مقاله های ویژه

10 بازی نوستالژیکی که بی‌صبرانه منتظر نسخه جدیدی از آن ها هستیم

بازی‌های ویدیویی از دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی تا به امروز، نه‌تنها به بخشی تفکیک‌ناپذیر از صنعت سرگرمی تبدیل شده‌اند، بلکه چون پُلی مستحکم به جهان خاطرات و عواطف ما راه یافته‌اند. مخاطبان این رسانه در هر سن و سالی، با قدم گذاشتن به این قلمروی دیجیتال، تجربیات ماندگار و شیرینی را خلق کرده‌اند. هم‌گام با تکامل و بلوغ این صنعت، گیمرها نیز بزرگ شده‌اند؛ تا جایی که امروز بسیاری از بازیکنان قدیمی، دست در دست فرزندان خود پا به این جهان جادویی می‌گذارند. این اشتراک بین‌نسلی، تجلی‌بخش خاطراتی نوین و سرشار از احساس است.در واقع، ویدیوگیم به یکی از قوی‌ترین محرک‌های حس نوستالژی تبدیل شده است؛ گویی برخی از این خاطرات، فصل‌هایی از کتاب زندگی هستند که هرگز به پایان نمی‌رسند. این تصاویر ذهنی نه‌تنها در ذهن ما جاودانه شده‌اند، بلکه بخشی از هویت ما را شکل داده و به زیستمان معنا بخشیده‌اند. در سال‌های اخیر، شاهد احیای شکوهمند برخی از عناوین کلاسیک بوده‌ایم؛ شاهکارهایی نظیر Streets of Rage 4 ،Teenage Mutant Ninja Turtles: Shredder’s Revenge و Alan Wake 2 با بازگشتی قدرتمند از نظر کیفی، فرصتی ایده‌آل برای تجدید دیدار با گذشته فراهم کردند. اما سرنوشت بازی‌های از یاد رفته چه می‌شود؟ عناوینی که به دلایل مختلف در سکوت فرو رفته‌اند و ما همچنان در حسرت نسخه‌ای جدید از آن‌ها به سر می‌بریم تا دوباره وارد تونل زمان شویم و خاطرات گذشته را زنده کنیم.

این مقدمه، بهانه‌ای است برای سفر به اعماق خاطرات و یادآوری آثار ماندگار نسل‌های گذشته؛ آی‌پی‌های فراموش‌شده‌ای که انتظار داریم نه در قالب یک بازسازی (Remake)، بلکه در قامت یک دنباله‌ی کاملاً جدید و مدرن متولد شوند تا علاوه بر برانگیختن حس نوستالژی، تجربه‌ای نوین را ارائه دهند. در این گزارش ویژه، قصد داریم به معرفی ۱۰ فرنچایز بزرگی بپردازیم که در نسل‌های گذشته خلق شده و تأثیرات شگرفی برجای گذاشته‌اند؛ عناوینی از ژانرهای متنوع که بی‌صبرانه در انتظار معرفی نسخه‌ی جدیدی از آن‌ها هستیم. این شما و این هم ۱۰ بازی نوستالژیکی که بی‌صبرانه منتظر بازگشتشان هستیم:

10. Sunset Riders

ناشر: Konami
توسعه‌دهنده: Konami Gaming
تاریخ انتشار اولین نسخه: 9 ژوئیه 1991 برای Arcade، دسامبر 1992 برای Mega Drive/Genesis، و 8 ژوئن 1993 برای SNES
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 11 ژوئن 2020 برای PlayStation 4 و Switch (نسخه بازسازی شده)

کاور بازی Sunset Riders - nostalgic games

اثر ماندگار Sunset Riders که در فرهنگ عامه‌ی گیمرهای ایرانی با نام نوستالژیک «کابوی سگا» شناخته می‌شود، ابتدا در سال ۱۹۹۱ میلادی به‌عنوان یک اثر آرکید سکه‌ای (Coin-Op) توسط کمپانی کونامی عرضه شد و به‌سرعت جایگاه خود را به‌عنوان یک کلاسیکِ جریان‌ساز تثبیت کرد. این شاهکار سبک «ران اند گان» (Run ‘n Gun) با گرافیک ۱۶ بیتی پرزرق‌وبرق، پالت رنگی زنده و موسیقی پرانرژی‌اش، از همان ابتدا دل‌های بسیاری از مخاطبان را در سالن‌های آرکید و پلتفرم‌های خانگی تسخیر نمود. داستان این عنوان با الهام از اتمسفر نمادین غرب وحشی، ماجراجویی‌های چهار جایزه‌بگیر (Bounty Hunter) متمایز به نام‌های استیو، بیلی، باب و کورمانو (با آن قبا و کلاه صورتی خاطره‌انگیزش) را دنبال می‌کند که در پی از پای درآوردن قانون‌شکنان بدنام و دریافت پاداش هستند. طراحی مراحل پویا، باس‌فایت‌های چالش‌برانگیز، توالی اکشن بی‌نقص و صداگذاری منحصربه‌فرد (مانند دیالوگ‌های صوتی ابتدای هر مرحله)، سهم بسزایی در محبوبیت جهانی این آی‌پی داشتند. Sunset Riders نه‌تنها یک تجربه‌ی کو-آپ (Co-op) فراموش‌نشدنی را برای یک نسل رقم زد، بلکه مکانیک‌های حرکتی و شلیک آن تبدیل به پایه‌ای برای ساخت عناوین ساید-اسکرولر بعدی شد. حس نوستالژیِ تنیده‌شده در تاروپود این عنوان، ترکیبی جادویی از اکشن سریع و فانتزی آرکید است که هنوز هم پس از گذشت سال‌ها، جذابیت ساختاری خود را حفظ کرده است. در دورانی که کونامی به‌دنبال احیای فرنچایزهای قدیمی خود است، انتشار یک نسخه‌ی مدرن یا حتی یک ریمستر شایسته، می‌تواند بهترین هدیه برای هواداران قدیمی و نسل جدید گیمرها باشد.

9. The Operative: No One Lives Forever

ناشر: Monolith Productions (حق امتیاز این سری در پلتفرم‌ها و نسخه‌های گوناگون این فرانچایز مابین ناشران مختلف دست به دست شد.)
توسعه‌دهنده: Fox Interactive – Vivendi Universal Games – Sierra Entertainment
تاریخ انتشار اولین نسخه: 10 نوامبر 2000 برای Windows، Mac OS X و PlayStation 2
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 1 اکتبر 2002 برای Windows و Mac OS X

کاور بازی No One Lives Forever 2: A Spy in H.A.R.M.'s Way

شاید امروزه استودیوی «مونولیت» (Monolith Productions) را بیشتر با اثر تحسین‌شده‌ی Middle-earth: Shadow of Mordor و سیستم پیچیده‌ی هوش مصنوعی «نمسیس» (Nemesis) به خاطر بیاورید؛ اما اگر تصور می‌کنید که این عنوان، نخستین خروجی باکیفیت استودیوی مذکور بوده است، باید گفت که سخت در اشتباهید. این توسعه‌دهنده‌ی خلاق در سال ۲۰۰۰ میلادی با خلق یک شاهکار به نام The Operative: No One Lives Forever تحسین یک‌پارچه‌ی منتقدان و مخاطبان را برانگیخت. مجموعه آثار NOLF ترکیبی منحصربه‌فرد از سبک اکشن-مخفی‌کاری و شوتر اول‌شخص هستند که در جهانی با مضمون جاسوسی و المان‌های رتروفوتوریستی (اتم‌پانک) دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی جریان دارند. نسخه‌ی ابتدایی این فرنچایز در سال ۲۰۰۰ و دنباله‌ی آن با نام A Spy in H.A.R.M.’s Way در سال ۲۰۰۲ توسط مونولیت که اکنون زیرمجموعه‌ی کمپانی برادران وارنر است روانه‌ی بازار شد. جالب اینجاست که نسخه‌ی دوم این اثر در زمان خود، به‌عنوان یکی از بنچمارک‌های گرافیکی خیره‌کننده برای پلتفرم PC شناخته می‌شد. داستان NOLF در اوج تقابل‌های جنگ سرد میان دو ابرقدرت بلوک شرق و غرب روایت می‌شود و با لحنی کاملاً هجوامیز و طنزآمیز، کلیشه‌های رایج فیلم‌های جاسوسی آن دوران، جنسیت‌زدگی، معضلات اجتماعی و فرهنگ عامه‌ی دهه‌ی ۶۰ را به توپ بست تبارت تغییر داد. شما در این جهان جذاب، کنترل یکی از ماندگارترین پروتاگونیست‌های دنیای ویدیوگیم یعنی «کیت آرچر» (Cate Archer) را بر عهده دارید؛ جاسوسی فوق‌العاده زبردست و کاریزماتیک که با مهارت‌های ویژه‌اش، مخاطب را در مأموریت‌های پیچیده غرق می‌کند. NOLF از اولین عناوین اول‌شخصی بود که در کنار ساختار خطی، آزادی عملِ طراحی مراحل شبه‌سندباکس را نیز به چالش کشید. امید است که روزی طلسم حقوقی این نام تجاری شکسته شود تا بتوانیم بار دیگر ماجراجویی‌های جدیدی را با این مأمور مخفی شیک‌پوش و جذاب تجربه کنیم.

8. !!Punch-Out

ناشر: Nintendo
توسعه‌دهنده نسخه اول: Nintendo R&D3 (این استودیو از 1984 تا 1998 بر روی Mike Tyson’s Punch-Out کار می‌کرد)
توسعه‌دهنده نسخه دوم: Next Level Games (این استودیو در 2009 بر روی Super Punch-Out کار می‌کرد)
تاریخ انتشار اولین نسخه: 17 فوریه 1984 برای Arcade و NES
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 18 می 2009 برای Wii

کاور بازی !!Mike Tyson's Punch-Out - nostalgic games

به‌راستی چه کسی می‌تواند اثر خاطره‌انگیز و ماندگار Punch-Out!! را فراموش کند؟ اثری که در کشور ما بیشتر با نام عامیانه‌ی «بوکس مایک تایسون» شناخته می‌شود. فرنچایز Punch-Out!! یکی از نوستالژیک‌ترین و پرطرفدارترین مجموعه‌های اکشن-ورزشی کمپانی نینتندو است که در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی، تجربه‌ای پرجنب‌وجوش و هیجان‌انگیز از دنیای رینگ را برای میلیون‌ها مخاطب به ارمغان آورد. «جنیو تاکدا» (Genyo Takeda) از نوابغ فنی نینتندو و یکی از پیشگامان طراحی آنالوگِ کنترلر انقلابی نینتندو ۶۴ نقشی محوری در پی‌ریزی این سری داشت. او به‌عنوان طراح ارشد و تهیه‌کننده، هدایت پروژه را بر عهده گرفت و نینتندو تحت رهبری او، نخستین نسخه از Punch-Out!! را در سال ۱۹۸۴ روانه‌ی سالن‌های آرکید کرد؛ قدمی که به یک موفقیت تجاری خیره‌کننده تبدیل شد و عنوان بهترین بازی آرکید سال ۱۹۸۴ در ایالات متحده را برای این کمپانی به همراه داشت. این دستاورد عظیم، مسیر را برای عرضه‌ی عنوانی به‌مراتب محبوب‌تر و تاریخ‌سازتر روی کنسول NES هموار کرد؛ اثری به نام Mike Tyson’s Punch-Out!! که این فرنچایز را به اوج شهرت جهانی رساند. در ادامه، شاهکار بعدی یعنی Super Punch-Out!! در سال ۱۹۹۴ برای کنسول SNES عرضه شد که گرچه مدیریت کلی آن به «تاکائو شیمیزو» (Takao Shimizu) و تیمی مجزا واگذار شد، اما امضا و فلسفه‌ی طراحی تاکدا همچنان در کالبد آن جریان داشت؛ المان‌هایی چون طراحی شخصیت‌های کاریکاتورگونه و به‌یادماندنی، گیم‌پلی مبتنی بر زمان‌بندی (Timing) دقیق، جاخالی‌های صدم‌ثانیه‌ای و چالش‌هایی که بازیکن را به درک تاکتیک‌های حریف وا می‌داشت. در نسخه‌ی سحرآمیز Mike Tyson’s Punch-Out!! که محبوب‌ترین بخش این سری است، مخاطب در نقش «مک کوچولو» (Little Mac) ظاهر می‌شد؛ بوکسور ۱۷ ساله‌ی جویای نامی که رؤیای فتح کمربند قهرمانی جهان را در سر می‌پروراند. او برای رسیدن به این قله، باید با حریفانی به‌غایت عجیب و منحصربه‌فرد مبارزه می‌کرد تا در نهایت، رویاروی مایک تایسون افسانه‌ای یا همان «مایک آهنین» دنیای واقعی قرار بگیرد. آخرین برگ از این کتاب نوستالژیک، در سال ۲۰۰۹ توسط استودیوی Next Level Games برای کنسول Wii ورق خورد؛ اثری که به عنوان یک ریبوت مدرن و پنجمین نسخه‌ی اصلی مجموعه، با استقبال گرم منتقدان و هواداران روبه‌رو شد. این فرنچایز با تکیه بر گیم‌پلی اعتیادآور، چالش‌های نفس‌گیر و کاراکترهای نمادینی همچون King Hippo ،Bald Bull ،Mr. Sandman و Super Macho Man، ساعاتی تکرارنشدنی را خلق کرد که زمان را برای بازیکنان بی‌معنا می‌ساخت. امید است که روزی دوباره با مک کوچولوی قهرمان که اکنون پا به سن گذاشته، در رینگی نوین و در مقابل حریفانی تازه‌نفس دیدار کنیم.

7. Beyond Good & Evil

ناشر: Ubisoft
توسعه‌دهنده: Ubisoft Milan – Ubisoft Pictures
تاریخ انتشار اولین نسخه: 11 نوامبر 2003 برای PlayStation 2
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 25 ژوئن 2024 برای Switch، PS4، PS5، Windows، Xbox One، و Xbox Series X/S

کاور بازی Beyond Good & Evil - nostalgic games

اواسط دهه ۲۰۰۰۰ میلادی، دوره‌ای نوین و تحول‌ساز برای یوبیسافت رقم خورد؛ دورانی که این کمپانی با انتشار پی‌درپی عناوین متنوع و باکیفیت، روزبه‌روز بر محبوبیت خود می‌افزود. با این حال، در میان این هیاهو، یک آی‌پی درخشان برخلاف شایستگی‌هایش کمتر مورد توجه قرار گرفت: شاهکاری به نام Beyond Good & Evil. این اثر روی موتور گرافیکی اختصاصی Jade اجرا می‌شد؛ موتوری که در اصل برای همین عنوان توسعه یافته بود و نامش در نهایت به پروتاگونیست نمادین بازی، یعنی «جید»، اطلاق شد. گیم‌پلی این اثر، اقیانوسی از تنوع را به مخاطبان هدیه می‌داد؛ معجونی جذاب از مکانیک‌های مخفی‌کاری، عکاسی خبرنگاری، مبارزه با هیولاها، ارتقای وسایل نقلیه، حل پازل‌های محیطی و مأموریت‌های جانبی غنی. طراحی مراحل نیز با تلفیق ساختار خطی و محیط‌های شبه‌سندباکس (Sandbox)، جریانی بسیار مدرن و پیشرو را در زمان خود به نمایش می‌گذاشت. اگرچه بخش‌هایی از این تنوع ساختاری با مجموعه‌های بزرگی چون Zelda و Ratchet & Clank مقایسه می‌شد، اما خروجی نهایی شبیه به هیچ اثر دیگری نبود. این عنوان سفری حماسی را در دل روایتی جدی، عمیق و تأثیرگذار، با چاشنی طنزهای به‌موقعِ میان شخصیت‌ها ادغام کرد تا از نظر عاطفی، مخاطب را به شکلی بی‌سابقه درگیر کند. اما با وجود تمام این ستایش‌های کیفی، Beyond Good & Evil از نظر تجاری یک شکست سنگین برای یوبیسافت بود. با این حال، این ناکامی نتوانست جاه‌طلبی‌های خالق آن، یعنی «میشل آنسل» را سرکوب کند. آنسل در سال ۲۰۰۵ در مصاحبه با یوروگیمر، از برنامه‌های بزرگ خود برای این جهان پرده برداشت و آن را نخستین بخش از یک سه‌گانه (Trilogy) نامید. متأسفانه، این رویاها برای هواداران چیزی جز یک سراب و وهم طولانی‌مدت نبود. بازی Beyond Good & Evil 2 سال‌هاست که در برزخ توسعه (Development Hell) گرفتار شده و به‌رغم انتشار تریلرهای سینماتیک در طول سالیان گذشته، بارها و بارها به سکوتی فرساینده پناه برده است. باید دید آیا این طلسم شوم سرانجام شکسته خواهد شد تا هواداران بتوانند پس از دهه‌ها، بار دیگر پا به این دنیای خاطره‌انگیز بگذارند یا خیر.

6. Comix Zone

ناشر: Sega
توسعه‌دهنده: Sega Technical Institute
تاریخ انتشار اولین نسخه: ژوئیه 1995 برای کنسول Genesis
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 11 سپتامبر 2002 برای کنسول Game Boy Advance (نسخه بازسازی شده)

کاور بازی Comix Zone - nostalgic games

مؤسسه فنی سگا (Sega Technical Institute یا به‌اختصار STI) یکی از کانون‌های نادر، ساختارگشا و جریان‌ساز در تاریخ ویدیوگیم بود. این مؤسسه در دهه ۹۰ میلادی به بستری برای تعامل بی‌نظیر توسعه‌دهندگان ژاپنی و آمریکایی تبدیل شد؛ محیطی با آزادی عمل مطلق و خلاقیت بی‌پایان که شرایط خلق آثاری ماندگار را فراهم کرد. در این اتمسفر الهام‌بخش، نوابغ نام‌آشنایی چون «یوجی ناکا»، «مارک سرنی» و «استیگ هدیلاند» در کنار یکدیگر به تبادل ایده و نوآوری می‌پرداختند. در میان این طراحان برجسته، «پیتر موراویک» (Peter Morawiec) با خلق شاهکار Comix Zone روی کنسول سگا جنسیس، نام خود را در تالار افتخارات این صنعت جاودانه کرد. این اثر اکشن-ماجراجویی که در سال ۱۹۹۵ روانه بازار شد، بازیکنان را مستقیماً به درون صفحات زنده‌ی یک کتاب کمیک می‌برد؛ ایده‌ای آوانگارد که به امضای هنری منحصربه‌فرد بازی تبدیل شد. داستان حول محور «اسکتچ ترنر» (Sketch Turner)، کارتونیست و نوازنده‌ی راکی می‌چرخد که توسط «مورتوس» (Mortus) شخصیت شرور دست‌پرورده‌ی خودش به درون جهانِ خط‌کشی‌شده‌ی کمیک‌بوکش کشیده می‌شود. اسکتچ باید با عبور از قاب‌های کمیک و مبارزه با دشمنان، راهی برای بازگشت به واقعیت بیابد. او در این مسیر علاوه بر مهارت‌های رزمی تن‌به‌تن، از موش خانگی باهوشش به نام Roadkill برای حل پازل‌ها و غلبه بر موانع بهره می‌گیرد. با وجود ستایش منتقدان از سبک بصری نوآورانه و مکانیک‌های پویای بازی، Comix Zone به دلیل عرضه در اواخر چرخه‌ی عمر سگا جنسیس و سایه‌ی سنگین رقابت با کنسول‌های نسل بعد نظیر پلی‌استیشن و سگا ساترن، در زمان خود به موفقیت تجاری شایسته‌ای دست نیافت؛ اما با گذر زمان، جایگاه یک «کالت کلاسیک» (Cult Classic) تمام‌عیار را تصاحب کرد. موسیقی متن گرانج و پرانرژی «هاوارد دروسین» نیز این اتمسفر پرآدرنالین را به کمال رساند. با اینکه موراویک در سال ۲۰۰۷ از تمایل خود و وجود طرح‌های مفهومی برای احیای سه‌بعدی این اثر پرده برداشت، این پروژه هرگز رنگ واقعیت به خود ندید تا Comix Zone همچنان به‌عنوان یک جادوی نوستالژیک و دست‌نخورده در خاطرات باقی بماند.

5. Tom Clancy’s Splinter Cell

ناشر: Ubisoft
توسعه‌دهنده: Ubisoft Montreal – Ubisoft Milan – Ubisoft Shanghai – Ubisoft Toronto
تاریخ انتشار اولین نسخه: 18 نوامبر 2002 برای Xbox
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 20 اوت 2013 برای Microsoft Windows، PlayStation 3، Wii U، و Xbox 360

کاور بازی Tom Clancy's Splinter Cell

نزدیک به سیزده سال از آخرین باری که «سم فیشر» در قامت پروتاگونیست اصلی در بازی Tom Clancy’s Splinter Cell: Blacklist (محصول ۲۰۱۳) ظاهر شد، می‌گذرد. او در این مدت طولانی تنها به حضورهایی فرعی و نمادین در دیگر آثار یوبیسافت بسنده کرده است؛ و با وجود اینکه توسعه‌ی نسخه‌ی بازسازی‌شده (Remake) از نخستین قسمت این مجموعه تایید شده، اما تاکنون تنها به یک تیزر بسیار کوتاه از آن قناعت کرده‌ایم. با هر متری که بسنجیم، این فرنچایز بزرگ بیش از یک دهه است که در سکوتی مطلق به سر می‌برد. استودیوی «یوبی‌سافت مونترال» در بدو خلق این آی‌پی، وظیفه‌ای دشوار اما هیجان‌انگیز بر دوش داشت؛ ساخت یک اثر مخفی‌کاری انقلابی که از ستون‌های این سبک یعنی Thief: The Dark Project و Metal Gear Solid الهام می‌گرفت. مجموعه Splinter Cell در طی سال‌ها با تکامل در زمینه‌های داستانی، گیم‌پلی و تکنولوژیک، به یکی از برترین فرنچایزهای تاریخ ویدیوگیم تبدیل شد. این سری با جسارت در پرداختن به موضوعاتی همچون جنگ‌های اطلاعاتی و فساد سیستماتیک در ساختارهای سیاسی، توانست تنش‌های ژئوپلیتیکی را به شکلی منحصربه‌فرد به تصویر بکشد. اسپلینتر سل نه‌تنها در روایت و مکانیک‌های دست‌انداز، بلکه در جنبه‌های فنی نیز پیشتاز زمانه‌ی خود بود. در بخش صداگذاری، بازی با هدایت «فابین نوئل» از پیشرفته‌ترین مکانیزم‌های صوتیِ مبتنی بر پویایی محیط بهره می‌برد و از سوی دیگر، طنین صدای عمیق و تأثیرگذار «مایک آیرونساید» هویتی تکرارنشدنی به شخصیت سم فیشر بخشید. علاوه‌بر این، جلوه‌های بصری بازی به لطف شخصی‌سازی موتور گرافیکی Unreal Engine 2 توانست سیستم نورپردازی پویا (Dynamic Lighting) و سایه‌زنی را به عنوان یک المان حرکتی حیاتی در تاروپود گیم‌پلی ادغام کند. امیدواری‌ها برای کامبک سم فیشر همچنان زنده است؛ همانند شبحی که ناگهان از دل سایه‌ها بیرون می‌جهد تا بار دیگر با درخشش چراغ‌های سه‌گانه‌ی عینک دید در شبِ معروفش در تاریکی، ما را به ماجراجویی‌های نفس‌گیر و مخفی‌کارانه‌اش بازگرداند.

4. Metal Gear Solid

ناشر: Konami
توسعه‌دهنده: Kojima Productions
تاریخ انتشار اولین نسخه: 13 ژوئیه 1987 برای MSX2، NES، Commodore 64، MS-DOS، GameCube و Windows
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 20 اوت 2013 برای MGS: Master Collection بر روی Microsoft Windows، PlayStation 3، Wii U و Xbox 360

کاور بازی Metal Gear Solid

فرنچایز سنتی و جریان‌ساز «متال گیر» (Metal Gear) به‌عنوان یکی از شاهکارهای بی‌بدیل صنعت ویدیوگیم شناخته می‌شود؛ مجموعه‌ای که در طول چند دهه، میلیون‌ها گیمر را در سراسر جهان مجذوب اتمسفر منحصربه‌فرد خود کرده است. این اثر که زاییده‌ی ذهن «هیدئو کوجیما» یکی از خلاق‌ترین و تأثیرگذارترین مؤلفان دنیای سرگرمی است، به دلیل داستان‌سرایی چندلایه، شخصیت‌پردازی‌های خاکستری و مکانیک‌های آوانگارد در گیم‌پلی، به محبوبیتی افسانه‌ای دست یافت. با این حال، پشت پردۀ این ساختار باشکوه، تاریخچه‌ای پرفرازونشیب از چالش‌های فنی و تقابل‌های مدیریتی نهفته است. کوجیما با دیدگاهی بلندپروازانه که فراتر از زمانه‌ی خود بود، نخستین سنگ‌بنای این مجموعه را در سال ۱۹۸۷ روی کامپیوترهای خانگی MSX2 بنا کرد؛ اثری که عملاً شالوده‌ی سبک مخفی‌کاری (Stealth) را در مهد این صنعت پایه‌گذاری نمود. او در هر نسخه‌ی جدید، مرزهای رسانه‌ی ویدیوگیم را جابه‌جا کرد که نقطه‌ی عطف فنی این جاه‌طلبی، خلق موتور گرافیکی Fox Engine برای توسعه‌ی بازی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain بود. این موتور نه‌تنها جلوه‌های بصری را به مرز واقع‌گرایی فوتورئالیستیک رساند، بلکه آزادی‌عمل بی‌سابقه‌ای را در یک ساختار جهان‌باز (Open-World) به مخاطب هدیه داد. اما روند توسعه‌ی این شاهکار، فرجامی تلخ را رقم زد. شکاف عمیق میان رویکرد هنری و پرهزینه‌ی کوجیما با نگاه سودمحور و تکنوکراتیکِ مدیران ارشد کمپانی «کونامی»، سرانجام در سال ۲۰۱۵ به جدایی جنجالی این بازیساز افسانه‌ای منجر شد. این طلاق کاری، متال گیر را از روح و خالق اصلی‌اش تهی کرد. عناوین بعدی مجموعه که بدون نظارت کوجیما روانه‌ی بازار شدند، در بازآفرینی آن جادوی سابق کاملاً ناکام ماندند و با موجی از بازخوردهای منفی از سوی منتقدان و هواداران روبه‌رو شدند. هرچند امروز شعله‌ی امید برای احیای این نام با بازسازی‌های مدرن همچنان زنده است، اما تصور متال گیر بدون هیدئو کوجیما، ذهن‌ها را دچار تردیدی بی‌حدومرز می‌کند؛ چرا که او نه‌تنها معمار این جهان، بلکه قلب تپنده‌ای بود که کالبد بی‌جان کدهای برنامه‌نویسی را به یک اثر هنری جاودانه تبدیل می‌کرد.

3. Dino Crisis

ناشر: Capcom
توسعه‌دهنده: Capcom – Capcom Production Studio 4
تاریخ انتشار اولین نسخه: 1 ژوئیه 1999 برای PlayStation، Dreamcast، Microsoft Windows، PlayStation 2 و Xbox
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 26 ژوئن 2003 برای Xbox

کاور بازی Dino Crisis

ژانر وحشت بقا (Survival Horror) از همان بدو پیدایش تا به امروز، همواره یکی از محبوب‌ترین و پرمخاطب‌ترین سبک‌ها در دنیای بازی‌های ویدیویی بوده است. این ژانر اگرچه با عناوین اولیه‌ای چون Haunted House روی کنسول آتاری ۲۶۰۰ ریشه دواند، اما به مرور زمان و با الهام از سینمای وحشت دهه ۸۰ میلادی، نظیر فیلم‌های «جمعه سیزدهم»، «کابوس در خیابان الم» و «کشتار با اره‌برقی در تگزاس» به تکامل رسید. در این میان، اثر خط‌شکنی چون Alone in the Dark توانست این سبک را به محبوبیت گسترده‌ای برساند، اما این شاهکار Resident Evil از کمپانی کپکام بود که ژانر وحشت بقا را به پدیده‌ای جهانی و بی‌رقیب تبدیل کرد. با این حال، رزیدنت ایول تنها برگ برنده کپکام در این قلمرو نبود. این استودیو در سال ۱۹۹۹ با عرضه Dino Crisis، رویکردی علمی‌تخیلی را به این ژانر تزریق کرد. این اثر که توسط «شینجی میکامی»، خالق افسانه‌ای سری رزیدنت ایول کارگردانی شد، فرمول متفاوتی را آزمود؛ میکامی این‌بار به جای زامبی‌های کند، گیمرها را در برابر دایناسورهایی عظیم‌الجثه، چابک و مرگبار قرار داد. در دوران طلایی بازی‌های وحشت بقا، داینو کرایسیس توانست در کنار غول‌هایی چون Silent Hill و Clock Tower جایگاه منحصربه‌فردی برای خود دست‌وپا کند. در حالی که سایلت هیل بر وحشت روان‌شناختی و فضاسازی سه‌بعدی تمرکز داشت، داینو کرایسیس با تکیه بر اتمسفر علمی‌تخیلی و کلاستروفوبیای ناشی از تقابل با خزندگان پیش‌ از تاریخ، تجربه‌ای متفاوت را رقم زد. یکی از تفاوت‌های بنیادین میان این دو بازی، در طراحی فنی محیط نهفته بود؛ در روزگاری که رزیدنت ایول از پس‌زمینه‌های دوبعدیِ رندرشده و دوربین ثابت بهره می‌برد، Dino Crisis با محیط‌های کاملاً سه‌بعدی و دشمنانی هوشمند مانند «ولوسیرپتر» (Velociraptor)، تعریف جدیدی از تعقیب و گریز را ارائه داد. احساس ناتوانی و تعلیق در این بازی زمانی به اوج می‌رسید که طنین گام‌های سنگین یک دایناسور، سکوت محیط را می‌شکست و همچون بختکی پیش روی بازیکن ظاهر می‌شد؛ موجوداتی با غریزه شکارگری بالا و سرعتی غیرقابل‌پیش‌بینی که هر لحظه ممکن بود شما را در چنگال‌های خود گرفتار کنند. هرچند این فرنچایز محبوب سال‌هاست که در خوابی عمیق فرو رفته، اما جامعه هواداران قدیمی همچنان امیدوارند که کپکام روزی این کابوس به‌یادماندنی را احیا کند و یکی از باشکوه‌ترین کامبک‌های تاریخ ویدیوگیم را رقم بزند.

2. Killzone

ناشر: Sony Interactive Entertainment
توسعه‌دهنده: Guerrilla Games، Guerrilla Cambridge
تاریخ انتشار اولین نسخه: 2 نوامبر 2004 برای PlayStation 2
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 15 نوامبر 2013 برای PlayStation 4 (نسخه Killzone Shadow Fall)

کاور بازی Killzone

پیش از آنکه استودیوی «گوریلا گیمز» (Guerrilla Games) با خلق شاهکاری چون Horizon Zero Dawn به موفقیتی جهانی دست یابد، هویت این استودیو با نام فرنچایز Killzone گره خورده بود؛ مجموعه‌ای که در ابتدا قرار بود پاسخ مستقیم سونی به آی‌پی مشهور و فوق‌العاده موفق مایکروسافت، یعنی سری Halo باشد. اگرچه Killzone هرگز نتوانست تمام‌عیار در قامت یک «قاتل هیلو» ظاهر شود، اما به‌جرأت می‌توان گفت که به یکی از شوترهای اول‌شخص قابل‌احترام و منحصربه‌فرد در صنعت ویدیوگیم تبدیل شد. این مجموعه با جلوه‌های بصری خیره‌کننده، گیم‌پلی سنگین و واقع‌گرایانه، اتمسفر تاریک و میدان‌های نبرد خونین خود، جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان پیدا کرد. بهره‌گیری از موتور فیزیک پیشرفته و طراحی هنری بی‌نقص، این سری را به یکی از نمادهای گرافیکی زمان خود تبدیل کرده بود. با این حال، افت کیفی و بازخوردهای متوسط عناوینی نظیر Killzone: Shadow Fall به‌تدریج به اعتبار این آی‌پی آسیب زد؛ اتفاقی که در نهایت مدیران گوریلا گیمز را مجاب کرد تا این شوتر علمی‌تخیلی را کنار بگذارند و تمرکز خود را معطوف پروژه‌های جاه‌طلبانه‌تری مانند Horizon کنند. این تصمیم، Killzone را به خوابی عمیق و طولانی فرو برد. با وجود این، تقاضای بی‌شمار هواداران برای بازگشت این مجموعه همچنان ادامه دارد؛ مشتاقانی که باور دارند احیای این فرنچایز و انتشار نسخه‌ای جدید از آن، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین رویاهای دیرینه‌شان را تعبیر کند و بازگشتی تاریخی را برای روزهای پرشکوه این سری رقم بزند.

1. Half-Life

ناشر: Valve Corporation
توسعه‌دهنده: Sierra Entertainment
تاریخ انتشار اولین نسخه: 19 نوامبر 1998 برای Windows
تاریخ انتشار نسخه دوم: 16 نوامبر 2004 برای Windows
تاریخ انتشار آخرین نسخه: 10 اکتبر 2007 برای Xbox 360 و 11 دسامبر 2007 برای PlayStation 3 (نسخه The Orange Box)

کاور بازی Half-Life 2

سال‌هاست که طرفداران Half-Life در حسرت قدم گذاشتن دوباره به دنیای پررمزوراز و هیجان‌انگیز این مجموعه محبوب به سر می‌برند؛ مجموعه‌ای که اکنون به یکی از بزرگ‌ترین اسطوره‌های دست‌نیافتنی در دنیای بازی‌های ویدیویی تبدیل شده است. شاهکار Half-Life 2 با وجود چالش‌های فراوان در مسیر توسعه و فرآیند طولانی ساختش که به‌دلیل خلق هم‌زمان بازی و موتور گرافیکی Source 1 رخ داد، توانست انقلابی بی‌سابقه در صنعت ویدیوگیم برپا کند. برخلاف بیشتر عناوین هم‌عصر که برای پیشبرد داستان به میان‌پرده‌های سینمایی متکی بودند، Half-Life روایت خود را به‌صورت کاملاً مستقیم، پویا و در دل گیم‌پلی پیش می‌بُرد؛ بدون آنکه کوچک‌ترین وقفه‌ای در تجربه مخاطب ایجاد کند. این شیوه‌ روایی، بازیکن را به‌طور کامل در اتمسفر بازی غوطه‌ور می‌ساخت. یکی دیگر از برگ‌های برنده بازی، ادغام خلاقانه موتور فیزیک Havok در هسته مکانیک‌های گیم‌پلی بود. این موتور به بازیکنان اجازه می‌داد تعاملی کاملاً واقع‌گرایانه با اشیاء و محیط داشته باشند؛ به طوری که طراحی مراحل، هوش و خلاقیت مخاطب را برای حل معماها و عبور از موانع به چالش می‌کشید. این سطح از تعامل در آن زمان بی‌سابقه بود و استانداردهای جدیدی را برای این صنعت تعریف کرد. اما پس از انتشار نسخه دوم و دو اپیزود تکمیلی آن، این سری ساختارشکن ناگهان در سکوتی مطلق فرو رفت. این غیبت طولانی و ناگهانی برای هواداران وفادار، نه‌تنها طاقت‌فرسا بلکه غیرقابل‌توجیه بود. اعتراض‌ها و تقاضاهای مکرر جامعه کاربران از استودیو Valve و شخص «گیب نیول»، همواره با یک «نه» قاطعانه یا دیواری از سکوت روبه‌رو می‌شد. با این حال، در سال ۲۰۲۰ و با انتشار بازی واقعیت مجازی Half-Life: Alyx که پیش‌درآمدی میان نسخه اول و دوم بود، بارقه‌ای از امید دوباره در دل‌ها روشن شد. این اثر با کیفیت خیره‌کننده خود، نه‌تنها تحسین منتقدان را برانگیخت، بلکه دل هواداران قدیمی را هم به دست آورد تا باور کنند ولوز هنوز جادوی بازیسازی را فراموش نکرده است. انتظار برای بازگشت دوباره‌ی «گوردون فریمن» و دوستانش همچنان ادامه دارد؛ اتفاقی که اگر روزی به حقیقت بپیوندد، بدون شک Half-Life 3 را به یکی از بزرگ‌ترین و هیجان‌انگیزترین رویدادهای تاریخ رسانه تبدیل خواهد کرد.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا