نقد بازی Forza Horizon 4

Forza Horizon 4 نقد بازی Forza Horizon 4

بهرام بی غرض

شش سال قبل در چنین روزهایی بود که سایت بازی‌سنتر نقد و بررسی اولین شماره از سری «فورتزا هورایزون» را منتشر کرد. در قسمتی از نقد آمده‌ بود: «Forza Horizon سعی کرده با فاصله گرفتن از سری Motorsport، خود را به عنوان یک اثر مجزا و مستقل ثابت کند. نتیجه کار آن‌قدر عالی است که به راحتی این عنوان را هم‌ردیف برترین ریسینگ‌های این نسل قرار می‌دهد. Horizon بهشتی برای دوست‌داران ریسینگ بوده و دنیای وسیع بازی، منتظر شماست تا با نهایت سرعت به سمت افق برانید، البته شما در این راه به یک یار مطمئن و سریع نیاز دارید، یک آونتادور!» حال مدت زمان زیادی از عرضه اولین شماره هورایزون گذشته، به سال‌های آخر نسل هشتم رسیده‌ایم و این سری موفق شده‌است با حفظ کیفیت خود و افزودن موارد بیشتر به یکی از بهترین عناوین ریسینگ تبدیل گردد. شماره سوم به قدری کامل بود که عملاً موفقیت دوباره ادامه این سری را به کاری سخت و شاید غیر ممکن برای تیم «پلی‌گراند» تبدیل می‌کرد. با این حال «مایکروسافت» و پلی‌گراند یک بار دیگر ما را به فستیوال هورایزون دعوت کرده‌اند تا اتومبیل‌های خود را روشن کرده و این بار در بریتانیا به رانندگی بپردازیم. در متن پیش‌رو سعی کرده‌ام نگاهی عمیق به Forza Horizon 4 انداخته و با بررسی بخش‌های مختلف آن مطلبی کامل را ارائه دهم.

تاکنون هر شماره از سری هورایزون دارای ویژگی منحصر به فردی بوده که یکی از دلایل عمده موفقیت آن‌ها نیز بوده‌ است. به عنوان مثال شماره اول چرخه شب و روز را برای سری به ارمغان آورد و شماره دوم اجازه داد تا مسابقات به خارج از جاده‌ها منتقل شوند. شاید هیچ‌کدام از این ویژگی‌ها یک ویژگی جدید و انقلابی برای این سبک و سری محسوب نشوند، اما به قدری خوب در بازی پیاده شده بودند که باعث شد موفقیت این سری رقم بخورد و سری هورایزون را به یکی از بهترین عناوین سبک ریسینگ تبدیل کند. اما برویم به سراغ شماره چهارم که این بار با یک ویژگی کاملاً جدید بازگشته است، آن هم «چرخه پویای فصل». ایده‌ای که اگر به درستی در بازی پیاده شود، «انقلابی» در سبک ریسینگ به پا خواهد کرد. حال سؤال اینجاست آیا پلی‌گراند موفق شده‌ تا این قدم وسیع را به درستی بردارد؟ برای یافتن پاسخ این سؤال سعی کردم تا تمام فصول بازی را به صورت دقیق بررسی کنم و چکیده‌ای از نقاط قوت و ضعف آن را در قالب متن به تصویر بکشم. شروع بازی همانند کتاب داستانی است که موقع کودکی مادرم برایم می‌خواند. به قدری شیرین و جذاب بود که تا آخر داستان لحظه‌ای از توجه به آن دور نمی‌ماندم و هر شب از مادرم می‌خواستم تا آن را برایم بیان کند. شروعی که کلیت عمومی از حس و حال کتاب داستان مورد علاقه من را بیان می‌کرد. فورتزا هم به همین شکل شروع می‌شود و با پاییز خود و به دنبال آن زمستان و بهار و درنهایت تابستان، توانسته یکی از جذاب‌ترین تجربه‌های ممکن را برایم به ارمغان آورد. هر کدام از فصل‌های بازی دارای ویژگی‌های متمایز کننده‌ای هستند که تجربه‌ای کاملاً متفاوت را نسبت به یک‌دیگر ارائه می‌دهند. با همان فصل پاییز شروع کنیم، در حالی که محیط بازی به رنگ زرد و نارنجی درآمده، شاهد ریزش برگ‌ها به سطح جاده خواهیم بود و در کنار آن بارش باران باعث شده تا جاده‌های بازی لغزنده شوند و در نتیجه بر روی هندلینگ و کنترل بازی تأثیر بگذارند. بعد از آن محیط سرتاسر سفید پوش زمستان همانند بسته الحاقی شماره سوم یعنی «Blizzard Mountain»، تجربه رانندگی در برف را به ارمغان می‌آورد که نیازمند تایر مختص به برف است. بهار هم با طبیعت سر سبز و بکر خود همراه با بارش باران و ایجاد گودال‌های آب و گل و لای، تجربه دیگری از فورتزا را ارائه می‌دهد و در نهایت تابستان همان چیزی است که در شماره‌های قبلی هم شاهد آن بودیم. نتیجه کار به قدری خوب از آب درآمده که هیچ نقدی بر آن وارد نیست. فصل‌ها هر هفت روز یک‌بار به صورت پویا دچار تغییر و تحول می‌شوند. به عنوان مثال در شروع فصل تابستان شاهد محیطی سر سبزهستیم، اما هر چه بیشتر به انتها فصل نزدیک می‌شویم، رنگ برگ‌ها کم‌رنگ‌ترشده و درختان آماده ورود به فصل پاییز می‌شوند. در فصل زمستان آب موجود در دریاچه‌های بازی یخ زده و عملاً فضا جدیدی برای رانندگی را ایجاد می‌کند در یک جمله می‌توان به صورت خلاصه گفت، این همان بهشتی است که در شماره اول فورتزا هورایزون در نسل هفتم کنسول‌ها بر روی سخت‌افزار محدود «Xbox 360» تجربه کردیم. عنوانی که در زمان خودش تفاوت فاحشی با سایر رقبا داشت و حال دوباره برادر کوچک‌تر آن موفق به تکرار آن شده‌است. تیم پلی‌گراند موفق شده‌است از تغییر فصول به خوبی در بازی استفاده ببرد و از این حیث روح تازه‌ای به این سری دمیده است.

فیزیک واقعی سری موتور اسپورت یکی از عوامل موفقیت این سری محسوب می‌شود. فیزیکی که در شماره هفتم هم دچار تغییر و تحولاتی شد و هر چه بیشتر حس و حال یک عنوان «شبیه‌ساز رانندگی» را منتقل می‌کرد. حال همان فیزیک فوق‌العاده در شماره چهارم هورایزون هم استفاده شده و از این حیث تجربه رانندگی در بازی بیش از بیش لذت بخش گشته‌ است. هر چند سازندگان بازی سعی کرده‌اند تا با کم کردن فشار وارد شده بر اثر سرعت اتومبیل‌ها تا حدودی از حس سنگین بودن اتومبیل‌ها بکاهند تا بازی بیشتر به سمت و سوی یک عنوان «آرکید» برود، اما باز هم در این شماره بیشتر حس تجربه «فورتزا موتور اسپورت» در قالب هورایزون حس می‌شود که نه تنها یک نکته منفی محسوب نشده، بلکه رانندگی در بازی را به عنصری فوق‌العاده لذت بخش تبدیل کرده‌ است. در حالی که بیش از ۴۵۰ ماشین در بازی در دسترس است هر کدام از آن‌ها دارای هندلینگ، قدرت و ویژگی‌های مختص به خود هستند و تجربه رانندگی در هر کدام از این اتومبیل‌ها متمایز با دیگری است. از کامیون‌ها گرفته تا جدیدترین اتومبیل مک‌لارن، لامبورگینی و فراری، مرسدس بنز و پورشه، ماشین‌های کلاسیک همه در بازی در دسترس هستند. فورتزا هورایزون ۴ همانند برادران بزرگ خود این بار هم این آزادی را در اختیار ما قرار می‌دهد تا رانندگی را فراتر از جاده‌ها برده و در انواع و اقسام محیط‌ها از زمین‌های کشاورزی گرفته تا محیط‌های کوهستانی بریتانیا، رانندگی را تجربه کنیم. عنصر اصلی که تیم پلی‌گراند از شماره اول از آن استفاده کرده و در شماره چهارم هم به اوج خود رسیده‌، قطعاً همان انتقال هیولایی است که تیم «ترن ۱۰» با سری موتوراسپورت ساخته‌ است. پلی‌گراند موفق شده تا هسته اصلی موتور اسپورت را در قالب یک بازی ارکید گسترش دهد. ویژگی که این روزها عناوینی مثل «NFS» و «The Crew» به شدت از آن رنج می‌برند و فاقد عمق کافی در بخش گیم‌پلی هستند.

برای انجام نقد بررسی بازی به سراغ فرمان «TMX» شرکت «Thrustmaster» رفتم. فرمانی که با دارا بودن تکنولوژی «Force Feedback» توانسته حس و حال رانندگی را در عناوین قبل از هورایزون به خوبی القا کند. علاوه بر این کنترلر «الیت» کنسول «Xbox One» هم دیگر کنترلری بود که برای شماره چهارم استفاده کردم. اول به سراغ تجربه بازی با کنترلر معمولی برویم. همانند شماره‌های قبل تجربه فورتزا هورایزون با کنترلر به لطف فیزیک و مکانیک دقیق این سری، عالی عمل می‌کند و یکی از بهترین تجربه‌های موجود در سبک ریسینگ است. در عین حال تجربه با فرمان کمی در سری هورایزون متفاوت است. فرمان TMX قطعاً یکی از بهترین فرمان‌هایی است که می‌توان برای عناوین شبیه‌ساز رانندگی مثل «Project Cars» و فورتزا موتور اسپورت و حتی عناوینی مثل «Dirt» استفاده کرد. اما وقتی صحبت از سری هورایزون می‌شود، به دلیل جاده‌های مختلف، کوه، دشت و جنگل سیستم Force Feedback به خوبی عمل نکرده و هیچ‌وقت نمی‌تواند تجربه دلچسبی را ارائه دهد. بازی تا زمانی که بر روی سطح آسفالت دنبال می‌شود عالی است، اما همین که از جاده به بیرون می‌روید کنترل بازی و Force Feedback فشار غیر عادی را به فرمان وارد کرده و تا حدودی تجربه‌ای متفاوت با آنچه انتظار داریم را به ارمغان می‌آورد. به همین دلیل اگر به دنبال خرید فرمان برای فورتزا هورایزون ۴ هستید، شاید تجربه بازی با کنترلر کنسول Xbox One مطلوب‌تر از فرمان باشد.

یکی از عواملی که از نظر نگارنده در شماره سوم به آن انتقاد وارد بود، روند پیشروی در بازی است. به این صورت که در شماره سوم شما باید در یکی از محل‌های برگذاری فستیوال هورایزون حاضر شده و سپس با انتخاب مجموع مسابقات قهرمانی برای پیشروی در بازی مسابقه دهید. این روند به خودی خود بد نیست اما مشکل زمانی به اوج خود می‌رسید که عملاً شماره سوم بعد از پنجاه ساعت گیم‌پلی به تجربه‌ای تکراری تبدیل می‌گشت و ما باید مدام مسابقات بازی را تکرار می‌کردیم. مشکل دیگر این سری هم فاصله شدید بخش آفلاین و آنلاین آن بود. به این صورت که بازی همیشه در حالت آفلاین شروع می‌شد و برای شرکت در مسابقات آنلاین باید وارد منو بازی شده و سپس از آنجا مسابقه مورد نظر را پیدا می‌کردید و خبری هم از بقیه بازیکنان در نقشه بازی در حالت عادی نبود. علاوه بر این بخش آنلاین فورتزا هیچ‌وقت به عنوان بخش وسیعی در بازی وجود نداشت و همیشه به عنوان یکی از قابلیت‌های جانبی در بازی قرار داده می‌شد. خوشبختانه این موارد در شماره چهارم به کل تغییر پیدا کرده‌است و روند پیشروی دست خوش تغییرات فراوانی گشته‌ است. در شماره چهارم «XP» حذف شده و به جای آن با انجام هر مسابقه مقداری طرفدار به دست خواهید آورد که با افزایش آن سطح شما هم افزایش پیدا می‌کند. هم‌چنین مسابقات بازی هم دارای سطح بندی هستند، به این صورت که به عنوان مثال با انجام مسابقات خیابانی سطح مختص به این مسابقات افزایش پیدا کرده و مسابقات جدید برای همین بخش آزاد می‌شود. همین امکانات باعث شده تا عمق بسیار بیشتری در گیم‌پلی بازی ایجاد شود. به این صورت برای باز کردن مسابقات بیشتر و حتی ماموریت‌های جانبی، باید سطح مختص به آن بخش را افزایش دهید. در کنار آن مسابقات قهرمانی هم مختص به فصل‌های بازی شده‌ و دیگر خبری از تکرار مکرر مسابقات نیست و هر هفت روز، مسابقات جدید جایگزین مسابقات قبلی می‌شوند. شماره اول هورایزون تنها عضوی از این سری است که با خط داستانی منتشر شد. داستانی که در عین شروع جذابش از نیمه آن رها شد و پایانی نداشت. شماره دوم و سوم هم بدون داستان منتشر شدند و تنها هدف پیش‌رو را در این جمله خلاصه کردند «با پیروزی در مسابقات مختلف قهرمان رقابت‌ها شوید.» حال در شماره چهارم با وجود پیروی از «نبود داستان»، پلی‌گراند سعی کرده‌ با بازگو کردن داستان‌های کوچک، که معمولاً هم طنز هستند در بخش جدیدی با مضمون پیدا کردن شغل و کار کردن، تا حدودی خلا این بخش را جبران کند. شغل‌ها هم کلیتشان همانند «Bucket Challenge» های شماره‌های قبل است و معمولاً در هر شغل مثل راننده بدل، راننده ماشین‌های پر سرعت و … باید اهداف خاصی را انجام دهید. در کنار موارد بالا شوکیس‌ها، قابلیت آپگرید ماشین‌ها، بارن فایند، انواع مسابقات مثل دراگ و دریفت، «Danger Zone» و دوربین‌های ثبت سرعت مثل همیشه تشکیل دهنده کلیت مسابقات بازی هستند. علاوه بر این‌ها امکان خرید خانه و شخصی‌سازی راننده هم در بازی قرار داده شده که باعث ایجاد تنوع کافی در بازی شده‌ است. این نکته را هم اضافه کنم که این شماره از «درایوآتار» استفاده می‌کند. هوش مصنوعی که در شماره پنجم موتور اسپورت معرفی شد و حالا به اوج خود رسیده و تجربه هر مسابقه را متمایز از دیگری می‌کند. مکانیک درایوآتار مثل همیشه بر این پایه است تا نحوه مسابقه دادن پلیر ها را بررسی کرده و با استفاده از اطلاعات دریافتی به عنوان هوش مصنوعی از آن استفاده می‌کند. به این صورت در بازی من رانندگانی با مهارت‌های مختلف حضور دارند.

دیگر بخشی که در شماره چهارم به اوج خود رسیده، تلفیق بخش آنلاین و آفلاین است. در حالی که همیشه در سطح نقشه بازی درایوآتار یا همان اتومبیل‌های هوش مصنوعی حضور داشتند، این‌بار بازیکنان واقعی جایگزین آن‌ها شده‌اند. بدین صورت هر بار که بازی را شروع کنید، در کنار ۷۱ بازیکن دیگر در نقشه قرار خواهید گرفت. به لطف «نت کد» با کیفیت و انتقال قابلیت‌های آفلاین مثل «Rewind»، «فوتومد» و «Pause» نه تنها این بخش فوق‌العاده از آب در آمده بلکه روح تازه‌ای به بازی داده و باعت زنده‌تر شدن محیط نیز شده‌ است. حال در هر کجای نقشه بازیکنی را مشاهده می‌کنید که در حال رانندگی است. شما این امکان را خواهید داشت تا با او صحبت کنید، مسابقه دهید و یا به انجام فعالیت‌های دیگر بپردازید. در کنار این، بخش‌هایی مثل «Forzathon»، لیگ، مسابقات آنلاین هفتگی و … برای بخش آنلاین در نظر گرفته شده تا با دیگر بازیکنان به رقابت بپردازیم. علاوه بر این تمام مسابقات بازی از شوکیس‌ها گرفته تا مسابقات معمولی به صورت آنلاین‌ رقابتی و co-op در کنار حالت آفلاین در دسترس هستند. در آخر برای جمع‌بندی این بخش در یک جمله باید بگویم، شماره چهارم این سری موفق شده تا با تلفیق بخش آفلاین و آنلاین در کنار گیم‌پلی ناب خود بیشترین استفاده را از پتانسیل موجود در این بخش ببرد.

سری موتوراسپورت همیشه در پیست زیبا و در خارج از پیست یک عنوان معمولی بود. حتی در شماره هفتم هم که سال گذشته منتشر شد، آبجکت‌های کم کیفیت و درخت‌های دو بعدی باعث شده بود تا کیفیت فوق‌العاده اتومبیل‌ها و اجزا تشکیل دهنده درون پیست را تحت تأثیر قرار دهد و از کیفیت کلی بخش بصری بازی بکاهد. در خصوص سری هورایزون هم تا قبل از عرضه شماره چهارم و در شماره دوم و سومT با این که این دو بازی نسبت به سری موتور اسپورت وضعیت بهتری داشتند، اما باز هم وجود درخت‌ها و آبجکت‌های دوبعدی زیبایی بازی را کاسته بودند. اما در شماره چهارم این مشکل به کل حل شده و این بار شاهد یکی از چشم‌نوازترین عناوین نسل هشتم کنسول‌ها هستیم. در حالی که مدل‌سازی ماشین‌ها مثل همیشه عالی از کار درآمده و برای هر ماشین هزاران چند ضلعی در نظر گرفته شده‌، محیط بازی هم دستخوش تغییرات فراوانی شده و جزییات آن هوش را از سر می‌برد. به عنوان مثال در فصل پاییز شاهد این خواهیم بود که برگ درختانی که از شاخه خود کنده شده در هوا به پرواز در می‌آیند. در کنار آن برگ‌های فراوانی بر روی سطح جاده‌ها ریخته‌ است که نه تنها اگر بر روی آن‌ها زوم کنید قابل شمردن هستند بلکه گردش لاستیک ماشین بر روی آن‌ها اثر خواهد گذاشت. مدل درختان هم به صورت کامل سه‌بعدی شده و دیگر خبری از مدل‌های دو بعدی و بی‌کیفیت شماره‌های قبلی نیست. هنگامی که در حال رانندگی در تنها شهر بازی یعنی «Edinburgh» بودم به نکته جالبی برخورد کردم. تمام ساختمان‌ها و مغازه‌های بازی از افکتی خاص استفاده می‌کنند که حالتی سه بعدی به آن‌ها داده و درون هر ساختمان و مغازه قابل رویت است. سیستمی که در عنوان «Spider-Man» هم از آن استفاده شده بود. در زمینه تکنیکی هم هورایزون ۴ یک نسل جلوتر از برادارن بزرگ خود است. برای اولین بار در سری شاهد ۶۰ فریم در ثانیه خواهیم بود که نه تنها بدون هیچ افت فریمی در بازی قرار دارد، بلکه عملاً تجربه بازی به صورت ۳۰ فریم را غیر ممکن کرده و درجات جدیدی از لذت رانندگی را ارائه می‌دهد. البته این قابلیت تنها بر روی کنسول Xbox One X در دسترس است. در کنار آن بازی کنسول Xbox One معمولی را هم به چالش کشیده و با ارایه ۳۰ فریم و ۱۰۸۰p شاهد یک دستاورد تکنیکی بر روی این کنسول هستیم.

اولین‌بار که با اتومبیل «بوگاتی شیرون» در هورایزون ۴ رانندگی کردم تا چند دقیقه مشغول گوش کردن به صدای فوق‌العاده موتور این اتومبیل بودم. صدایی که تفاوت زیادی با نمونه آن در فورتزا موتور اسپورت ۷ داشت و از جهاتی قابل مقایسه نبود. بعد از مقایسه صدای بوگاتی شیرون در دو بازی با نمونه واقعی آن به این نتیجه رسیدم که صدای ضبط شده برای هورایزون ۴ بسیار نزدیک‌تر به نمونه واقعی آن است. شاید بوگاتی شیرون تنها یک اتومبیل باشد، اما با مقایسه صداگذاری چند اتومبیل دیگر هم به نتیجه مشابهی دست یافتم. در حالی که سری موتوراسپورت همیشه در بخش صداگذاری بدون رقیب بود، اما حالا تیم پلی‌گراند موفق شده تا ضبط دوباره صدای هر اتومبیل کیفیت این بخش را افزایش دهد و از این حیث شاهد یکی از بهترین صداگذاری‌های تاریخ برای یک عنوان ریسینگ هستیم. در کنار صداگذاری فوق‌العاده، همانند شماره‌های قبلی این بار شش کانال مختلف رادیویی در بازی قرار داده شده که باز هم پیشرفت در آن به چشم می‌خورد. در حالی که در شماره‌های قبلی پیدا کردن یک خواننده معروف در لیست آهنگ‌های بازی کاری سخت بود، اما حالا آهنگ‌های زیادی از خوانندگان معروف در سبک‌های مختلف موسیقی در رادیوهای بازی وجود دارد. در بخش صداپیشگی هم با استفاده از لهجه بریتیش، صداپیشگان تا حدودی موفق شده تا حس رانندگی در بریتانیا را پر رنگ جلوه دهد.

horizonForza Horizon 4 موفق شده تا در تمام بخش‌ها به بالاترین سطح ممکن برسد. در حالی که این روزها سبک ریسینگ دیگر مانند گذشته چندان محبوب نیست، هورایزون چهار نه تنها استانداردهای موجود در این سبک را جا به جا کرده، بلکه بهترین شماره این سری و قطعاً یکی از بهترین عناوین ریسینگ در تاریخ محسوب می‌شود. هر چند محوریت این متن اجازه نداد که بیشتر وارد جزییات مختلف بازی مثل شوکیش هیلو و قابلیت‌های موجود برای آپگرید ماشین‌ها شوم، اما در یک جمله باید بگویم این عنوان لذت بخش‌ترین عنوان ریسینگی است که تا به حال تجربه کرده‌ام. از بخش آفلاین گرفته تا تجربه بازی در حالت آنلاین، صداگذاری بی‌نظیر ماشین‌ها، بخش بصری چشم‌نواز و گردش فصل‌ها، قطعاً کلاس درسی برای بقیه توسعه دهندگان در سبک ریسینگ هستند. اگر همانند نگارنده علاقه به سبک ریسینگ دارید یا می‌خواهید برای اولین بار این سبک را تجربه کنید، فورتزا هورایزون ۴ مناسب‌ترین گزینه موجود برای ورود به بهشت پلی‌گراند است.

نقد شده بر رویXbox One

نقاط قوت

  • گردش پویای فصل‌ها با ویژگی های متمایز کننده هر کدام
  • گرافیک هنری و تکنیکی فوق‌العاده
  • محتویات زیاد و تنوع در مسابقات
  • صدا گذاری بی‌نقص اتومبیل‌ها
  • تلفیق بخش آنلاین و آفلاین
  • حس فوق‌العاده رانندگی و گیم‌پلی بی‌نظیر
10

شاهکار

نمی توان تاثیر گرافیک زیبا یا زمخت را در چشمان یک بازیکن نادیده گرفت. این عامل می تواند بازیکن را ساعت ها به دیدن یک منظره یا جزئیات بنشاند، یا می تواند به قدری زشت و کریه و پر ایراد باشد که او را از تجربه یک عنوان خاص پشیمان کند. این مدال ترکیبی از گرافیک هنری و تکنیکی است. عنوانی لیاقت کسب این مدال را دارد که در هر دو مورد به زیبایی عمل کرده و جای سوالی باقی نگذارد.
همانطور که از نامش پیداست، شاید مهمترین عامل برای موفقیت یک بازی کامپیوتری باشد. می تواند یک عنوان دوبعدی، ساده، بدون داستان و صداگذاری خاص را به موفقیت های باورنکردنی برساند و در سوی دیگر سکه، عنوانی که گالری گرافیک و صداگذاری و داستان است را تا پای انهدام یک شرکت پیش ببرد! گیم پلی الزاما نباید پیچیده باشد، باید به قدری جذابیت داشته باشد که بازیکن تا ساعت های متمادی به تجربه آن رغبت نشان دهد و خسته نشود
صداگذاری، صداپیشگی و موسیقی از موارد مهمی هستند که لذت بردن از یک عنوان را چند برابر می کنند. هیجان وارده از صدای سلاح ها و انفجار ها در میدان نبرد یا صدای غرش موتور اتومبیل در جاده را نمی توان نادیده گرفت. نحوه گویش جملات و صحبت صداپیشه می تواند تاثیر بسزایی را در ذهن مخاطب ایجاد کند و برقراری ارتباط و همزاد پنداری با آن کاراکتر خاص را برای بازیکن راحت تر کند. موسیقی می تواند احساسات بازیکن را تحریک کرده و او را وادار به خنده یا حتی گریه کند!
بهرام بی غرض
دانشجو رشته سونوگرافی و نویسنده سایت‌های بازی‌سنتر و مجله بازی‌نما. از سال ۹۱ فعالیت خودم را به عنوان «ادمین» فیس‌بوک بازی‌سنتر شروع کردم. مدتی بعد وارد تیم خبرنگاری سایت و در نهایت پس از چند ماه وارد تحریریه سایت شدم. علاقه زیادی به نوشتن نقد و بررسی بازی‌ها دارم.
میانگین امتیاز کاربران
9.4
57 رای
امتیاز
ثبت
امتیاز شما
0

نقدهای بیشتر

منتخبی از دیگر نقدهای تحریریه

نظرات

  1. Xbox FAN

    ممنون از شما به خاطر این بررسی ، این بازی واقعا فوق العاده هست ، به معنای واقعی کلمه یک «شاهکار»

نظر دهید