نقد و بررسی Soma

SOMA نقد و بررسی Soma

محمد شکری

«Frictional Games» که دو سال پیش عنوان «Soma» را برای PC و PS4 منتشر کرده بود، اخیرا آن را بر روی Xbox One نیز عرضه کرده است. با وجود این‌که تغییر خاصی در محتوای بازی ایجاد نشده، ولی تجربه مجدد این عنوان و بازبینی دوباره آن خالی از لطف نیست.

داستان از جایی شروع می‌شود که شخصیت اصلی، «Simon Jarrett»، پس از یک تصادف سخت که منجر به مرگ دوستش و به وجود آمدن ضایعه‌ای در مغزش شده، در وضعیت روحی بغرنجی به سر می‌برد و به کمک یک متخصص مغز سعی دارد که از مشکلاتش رهایی یابد و در این بین تن به اسکن مغزی پیچیده‌ای می‌دهد. اما نتیجه کار اندکی عجب به نظر می‌آید و Simon سر از شهری ساخته شده در زیر دریا در می‌آورد، «PATHOS-II»، جایی که همه چیز در آن نابود شده و فقط ایستگاه‌های خالی از سکنه و ربات‌هایی وجود دارند که برخی از آن‌ها گمان می‌کنند انسان هستند! البته زمان هم مقداری جلو رفته و اکنون حدود صد سال بعد از لحظات ابتدایی بازی را تجربه می‌کنید. داستان در ابتدا بسیار گنگ و نامفهوم بوده و شما نه می‌دانید به کجا آمده‌اید و نه این‌که جریان از چه قرار است ولی هر چی در بازی پیش روید گره‌های داستان یک به یک باز شده و به مرور با سورپرایزها و اتفاقات شگفت‌انگیزی روبرو می‌شوید که هر لحظه شما را برای دانستن ادامه ماجرا مشتاق نگه می‌دارد. با پیش‌بینی نابودی زمین، انسان‌ها برای نجات نسل خود آخرین امیدشان را در زیر اقیانوس ساخته‌اند جایی که اکنون فقط ربات‌هایی انسان نما در آن باقی مانده‌اند، ربات‌هایی که پس از مدتی متوجه می‌شوید برخی از آن‌ها برای انسان بودن خود دلایل قابل قبولی دارند! وجود شخصیت‌هایی همچون «Catherine»، که در واقع نقش راهنمای شما را دارد و در اکثر مواقع فقط صدای وی را خواهید شنید، موجب می‌گردد که روایت داستان شکل خسته کننده به خود نگیرد و شما صرفا عاملی جهت گشودن گره‌های داستانی نباشید. پیشرفت تکنولوژی و احساس انسانی در زمینه ارتباط با آن، یکی از نکاتی است که در روند بازی تاکید زیادی به آن شده و در واقع سازنده سعی نموده که بازیکن همانند Simon، در ابتدا گیج و در پی یافتن حقیقت باشد و با آشکار شدن سوالات، حس کند که خود در چنین وضعیتی گرفتار آمده است. از این منظر، سازنده به خوبی کار خود را انجام داده و به کمک دیالوگ‌های جالب در کنار فضا سازی بی‌نظیر و خلق دنیایی مرموز و بعضا دلهره‌آور، یکی از بهترین روایت‌های داستانی این نسل را تدارک دیده است.

در Soma همه چیز بر پایه ناشناخته‌ها و تلاش برای یافتن سوالات ساخته شده و عمده فعالیت شما در بازی، عبور از اتاق‌های گوناگون و حل کردن برخی معماها و پازل‌های بعضا ساده است. محیط‌ها اکثرا تاریک و پر از اشیا مختلف هستند که البته بیشتر آن‌ها نقشی در پیاده سازی گیم‌پلی نداشته و فقط برخی جمع‌کردنی‌ها جهت توضیحات بیشتر در مورد داستان، کاربرد دارند. البته شما در طول بازی تنها نیستید و هیولاهایی چندش‌آور نیز شما را در این دنیای مخوف همراهی می‌کنند! مواجه شدن با این دشمنان چیزی جز مرگ عاید شما نمی‌کند و در بخش‌هایی که با آن‌ها روبرو می‌شوید باید به صورت مخفیانه از دستشان فرار کنید. این هیولاها به صدا و نور حساس بوده و حضور آن‌ها با افکت به هم ریختن صفحه همراه می‌شود که پس از مدتی به شدت آزاردهنده شده و تمرکز شما جهت انجام مخفی کاری را به هم خواهد زد. جهت حل این معضل، در نسخه Xbox One حالتی تحت عنوان Safe Mode افزوده گشته که موجب می‌شود هیولاها دیگر نتوانند شما را از میان بردارند. هر چند هنوز آن افکت آزاردهنده در هنگام نزدیک شدن به آن‌ها وجود دارد ولی با این روش دیگر نیازی به مخفی کاری نداشته و به سرعت می‌توانید از چنگالشان فرار کرده و به قول معروف آن‌ها را در خماری بگذارید! ولی باید این نکته را هم در نظر بگیرید که استفاده از این حالت موجب می‌شود که بخش‌های ترسناک بازی، دیگر آن حس و حال سابق را نداشته باشد چون در واقع هیولاها خطری برای شما نداشته و می‌دانید که نمی‌توانند به شما آسیب برسانند.

در نگاه اول ممکن است گیم‌پلی ساده بازی این احساس را به وجود آورد که ممکن است پس از مدتی روند آن خسته کننده شود ولی طراحی محیط‌ها و چینش پازل‌ها در بخش‌های گوناگون به خوبی صورت پذیرفته و این نقصیه را تا حدی جبران می‌نماید. اکثر معماها به وسیله کامپیوترهای موجود در محیط حل می‌گردد که از این نظر سازنده سعی نموده بین گیم‌پلی و روند داستانی در مورد ارتباط انسان و تکنولوژی، رابطه برقرار کند که می‌توان گفت در کار خود نیز موفق بوده است. برخلاف بسیاری از عناوین ترسناک، در این بازی نباید انتظار صحنه‌هایی داشته باشید که شما را از روی صندلی به بالا پرتاب کند، در عوض فضاسازی فوق‌العاده موجب میخکوب کردنتان خواهد شد! در واقع هدف اصلی خلق یک بازی صرفا ترسناک نبوده و حضور هیولاها در برخی محیط‌ها بیشتر به خاطر این بوده که گمان نکنید شما تنها موجود زنده در اعماق اقیانوس هستید و سازنده تلاش نموده همیشه حس اضطراب با بازیکن همراه باشد. در عوض به کمک صداگذاری عالی و موسیقی خاصی که پخش می‌شود، یک فضای مرده، مرموز و رعب آور تا انتها در کنار شما بوده و در حین بازی کردن هرگز احساس راحتی نخواهید داشت.

از منظر طراحی، شهر زیر اقیانوس دقیقا یادآور محیطی است که تکنولوژی نقش زیادی در آن داشته و هر کدام از ایستگاه‌ها با ظرافت خاصی ساخته شده‌اند. بخش‌هایی که در میان اقیانوس می‌گذرد نیز به خوبی طراحی شده و قدم زدن در میان تاریکی و سکوت زیر آب، حس جالبی را به مخاطب القا می‌کند. افت فریم و فریز کردن چند لحظه‌ای، از جمله مشکلات تکنیکی بازی است که هر چند دائمی نیستند ولی در برخی موارد ممکن است برای شما آزاردهنده باشند. با توجه به این‌که Simon و Catherine در بسیاری از مواقع در حال صحبت کردن با یکدیگر هستند، باید گفت که صداپیشگان کار خود را به خوبی انجام داده و حس ترس و هیجان را به موقع بروز می‌دهند. از سوی دیگر صداگذاری سایر بخش‌ها فوق العاده عالی بوده و به کمک موسیقی شنیدنی، موجب می‌گردد که فضایی رعب‌آور و استرس‌زا در تمام طول بازی برقرار باشد.

هدف اصلی Soma روایت داستانی عجیب، در کنار خلق اتمسفری مرموز بوده و در این راه نیز موفق بوده است. هر چند سادگی گیم‌پلی اندکی از ارزش‌های این عنوان می‌کاهد ولی باز هم تجربه آن برای علاقه‌مندان به سبک ترس، جالب خواهد بود.

نقد و بررسی بازی Soma بر اساس نسخه ارسالی سازنده برای وبسایت بازی‌سنتر نوشته شده است.

نقد شده بر رویXbox One

نقاط قوت

  • روایت داستانی عالی
  • خلق فضایی مرموز و دلهره‌آور
  • صداگذاری بسیار خوب

نقاط ضعف

  • سادگی گیم‌پلی
8

عالی

داستان یکی از عوامل جدایی ناپذیر یک بازی کامپیوتری است. داستان گاها می تواند به تنهایی موفقیت یک عنوان را تضمین کند. می تواند بازیکن را تا پایان به پای خود بنشاند و بعد از پایان حتی آن بازی را در خاطره ها جای دهد. عناوینی که این مدال را دریافت می کنند، داستانی بسیار قدرتمند، زیبا و منحصربفرد دارند و از تاثیر آن در روند بازی نمی توان چشم پوشی کرد.
صداگذاری، صداپیشگی و موسیقی از موارد مهمی هستند که لذت بردن از یک عنوان را چند برابر می کنند. هیجان وارده از صدای سلاح ها و انفجار ها در میدان نبرد یا صدای غرش موتور اتومبیل در جاده را نمی توان نادیده گرفت. نحوه گویش جملات و صحبت صداپیشه می تواند تاثیر بسزایی را در ذهن مخاطب ایجاد کند و برقراری ارتباط و همزاد پنداری با آن کاراکتر خاص را برای بازیکن راحت تر کند. موسیقی می تواند احساسات بازیکن را تحریک کرده و او را وادار به خنده یا حتی گریه کند!
محمد شکری
گیم، کتاب، فیلم، فوتبال
میانگین امتیاز کاربران
5.8
3 رای
امتیاز
ثبت
امتیاز شما
0

نقدهای بیشتر

منتخبی از دیگر نقدهای تحریریه

نظرات

  1. saeedonly

    داستانش دیوونه کنندش.مخصوصا اخرش

نظر دهید