نقد و بررسی Shadows: Awakening

نقد و بررسی Shadows: Awakening

کاوه اسکندری

محبوبیت آثار نقش‌آفرینی اکشن ایزومتریک در سال‌های اخیر و با کم‌رنگ شدن عناوینی همانند «دیابلو» رو به افول بوده است؛ به طوری که تعداد بازی‌های مورد عرضه در این سبک در سال ۲۰۱۸ در مقایسه با ۲۰۱۳ به حدوداً نصف رسیده است. به همین منوال فروش محصولات موجود در این ژانر نیز کاهش یافته و با ظهور سبک‌هایی همانند بتل رویال، بازیکنان نیز به آن سمت کشیده شده‌اند. با این حال تمامی این موارد دلایل کافی برای مرگ کامل این دسته از آثار نیستند و هنوز استودیو‌هایی وجود دارند که تمرکز خود را بر روی ارائه گیم‌پلی معتاد کننده و دیوانه‌وار «ARPG» می‌گذارند. آخرین عنوان شرکت کهنه‌کار «Games Farm» که پیشتر آثاری همانند «Wolves of Midgard» و «Shadows : Heretic Kingdoms» را توسعه داده است، «Shadows : Awakening» نام دارد. این اثر ادامه غیر‌مستقیم ساخته پیشین این استودیو است و در همان جهان Heretic Kingdoms اتفاق می‌افتد و همانند عنوان قبل از خود، محصولی نچندان کم‌ایراد، اما بسیار سرگرم‌کننده است که می‌تواند تمامی طرفداران این ژانر خلوت شده را دوباره جذب کشتار هیولا‌ها کند.

ترکیب المان‌های نقش‌آفرینی کلاسیک و اکشن ایزومتریک در آثار APRG معمول نیست. زیرا رویکرد آهسته و مکانیزه دسته اول به طور عمومی در تداخل با نبرد‌های دیوانه‌وار بازی‌های دسته دوم قرار دارد. به همین دلیل نیز کمتر عنوانی را می‌توان یافت که هم از سیستم دیالوگ و انتخاب و نتیجه و هم از اکشن ایزومتریک مبتنی بر کلیک استفاده کند. در‌واقع Shadows: Awakening از این لحاظ خاص است که سعی می‌کند در کنار مبارزات سریع مختص این سبک، از مکانیک‌های کلاسیک‌تر همانند کنترل شخصیت‌های مختلف و انتخاب دیالوگ نیز بهره بجوید. بازی‌کن در نقش شخصیتی به نام «Devourer» قرار دارد که شیطانی بسیار قدرت‌مند است که می‌تواند ارواح مردگان را به تسخیر خود در‌آورد. اما این شیطان برخلاف موجودات اهریمنی معمول در آثار دیگر، آنچنان که به نظر می‌آید بدجنس نیست. به همین دلیل نیز با امضا کردن قرار‌دادی با فانی‌ها، اقدام به نجات جهان انسان‌ها از موجودات خبیث در ازای قدرت بیشتر می‌نماید. اکثر شخصیت‌های حاضر در بازی نیز همانند خود Devourer، خاکستری هستند و با کمتر فردی مواجه می‌شوید که به صورت کلاسیک بد یا خوب باشد. کاراکتر اصلی در طول ماجرا‌های خود با ارواح کسانی رودررو می‌شود که طی ماجرا‌هایی عمدتا تراژیک کشته شده‌اند و حال روحشان در نا‌آرامی قراردارد. شخصیت اصلی می‌تواند با استفاده از قدرت ویژه‌ای که دارد آن‌ها را وارد گروه خود کرده و از تخصص‌های آنان در طول داستان بازی بهره بجوید. این ارواح با این‌که به اندازه کاراکتر‌های موجود در بازی‌های بزرگ‌تر سبک نقش‌آفرینی ساخته‌وپرداخته نیستند، اما همگی ویژگی‌های شخصی خود را دارند و با توجه به این‌که نمی‌توان هیچکدامشان را در تفکر قالبی معمول داستان‌های حماسی قرار داد، گوش دادن به نظرات و گفتارشان تا پایان داستان لذت‌بخش باقی می‌ماند. ماموریت‌های موجود در بازی به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند، تعدادی از آن‌ها در محوریت شخصیت‌های قابل بازی و با هدف یافتن ارواح جدید انجام می‌شوند و تعدادی نیز مرتبط با ماموریت‌های اصلی و یا فرعی موجود در جا‌به‌جای جهان هستند.

مراحل دسته اول به شدت فوق‌العاده طراحی شده‌اند و وظیفه مخاطب در عمده آن‌ها، یافتن راز قتل یکی از شخصیت‌های اصلی و مواجه با حقیقت است. حقیقت مذکور در اکثر موارد تلخ بوده و بیانگر داستان تراژیکی است که موجب عدم آرامش ارواح شده است. به طور مثال کاراکتر گابلین مانندی به عنوان همراهی از کلاس رنجر وجود دارد که در تلاش برای دفاع از دوست خود کشته شده و در مراقبت از جان دوستش نیز ناکام مانده است. حال شبح او بر روی جسد رفیقش به انتظار نشسته و حتی در مرگ نیز از وی حفاظت می‌کند. بسیاری از ماموریت‌های مرتبط با کاراکتر‌های جانبی در این حد تاثیر‌گذار و عمیق هستند و به همین دلیل نیز تا یافتن آخرین شخصیت قابل بازی، درگیر کننده باقی می‌مانند. اما دسته دوم از ماموریت‌ها که به صورت کلی شامل حال اکثر مراحل اصلی و فرعی می‌شود، از کیفیت به نسبت پایین‌تری برخوردار است. این ماموریت‌ها در بسیاری موارد تنها در کشتن دشمنی خاص و یا یافتن آیتم مورد نظر یکی از شخصیت‌های فرعی خلاصه می‌شوند و بیشتر از وجه داستانی، هدف افزایش سطح بازیکن را دارند. درواقع بخش روایی اصلی بیشتر در میان‌پرده‌های انتهای ماموریت‌ها دنبال می‌شود و جز مراحل مرتبط با شخصیت‌های قابل بازی، دیگر ماموریت‌ها نقش آنچنان مستقیمی در روایت ندارند. عدم استفاده از داستان‌گویی همزمان می‌تواند اثرات متفاوتی بر دیدگاه مخاطب نسبت به عنوان مورد تجربه داشته باشد. از یک سو این مورد را می‌توان به عدم توان استودیو سازنده به مرتبط ساختن گیم‌پلی بازی به داستان آن تعمیم داد؛ در صورت بروز چنین مشکلی، تأثیر دریافت شده توسط بازیکن از اثر کاهش یافته و موجب ایجان حس گسستگی بین فاکتور‌های اصلی آن شده و می‌تواند به تجربه کلی عنوان آسیب بزند. از سوی دیگر تکیه بر کات‌سین‌های داستانی برای روایت آن موجب آزادی بیشتر در مبحث گیم‌پلی خواهد شد و دست سازنده را برای پیاده‌سازی کامل و دقیق ایده‌های خود باز خواهد گذاشت. این مورد مخصوصاً در آثار مبتنی بر گیم‌پلی می‌تواند بسیار کارساز بوده و با جداسازی مکانیزم‌های مرتبط به هم، امکان تخصیص منابع بیشتر به اصلی‌ترین بخش بازی را به توسعه‌دهندگان بدهد. از استفاده کنندگان صحیح این سیستم می‌توان به بلیزارد و استودیو‌هایی همانند «Larian» اشاره کرد. خوش‌بختانه Shadows: Awakening نیز ذاتاً و بر اساس سبکی که در آن ساخته شده است، در زمره آثاری قرار می‌گیرد که برای تجربه تمام و کمال آن بازیکن اساساً نیز به داستان ندارد و معمولاً از آن برای پیشبرد المان‌های گیم‌پلی استفاده می‌شود. به همین دلیل نیز عدم ارتباط روایی ماموریت‌ها با داستان اصلی ضربه مهلکی بر پیکره تجربی بازی نمی‌زند و تنها شاید مخاطب دقیق‌تر را مقداری به دلیل این گسستگی اذیت کند.

Shadows: Awakening را از منظر گیم‌پلی می‌توان به دو بخش مجزا تقسیم کرد، قسمت مبارزات که تا حد زیادی همانند نقش‌آفرینی‌های اکشن ایزومتریک دیگر مثل دیابلو اجرا میشود، و بخش گشت‌گذار که شباهت بیشتری به RPGهای کامپیوتری مانند «Divinity» دارد. البته همانطور که انتظار می‌رود استفاده از المان‌های نقش‌آفرینی‌های جدی‌تر تنها در انتخاب دیالوگ و گردش در یک محیط هاب مانند که هر چند مرحله یک‌بار بنابر موقعیت داستانی تغییر می‌کند خلاصه شده است و خبری از انتخابات مختلف و مسیر‌های انشعابی نیست. درواقع شما به عنوان کاراکتر اصلی، تنها دیالوگ‌های مختلف را بر اساس ترتیب مد نظر خود انتخاب می‌کنید و نتیجه کار همواره یکسان است. این مورد با این‌که شاید بی‌هدف و پوچ به نظر آید، اما کمک شایانی به جذاب‌تر شدن تجربه گردش در محیط می‌کند و آن را از دیگر آثار این سبک که به طور معمول بخش‌های گشت‌و‌گذار آن‌ها خشک است، متمایز می‌سازد.

 صداگذاری مناسب و بعضا کمدیک شخصیت‌ها نیز درگیرکنندگی صحبت با آن‌ها را افزایش داده و شنیدن صدای این افراد را به یکی از بخش‌های جذاب بازی تبدیل می‌کند. با این‌حال و برخلاف بخش دیالوگ‌ها، قسمت شخصی‌سازی به شدت پیچیده و کاربردی طراحی شده است مخاطب در آغاز کار خود علاوه بر Devourer که شخصیت اصلی است، یکی از سه کاراکتر داستانی دیگر را انتخاب کرده و در طی روایی اثر، بالغ بر ۶ جنگجوی قابل کنترل را نیز به تیم مبارزان خود اضافه می‌کند. هرکدام از این شخصیت‌ها دارای قابلیت‌ها و قدرت‌های منحصر‌به‌فرد خود هستند و با دیگر افراد گروه نیز هماهنگی‌های گوناگونی دارند. به طور مثال یکی از معمول‌ترین حرکات ترکیبی استفاده از روغن قابل اشتعال بر روی دشمنان توسط تیر‌انداز پارتی و به آتش کشیده شدن آن‌ها توسط جادوگر است که موجب افزایش قابل توجه خسارت وارده توسط جادو می‌شود. هر کاراکتر بیشتر از ۱۵ قابلیت در دسترس دارد که به دقت و با در نظر گرفتن حرکات ترکیبی مختلف طراحی شده‌اند و همین دلیل نیز استفاده از آن‌ها همواره نیازمند فکر و در عین حال جذاب است.

نکته جالب توجهی که Shadows: Awakening را بیش از هرچیزی از عناوین هم‌سبک خود جدا می‌کند، استفاده از نوعی سیستم پارتی منفعل (Passive Party) است که با این‌که قبلاً در بعضی بازی‌های نقش‌آفرینی اکشن حضور یافته است، اما به طور کلی معمول نیست. این مکانیک سیستم پارتی مورد استفاده در اکثر آثار نقش‌آفرینی را برداشته و با تقلیل آن به تنها یک شخصیت قابل بازی در هر لحظه، آن‌را مناسب ژانری همانند اکشن ایزومتریک می‌نماید. درواقع مخاطب به چهار یا پنج کاراکتری انتخابی خود به صورت هم‌زمان دسترسی ندارد و با زدن یک دکمه به صورت آنی از یک کاراکتر به دیگری جهش می‌کند. بهره جستن از این رویکرد در محصول مذکور از دو جهت بسیار مثبت بوده است. اول آن‌که مشخصاً قابلیت استفاده از چهار شخصیت در لحظه، درب‌های استراتژیک بسیاری را بر روی بازی‌کن باز می‌کند؛ به طوری که می‌توان به چند روش مختلف در مبارزات عمل نمایید. مثلاً یکی از شخصیت‌ها با کاشتن یک تله از اجرای جادو توسط جادوگران دشمن جلوگیری کرده و حال شوالیه گروه با شمشیر بزرگ خود مشغول به تکه‌تکه کردن آن‌ها می‌شود. استفاده از این تاکتیک‌ها در بسیاری از مبارزات تبدیل به بخشی اجباری از بازی می‌شوند، زیرا تعداد زیادی از دشمنان و مخصوصاً باس‌های پر‌تعداد بازی خارج از توان یک شخصیت محدود هستند و پیروزی بر آن‌ها با استفاده از تنها یک نفر، اگر امکان نا‌پذیر نیز نباشد، بسیار سخت است.

در واقع دشمنان مختلف به درستی و بر اساس قدرت‌های گوناگون در اختیار مخاطب طراحی شده‌اند و به همین دلیل نیز پیروزی بر آن‌ها نیازمند یادگیری و استفاده مداوم از قابلیت‌های مذکور است. دیگر بخش مثبت استفاده از چند کاراکتر آن است که شخصیت اصلی که یک شیطان است، از منظر داستانی قابلیت حضور در بعد فیزیکی را ندارد و برای این کار حتماً می‌بایست از یکی از ارواح تحت سیطره خود بهره بجوید. به همین دلیل شما درواقع در آن واحد در دو مکان حضور دارید، یکی جهان فانی‌ها که همان دنیای خودمان است و قسمت بزرگی از داستان در آن جریان دارد، و دیگری بعد سایه که محل زندگی Devourer است و همان جهان شیاطین و موجودات فراطبیعی را شامل می‌شود. بازی‌کن در هر لحظه می‌تواند از یکی به دیگری رفت‌و‌آمد کند و با توجه به آن‌که هرکدام از آن‌ها دارای دشمنان مخصوص خود هستند، می‌تواند از این مورد برای پیاده‌سازی تاکتیک‌های مختلف استفاده کرد. به طوری که مثلاً دشمنان در دنیای معمولی به هنگام ورود به بعد سایه بی‌حرکت باقی می‌مانند و از این استراتژی می‌توان به راحتی برای جایگیری برای تیر‌اندازان گروه استفاده کرد. علاوه بر بخش مبارزات، سیر در دو جهان مختلف در قسمت معما‌ها و پازل‌ها نیز استفاده شده است. تمامی قسمت‌های فکری بازی را نمی‌توان تنها با تکیه بر قابلیت‌های یک کاراکتر حل کرد و برای پیش‌روی می‌بایست از قدرت وجود و خروج به یک دنیای دیگر استفاده کرد. این مورد تجربه Shadows: Awakening را فراتر از بسیاری از آثار هم‌سبک آن قرار می‌دهد و اطمینان حاصل می‌کند که مخاطب در طول داستان از رویارویی با دشمنان یکسان خسته نشود.

مکانیک‌های کلی مبارزات اما برخلاف دیگر سیستم‌های اشاره شده آنچنان خلاقانه طراحی نشده‌اند. بازی‌کن می‌تواند در یک لحظه از کاراکتری به کاراکتر دیگر جهش کند، اما گیم‌پلی مورد ارائه توسط این شخصیت‌ها تقریباً مشابه مکانیزم‌های مبارزه موجود در آثار دیگر است. به حدی که اگر شما به عنوان مخاطب عنوانی همانند دیابلو و یا «Grim Dawn» را تجربه کرده باشید، هیچ مورد جدیدی در کمبت ساخته Games Farm نیز نخواهید یافت. درواقع رویارویی با دشمنان و کشتار آن‌ها در اکثر مواقع به حد کافی راضی کننده است، اما هیچ‌گاه حس مورد نیاز برای به‌یاد‌ماندنی بودن اثر مورد تجربه را ارائه نمی‌کند.

دیگر نکته‌ای که ممکن است طرفداران سبک نقش‌آفرینی را از تجربه عنوان مورد نقد برحذر دارد، وجود باگ‌های متعدد در جای‌جای آن است. اما مورد جالبی که در مورد ایرادات فنی موجود در Shadows: Awakening وجود دارد آن است که این باگ‌ها در قریب به تمامی اوقات به حدی اذیت کننده نیستند که جلوی پیشروی در داستان را بگیرند و تنها محیط بصری آن‌را زشت جلوه می‌دهند. به طور مثال مدل بعضی کاراکتر‌های فرعی و یا انمیشن آن‌ها در اکثر موارد لود نمی‌شود و شما با‌شخصیتی مواجه می‌شوید که مثل غول چراغ جادو بدون اینکه قدمی بردارد حرکت می‌کند. موارد این‌چنینی تأثیر منفی در پیشبرد داستانی بازی ندارند، اما ممکن است برای افرادی که سعی در غرق شدن در آن دارند نا‌امید‌کننده باشند.

به طور کلی Shadows: Awakening اثریست بسیار خوب که در کنار مبارزات و ماجراجویی معمول آثار اکشن ایزومتریک، بخش‌های خلاقانه و جدیدی را نیز به نمایش می‌گذارد. و با داشتن گیم‌پلیی درگیر‌کننده و شخصیت‌های جانبی جالب، و با توجه به قیمت مناسب، به تمامی طرفداران این سبک توصیه می‌شود.

نقد و بررسی بازی Shadows: Awakening بر اساس نسخه ارسالی سازنده برای وبسایت بازیسنتر نوشته شده است.

نقد شده بر رویPC

نقاط قوت

  • گیم‌پلی روان و مهیج
  • ماموریت‌های مرتبط به شخصیت‌های همراه
  • وجود دو جهان مختلف برای اکتشاف همزمان
  • محتوای مناسب و طولانی

نقاط ضعف

  • باگ‌های پرتعداد
  • عدم وجود خلاقیت در مبارزات
  • انتخاب‌های مخاطب هیچ تاثیری بر داستان ندارد
7.5

بسیار خوب

میانگین امتیاز کاربران
0
0 رای
امتیاز
ثبت
امتیاز شما
0

نقدهای بیشتر

منتخبی از دیگر نقدهای تحریریه