بیوگرافی بازی سازهامقالات

نگاهی به بازی های Fumito Ueda

شاید تا دو نسل قبل، معنای انحصاری بودن یک بازی رایانه ای به مانند امروز مهم و حتی حیاتی تلقی نمی شد. اگرچه Nintendo و PlayStation و در درجه بعدی Sega هر کدام قهرمانان و شخصیت های بخصوص خود را آفریدند و آن ها را پرورش دادند و به جایگاه امروزی رساندند؛ اما هیچگاه بازی های انحصاری و نقش های اول بازی های رایانه ای به جز تعداد اندکی مانند ماریو به سان سمبل و پرچمداران یک برند شناخته نمی شدند. اگر دقیق تر نگاه کنیم و موشکافانه به بررسی واژه انحصار بپردازیم به ماکروسافت و اولین کنسول این شرکت یعنی XBOX می رسیم؛ اگرچه موفقیتی که بیل گیتس و سران اجرایی ماکروسافت خواهان آن بودند در XBOX محقق نشد، با این حال خلق چند IP جدید روی یک مدیا تازه وارد به منظور مقابله مستقیم با عنوان های سونی و به دست آوردن بخشی از بازار موجب این رقابت سنگینی شد که حال حاظر در جریان است. XBOX در مقابل PlayStation 2 شکست خورد اما برای ماکروسافت دستگاه مهم نبود، برای ماکروسافت شخصیت ها، دنیاها و فضاهایی که آفرید مهم بود. چند سال بعد و زودتر از سونی 360 به بازار آمد و همان شخصیت ها و دنیاها به اضافه چندین و چند IP جدید دیگر روی این کنسول رشد کردند تا انحصار معنا پیدا کند؛ معنایی که در حال حاظر دیگر قدرت و امکانات _خواه رایگان باشد یا نباشد_ مهم نیست؛ بله، مهم بازی هایی هستند که شما جای دیگری نتوانتید بازی کنید؛ بازی های انحصاری مانند شیشه عمر یک کنسول می مانند که عمر آن را رقم می زنند. هدف از نگارش این مقاله بررسی بازی های انحصاری و اهداف آن ها و نحوه تاثیر آن ها روی بازار بازی های ویدیویی نیست؛ این مقدمه تنها پیش درآمدی بود برای درک اهمیت بازی های انحصاری که ضامن عمر و موفقیت یک کنسول می شوند؛ حال چه اتفاقی می افتد اگر یک عنوان انحصاری با پیشینه ای طلایی ماه ها و سال ها به تعویق بیفتد و اسیر یک سکوت طولانی شود، تا جایی که شاید مرگ آن را رقم بزند.

فامیتو اودا کارگردان پر کاری نیست اما کارنامه درخشانی دارد. اودا کارگردانی عنوان هایی را بر عهده داشت که شاید هیچگاه از ذهن بازیکنان پاک نشود. اگر ار سمت انیماتوری که اودا در Enemy Zero داشت صرف نظر کنیم؛ عنوانی که سال 1997 میلادی برای ” سگا ساترن ” منتشر شد؛ اودا دو بار دیگر دست به آفرینش زد و ماحصل آن ICO و Shadow of the Colossus ـی بودند که بی گمان جز بازی های برتر تاریخ بازی های رایانه ای هستند. اودا تنها یک کارگردان نیست؛ اودا یک هنرمند تمام عیار هست که از طراحی کاور ICO گرفته تا طراحی محیط و انیمیشن ها هم به عهده او بوده است و بار ها و بارها در محافل مختلف به عنوان هنرمند شناخته شده است. سال ها بعد سونی و PlayStation باز هم نیاز به اودا را حس کردند و SotC ساخته شد که با بررسی ها و نمرات بسیار مثبت منتقدان رو به رو شد. به جرات می توان گفت اودا ضامن PlayStation 2 شد و میراث او به به نسل بعد هم رسید؛ با عنوانی که دیگر برای ما مانند یک خواب شیرینی شده است که واهمه از تجربه نکردن آن؛ ما را به دیدن این خواب هم راضی کرده است. روابط اودا و سونی هیچگاه تیره و تار نشد و Team Ico همواره به سونی وفادار بود؛ این مقوله نیاز به اثبات ندارد؛ دو بازی انحصاری در نسل قبل و ادامه این روند در نسل هفتم خود گواه بر این ادعاست. سال ها پیش از این؛ اولین نشانه ها در ژانویه سال 2008 حاکی از این بود که اودا روی عنوانی انحصاری با اسم رمز “Project Trico ” برای PlayStation 3 کار می کند و پی جذب نیرو برای این امر بود. در ماه مارس سال بعد اودا طی مصاحبه ای این عنوان را مانند عنوان های پیشین خود دانست و تنها به این نکته بسنده کرد که بیشتر فضایی شبیه به Ico خواهد داشت. کنفرانس سونی در نمایشگاه سالانه E3 همان سال شاهد اولین رویارویی Trico و طرفداران بود. اگرچه پیش از کنفرانس این تریلر به بیرون درز کرده بود و در تمام فضای اینترنت منتشر شده بود؛ با این حال تمام فضای آن سال بازی های رایانه ای را عوض کرد و حالا دستپخت جدید اودا دیگر یک نام رسمی داشت؛ ” The Last Guardian “
با اتفاقاتی که برای این بازی و اودا افتاد نمی دانم از ماضی بعید استفاده کنم یا فعلی امیدوارانه تر؛ با این حال The Last Guardian بنا بر نمایشی که داشت و با استناد به صحبت های اودا؛ فضا، اتمسفر و گیم پلی مشابه عنوان های قبلی او خواهد داشت، اگر چه از لحاظ داستان این هم مانند دو عنوان قبلی اودا صاحب سبک خواهد بود اما هنوز هم ارتباط The Last Guardian با Ico و SotC از لحاظ داستانی مشخص نیست. داستان The Last Guardian _تا آنجا که ما می دانیم_ روایت پسری بی نام و نشان است که برای فرار از قلعه ای متروکه و بزرگ تلاش می کند. محور اصلی داستان بازی حول نحوه دوستی و هم نشینی میان این پسر و موجود عظیم الجثه ای به نام Trico است که نیم بدنش شیر و نیم بدنش دال است. Trico در لغت به معنای عقاب آدم خوار است اما در زبان ژاپنی با املاهای بسیار نزدیک معانی شبیه به “زندانی” یا “پرنده کوچک” و یا ترکیبی از پرنده و گربه دارد. در تریلری که E3 سال 2009 به نمایش درآمد Trico به یک سرباز مسلحه حمله می کند و از آن سو پسرک داستان با مخفی کاری سعی در نابود کردن سربازان و فرار از قلعه دارد. اگرچه در ابندا Trico رفتار خشنی با پسرک دارد اما رفته رفته این دو به یک رابطه احساسی میان یک انسان و یک حیوان می رسند که همینجا نقطه عطف داستان The Last Guardian خواهد بود. نقطه عطف به این لحاظ که همین رابطه عاطفی سبب حس نزدیکی بازیکن به بازی می شود؛ نزدیکی که شاید داستان The Last Guardian مانند سایر ساخته های Team Ico پایان ناراحت کننده ای داشته باشد. این پایان ناراحت کننده به جایی ختم شد که چند رسانه مختلف به این نکته اشاره کردند که پایان بازی با مرگ شخصیت های آن همراه خواهد بود. اودا نیز در جواب این فرضیه ها به این نکته اشاره کرد که بازی پایان های مختلفی خواهد داشت و بازیکن نقش اساسی را در نحوه پایان یافتن بازی ایفا می کند.
سال 2009 آخرین حضور Trico و همدم دوست داشتنی اش در لوس آنجلس بود. ماه سپتامبر همان سال اودا در وطن خود به نمایش The Last Guardian پرداخت. این دومین تریلر این بازی بود تا همه مشتاقان تا E310 با Trico وداع کنند. اگر چه این شوک در برابر این روزهای طرفداران این بازی بزرگ محسوب نمی شود اما خبری از Team Ico و اودا در E3 سال 2010 نبود تا کم کم سکوت بر فضای پر تب و تاب این بازی جاری شود. سونی و به خصوص بخش بازاریابی آن این دلیل این غیبت را آماده نبودن بازی برای نمایش دوباره ابراز کردند. به راحتی می توان فهمید Team Ico در این یک سال روزهای پر تب و تاب و شلوغی را پشت سر نگذاشته است. اگر چه ماه ها بعد در توکیو بازی به نمایش درآمد و نسخه HD دو عنوان قبلی Team Ico به صورت انحصاری برای PS3 معرفی شد اما باز هم خبری از تاریخ انتشار نبود و شایعات پیرامون عرضه بازی در اواخر سال 2011 هم چیزی نبود که هواداران می خواستند؛ آن ها یک تاریخ عرضه رسمی می خواستند تا خود را برای یک تجربه ناب دیگر آماده کنند؛ اتفاقی که ممکن است هیچگاه اتفاق نیفتد. شاید اگر طرفداران The Last Guardian می دانستند از این به بعد دیگر خبری از Trico نخواهند داشت حداقل برای همین شایعات هم ابراز خوشحالی می کردند. از اینجا بود که سکوت طولانی پیرامون این بازی شروع شد و Team Ico در یک خواب زمستانی فرو رفت. شاید نقطه عطف این سکوت سنگین را بتوان خبر اودا مبنی بر عوض شدن نحوه پروسه ساخت بازی دانست. جایی که اودا گفت ما بر خلاف تجربه های قبلی خود که همزمان هم به پژوهش و توسعه می پرداخت؛ در The Last Guardian این امر گام به گام انجام خواهد شد. با این مصاحبه اودا اعلام کرد که آن ها با تمام توان خود در حال کامل کردن بازی و عرضه آن هستند؛ خبری که با اضافه شدن این که اودا و Team Ico در تلاش هستند تا گوشه ای از بازی را در مجموعه HD شده Ico و SotC به عنوان دمو در اختبار علاقه مندان قرار دهند، اگر چه این امر هیچوقت تحقق نیافت. شاید این نقطه عطف آن زمان دردناک نبود و خبر از اتفاقات بدی نمی داد اما همین تغییر در ساختار توسعه بازی باعث شد Trico دیگر زیر بال و پر اودا نباشد.
بله؛ عقاب آدمخوار داستان دیگر اودا را بالای سر خود نمی دید. اودا در فوریه سال 2011 میلادی هنوز روی عرضه بازی در اواخر 2011 پافشاری می کرد؛ این پافشاری خبر خوبی نبود زیرا هنوز طراحی برخی از المان های بازی مانند وجود نوار انرژی و سلامتی برای Trico در هاله ای از ابهام بود و همین کشمکش ها و اختلافات بر سر توسعه و طراحی بازی باعث جدایی اودا از سونی شد. اودا برای ژاپن و سونی یک سمبل به حساب می آمد و همین باعث ناراحتی خود او و بخش سرگرمی های سونی شد. باز هم حاشیه به سراغ The Last Guardian آمد و تمام اینترنت و مجلات و رسانه پر از اخبار ضد و نقیض راجع به کنسل شدن بازی یا ادامه آن شد؛ اگرچه اودا همواره روی این نکته تاکید داشت که جدایی او از سونی لطمه ای به Project Trico نخواهد زد ولی همه می دانستند این دیگر باعث تسلی طرفداران بازی نخواهد شد؛ اودا کافی نبود تا اینکه مدیر اجرایی بازی آقای Yoshifusa Hayama هم با سونی وداع کرد تا تراژدی کامل شود. تا فوریه سال 2012 روزنه های امید تک تک با دستپاچگی سران سونی راجع به The Last Guardian بسته شد تا اینکه مدیر استدیو های جهانی سونی آقای Shuhei Yoshida تیر خلاص را بر پیکره همه طرفداران زد و با نا امیدی روند توسعه بازی را بسیار کند توصیف کرد. صبر چیزی بود که دیگر عادی شده بود ولی این همه حرف های Yoshida نبود؛ مشکل تنها زمان نبود بلکه بازی با مشکلات عدیده تکنیکی مواجه بود تا جایی که Santa Monica و سایر استدیو های زیر محموعه سونی به کمک Trico و داستانش رفتند. فوریه تا E3 سال جاری خاموشی مطلق بر فضای بازی و اخبار پیرامون آن جاری بود. شاید حضور اودا و حتی یک لبخند او؛ با خوشبینی کمتر یک نمایش از بازی خواه گنگ و کوتاه می توانست روح تازه ای در امید هواداران بسیار این عنوان بدمد اما حتی از یک تیزر از پیش آماده شده هم خبری نبود.
با این اوصاف،نمی دانیم؛ شاید این آخرین محافظ PlayStation باشد یا پایانی تلخ برای میراثی که اودا برای PlayStation به یادگار گذاشت. نمی دانیم و بی خبری این درد را بدتر می کند که سکوت طولانی و سنگین Trico تا کی ادامه خواهد داشت و اصلا نمی دانیم آیا دوستی مسالمت آمیز او با پسرک قصه را خواهیم دید یا نه؛ نمی دانیم …

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن