیا کند. اوو سرانجامم موفق به انجام این کار شد و ویرایش جدیدی از Normandy بانام Normandy SR-2 را نیز برای ماموریت‌های خطرناک شپرد به او ارائه داد. ایلوسیو من برای رسیدن به اهداف خود دست به هر کاری می زند و ممکن است جان هزاران نفر را فدای به دست اوردن یک مدرک تازه از دشمن کند. او بعد از جدا شدن از شپرد ، به اطلاعات زیادی در مورد ریپر ها دست پیدا کرد و دست به ازمایش های مختلفی روی افراد تحت اختیار خود از جمله یکی از مامورین سابق خود به نام Paul Grayson زد که نتایج دردناکی را به دنبال داشت.

در مس افکت 3، ایلوسیو من در کنار ریپر ها یکی از موانع اصلی پیش روی شپرد است. ایلوسیو من باور دارد نابودی ریپر ها اشتباهی برگشت ناپذیر بوده و اینده کهکشان در گرو پیدا کردن راهی برای کنترل ریپر ها است. در این راه ایلوسیو من ازمایش‌های زیادی انجام داده و بارها و بارها در مسیر شپرد قرار می‌گیرد. درنهایت مشخص می‌شود که ایلوسیو من درحالی که میپنداشته ریپر ها را میتواند کنترل کند، در حقیقت خودش تحت کنترل ان‌ها بوده است. او در اخرین لحظات مس افکت 3 کشته می‌شود.

نکات جالب :
ایلوسیو من شباهت ظاهری زیادی به صداگذار معروف خود یعنی Martin Sheen دارد.
Martin Sheen در مستندی که برای بازی مس افکت 2 تهیه شده ، می‌گوید نمی‌تواند به ایلوسیو من اعتماد کند و او را فردی مخوف می‌داند.
در مواردی که ایلوسیو من در طول بازی به سیگار کشیدن مشغول بوده ، Martin Sheen به دلیل اینکه سیگار نمی‌کشد ، یک مداد را به‌جای سیگار در دست می گرفتهه تاا سیگار کشیدن او را شبیه سازی کند.

در ابتدا قرار بوده ایلوسیو من درنبرد پایانی مس افکت 3 به موجودی ریپر مانند تبدیل شود که این ایده بعد ها کنار گذاشته می‌شود. به گفته تیم سازنده، ان‌ها میخواستند بازیکنان با فردی مبارزه کنند که از او شناخت داشتند. نبرد پایانی شپرد با ایلوسیو من یک نبرد مناظره مانند است. چیزی که هوش و ذکاوت ایلوسیو من را به تصویر میکشد، نه قدرت‌های فیزیکی او.

Steven Hackett | استیون هکت

ادمیرال استیون هکت یکی از مقامات بالا رتبه ناوگان Alliance و همچنین فرمانده Fifth Fleet است.

هکت در سال 2134 و در بوینس آیرس آرژانتین بدنیا آمد. پس از اینکه در سال 2146، او مادر خود را از دست داد به آکادمی آموزش پیشرفته مختص کودکان به سرپرست فرستاده شد. جایی که علاقه و استعداد او در علم و رهبری دیگران کم کم خود را نشان داد. او در سال 52 به عضویت Alliance درآمده و از همان ابتدا داوطلب ماموریت های پرخطر و ریسک بالای بیرون منظومه شمسی میشد. او به سرعت پله های ترقی را طی میکرد و پس از شرکت در جنگ First Contact، به مقام ادمیرال نائل شد. سرعت کم نظیر پیشرفت او در Alliance به مانند یک افسانه در میان دیگر افسران است.

هکت در جریان حمله ریپر ها یکی از اساسی ترین مهره های مقاومت و رهبری پروسه ساخت Crucible به شمار می آمد.

نکات جالب:

ادمیرال هکت تا قبل از بسته الحاقی Arrival هیچگونه حضور فیزیکی در سری نداشت.

James Vega | جیمز وگا

جیمز وگا یکی از سربازان باتجربه و بسیار با مهارت Systems Alliance است که در جریان حمله ریپر ها به کهکشان به تیم شپرد ملحق میشود. وگا وظیفه اسکورت شپرد به جلسه کمیته دفاع را داشت که جلسه با حمله ریپر ها به زمین ناتمام میماند. پس از آن اتفاق وگا شپرد را در نبرد با ریپر ها همراهی میکند. هرچند وگا سربازی نخبه است، ولی با این وجود هیچ اطلاعی از نحوه اداره و سیاست های موجود کهکشان ندارد.

نکات جالب:

جیمز وگا به گفته بایوور، برای آن دسته از گیمرهایی در نظر گرفته شده بود که برای اولین بار سری را تجربه میکردند.

جیمز وگا در ابتدا با نام James Sanders شناخته میشد. نام او پس از گذشت زمان تغییر کرد. جیمز در طی ماموریت نجات Kahlee Sanders به نام پدری خود که Sanders است اشاره میکند ولی میگوید او هیچ ارتباطی با Kahlee ندارد.

همانند گروس واکاریان، جیمز به پیشنهادات و نظرات شپرد بسیار احترام میگذارد و در بسیاری از تصمیمات مربوط به زندگی نظامی خود، نظر شپرد را جویا شده و از او مشورت میگیرد.

Saren Arterius

Saren Arterius معروف ترین و بزرگ ترین Spectre تاریخ بود که در سال 2139 متولد شد. او در 15 سالگی وارد ارتش Turian ها شد و در سال 2159 به عنوان جوان ترین Turian ای که به مقام Spectre رسیده انتخاب گردید. او به مدت 24 سال مآموریت های زیادی برای Citadel Council انجام داده و با فداکاری های خود از کهکشان در مقابل نیروهای دشمنان محافظت می کرد. او هرچند در انجام مآموریت های خود از هر روشی ، حتی قربانی کردن بی گناهان استفاده می کرد ، ولی همیشه به هدف خود و خدمت به Citadel می رسید.
Saren از گذشته با انسان ها خصومت زیادی داشته و مانند بسیاری از دیگر نژادها ، آن ها را افرادی می دانست که برای رسیدن به جایگاهی بالا در Citadel دستتتت بهههه هر کاری می زنند. نژادی که خیلی دیرتر از سایرین به Citadel اضافه شده ولی در مدت زمانی بسیار کمتر به جایگاه فعلی خود رسیده اند. مشکلات Saren با انسان ها به جریانات First Contact War برمی گردد. او در این جنگ برادر خود یعنی Desolas را از دست داد و از آن زمان از انسان ها متنفر شد.
Saren بعدها با Sovereign برخورد کرد. پیشوای Reaper ها در کهکشان که قصد ارسال سیگنال به سایر Reaper ها و آغاز حمله گسترده آن ها را داشت. Sarennnnnn متوجهه شد که Reaper ها هر بار با حمله به کهکشان تمام موجودات هوشمند را نابود کرده و هیچ اثری از خود به جای نمی گذارند. بنابراین به فکر راه حلی افتاد. او می دانست که در صورت مبارزه با این روبات های غول پیکر ، هیچ راه نجاتی برای نژادهای موجود در کهکشان باقی نمی ماند. بنابراین به این فکر افتاد که با آن ها کنار آمده و کاری کند که نژادهای مختلف با بردگی و خدمت به Reaper ها ، حداقل جان خود را نجات دهند. ولی Sovereign نقشه های دیگری در سر داشت. هرچقدر که Saren بیشتر با او همراه می شد ، نیروی Indoctrination تولید شده توسط Sovereign نیز بیشتر روی او تآثیر می گذاشت. تا جایی که Implant هایی وارد بدن Saren کرد تا کنترل کامل او را در اختیار گرفته و از او سربازی فداکار برای خود ایجاد کند.
Saren بعد از آن به عنوان همکار Sovereign به نقاط مختلف کهکشان سفر کرده و جنایات زیادی را به کمک نیروهای Geth تحت فرماندهی خود مرتکب گردید ولی دررررررر نهایت با Shepard روبرو شد. Shepard می توانست مستقیماً به او حمله کند یا اینکه با صحبت کردن منطقی با Saren ، از ادامه رفتار ظالمانه او جلوگیری نماید. در صورت متقاعد شدن Saren ، او که می دانست توانایی مقابله با Indoctrination را ندارد ، پس از تشکر کردن از Shepard خودکشی می کند. ولی حتی خود او هم خبر نداشته که بدنش توسط Sovereign دستکاری شده و قطعات روباتیکی در آن جاگذاری شده است. در نهایت بدن متحرک و روباتیک Saren که توسط Sovereign کنترل می شد نیز به دست Shepard متلاشی شده و او برای همیشه از دنیا رفت.

نکات جالب :
بر اساس نوشته های کتاب The Art of Mass Effect ، دست چپ Saren در حقیقت از تکنولوژی Geth ها درست شده است.
قطعه متحرک و پرنده ای که Saren با آن به اطراف پرواز می کند ، قرار بوده در ابتدا برای نیروهای Geth نیز طراحی شود ولی بعد از مدتی به عنوان وسیله اختصاصییییییی Saren در بازی قرار داده شده است.
در طراحی های اولیه Saren ، وسیله ای مانند چوب دستی یا شمشیر در دست او به چشم می خورد که قرار بوده با قدرت های Bioticcccccc او در ارتباط باشد.

Matriarch Benezia

Matriarch Benezia یکی از قدرتمندترین و بزرگ ترین Asari های کهکشان بود که در بین مردم خود از جایگاه بسیار بالایی برخورد بوده و قدرت های Biotic عظیمی داشت. او همچنین مادر Liara T’Soni نیز بود ولی سال ها با او در تماس نبوده و این دو از یکدیگر دور شده بودند.
Benezia همواره دوست داشت که نژاد Asari از حالت فعلی نیز قدرت بیشتری داشته و نقش بزرگ تری در اتفاقات کهکشان ایفا کند. او به همین منظور به Sarennnnnnn Arterius پیوست ولی مدتی بعد متوجه شد که Saren قصد انجام کارهایی مخرب و خطرناک را داشته و برای کمک به Reaper ها از هیچ کوششی دریغ نمی کند. بنابراین Benezia به فکر منصرف کردن Saren افتاد و همراهانی نیز انتخاب کرد تا در این راه موفق شود. افرادی چون یک Asari به نام Shiala که اعتقاد شدیدی به Benezia داشت. ولی متآسفانه قدرت Indoctrination ای که Sovereign در اختیار داشت ، به قدری زیاد بود که حتی یک Matriarch مثل Benezia نیز قدرت انتخاب خود را از دست داده و به برده او تبدیل شد. او بعدها به عنوان مشاور و نفر اصلی نیروهای Saren انتخاب شده و در راه رسیدن به خواسته های Sovereign نقش پر رنگی ایفا کرد.
در نهایت Benezia با Shepard و البته دختر خود Liara مواجه شد و پس از نبردی سخت با آن ها ، تسلیم شده و توانست به سختی بر نیروی Indoctrination غلبهههههه کردهه و مختصات Mu Relay را به Shepard بدهد. او همچنین به دختر خود Liara گفت که او را مایه افتخار خود می داند. ولی باز هم به سرعت تحت تآثیر Indoctrination قرار گرفت و Shepard را مجبور کرد که به طرف او شلیک کند. Benezia در آخرین لحظات عمر ، در حالی که چشم از جهان می بست گفت نوری که در مذهب Asari ها ، قول دیدن آن را هنگام مرگ داده اند ، نمی بیند و سپس از دنیا رفت.

نکات جالب :
نام خانوادگی Benezia هرگز مشخص نمی شود. ولی به دلیل اینکه او مادر Liara می باشد ، احتمالاً با همان نام خانوادگی T’Soni شناخته می شود. هرچند Asari هاا بعد از رسیدن به درجه Matriarch دیگر نام خانوادگی را همراه نام خود استفاده نمی کنند.
Benezia در آخرین لحظات عمر خود از Liara تحت عنوان Little Wing یاد می کند. این موضوع می تواند ارجاعی به شخصیت Counselor Troi در سریال تلویزیونی Starr Trek: The Next Generation باشد. مادر Troi در آن سریال همواره Troi را Little One صدا می زند و بازیگر نقش Troi یعنی Marina Sirtis نیز صداگذاری Benezia را در Mass Effect برعهده دارد.

Sovereign

Sovereign سردمدار و پیشوای Reaper ها بود که از مدت ها پیش در کهکشان حضور داشته و به نمایندگی از Reaper ها ، روی رشد و پیشرفت نژادهای موجود در کهکشان نظارت می کرد.
در ابتدا به نظر می رسید این سازه عظیم یک کشتی فضایی غول پیکر باشد که توسط Saren Arterius و برای اهداف خاص او به کار گرفته شده است. ولی بعدهااااااا مشخص شد که Sovereign خود یک Reaper بوده و نقشه های اصلی نیز توسط او طرح می شده است. او قدرتی فوق العاده بالا داشته و حدود 2 کیلومتر طول داشت. این روبات عظیم الجثه حدود 50 هزار سال در خواب زمستانی بوده و سرانجام زمان مورد نظر فرا رسیده و آماده شروع عملیات خود شد. به این صورت که با ارسال سیگنالی به Keeper ها ، آن ها را وادار به باز کردن یک Mass Relay عظیم در Citadel کرده و سایر Reaper ها را به کهکشان وارد کند. البته او سرانجام موفق به انجام این کار نشده و توسط نیروهای Citadel و Alliance از بین رفت.
Sovereign از قدرتی به نام Indoctrination برخوردار بود که می توانست به وسیله آن موجودات زنده را تحت اختیار خود قرار داده و آن ها را برای رسیدن به مقاصددددددد خویش کنترل کند. این قدرت که در سایر Reaper ها هم دیده می شود ، به سختی قابل مقابله بوده و حتی قدرتمند ترین افراد کهکشان نیز در مقابل آن تسلیم می شوند.

نکات جالب :
Sovereign در صحبت با Shepard می گوید : “We are Legion” که این جمله می تواند ارجاعی به یکی از داستان های کتاب مقدس باشد.
بر اساس نوشته های کتاب The Art of Mass Effect ، در طراحی بدنه Sovereignn از آناتومی حشرات الهام گرفته شده است.

Harbinger

Harbinger یکی از Reaper هایی می باشد که در Dark Space اقامت دارند. او بعد از منهدم شدن Sovereign به کهکشان آمده و هدایت Collector ها را برای رسیدن به اهداف Reaper ها در دست گرفت. Harbinger نیز مانند سایر Reaper از قدرت Indoctrination برخوردار است و از این طریق می تواند Collector General را کنترل کند. کنترل کردن Collector General نیز باعث می شود که Harbinger به صورت غیرمستقیم در میدان نبرد حضور داشته و در هر زمان بتواند یکی از Collector های موجود در جنگ را به کنترل خود درآورده و با افزایش قدرت او ، دشمنان را از بین ببرد.
Harbinger بعد از مرگ Shepard دستور پیدا کردن بدن او را به Collector ها داد که دلیل آن می تواند اهمیت بالای Shepard به عنوان قهرمان کهکشان باشد. البتههه اووووو موفق به بدست آوردن بدن Shepard نشد ولی به جای آن عملیات ساخت Human-Reaper را در دستور کار قرار داد. یک سازه عظیم که ترکیبی از تکنولوژی Reaper ها و مواد ژنتیکی بدن انسان ها می باشد. روباتی که در حال طی کردن مراحل ساخت بود و توسط Shepard و تیم او از بین رفت.

نکات جالب :
نام Harbinger نیز مانند Sovereign ، به جایگاه آن ها در بین Reaper ها اشاره دارد.
Keith Szarabajka صداگذار Harbinger ، صداگذاری تعدادی دیگر از شخصیت ها مانند Delan ، Lilihierax و Elias Kelhammmmmmm را نیز برعهده داشته است.

[nextpage title=”آندرومدا”]

کهکشان آندرومدا، کهکشانی مارپیچی شکل و در فاصله 2.5 میلیون سال نوری از راه شیری است که اغلب در نوشته های قدیمی از آن با نام ابرسحابی آندرومدا نیز یاد شده است. آندرومدا که نزدیک ترین کهکشان به راه شیری است، نام خود را از صورت فلکی آندرومدا در قسمت شمالی آسمان زمین میگیرد که خود آن نیز از شاهزاده آندرومدا، یکی از شاهزاده های اساطیری یونان باستان برگرفته شده است.

آندرومدا در حدود 220000 سال نوری عرض دارد که در گروه محلی شامل راه شیری، آندرومدا، کهکشان مثلث و چند کهکشان کوچک دیگر بزرگ‌ترین به‌حساب می‌آید. برخلاف یافته‌های اولیه بنا بر وجود ماده تاریک بیشتر در راه شیری و درنتیجه بزرگ‌تر بودن آن به نسبت بقیه، در سال 2006 مشاهدات جدید مشخص می‌کند که آندرومدا شامل 10 تریلیون ستاره (1012) است. چیزی نزدیک به دو برابر تعداد ستارگان راه شیری.

دو کهکشان راه شیری و آندرومدا انتظار می‌رود 4.5 میلیون سال بعد باهم برخورد کرده و کهکشان جدیدی را به وجود آوردند.

پروژه آندرومدا

پروژه آندرومدا، پروژه‌ای غیرنظامی، چند نژادی و با پشتوانه خصوصی است که در سال 2176 و با هدف فرستادن دانشمندان و کاشفان به کهکشان آندرومدا (در سفری یک‌طرفه) و ایجاد کلونی در آنجا کلید خورد و نزدیک به 10 سال بعد و در سال 2185 عملی گردید. با داشتن پشتیبانی حامیان قدرتمند، برنامه از زمان آغاز بکار خود رشد بسیار سریعی داشت. هدف نهایی پروژه برقراری حضوری متداوم در مرزهای غنی از منابع آندرومدا و درنهایت برقراری مسیری قابل‌اتکا مابین آن و راه شیری است.

پروژه متشکل از 5 سفینه Ark است که همه آن‌ها مجهز به تجهیزات خواب تعلیقی و برای کمک به اعضا در سفری 600 ساله هستند. بنیان‌گذار پروژه، Jien Garson در سفینه Nexus، سفینه اصلی پروژه مستقر است. 4 سفینه دیگر هریک حاوی گروهی از نژادها هستند که نژاد انسان بیشتر در آرک Hyperion قرارگرفته‌اند. هر آرک Pathfinder خود را دارد. فردی با ویژگی‌های الیت نظامی، رهبری و همچنین دانشمند که وظیفه پیدا کردن خانه جدید را بر عهده دارد. Alec Ryder این وظیفه را در سفینه هایپریون عهده‌دار است.

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های قبل از سفر به آندرومدا، تهیه اطلاعات از آن بود. به دلیل فاصله بسیار زیاد آن، هر تصویری که از آن در راه شیری مشاهده می‌شد متعلق به 2.5 میلیون سال قبل بود. زمانی کافی برای بروز تغییرات بنیادی در ساختار کهکشان و سیاره‌ها. تلاش‌های اولیه و اطلاعات اولیه و فنّاوری آساری پیش‌بینی‌هایی از تصویر امروزی آندرومدا ارائه می‌دادند ولی این‌ها برای به خطر انداختن جان هزاران کاشف و دانشمند کافی نبود.

پیشرفت اصلی پروژه با پیدا کردن نوعی تکنولوژی متعلق به گث ها صورت گرفت. تکنولوژی که ماهیت و دلیل وجود آن کاملاً ناشناخته است. این تکنولوژی با بهره‌گیری از 3 Mass Relay و ترکیب آن‌ها، نوعی تلسکوپ FTL (فراتر از سرعت نور) را ایجاد می‌کند که به کمک آن اطلاعات بروزتری از آندرومدا می‌توان بدست آورد.

با استفاده از این تکنولوژی، پیش‌بینی‌های اسکن‌های آساری تا حد زیادی تائید شدند و با شناسایی سیاره‌های احتمالی قابل سکونت، پروژه رسماً کلید می‌خورد.

[nextpage title=”تاریخچه و خط زمانی”]

تاریخچه دنیای Mass Effect برای انسان ها به دو بازه زمانی پیش از میلاد مسیح و پس از آن تقسیم می شود. دوران پیش از میلاد با عبارت BCE مشخص شده و پس از آن نیز با عبارت CE نامگذاری شده است.

تاریخی نامعلوم

لوایاثان ها نقطه اوج کهکشان و قدرتمندترین نژاد آن، کهکشان را بطور کامل تحت کنترل داشته و از دیگر نژاد ها در مقابل خدمات آنها محافظت میکنند.

بعد از مشاهده چرخه های متعددی از بوجود آوردن زندگی مصنوعی توسط اورگانیک ها، لوایاثان ها یک هوش مصنوعی را برای حل مسئله حفظ حیات بوجود می آورند.

هوش مصنوعی چاره را در نابودی لوایاثان ها دیده و با خیانت به آنها، ریپر ها را بوجود آورده و آنها را نابود میکند و در نتیجه چرخه های برداشت و نابودی حیات در کهکشان آغاز میشود.

آنها Mass Relay ها را میسازند تا به پیشرفت تمدن ها سرعت ببخشند.

1,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰BCE

ریپری که بعد ها با نام Leviathan of Dis از آن یاد میشود، توسط موجودی ناشناخته کشته شده و جسد آن در سیاره Jartar فرود می آید و تقریبا به اندازه 1 میلیارد سال دست نخورده باقی میماند.

۳۷,۰۰۰,۰۰۰BCE
نژادی ناشناخته و پیشرفته , یک Reaper را در نزدیکی سیاره Mnemosyne به وسیله یک سلاح شتاب دهنده جرمی مورد اصابت قرار داده و باعث از کار افتادن آننن مییییی شود. در پی استفاده از این سلاح قدرتمند , شکافی بسیار عمیق در سیاره Klendagon پدید می آید.

۲۹۸,۰۰۰BCE
نژاد باستانی Arthenn در منظومه Zelene پا به حیات گذاشته و مدت ها در سیاره Helyme به زندگی ادامه می دهد تا وقتی که توسط رویدادی ناشناخته به کلییییی نابوددد می شود. این نژاد همچنین در سیاره هایی چون Epho و Gaelon هم زندگی می کرده که اولی هنوز هم آثار بمبارانی قدیمی را در خود دارد و دومی نیز دارای معادن فراوان Helium-3 می باشد.

۱۲۵,۰۰۰BCE
نژاد باستانی Thoi’han وارد نبردی عظیم با نژاد Inusannon بر سر سیاره Eingana می شوند. نبردی که باعث پوشیده شدن سطح سیاره از بقایای صدهاا سفینهههههه فضایی می شود. همچنین مقادیر زیادی Element Zero بر اثر منهدم شدن سفینه ها وارد سیاره شده و تعداد زیادی از موجودات زنده ساکن آن را از بین برده و توانایی استفاده از نیروهای Biotic را بر اثر جهش ژنتیکی به سایر موجودات این سیاره می دهد.

6۸,۰۰۰BCE
پروثیان ها از خرابه های تمدن Inusannon موفق به دستیابی به تکنولوژی مس افکت و در نتیجه سفر در فضا میشوند. آنها با استفاده از Mass Relay ها شبکه ای راااا درررر کهکشان و به مرکزیت سیتادل برپا میکنند.

پس از گذشت چندین سال، پروثیان ها با نژادی ماشینی برخورد میکنند که وجودیت آنها را به خطر می اندازد. برای مقابله با این خطر پروثیان ها چندین نژاد اورگانیک دیگر را به فرمانراویی خود ملحق میکنند و در نبردی که به نام “Metacon War” شناخته میشود موفق به دفع خطر میشوند.

۴۸,۰۰۰BCE
امپراطوری پروثیان ها با فرا رسیدن ریپر ها فرو میریزد. هرچند پروثیان ها از طریق مطلاعه در خرابه ها و آثار باقی مانده از نژاد های باستانی نسبت به وجود ریپر هااااا آگاههه شده بودند ولی همچنان غافلگیر شده و پس از قرن ها نبرد با ریپر ها، شهر به شهر، سیاره به سیاره و منظومه به منظومه غافله را به ریپر ها واگذار کردند. ریپر ها پروثیان ها را به همراه چندین نژاد دیگر از بین بردند و با اتمام چرخه و تا آغاز چرخه بعدی کهکشان را ترک کردند.

13۰۰۰BCE
توریان ها در سیاره پالاون تمدن خود را آغاز میکنند.

۶۰۰۰BCE
یک نژاد بیگانه که خورشید منظومه خود را در معرض انفجار می بیند , سفینه فضایی پیشرفته ای طراحی می کند که توسط هوش مصنوعی هدایت می شود. ایننننننن سفینه فضایی دارای دنیایی مجازی است که حدود یک میلیارد نفر از افراد این نژاد توسط ذهن و خودآگاهی خویش با آن در ارتباط هستند. سفر این سفینه فضایی در کهکشان تا ۸۰۰۰ سال به طول می انجامد.

۱۹۰۰BCE
Tuchanka سیاره Krogan ها وارد دوران اتمی می شود. پس از درگیری های شدید توسط سلاح های بسیار قدرتمند , زمستان هسته ای در این سیاره به وجودد میییییی آید. (پدیده ای که بعد از انفجار بمب های اتمی رخ می دهد و با ایجاد گرد و غبار جلوی تابش خورشید را گرفته و باعث کاهش دمای منطقه می شود) از این زمان است که Krogan ها به دسته ها و Clan های مختلف تقسیم شده و گروه های جنگ طلب را در گوشه و کنار تشکیل می دهند.

۱۸۰۰BCE
در اثر وقوع یک ابر نواختر (Supernova یا ابر نواختر به انفجار بسیار عظیم ستاره ها گفته می شود که انرژی فوق العاده زیادی را در محیط پخش می کند) Mu Relayyyyy تغییررر مکان می دهد. این Mass Relay که تنها راه ارتباطی با منظومه Pangaea Expanse می باشد , برای قرن ها در زیر گرد و غبار فراوان حاصل از ابر نواختر پنهان می شود تا اینکه Rachni ها آن را دوباره پیدا می کنند.

۵۸۰BCE
Asari ها بعد از ساختن سفینه هایی با سرعت فراتر از نور که تکنولوژی آن را از Prothean ها گرفته اند , در کهکشان سفر کرده و به وسیله شبکه Mass Relay بهه طورررررر اتفاقی Citadel را پیدا می کنند.

۵۲۰BCE
Salarian ها نیز بالاخره Citadel را یافته و با Asariiiiiii ها روابط دیپلماتیک برقرار می کنند.

۵۰۰BCE
Citadel Council (شورای Citadel) تشکیل می شود. Asari ها و Salarian ها شروع به سکونت در Citadel کرده و آن جا را مرکز جامعه کهکشانی می نامند که درررررر رآسس آن شورای Citadel قرار دارد. این سال همچنین به عنوان 0GS نیز نامگذاری می شود. GS مخفف عبارت Galactic Standard به معنای تاریخ استاندارد کهکشانی می باشد.
Salarian ها برای جلب اعتماد Asari ها , تمام مدارک سازمان جاسوسی خود یعنی League of One را افشا می کنند و در نقطه مقابل نیز اعضای این سازماننن تعداددددد زیادی از سران Salarian ها را به قتل می رسانند. پس از آن Speacial Tasks Group روی کار آمده و این سازمان را منهدم می کند.
Volus ها اولین نژادی هستند که در این زمان با Citadel ارتباط برقرار می کنند. بعد از مدتی شورای Citadel به Volus ها مآموریت یکسان سازی امور بانکی و ایجاددددد واحددد پولی مشترک بین همه نژادها را می دهد که این واحد پولی Credit نامیده شده و اقتصاد کهکشان از این پس فقط با Credit سر و کار دارد.
جنگ های داخلی Turian ها نیز در این تاریخ اتفاق می افتد. گروه های مختلف Turian با یکدیگر جنگیده و بعد از سال ها نبرد بالاخره حکومت آن ها که با ناممم Turiannnnn Hierarchy شناخته می شود , صلح را برقرار کرده و گروه های باقی مانده را سر و سامان می دهد. هرچند دشمنی و کینه بین Turian ها تا چند دهه بعد هم ادامه دارد.

۲۰۰BCE 1CE
Council برای اولین بار به یک نژاد غیر عضو یعنی Volus اجازه تشکیل سفارت خانه را در Citadel می دهد.
اولین تماس با نژاد Batarian گرفته شده و حدود یک قرن بعد سفارت خانه ای برای آن ها در Citadel در نظر گرفته می شود.
Asari ها با سیاره Elcor ها آشنا شده و به آن ها برای راه اندازی و فعال کردن Mass Relay نزدیک خود کمک می کنند. Elcor ها برای اولین بار به Citadel آمده ووو براییییی تجارت و ایجاد سفارت خانه اقدام می کنند.
اولین ارتبط ها با دو نژاد Hanar و Quariannnnnnn برقرار شده و هردوی این نژادها در آینده صاحب سفارت خانه می شوند.

۱CE
یکی از متخصصان Citadel به یک Mass Relay جدید دست پیدا می کند و به وسیله آن ارتباط با Rachni ها برقرار می شود. این نژاد های حشره مانند هوشمند کههههه ذهننن هایی شبکه مانند و متصل به یکدیگر دارند ، خود را نژادی مهاجم نشان داده و با سایر نژادهای کهکشان وارد جنگ می شوند. مذاکرات با ملکه های Rachni ها بی فایده است زیرا آن ها در لانه های سمی خود در زیر زمین امکان برقراری ارتباط با خارج را ندارند.

۸۰CE
جنگ با Rachni ها ادامه دارد. Salarian ها برای اولین بار با Krogan ها تماس برقرار نموده و این نژاد بدوی و ابتدایی را دستخوش تغییراتی کرده و آن ها را بهههه سربازانیییی برای دفاع از Citadel Council تبدیل می کنند. Krogan ها قادر به تحمل شرایط سخت سیاره Rachni ها هستند و با ورود به دنیای آن ها و نابود کردن ملکه ها و تخم های Rachni ها جنگ را پایان می دهند.

۳۰۰CE
Rachni ها نژادی منقرض شده اعلام می شوند و Council برای قدردانی از Krogan ها ، به آن ها سیاره ای جدید و مناسب به جای سیاره قبلی آن ها یعنییییییی Tuchanka هدیه می دهد. جمعیت Krogan ها در حال رشد است.

۳۰۰CE 700CE
Krogan ها به سرعت در حال ازدیاد جمعیت هستند و سیاره های جدیدی را تحت سلطه خود در می آورند. کم کم نگرانی هایی در مورد آن ها ایجاد شده و باعثثثثثث شکلل گیری زیرشاخه ای در Citadel تحت عنوان Special Tactics and Reconnaissance (به طور مختصر Spectres) می شود.

۷۰۰CE
فرماندهان جنگی Krogan بعد از نبرد با Rachni ها به فکر تسلط بر قلمروی نژادهای عضو Citadel می شوند و یکی از کلونی های Asari ها یعنی Lusia را به چنگگگ مییییی آورند. Council قصد مذاکره با Krogan ها را دارد ولی آن ها جواب رد داده و در نتیجه با حمله Spectre ها به تآسیسات خود مواجه می شوند. شورش Krogan ها بعد از این حمله آغاز می شود.
Citadel Council اولین تماس ها را با نژاد Turian برقرار می کند. Krogan ها با تسلیحات عظیم خود به کلونی های Turian ها حمله کرده و در مقابل Turian ها نیز باااااا آنن ها وارد جنگ می شوند. آن ها در این راه از اسلحه بیولوژیکی ساخته شده توسط Salarian ها یعنی Genophage استفاده کرده و با این کار از سرعت زاد و ولد و رشد جمعیت Krogan ها می کاهند.
Turian ها قرارداد همکاری با Volusssssss ها برای مشارکت در کارهای خود را منعقد می کنند.

۸۰۰CE
شورش Krogan ها سرکوب می شود ولی در طول چند دهه آینده همچنان گروه های کوچکی از آن ها به طغیان و خرابکاری ادامه می دهند. Turian ها به بخشششش هایییی نظامی و تلفاتی که در این قسمت ها به خاطر شورش Krogan ها وارد شده ، رسیدگی می کنند.
Citadel Conventions (انجمن های Citadel) برای رسیدگی به مشکلات بعد از شورش Krogannnnnnn ها تشکیل می شود.

۹۰۰CE
Turian ها به پاس قدردانی از خدمات خود برای سرکوب شورش Krogan ها ، یک صندلی در Citadel Councilllllll بدست می آورند.

۱۴۰۰CE
تآسیسات صنعتی نامناسب باعث به هم خوردن شرایط زیستی در سیاره Drell ها یعنی Rakhanaaaaaaa و غیر قابل سکونت شدن آن می شود.

۱۶۰۰CE
اولین نشانه ها از حضور Collector ها در منظومه Terminus دیده می شود ، ولی گزارش های مختلف به عنوان شایعه و افسانه های قدیمی از طرف اهالی Citadelllllll مواجه می شوند.

۱۷۵۵CE
سه دختر Samara به عنوان Ardat Yakshi شناخته می شوند. Rila و Falere تبعید را می پذیرند ولی Morinth فراری می شود. Samara با ادای سوگند و تبدیل شدنننننن بهه یک Justicar به دنبال دختر خود می رود که این موضوع چندین قرن به طول می انجامد.

۱۸۸۰CE
Aria T’Loak وارد Omega می شود. ایستگاهی فضایی که در منظومه Terminus از اهمیت زیادی برخوردار است. Aria توسط یک فرمانده Krogan که Omega را زیرررررر سلطهه دارد به عنوان همکار و زیردست خود انتخاب شده و خیلی سریع به یکی از قابل اعتمادترین نیروهای او تبدیل می شود.

۱۸۹۵CE
Geth ها که روبات های ساخته دست Quarian ها برای کار به عنوان کارگرانی ارزان قیمت بودند ، به خودآگاهی می رسند. ترس از شورش Geth ها باعث مییی شوددددد Quarian ها شروع به نابود کردن آن ها کنند. بالاخره شورش Geth ها آغاز شده و بعد از مبارزه با اربابان خود ، آن ها را از سیاره خود بیرون می کنند. Quarian های بازمانده به زندگی خود در Migrant Fleet (یک ناوگان فضایی غول پیکر که حدود ۱۷ میلیون Quarian را در ۵۰ هزار سفینه خود جای داده) ادامه می دهند. برخلاف انتظار ، Geth ها برای حمله به سایر نژادها اقدام نکرده و تنها مبادرت به ایزوله کردن محیط زندگی خود از سایر کهکشان به کمک سحابی Perseus Veil می کنند. Citadel Council برای تنبیه Quarian ها ، آن ها را از داشتن سفارت خانه در Citadel محروم می کند.

۱۹۲۱CE
Geth ها اقدام به راه اندازی ساختاری فوق العاده عظیم برای هماهنگی و ارتباط همزمان بین همه Geth ها می کنند. ساختن این سازه غول پیکر هدف والای Gethh هاااااا برای دستیابی به بزرگترین قدرت پردازش در بین آن هاست.

۱۹۶۱CE
Yuri Gagarin در تاریخ ۱۲ آوریل با کمک فضاپیمای Vostok 1111 به عنوان اولین انسان فضانورد معروف می شود. نژاد انسان به عنوان یک نژاد فضانورد شناخته میییی شود.

۱۹۶۹CE
فضاپیمای Apollo 11 در تاریخ ۲۰ جولای روی ماه می نشیند. Neil Armstrong اولین انسانی است که پا به ماه می گذارد و همچنین اولین انسانی می باشد کهههه واردددد یک محیط عظیم غیر از کره زمین می شود.

۱۹۸۰CE
Aria T’Loak بعد از شکست دادن رییس قبلی Omega ، کنترل آن را در دست می گیرد. او برای طعنه زدن به Krogan شکست خورده لقب Patriarch را به او میی دهدددد ووو از شکست او برای نمایش قدرت خود به دشمنانش استفاده می کند.

۲۰۰۰CE
Drell ها اولین تماس را با Hanar ها می گیرند. سرزمین Drell ها یعنی Rakhana به سختی در حال تخریب و نابود شدن بوده و قابلیت پرواز با سفینه های فضایی راااا نیزززز ندارد. جمعیت Drell ها به شدت در حال افزایش است و در سال ۲۰۲۵CE به اوج خود می رسد. Hanar ها برای نجات Drell ها اقدام کرده و با فرستادن نیروهای خود حدوداً ۳۷۵ هزار Drell را در طول چند دهه به سیاره خود یعنی Kahje منتقل می کنند. ۱۱ میلیارد Drell باقی مانده در Rakhana به تدریج به دلیل کمبود غذا و آب از بین می روند.

۲۰15CE
بعد از تحویل 11 ماهواره ارتباطی به مدار، SpaceX با موفقیت فرود آمده و موشک های مرحله اول Falcon 9 را جمع آوری میکند. این کار که اولین فرود موشکییییی کلاسسس مداری بحساب می آید، همچنین به منزله اولین تلاش انسان ها برای سفر در زمان نیز است.

۲۰۶۹CE
پایگاه Armstrong در تاریخ ۲۰ جولای در Shackleton Crater (دهانه ای در قطب جنوب ماه) احداث می شود که اولین تآسیسات بشر در ماه به مناسبت صدمینننننن سالگردد فرود بر آن لقب می گیرد.

۲۰۷۰CE
میلیاردری به نام Victor Manswell که از روند کُند و طاقت فرسای اکتشافات فضایی توسط انسان ها ناامید شده ، با بودجه خود اقدام به تسریع سفرهای فضایییییییی خصوصی می کند.

۲۰۷۵CE
هیئت اعزامی ۳۰۰ نفره Manswell Expedition در حالت خواب مصنوعی با موفقیت از زمین به سمت منظومه Alpha Centauri روانه می شود. هرچند به زودییییی تماسسس های این افراد با موسسه قطع می گردد.

۲۰۷۷CE
Liara T`Soniiiiiii متولد می شود.

۲۱۰۳CE
آژانس فضایی اروپا اولین اقامتگاه بشر در مریخ را با نام Lowell City در Eos Chasmaaaaaaa (شکافی عمیق در دره های قسمت جنوبی مریخ) احداث می کند.

۲۱۲۵CE
نژاد باستانی و هوشمند Yahg در سیاره Parnack کشف می شود. چند سفیر از طرف Citadel Council به Parnack می روند تا ارتباطات دیپلماتیک را با Yahg هاااا برقرارررر کنند ولی توسط این موجودات درنده از بین می روند. Council تمام ارتباطات خود را با Yahg ها قطع کرده و سیاره Parnack را رها می کند.
کمی بعد از کشف شدن سیاره Parnack و موجودات آن ، یکی از Yahg ها توسط Shadow Broker برای تحقیقات و آزمایش اسیر می شود. این Yahg با کمک Brokerrrrrr بهه سرعت مراحل ترقی را طی کرده و با نام Operative Kechlu شناخته می شود. Broker کم کم نسبت به او احساس ناامنی کرده و در صدد از بین بردن او برمی آید ولی کمی دیر شده و این Yahg با تسلط بر اوضاع مقام Shadow Broker را بدست آورده و برای ۶۰ سال در این مقام باقی می ماند.

۲۱29CE
Alec Ryderrrrrrr به دنیا می آید.

۲۱29CE
Admiral Hacketttttttt به دنیا می آید.

۲۱۳۷CE
David Anderson به دنیا می آید.
تآسیسات Eldfell-Ashland Energy شروع به استخراج Helium-3333333 از جو سیاره زحل می کند.

۲۱۳۹CE
Saren Arterius متولد می شود.
Kahlee Sandersssssss به دنیا می آید.

۲۱۴۳CE
Gagarin Station (یا اسم دیگر آن Jump Zerooooooo) در مدار پلوتو در دست ساخت است.

۲۱۴۶CE
Thane Kriosssssss به دنیا می آید.

۲۱۴۷CE
مقادیری Element Zerooooooo در سطح مریخ یافت می شود.

۲۱۴۸CE
بشر برای نخستین بار بقایایی از تکنولوژی فوق العاده پیشرفته Prothean ها را در زیر سطح Promethei Planum (قطب جنوب مریخ) پیدا می کند. دانشمندان خیلییییی زوددد به دانش استفاده از میدان های Mass Effect دست یافته و با سفرهای سریع تر از سرعت نور ، به سمت نقاط ناشناخته منظومه شمسی حرکت می کنند.

۲۱۴۹CE
با تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از مریخ ، دانشمندان متوجه می شوند که قمر پلوتو یعنی Charon در حقیقت یکی از تکنولوژی های عظیم Prothean ها بههه ناممممم Mass Relay است که در یخ مدفون شده. Jon Grissom و تیم تحت هدایت او برای بررسی این Mass Relay عازم Charon شده و از طریق آن با سرعتی فوق العاده وارد یک Mass Relay دیگر در نزدیکی ستاره ای عظیم به نام Arcturus می شوند که ۳۶ سال نوری با آنجا فاصله دارد. گروه اعزامی بالاخره متوجه می شوند که این Mass Relay ها شبکه ای عظیم در سرتاسر کهکشان هستند که امکان انجام سفرهای آسان کهکشانی را فراهم می کنند.
Systems Alliance توسط ۱۸۸۸۸۸۸۸ کشور بزرگ کره زمین تآسیس و راه اندازی شده و به زودی به قطب نظامی و اکتشافی انسان ها در کهکشان تبدیل می شود.

۲۱۵۰CE
Miranda Lawson متولد می شود.
Systems Alliance اقدام به فرستادن گروه هایی برای آماده سازی سکونت بشر در سیارات خارج از منظومه شمسی می کند که یکی از این گروه ها سیاره Terraaaaaa Novaa را کشف می کنند.

۲۱۵۱CE
انسان ها برای دفاع از قلمروهای در حال گسترش خود ، اقدام به ساخت پایگاه ها و ناوگان نظامی عظیمی در Arcturus که محل پیوند چند Mass Relay است میییییی کنند.. البته بشر هنوز با سایر موجودات هوشمند کهکشان برخورد نکرده است.
حادثه ای در پایگاه فضایی بین المللی سنگاپور باعث آزادسازی حجم عظیمی از Element Zero و برخورد آن با صدها نفر می شود. حدود ۳۰% از کودکان سنگاپوریییییی متولدد شده بعد از این حادثه ، دچار بیماری هایی چون سرطان می شوند.
Kaidan Alenko در این سال از مادری که تحت تشعشعات Element Zero قرار گرفته بوده به دنیا می آید و توانایی های Bioticcccccc دارد.

۲۱۵۲CE
کنسرسیوم بزرگی در کره زمین به نام The Delta Pavonis Foundation سیاره Demeter را به عنوان اولین سکونتگاه انسان ها در خارج از منظومه شمسی آمادهه میییییی کند. در انتهای همان سال کلونی هایی در Eden Prime و Terra Nova شروع به زندگی می کنند.
Thane Krios برای تمرین Assassion شدن به خدمت Hanarrrrrrr ها درمی آید.

۲۱۵۴CE
Shepard در تاریخ ۱۱ آوریل این سال به دنیا می آید.
دومین حادثه بزرگ انفجار و نفوذ Element Zerooooooo در انسان ها به وقوع می پیوندد.

۲۱۵۵CE
Saren Arterius در سن ۱۶ سالگی در واحد نظامی Turian ها ارتقای درجه پیدا می کند.
Systems Alliance بر Arcturus Station مسلط شده و دفتر اصلی خود را در آنجا تآسیس می کند.
Jeff Moreau ملقب به Jokerrrrrrr متولد می شود.

۲۱۵۶CE
Arcturus Station رسماً افتتاح می شود.
گروه اندکی از کودکان در معرض Element Zerooooooo قرار گرفته و قدرت های محدود تله کینتیک بدست می آورند.

Kai Leng متولد میشود.

۲۱۵۷CE
به دلیل استفاده از Mass Relay ها ، تغییراتی در مدار پلوتو ایجاد می شود.
Jacob Tyler به دنیا می آید.
David Anderson با درجه ستوان دومی از مدرسه افسری فارغ التحصیل می شود.
انسان ها برای نخستین بار با نژادی دیگر روبرو میشوند. پس از اینکه انسان ها تلاش میکنند Mass Relay غیرفعالی رو دوباره بکار بیاندازند (عملی که بعد از جنگ باااااا رکنایی و براساس قوانین کهکشان ممنوع است)، توریان ها به انسان ها حمله کرده و جنگی کوتاه مدت ولی سخت میان دو نژاد صورت میگیرد. در پی این جنگ انسان ها سیاره Shanxi را به عنوان اولین سیاره به نژادی بیگانه واگذار میکنند که البته بعد از گذشت یک ماه موفق به بازپسگیری آن میشوند. در نهایت و زمانی که توریان ها آماده حمله همه جانبه به زمین بودند با میانجی گری Citadel Council این جنگ متوقف می شود و جنگ پس از گذشت 3 ماه خاتمه پیدا میکند. انسان ها نیز متوجه می شوند که در کهکشان تنها نبوده و تعداد زیادی نژاد دیگر نیز در کنار آن ها وجود دارند.

۲۱۵۸CE
انسان ها با پتانسیل بالای نیروی Biotic آشنا می شوند. تلاشی همه جانبه برای بدست آوردن مقادیر زیاد Element Zero صورت می گیرد. حدود ۱۰% از کودکانییییی کههه در معرض Element Zero قرار داشته اند ، از خود توانایی های Biotic نشان می دهند.
Ashley Williamsssssss متولد می شود.

۲۱۵۹CE
Saren Arterius به عنوان جوان ترین Turian ای که به مقام Spectre رسیده است شناخته می شود.
Systems Alliance در این سال Gagarin Station را خریداری کرده و آن را به مرکز تحقیقات Bioticcccccc و محل تمرین افراد تبدیل می کند.

۲۱۶۰CE
مجلس پارلمان Systems Alliance تشکیل می گردد.
با قانونی شدن استفاده از قدرت های Biotic در انسان ها ، برنامه های تمرینی در Gagarin Station نیز به رسمیت شناخته شده و برای آموزش و پیشرفت قابلیتتتتت هاییی Biotic به کار می رود.
داروی Biotic ای به نام Red Sand ساخته می شود.
گروه مزدور Blue Sons توسط Zaeed Massani و Vido Santiago در Skyllian Verge تآسیس می شود.
Kasumi Gotooooooo متولد می شود.

۲۱۶۱CE
نگرانی هایی در مورد دستکاری و تغییر دادن ژن های انسان و سوءاستفاده از این موضوع به وجود می آید. مجلس پارلمان Systems Alliance قانون Sudham-Wolcottttt راااا تصویب می کند که باعث ایجاد محدودیت هایی در مورد استفاده های جنجال برانگیز از مهندسی ژنتیک شده و البته کمک هایی نیز به استفاده های مناسب و مفید از این علم می کند.
Tali’Zorah nar Rayya به دنیا می آید.
Jackkkkkkk متولد می شود.

۲۱۶۲CE
ساخت Arcturus Station به اتمام می رسد.
تیم تجسسی که برای یک Batarian به نام Edan Had’dah کار می کنند ، به یک Artifact عجیب که در مدار سیاره ای ناشناخته در سحابی Perseus Veil در حرکتتتتتتت است برمی خورند.

۲۱۶۳CE
Systems Alliance به صورت مخفیانه و غیرقانونی بر روی سیستم های AI در Sidon کار می کنند. دکتر Shu Qian رییس پروژه بوده و Kahlee Sanders نیز به عنواننننننن آنالیزور تکنیکی در تیم استخدام می شود.
اولین Implant های L1 به صورت آزمایشی در انسان ها قرار داده می شوند.
تعدادی از سفینه ها به مشکل خورده و با کلونی های انسان ها برخورد می کنند و مقادیر زیادی Element Zero آزاد می شود. به این ترتیب نسلی دیگر از انساننن هایییی باا قدرت های Biotic در اثر این حادثه ایجاد می شود.
Leviathan of Dis ، کشتی فضایی ای که حالت بیولوژیکی و زنده دارد و تاریخ ساخت آن را حدود یک میلیارد سال پیش تخمین می زنند ، توسط تیمی از Batarian هاااا درررر سیاره Jartar کشف می شود. این کشتی فضایی بعد از ورود سفینه های جنگی Batarian ها به منظومه Dis ناپدید می شود.

فرزندان دوقلوی Alec Ryder متولد میشوند.

۲۱۶۴CE
Ivor Johnstagg به خاطر تلاش برای ترور کردن سفیر Volus ها در Citadel یعنی Venta Tox به ۲۱ سال حبس محکوم می شود. البته Johnstagg ادعا می کند کههه اززززز طرف سازمان سیـاسی افراطی ای به نام Eternal Earth مآمور انجام این کار شده است ولی بعد از بدست نیامدن شواهد کافی ، او را بیمار روانی تشخیص می دهند.
تآثیرات منفی این اقدام به ترور باعث می شود که پیشنهاد Systems Alliance برای بدست آوردن یک سفارتخانه در Citadelllllll نادیده گرفته شود.

۲۱۶۵CE
انسان ها به پیشرفت و توسعه خود در کهکشان ادامه می دهند و کلونی های بیشتری احداث کرده و با سایر نژادهای Citadel نیز ارتباط بیشتری برقرار می کنند.
Council رشد و پیشرفت قدرت و نفوذ انسان ها در کهکشان را به رسمیت می شناسد و انسان ها یک سفارت خانه در Citadel بدست می آورند.
درگیری ها بین انسان ها و Batarian ها بر سر تصاحب مناطق Skyllian Vergeeeeeee بیشتر می شود.

۲۱۶۶CE
یک Turian به نام Commander Vyrnnus ، مآمور سرپرستی تشکیلات تمرینی Biotic انسان ها (برنامه تمرینی BAaTTTTTTT) می شود.

۲۱۶۷CE
Implant های L2 Biotic برای نخستین بار تولید شده و در انسان ها مورد استفاده قرار می گیرد. Kaidan Alenko یکی از اولین افرادی است که از این Implant هااااااا استفاده می کند.
مجله Fornaxxxxxxx منتشر می شود.

۲۱۶۸CE
Kaidan Alenko به دلیل عصبانیت بیش از حد ، به صورت تصادفی Commander Vyrnuus را به قتل می رساند. به خاطر مسائل دیپلماتیک بین انسان ها و Turian هااا ،،،،، برنامه BAaT بعد از یک سال لغو می شود.
Shepard برای بار دوم در معرض تشعشعات Element Zero قرار گرفته و قدرت Bioticcccccc او دائمی می شود.

۲۱۷۰CE
یکی از کلونی های انسان ها به نام Mindoir توسط برده داران Batarian مورد حمله قرار می گیرد. تعداد زیادی از انسان ها کشته شده یا ربوده می شوند.
یک کلونی دیگر به نام Yandoa نیز بر اثر انفجار یکی از سفینه های کمپانی Eldfell-Ashland Energy مورد تشعشعات شدید Element Zero قرار می گیرد. تعدادد زیادییییی ازز کودکان با نقص ها و مشکلات متعدد در طول سال های بعد به دنیا می آیند. ۳۷ کودک نیز با نیروی Biotic متولد می شوند که Gillian Grayson نیز یکی از آن ها می باشد.
تمرینات Biotic انسان ها به بخش های نظامی و تعدادی از کمپانی های R&D واگذار می شود.
Implant های L3 Biotic بعد از اعلام خطرناک بودن انواع L2 به تولید می رسند.
اولین سفینه های جنگی A-61 Mantisssssss تولید می شوند.

۲۱۷۱CE
Batarian ها در اعتراض به رد درخواست آن ها از Council برای محدود کردن دسترسی انسان ها به Skyllian Verge ، سفارت خانه خود در Citadel را تعطیل کرده ،،،،، بههه سمت محل قبلی زندگی خود خود نقل مکان می کنند و به عنوان یک نژاد سرکش شناخته می شوند.
Shepard به صورت رسمی یک فرد دارای قابلیت های Biotic شناخته شده و از Implant های L3 استفاده می کند.
Cerberus به وسیله دانه های تسبیـحی که با سم پوشش داده شده ، Pope Clement XVI را در کره زمین به قتل می رساند. مرگ او را به سن بالا و حمله قلبیییییی ارتباطط می دهند. عقاید جانشین او یعنی Pope Leo XIV به خط فکری Cerberus نزدیک تر است.

۲۱۷۲CE
در تاریخ ۱۱ آوریل ، Shepard به عضویت نیروهای نظامی Allianceeeeeee درمی آید.

در تاریخ ۱4 نوامبر ، Kai Leng به عضویت نیروهای نظامی Alliance درمی آید.
اولین AI هوشمند ساخته شده توسط Systems Alliance به نام Eliza ، در Gagarin Stationnnnnnn کار گذاشته می شود.

۲۱۷۳CE
تحقیقات روی سیاره Armeni ، نشان دهنده برآمدگی های عجیبی بر سطح آن است. بررسی های بیشتر نشان می دهد که سردابه هایی ساخته شده توسططط نژاددددد منقرض شده Zeioph در این سیاره وجود دارند. تعدادی از انسان های محقق برای حفاری به این سیاره می روند ولی به خاطر قوانین Council و مقدس شمردن این مکان ها ، امکان حفاری وجود نداشته و آن ها بعد از بحث و گفتگو با Council نیز به جایی نمی رسند.
تشکیلات Terra Firma به وسیله کمپانی Nashan Stellar Dynamics رسوا شده و رهبر آن ها یعنی Inez Simmons استعفا می دهد. بعد از به قتل رسیدنن Claudeeeeee Menneau توسط Cerberus در Shanxi ، فردی دیگر با نام Charles Saracino به عنوان رهبر جدید Terra Firma شناخته می شود.
Kaidan Alenko عضو نیروهای نظامی Allianceeeeeee می شود.

۲۱۷۴CE
Ashley Williams به عضویت نیروهای نظامی Allianceeeeeee درمی آید.

۲۱۷۵CE
در جریان مآموریت تحقیقاتی سفینه فضایی MSV Hugo Gernsback برای کلونی سازی سیاره ۲۱۷۵Aeia ، این سفینه ناپدید می شود و حدس زده می شود کههههه منهدممم شده است.
Cerberus به صورت مخفیانه با یک مخالف سیـاسی در زمین به نام Michael Moser Lang تماس گرفته و برای او پول کافی برای خرید اسلحه را ارسال می کند و بررررررر عملکرد او نظارت دارد. یک سال بعد Lang ، رییس جمهور آمریکا Enrique Aguilar و رهبر چین Ying Xiong را به قتل می رساند. در نتیجه این قتل ها سود زیادی نصیب Cerberus می شود.

۲۱۷۶CE
دزدان و جنایتکاران Batarian حمله ای ناگهانی به یکی از کلونی های انسان ها به نام Elysium را طراحی می کنند که این حمله بعدها با عنوان Skyllian Blitzzzzz شناختههه می شود. نیروهای Alliance این حمله را بی پاسخ نمی گذارند.
آکادمی Jon Grissom در Elysium تآسیس می شود و برنامه های جدید آموزشی Biotic انسان ها تحت عنوان Ascension Project در آنجا پی گیری می گردد.
در سیاره Anhur شورش هایی بر علیه برده داری Batarian ها ، بین آن ها و انسان ها صورت می گیرد و این شورش ها به تمام منظومه Amun نیز کشیده میی شود…… گروه های ضد برده داری با استخدام مزدوران Eclipse به جنگ با تشکیلات برده داری Batarian ها به نام Na’hesit می روند.

James Vega به Alliance میپوندد.

Kai Leng به مقام N7 نائل میشود ولی چندین ماه بعد از مقام خود سلب شده و به جرم قتل زندانی میشود.

کارکنان معدن در Mahavid یک شی مرتبط با Leviathan پیدا میکنند. بعد از آن و به مدت 10 سال به بردگی لوایاثان در میآیند.

پروژه Andromeda Intiative، برنامه ای با حمایت های مالی خصوصی و چند نژادی، به منظور اکتشاف در آندرومدا و سکونت در آن تشکیل میشود.

۲۱۷۷CE
۵۰ نفر از کارکنان Alliance در جریان مآموریتی برای پیدا کردن گمشدگان یک کلونی در سیاره Akuza ، توسط Thresher Mawwwwwww ها از بین می روند.

۲۱۷۸CE
Alliance در جواب Skyllian Blitz ، با تعداد زیادی از نیروهای خود به قمر Torfan حمله کرده و پایگاه های افراد شرور را در آنجا نابود می کند که اکثر آن ها نیززززز Batariannn هستند. از این پس Batarian ها کمتر از گذشته به فکر حمله کردن به انسان ها می افتند.
Alliance تعدادی از سفینه های FTL دزدیده شده را شناسایی کرده و به مدت ۶ ماه آن ها را توسط وسایل شناسایی خود در قمرهای سیاره Theshaca زیر نظرر قرارررررر می دهد و در نهایت به ۸ پایگاه بزرگ دزدان فضایی می رسد. از آن پس هیچ سفینه فضایی ای نمی تواند از منظومه Terminus وارد منظومه Hong شود.
شورش های Anhurrrrrrr با اعمال قدرت مخالفان برده داری به پایان می رسد و بازسازی خرابی های این سیاره در دستور کار قرار می گیرد.

۲۱۸۲CE
Admiral Kahoku از Systems Alliance شروع به تحقیق روی فعالیت های شک برانگیز Cerberusssssss می کند.

۲۱۸۳CE
انسان ها و Turian ها با همکاری یکدیگر و پشتیبانی Citadel Council ، روی پروژه آزمایشی ای با قابلیت های مخفی کارانه به نام SSV Normandy کار می کنند……. Captain David Anderson هدایت این سفینه فضایی را برعهده می گیرد و Commander Shepard نیز افسر اجرایی سفینه می شود.

۲۱۸۳CE
اتفاقات بازی Mass Effect رخ می دهد.
وقایع کامیک بوک Mass Effect: Incursion در این سال جریان دارد. Aria T’Loak متوجه می شود که گروه Blue Suns قرار ملاقاتی با Collector ها در Omega دارندد وووووو همچنین به این نتیجه می رسد که توجه Collector ها به انسان ها جلب شده است.
داستان بازی Mass Effect 2 در این سال آغاز می شود.
کامیک بوک Mass Effect: Redemption به اتفاقات این سال پرداخته و نشان می دهد که بدن Commander Shepard توسط نیروهای Blue Suns پیدا می شود… Blueeeee Suns برای Shadow Broker کار می کنند که خود او هم توسط Collector ها استخدام شده است. در نهایت Cerberus به کمک Liara T’Soni بدن Shepard را بدست آورده و کار روی Lazarus Project آغاز می شود.
Implant های L4 Biotic ساخته می شوند.
اتفاقات کتاب Mass Effect: Ascension نیز در این سال به وقوع می پیوندد. دو ماه بعد از نبرد Citadel ، جوامع کهکشانی هنوز درگیر تحولات Citadel هستند و چیزییی دررررر مورد ماهیت واقعی Sovereign به آن ها گفته نشده است. Cerberus نقشه هایی برای نفوذ در Ascension Project (تشکیلات تمرینی انسان ها برای نیروهای Biotic) و همچنین Migrant Fleet (ناوگان هوایی Quarian ها که در آن سکونت دارند) کشیده است ولی این نقشه ها توسط Kahlee Sanders و Paul Grayson ناکام می ماند. بعد از حمله نیروهای Cerberus به Migrant Fleet ، تغییراتی در این ناوگان داده شده و Quarian ها تعدادی سفینه را عازم مآموریتی برای پیدا کردن محلی جدید برای زندگی می کنند که این محل می تواند حتی بدنه از کار افتاده یک Reaper باشد.
داستان بازی Mass Effect: Galaxy (بازی ای مخصوص iPhone و iPod) هم در همین سال رخ می دهد. Jacob Taylor و Miranda Lawson از نقشه قتلی کههه توسططططط تروریست های Batarian در مورد Citadel Council کشیده شده ، جلوگیری می کنند.

۲۱۸۴CE
با وجود اینکه اکثر نیروهای Geth حاضر در Citadel از بین رفته اند ، ولی هنوز تعدادی از آن ها زنده مانده اند. نیروهای Alliance از تعداد واحدهای گشت زنی خودددددد کاستهه و به جای آن گزارش فعالیت های Geth ها را بر عهده سفینه های مسافربری گذاشته اند.
Raloi های سیاره Turvess اولین تلسکوپ فضایی خود را ساخته و سفینه فضایی Asari ها را در منظومه خود مشاهده می کنند. Asari ها برای اولین بار با Raloi هاااااا روبروو شده و باعث وارد شدن این نژاد به جامعه کهکشانی در سال بعد می شوند.
سلاح بیولوژیکی EHE توسط یکی از سازمان های تروریستی انسان ها به نام Totenkopf برای حمله به Gagarin Station مورد استفاده قرار می گیرد. یکی ازززز سفینهههه های فضایی Alliance به نام SSV Manila به بررسی شهاب سنگ Israfil می پردازد که احتمال می رود میکرو ارگانیسم های موجود در EHE از آنجا بدست آمده باشند.
سفینه فضایی MSV Estevanico توسط گروه Blood Pack مورد حمله قرار می گیرد و به سیاره Zanethu سقوط می کند. افراد Alliance که در این سفینه حضور دارنددد ،،،،، اولین انسان هایی هستند که با نژاد Vorcha روبرو می شوند.
Implant های L5 Bioticcccccc ساخته می شوند.

25 جولای: جلسه توجیهی Andromeda Initiative برای زیر نظر گرفتن نامزد های احتمالی برگزار میشود.

۲۱۸۵CE
اتفاقات بازی Mass Effect 2 در این سال ادامه پیدا می کند.
ستاره دنباله دار CR1331 Kingu با فاصله بسیار نزدیکی از کلونی Hanar ها در سیاره Belan عبور کرده و باعث ایجاد خرابی هایی در آن می شود.
اتحادیه ای بین کمپانی های Binary Helix ، Sonax Industries و Guanghui Solutions ایجاد شده و آن ها به سیاره Garvug که محل زندگی Krogan ها و Vorchaaa هااااا می باشد ، حمله می کنند.
Vallum Blast بخش اعظمی از پایتخت کلونی Taetrus متعلق به Turian ها را نابود می کند. در تلاقی این اقدام ، نیروهای کلونی Taetrus به همراه نیروهاییی Turiannnnn Hierarchy جنگی را بر علیه گروه های مسئول این حمله ترتیب می دهند.
Citadel Council اولین تماس ها را با Virtual Aliens (بیگانه های مجازی) برقرار می کند. این نژاد در ازای در اختیار گذاشتن تکنولوژی های پیشرفته ، تقاضای حمایتتت ووووو پشتیبانی از سوپر کامپیوترهای خود را برای حفظ تمدنشان دارند.
Commander Shepard با اطلاعاتی که از Cerberus بدست می آورد ، به کمک Liara T’Soni موقعیت پایگاه Shadow Broker را در سیاره Hagalaz شناسایی مییی کند….. Shadow Broker که یک Yahg است ، کشته می شود. Liara کنترل تشکیلات را برعهده گرفته و سعی می کند با کسب اطلاعات ارزشمندی که از این تشکیلات بدست آورده ، به Shepard در نبرد مقابل Reaper ها کمک کند.
بیولوژیست ها نژاد حشره مانندی به نام Kirik را در سیاره Ekram پیدا می کنند که توانایی های Biotic از خود نشان می دهد. وقتی Kirik ها از خود هوشمندییی نشاننننن می دهند ، بحث هایی در مورد اینکه این نژاد را به حال خود رها کنند یا آن ها را آموزش دهند ، صورت می گیرد.

Andromeda Initiative با خروج سفینه های Ark و Nexus به سمت کهکشان آندرومدا، سفر 600 ساله خود را آغاز میکند.

۲۱۸۶CE
یک تیم تحقیقاتی از Asari ها کلونی گمشده ای از انسان ها را در منظومه Alpha Centauri پیدا می کنند. Systems Alliance این کلونی را به Manswell Expeditionnnnn کههه در دهه ۲۰۷۰ به طرف Alpha Centauri حرکت کرده بود ، مرتبط دانسته و با آن ها ارتباط برقرار می کند.
Commander Shepard به دستور Admiral Hackett به صورت مخفیانه وارد زندان Batarian ها در سیاره Aratoht شده و Dr. Amanda Kenson را نجات می دهد……. Shepard از طریق Kenson متوجه می شود که Reaper ها به طرف یکی از Mass Relay های منظومه Bahak به نام Alpha Relay در حرکت هستند و می توانند از آنجا به تمام کهکشان حمله کنند. Shepard مجبور می شود به وسیله Project Base این Mass Relay را نابود کند. به این ترتیب منظومه Bahak به کلی از بین رفته و هزاران Batarian ساکن در آن نیز نابود می شوند ، ولی در حمله Reaper ها وقفه ایجاد می شود.
Jon Grissom ، قهرمان Systems Alliance از دنیا می رود. صدها تن از بزرگان در مراسم دفن او شرکت می کنند و به پاس خدمات او ، پلاکی از او تهیه شده و دررررر Jonnn Grissom Academy قرار داده می شود.
ماجراهای کتاب Mass Effect: Retribution در این سال اتفاق می افتد. Paul Grayson بعد از سه سال فرار از چنگال Cerberus ، توسط آن ها اسیر شده و Implanttttttt های ساخته شده از تکنولوژی Reaper ها را وارد بدن او می کنند. Kahlee Sanders و David Anderson تلاش می کنند Grayson را با متقاعد کردن Turian Hierarchy برای حمله به تآسیسات مهم Cerberus نجات دهند. ولی بدن Grayson تحت کنترل Reaper ها قرار گرفته و آن ها به وسیله او به Grissom Academy حمله می کنند. در آنجا Grayson توسط Anderson و یکی از مآمورین Cerberus به نام Kai Leng کشته می شود و بعد از آن Anderson و Sanders تصمیم می گیرند از بدن Grayson برای انجام تحقیقات و جنگ بر علیه Reaper ها استفاده کنند.
اتفاقات کتاب Mass Effect: Inquisition در این سال رخ می دهد. Councilor Udina از Captain Bailey می خواهد که در مورد Executor Pallin ، رییس C-Seccccc تحقیقاتییی انجام دهد. به نظر می رسد که Pallin به دشمنان Citadel Council کمک می کند. تحقیقات با مرگ Pallin خاتمه می یابد و Bailey نیز به درجه Commander ارتقای مقام پیدا می کند.
وقایع کامیک بوک Mass Effect: Conviction در این سال اتفاق می افتد. Admiral Anderson برای به خدمت گرفتن یکی از نیروهای Alliance به نام James Vegaa بهههههه Omega سفر می کند. او به Vega برای محافظت از Commander Shepard در دادگاهی که به جرم انهدام منظومه Bahak برای او ترتیب داده اند ، نیاز دارد.
داستان کامیک بوک Mass Effect: Invasion در همین سال جریان دارد. Aria T’Loak موفق می شود Omega را از دست Adjutant های Cerberus نجات دهد. ولییییییی Adjutant ها حواس Aria را پرت کرده و نقشه اصلی Cerberus اجرا می شود. Cerberus بر Omega مسلط شده و از این طریق به Omega 4 Relay دسترسی پیدا می کند. Aria از موضوع با خبر شده و با کمک نیروهای خود به جنگ نیروهای Cerberus می رود ولی آن ها توسط General Oleg Petrovsky شکست می خورند. زمانی که او Aria را تهدید به نابودی کامل Omega می کند ، Aria تبعید را پذیرفته و از Omega خارج شده و Cerberus کنترل کامل Omega را در دست می گیرد.
وقایع کتاب Mass Effect: Deception نیز در این سال اتفاق افتاده و Gillian Grayson به فکر انتقام از Cerberus و Illusive Man به خاطر مرگ پدر خود می افتد.
ماجراهای بازی Mass Effect 3 آغاز می شود. Reaperrrrrrr ها حمله به کهکشان را شروع کرده و زمین را مورد هجوم خود قرار می دهند.

برچسب ها