تاریخچه و داستان بازی ها

داستان بازی The last of Us 1

حالا که پس از مدت ها انتظار شاهکار استودیو ناتی داگ یعنی The Last of Us 2 به بازار عرضه شده است، بد نیست به عنوان یاداوری و یا حتی آشنایی با دنیای آخر الزمانی این اثر ناب به عقب برگردیم و نگاهی داشته باشیم به داستان نسخه پیشین این محصول یعنی The Last of us 1.

برای مشاهده آیتم ویدیویی داستان بازی The Last of Us 1 در یوتوب کلیک کنید

در سپتامبر 2013 شیوع  یک بیماری که عامل آن قارچ های جهش یافته کوردیسپس‌ها بودند  ، انسان‌های آلوده را به موجوداتی خشمگین و خطرناک تبدیل میکنند. در چنین اوضاعی ، در حومه شهر آستین در ایالت تگزاس، جول به همراه برادرش تامی و دختر 12 ساله اش سارا در حال گریز از مخمصه‌ای که در آن گرفتار شدند هستند که سارا توسط یکی از سربازها کشته و در دستان جول جان خود را از دست میدهد. 20 سال بعد این حادثه ناگوار ، بیماری صدمات شدیدی به تمدن انسانی وارد کرده  و بیش از 60 درصد جمعیت دنیا آلوده شده‌اند. همچنین تلاش های سازمان بهداشت جهانی برای تولید واکسن راه به جایی نبرده. نجات یافته‌ها به صورت گروهی در مناطقی قرنطینه شده که تحت خفقان شدید کنترل می‌شوند ، زندگی می‌کنند. جول به عنوان یک قاچاقچی با همکار و دوست خود تِس در منطقه قرنطینه‌ شده‌ای در شمالی ترین نقطه بُستن در ایالت ماساچوست کار میکند. آن‌ها به دنبال رابرت که فروشنده‌ای در بازار سیاه سلاح است میگردند تا محل اسلحه‌‌هایی که به سرقت رفته‌اند را پیدا کنند. قبل از اینکه تس او را بُکشد، رابرت اعتراف میکند که اسلحه‌ها را به گروهی شبه نظامی به نام Fireflies تحویل داده. جول و تس تصمیم میگرند شروع به جست و جو و پیدا کردن گروه فایرفلایز کنند. بعد از این اتفاق آن‌ها به سرعت با مارلین فرمانده فایرفلایز ها رو به رو می‌شوند.

مارلین، به جول و تس قول میدهد در صورتی که یک دختر نوجوان یعنی الی را که در ماساچوست خارج از مناطق قرنطینه شده است را بدزدند پول زیادی به آن‌ها بدهد. پس از برنامه ریزی و مشخص شدن محل تحویل الی به فایرفلای ها جول و تس به دنیال الی میروند.

پس از پیدا کردن الی، جول، تس و الی در تاریکی شب اقدام به فرار می‌کنند اما با یک تیم گشت نیروهای دولتی مواجه می‌شوند، سربازها از جول و تِس تست آلودگی به عفونت مغزی با کوردیسپس را میگیرند و نیروهای پشتیبانی را خبر میکنند. نتیجه تست هر دوی آن‌ها منفی است اما قبل از اینکه نتیجه تست الی را بررسی کنند او وحشت‌زده میشود و با چاقو به یکی از سربازها حمله میکند. در این بین جول و تس به سرعت عمل میکنند و سرباز ها را می‌کشند. پس از این اتفاقات مشخص میشود که الی آلوده به ویروس است. تنها 2 روز برای پخش شدن عفونت در کل بدن نیاز است، اما طبق اطلاعات الی 3 هفته از آلوده شدن او گذشته است اما ویروس بر روی بدن او بی تاثیر بوده و این شرایط خاص سیستم ایمنی بدن او میتواند به تولید درمانی برای این ویروس منجر شود. در ادامه به محض رسیدن نیروهای پشتیبانی این 3 نفر فرار میکنند و راه خود را برای رسیدن به مقصد اصلی از میان گله‌های بیشمار انسان های مبتلا شده دنبال می‌کنند. بعد از اینکه سربازها رد گروه را گم میکنند، الی توضیح میدهد که مارلین معتقد است که اتفاقی که برای الی افتاده است میتواند کلیدی برای درمان این عفونت باشد. جول اشتیاقی به این قضیه نشان نمیدهد اما تس به حرف های الی باور دارد. بنابراین این 3 نفر راه خود را به سمت ساختمان  Capitol محلی که با فایبر فلایز ها قرار دارند پیش میگیرند  اما متوجه میشوند که افراد گروه کشته شده‌اند. به نظر جول ماموریت آن‌ها تمام شده و پیشنهاد میکند که به خانه بازگردند اما تس فاش میکند که در راه ساختمان capitol آلوده شده است. تس از جول خواهش میکند تا او الی را به تامی که پیش از این جزی از گروه مارلین بود برساند. تس که آلوده شده است و به اهمیت الی باور دارد، جان خود را فدا میکند تا الی و جول فرار کنند.

جول تصمیم میگیرد تا تامی یکی از اعضای پیشین فایرفلایز را پیدا کند به این امید که او محل جدید اعضای باقیمانده گروه را به او نشان دهد. برای این منظور تصمیم میگیرد به سراغ بیل که در حال حاضر قاچاقچی است و پیش از شیوع عفونت مکانیک بوده است و همچنین به جول مدیون است بروند و ماشینی از او بگیرد تا مسیر رسیدن به تامی را سریع‌تر و آسان‌تر طی کنند. جول و الی به مخفیگاه بیل در شهر لینکولن میرسند و شروع به خنثی سازی تله هایی که او برای افراد آلوده کار گذاشته میکنند. بیل با مشاهده این وضعیت با نگرانی از اینکه شاید این 2 آلوده شده باشند آن‌ها را زیر نظر میگیرد. اما سرانجام الی موفق می‌شود از تله‌هایی که مسیر آن‌ها را سد کرده بگریزد و با یک لوله به بیل حمله کند اما پیش از آنکه صدمه جدی به او بزند جول جلوی او را میگیرد. بعد از یک جر و بحث کوتاه جول از بیل ماشین میخواهد و الی به او یاداوری میکند که او به جول مدیون است. بیل ماشین آماده‌ای ندارد اما میتواند در صورتی که قطعات مورد نیاز را از سایر قسمت های شهر تهیه کنند آن‌ها را برای راه اندازی یک ماشین به کار گیرد. بیل به همراه جول و الی به دبیرستان شهر جایی که یک خودروی نظامی در آن وجود دارد میروند تا از باتری آن استفاده کنند اما باتری ماشین از قبل برداشته شده و ماشین باتری ندارد. آن‌ها سرانجام به خانه دوست بیل یعنی فرانک که پس از مبتلا شدن خودش را دار زده میروند و ماشین او که را باتری آن صدمه دیده است را از گاراژ خانه بر میدارند و سرانجام پس از چندین بار تلاش ماشین را روشن میکنند. بیل همواره به جول میگوید که اون جان خود را در این مسیر از دست خواهد داد و در لحظه آخر از جول می‌پرسد که حالا برابر هستند یا نه؟ که جول میگوید دیگر او مدیون جول نیست.

در حالی که جول و الی در حال رانندگی در پیتسبورگِ  پنسیلوانیا هستند توسط هانترها که کارشان غارت اموال در دنیای پسا آخرالزمان است ، مورد حمله قرار میگیرند و مجبور می‌شوند با پای پیاده مسیر را ادامه دهند. در شهر، جول و الی با 2 برادر با نام های هنری و سم آشنا و هم مسیر میشوند. طی یک درگیری با هانتر ها هنری و سم، راهشان را جدا کرده و جول و الی را ترک میکنند و آن‌ها مجددا تنها می‌شوند. در حالی که جول و الی در حال ترک کردن شهر هستند هانتر‌ها، آنها را تا لبه یک پل شکسته دنبال می‌کنند. جول برای پریدن به داخل آب مقاومت میکند، زیرا الی نمیتواند شنا کند. الی توجهی نمیکنند و به داخل آب می‌پرد و جول به ناچار به دنبال او می‌رود. به علت امواج خروشان آب سر جول با تخته‌سنگی برخورد میکند و او بیهوش میشود و در کنار ساحل جایی که مجدد با هنری و سم رو به رو میشوند به‌هوش می‌اید. جول به خاطر رفتار این 2 برادر و ترک کردن آن‌ها به شدت عصبانی میشود و تفنگ را به سوی هنری نشانه میگیرد. اما بعد از توضیحات هنری و بیان دلایل رفتن آن‌ها و توضیحات الی در مورد اینکه اگر سم و هنری به آن‌ها کمک نکرده بودند هر 2 غرق میشدند تفنگش را پایین می‌آورد و با هم مسیر خودشان به برج رادیو را ادامه میدهند. به محض اینکه راهی به داخل فاضلاب پیدا می‌کنند تا به حومه شهر دسترسی پیدا کنند مجددا یک گروه دیگر از هانتر‌ها به آن‌ها حمله میکنند. جول موفق میشود تا افراد را از محل خارج کند اما سر و صدای ایجاد شده به واسطه درگیری باعث هجوم گله‌ای از آلوده شده‌ها میشود.

بعد از رسیدن به برج رادیو شب را داخل برج سپری میکنند و در مورد خاطرات گذشته صحبت میکنند. جول، الی و هنری در اتاق اصلی  و سم در اتقاق دیگری نشسته‌اند.الی به سراغ سم میرود و متوجه میشود که او ناراحت است و بعد از گفتگو در مورد مسائل مختلف همگی شب را در برج رادیو سپری میکنند. صبح که الی برای بیدار کردن سم به سراغ او‌ میرود متوجه میشود که او در آخرین درگیری زخمی شده و به یکی از مبتلایان تبدیل شده. ناگهان سم به الی حمله میکند. جول با دیدن این صحنه تفنگش را به سمت سم نشانه میرود اما با دخالت هنری اسلحه از دست جول خارج میشود. هنری قبل از اینکه آسیبی به الی برسد برادرش را میکشد و بلافاصله خودکشی میکند.

پاییز:

در پاییز جول و الی سفر خودشان را برای پیدا کردن تامی ادامه میدهند و سرانجام به دروازه  سدی میرسند که توسط چندین نفر محافظت میشود. زمانی که ماریا زن تامی در حال بررسی آن‌هاست تامی، جول را شناسایی میکند و دروازه را برای او باز می‌کند. ابتدا جول تصمیم میگرد تا الی را پیش تامی بگذارد اما زمانی که با حرف های الی در مورد سارا مواجه میشود تصمیم میگیرد تا الی را همراه با خود ببرد. تامی آن‌ها را به سمت آزمایشگاه فایرفلایز در دانشگاه کلورادو راهنمایی می‌کند جول و الی بعد از رسیدن به این محل متوجه میشوند که ساختمان دانشگاه به حال خود رها شده و کسی در آن‌جا نیست. اما متوجه میشوند که فایرفلای ها به بیمارستانی در Salt Lake City رفته‌اند. در دانشگاه راهزن ها به جول و الی حمله میکنند و جول هنگام فرار به شدت آسیب می‌بیند.

زمستان:

در طول زمستان، الی و جول در کوهستان پناه می‌گیرند. وضعیت جول به شدت وخیم است و در یک قدمی مرگ قرار دارد و نیازمند مراقبت های الی است. هنگام شکار و جستجو برای غذا، الی با دیوید و جیمز مواجه میشود. افرادی که به الی پیشنهاد معاوضه دارو با غذا را می‌دهند. ابتدا این 2 نفر رفتاری دوستانه از خود به نمایش میگذارند. اما بعد از اینکه دیوید توضیح میدهد راهزنانی که در دانشگاه به جول و الی حمله کردند از اعضای گروه او هستند رفتارش خصمانه میشود. الی موفق میشود تا گروه دیوید را از جول دور نگه دارد اما در نهایت توسط آن‌ها دستگیر میشود. در ابتدا دیوید قصد دارد تا الی رو جزئی از گروه خود کند  اما الی این درخواست را رد میکند و پس از کشتن جیمز فرار میکند. دیوید الی را در رستورانی که در حال سوختن است گیر می‌اندازد اما جول که بهبود یافته و در جستجوی الی است سرانجام او را هنگامی که دیوید را می‌کشد پیدا میکند.

بهار:

در فصل بهار جول و الی به Salt Lake City میرسند.قبل از اینکه الی و جول توسط نیروهای فایر فلایز دستگیر شوند، الی که تقریبا در حال غرق شدن بوده بیهوش شده. در بیمارستان، مارلین به جول می‌گوید که الی برای یک جراحی، به امید تولید واکسنی برای از بین بردن عفونت آماده می‌شود. فایر فلای ها باید قسمتی از مغز الی که عفونت کرده است را خارج کنند اما این امر موجب مرگ الی خواهد شد. جول مخالف این کار است، او خودش را به اتاق عمل می‌رساند و الی که بیهوش است را به پارکینگ منتقل میکند. جول در پارکینگ بیمارستان با مارلین رو به رو میشود. او سعی میکند تا با ترسیم سناریوهای وحشتناکی مانند مرگ و تجاوز که امکان به وقوع پیوستن آن‌ها برای الی وجود دارد، جول را منصرف کند. او اسلحه خود را نیز به نشانه صلح پایین می‌آورد اما جول به او شلیک میکند و الی را در ماشین می‌گذارد. مارلین التماس می‌کند تا جول او را نکشد. اما جول برای اینکه مارلین مجددا به جستجو برای به دست آوردن الی نپردازد او را می‌کشد.خارج از شهر در جاده، زمانی که الی به هوش می‌آید جول به او میگوید که فایرفلایز ها افراد دیگری که در برابر عفونت مقاوم هستند را پیدا کرده اند اما قادر به تولید واکسن بیماری نبوده‌اند و به همین علت دست از تلاش برای تولید درمان مناسب برداشته‌اند. خارج از محل زندگی تامی که الی و جول در حال نزدیک شدن به آن هستند، الی ، جول را قسم می دهد که آیا داستانی که در مورد فایرفلایز ها و عدم توانایی آن‌ها برای تولید واکسن تعریف کرده، حقیقت داشته که جول به سرعت پاسخ میدهد بله.

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
  • ثبت نام کنید
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟ لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید. شما یک لینک برای ایجاد رمز عبور جدید از طریق ایمیل دریافت خواهید کرد.
بستن
بستن