ثبت نام/ورود

ورود به حساب کاربری

No Session
رمز عبور را فراموش کرده ام
لطفا جهت استفاده از امکانات سایت ثبت نام کنید ثبت نام

تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

امیرحسین فرحزادی

تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم ) ۲۴ نظر

files-articles-389420henry[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Henry Townshend

او تقریبا در اواخر دهه سوم زندگی خود به سر میبرد و کرکتر اصلی بازی میباشد. Henry از 2 سال پیش در اتاق 302 ساکن است. او مانند هر روز بعد از شبی خسته کننده به خواب فرو میرود ولی این بار صبحی عجیب و غیر قابل پیشبینی انتظار او را میکشد. او متوجه میشود دیگر قادر نیست اتاق را ترک کند و سپس درگیر کابوس هایی میشود که اثرات واقعی دارند. هیچ کس نمی تواند به او کمک کند و همچنین هیچ کس صدایش را نمیشنود. تمامی دستگاه ها از کار افتاده اند. او 5 روز را به همین منوال طی میکند تا اینکه متوجه حفره ای درون حمامش میشود. او تصمیم میگرد هرجور که شده خود را از این وضعیت نجات دهد بنابراین وارد حفره میشود. Henry این کار را بارها انجام میدهد و هر بار پا به دنیای مرموزی میگذارد. در طول این مدت او به هیولاها و ارواح مختلفی برمیخورد. Henry سعی میکند با پی بردن به اسرار نهان این حوادث، راه خروجی پیدا کند ولی غافل از آن است که صحنه گردان این وقایع مانع اوست!
files-articles-61566eileen[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Eileen Galvin

Eileen دختری شاداب و پر انرژیست که در همسایگی Henry قرار دارد. او به نظر اوایل دهه سوم زندگیش را طی میکند. Eileen پیش از Henry در این آپارتمان سکونت داشته است. با همه این وجود، او رابطه و آشنایی چندانی با Henry نداشته است. ارتباط آنها تنها به سلام و احوال پرسی روزانه ختم میشده. زمانی که Henry با تهدیدات گوناگون دست و پنجه نرم میکند، تمامی همسایگان من جمله Eileen به زندگی عادی خود میپردازند. یک روز Eileen متوجه سر و صداهای عجیبی از اتاق 302 میشود و تصمیم میگیرد موضوع را با مدیر ساختمان در میان بگذارد. همین مورد باعث دلخوشی Henry میشود ولی متاسفانه این دلخوشی چندان به طول نخواهد انجامید زیرا اوضاع باب میل او پیش نمیرود و مدیر ساختمان هم نمی تواند با استفاده از کلید، درب اتاق را باز کند. البته نقش Eileen به همین سادگی نخواهد بود و در ادامه به Henry میپیوندد و مسئولیت مهمی را بر دوش خواهد داشت.
files-articles-15509walter[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Walter Sullivan

فردی مرموز و معتقد که از کمبودهای شدید روحی و روانی رنج میبرد. والدینش پس از به دنیا آوردنش او را ترک میکنند و همین مورد باعث میشود به یتیم خانه Wish House انتقال داده شود. او در اینجا با فرقه The Order آشنا میشود. Walter از همان ابتدا ثابت میکند که بسیار مستعد است. سالها میگذرد تا اینکه یک روز یکی از اعضای فرقه او را به محل تولدش ( اتاق 302 ) می آورد و آنجا را به او نشان میدهد. Walter از آن پس تصمیم میگیرد خلا عاطفی خود را با عقایدی عجیب پر کند. او کم کم به این باور میرسد که خود اتاق مادرش می باشد و برای وصال به آن دست به هر اقدامی میزند. او بزرگتر میشود و مراسم عجیبی را دنبال میکند. نام این مراسم 21 Sacraments می باشد که جهت نزول مادر مقدس انجام میشود. پیروان فرقه تصور میکنند با این مراسم مادر مقدس نزول میکند و عدالت و خوشی غیر قابل تصوری را به ارمغان خواهد آورد. Walter فکر میکند با این کار می تواند به مادرش برسد از این رو آن را با جدیت تمام شروع میکند. اینکه آیا او به هدفش میرسد یا خیر را Henry تعیین میکند...
files-articles-cynthia[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Cynthia Velasquez

او نخسین فردیست که Henry در دنیای دیگر به او برمیخورد و در اولین ملاقاتشان مست به نظر میرسد. Cynthia پرانرژی و شوخ طبع می باشد. او فکر میکند Henry در رویایش قرار دارد و متعاقبا تمامی این اتفاقات رویایی بیش نیست. او به Henry پیشنهاد میدهد که او را همراهی کند در عوض لطف او را جبران خواهد کرد. Cynthia سعی دارد از این وضعیت آشفته نجات پیدا کند. Henry پیشنهاد او را میپذیرد و ماجراجویی خطرناک آنها آغاز میگردد.
files-articles-jasper[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Jasper Gein

Jasper جوانی لاغر اندام و 30 ساله به نظر میرسد. Henry برای اولین بار او را در جنگل ملاقات میکند. Jasper تک و تنها بر روی تخته سنگی نشسته و در مورد سنگ جادویی صحبت میکند. از ویژگی های محسوس او می توان به لکنت زبان شدیدش اشاره کرد. در نگاه اول، او فردی موجه و منطقی به نظر نمیرسد زیرا مدام در مورد مسائل خرافی و نامشخصی صحبت میکند. گویا او علاقه شدیدی به سایلنت هیل دارد. Jasper فکر میکند این شهر به نوعی منحصر به فرد است ولی همیشه به محض ورود از تشنگی عجیبی رنج میبرد. با وجود تمامی این مشکلات، Jasper همچنین علاقه خاصی به آیین فرقه The Order دارد و چندین بار به این نکته اشاره میکند. یکی از نشانه های محسوس علاقه ی او، عکس روی پیراهنش می باشد که شدیدا شبیه Samael می باشد! دلیل باز شدن پای وی به این وقایع در حقیقت همین علاقه شدیدش می باشد.
files-articles-andredw[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Andrew DeSalvo

Andrew را برای اولین بار در سلولی محبوس خواهیم دید که از شدت ترس مدام فریاد زده و درخواست کمک میکند. او مردی میان سال و چاق و الکلی می باشد. در واقع Andrew روزی نگهبان این زندان بوده و زندانیان را کنترل میکرده است. نقش او در بازی طولی نخواهد کشید. او رازهایی در مورد Wish House ، زندان و Walter میداند. به نظر میرسد او از چیز یا فردی هراسان است و سعی دارد خود را از دید آن پنهان سازد.
files-articles-ricehard[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Richard Braintree

Richard یکی از ساکنین آپارتمان South Ashfield Heights می باشد که در اتاق 207 ساکن است. اتاق او مشرف به اتاق Henry می باشد و به راحتی از پنجره اتاق 302 قابل مشاهده است. او نیز مردی میان سال است. Richard را برای اولین بار در محیط ساختمان مشاهده میکنیم. او آدمی لجباز، یک دنده و بد اخلاق است و به هیچ وجه متوجه اوضاعی که در آن قرار گرفته است، نمی شود. او معمولا با خود هفت تیری حمل میکند و حتی یکبار آن را به سمت Henry نشانه میرود. او در دوران کودکی Walter به او پرخاش کرده و حال بایست جواب پس دهد...
files-articles-frddnk[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Frank Sunderland

Frank مدیر و صاحب ساختمان South Ashfield Heights میباشد. او پیرمردیست که به نظر میرسد حوادث عجیبی را طی این سالها به چشم خود دیده است. او در اتاقش بند ناف عجیبی را به مدت 30 سال است که نگه داری میکند. یقینا این کار او ارتباطی با جریانات عجیب ساختمان دارد. Henry به خاطر دارد که Frank روزی در مورد پسر و عروسش با او صحبت میکرده و گفته است که آنها چند سال پیش به سایلنت هیل رفتند ولی هیچگاه باز نگشتند و خبری هم از آنها نشده است. بی شک متوجه شده اید که او پدر James است.
files-articles-kiddd[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Kid

Henry او را چندین بار ملاقات میکند. این کودک بسیار مرموز می باشد. هیچ کس به درستی در مورد سرگذشت او نمیداند. این کودک اغلب اوقات پیرامون آپارتمان و اتاق 302 دیده میشده است. او ادعا میکند که نام مشخصی ندارد ولی دیگران او را Walter صدا میزند. او در طول بازی سعی میکند مادرش را پیدا کند.
files-articles-blwank[d66c28e585afa5dd78aba1e1fab04130].jpg

Joseph Schreiber

Joseph در واقع هیچگاه به صورت فیزیکی ظاهر نمیشود. او ساکن قبلی اتاق 302 می باشد. Joseph خبرنگار باهوشی بوده است که در مورد Wish House و Silent Hill Smile Society تحقیق میکرده است. او در طول بازی یادداشت ها و راهنمایی های ارزنده ای برای Henry به جای میگذارد. Joseph دقیقا وضعیتی مشابه Henry را تجربه کرده بود. او هم مانند Henry در اتاق گیر افتاده بود ولی ساکنان گمان میکردند او خود را حبس کرده است. او شش ماه پیش از اسکان یافتن Henry غیبش میزند.

نظرات

نظرات : ۲۴ نظر
برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید
مرتب سازی نظرات بر اساس : جدیدترین ها قدیمی ترین ها محبوب ترین ها
Lostmyname
ای کاش یه نسخه از مقاله برا اندروید میدادین
onlysonic
فوق العاده
MJ61
wooowwwww
Cole Phelps L
just---> the room...
illidragon16
بزرگترین بازی ترسناک عمرم سری سایلنت هیله که واقعا ادم رو به وحشت بالایی میندازه.
Arth@s
به به! واقعاً لذت بردیم، فقط اگه امکانش بود این [url=http://forum.bazicenter.com/showthread.php?t=37164&highlight=Silent+Hill]پست [/url]رو آپ دیت کن که آرشیو کامل بشه در ضمن شدیداً منتظر نقد Origins هستم
kratos110
آقا دمت گرم وای عالی بود بسیاری از نکات مبهم بازی برام روشن شد
hunter387
merc! :(
Electronic Arts
اون قدر عالی توضیح داده بودی که هیچ سوالی واسم بی پاسخ نموند بسیار سپاس
horror_08
با یه هفته تاخیر : خسته نباشی جوون !
sina777
ممنون واقعا عالی بود
SETJ
ممنون. خیلی از نکات مبهم بازی رو برام روشن کردید.
AMIR DRAKE
بسیار مطلبه خوبی بود کاشکی تو سایت یک قسمتی درست میشد برای داستان بازی ها که اگه کسی بازی را نفهمید داستانشو قرار بدن راستی اگه ممکن هم بود داستان نسخه پنجم هم با نام بازگشت به خانه راهم بزارید بازیه باحالی بود مخصوصا پایانش که خیلی ضد حال بود.
specter-1369
ممنون بابت این مقاله ی بسیار مفیدتون خیلی جالب بود اونجاشو خوب گفتین تو نسخه ی چهارم روح ها واقعا اذیت می کردن من نمیترسیدم ازشون خیلی عصابم خورد می شد هی زنده می شدن طوری که می خواستم برم به سازنده بگم عقده دارید همچین دشمنایی تو بازی قرار دادید با این محدودیت ابزارها! :دی
hamedgh
با سلام! با تشکر از دوست عزیزم آقای فرحزادی! و اما... در قسمت یادداشتهای مهم گفته ای: "در دنیای Walter خیلی چیزها مفقود میشوند. به نظرتان منظور این عبارت بُعد فیزیکی دنیاست؟" اما نظر من اینست: در دنیای کابوس گونه غرق شده در آن، چیزهایی را که در دنیای مادی از دست داده ایم را نیز از دست می دهیم.بله!در دنیای ذهنی و پریشان خود خیلی از وجدانیات و اخلاقیات یا چیزهای دوست داشتنی و کودکانه قبلی دیگر از دست رفته اند.در دنیای غرق شده که فاقد اخلاقیات است چه چیزی را از دست داده ایم؟جواب ادب است احترام است و ... در اتاقی تاریکی که وارد می شویم بعضی از لوازم داخل اتاق را نمی بینیم و اگر جایشان عوض شده باشند دیگر به سختی پیدا می شوند. می خواهم بگویم که در رسیدن به چیزی که هستیم خیلی از چیزهای دیگر را از دست میدهیم و چیزهای دیگری را بدست می آوریم چه خیر چه شر! وقتی روحی افسرده گردد دیگر در آن شادابی کودکانه را نمی بینی در واقع هر چیزی را که مرتبط با آن است را از دست می دهی یا کمرنگ می گردد.کودکیت دنبال چیزیست اما روح بزرگ شده و افسرده ات دنبال چیزی دیگر که توسط آن تسخیر شده است. حتی میتواند عروسکی به یادگار مانده از دوران کودکی باشد که کودکیت آنرا به آغوش می کشد اما بزرگیت آنرا پس می زند! والتر زاییده خودخواهی و بی عاطفگی آدم بزرگهای زمان خود است! او چیزی از خود ندارد.او تماما پر است از تعلیمات و عقاید نادرست سرپرستان و تعلیم دهندگانش است.او قربانی عقاید فرقه های نادرست و شیطانی عصر خود است!! چیزی که در فرقه های حاضر زمان خود نیز می بینیم.در دنیای بی عاطفه و خودخواهانه افراد فاسد امروزی، والتر های زیادی هر روز می میرند!!! --- در جایی از یادداشتهای مهم درباره والتر گفته ای: "دل کندن از دنیا و اراده عجیبش، از او فردی ایده آل جهت انجام این مراسم ساخته بود." نظر من اینست: دل کندن از دنیا یعنی دل بریدن از نفسانیات و شهوات و شکم پرستی و گناهان و آرزوهای بیجاست. اما آیا آرمانهای فرقه موجود در بازی و خود والتر اینست؟ کدام آدمیست که از موارد بالا دل ببرد و به چند خدا بودن روی آورد؟ اساسا فطرت و حقیقت انسان بعد از بریدن از گناهان و جدا شدن از این وابستگیهای چندش آور، او را به حقیقت سوق می دهد نه به باطلیت! --- در بخش مقتولین هنری را اینگونه معرفی کرده ای: "در واقع دانشی است که می بایست دریافت کننده آن باشد" نظر من اینست: هنری یک معتقد است.یک پیرو راه عقل و دانش،فلسفه! اما فلسفه اش از نوع نادرست و گمراه کننده نیست.بنابراین در بازی همانند دیگر منحرفان مجازات نمی گردد.قلبش مستحقق بیرون کشیدن نیست یا حداقل والتر نمی تواند با فساد خود بر مسلک پاکتر هنری چیره گردد.او تا آخر خط می رود و چیزی جلودار او نیست و سرانجام والتر را ازبین می برد.اما ممکن است در آخر برای نجات جان ایلن، جان خود را از دست بدهد(با توجه به پایانهای دیگر) که این امر محتمل بوده اما خود را به والتر و دنیایش نمی سپارد.هدف والتر گرفتن جان ایلن بنا به هر دلیل نادرستی است اما هدف هنری نجات جان ایلن و پایان دادن به این کابوسهاست.او حامل دانش و منطق است و در برابر جهل و گمراهی والتر و فرقه های منحرف قرار می گیرد. در جایی که تعادل همه چیز به هم می ریزد باید یکی پیدا شود تا دوباره تعادل را برقرار کند! او اتفاقی پایش به سایلنت هیل باز نمی شود! --- در بخش سوم این سری مطالب، دیدگاه خودم را به به مطلب شما ضمیمه کرده و نوشته بودم که: " بنابراین می توان اذعان داشت که کابوسها و آرمانهای دیگران می تواند بر خودش و بر انسانهای دیگر نیز تاثیر بگذارد. به نفرتها و جنگهای بوجود آمده در این دنیا دقت کنید.پس من میتوانم دیگران را در کابوس خودم شریک کنم و آنچه که می بینم را به دیگران نشان دهم.پس مبارزه هیتر چیزی جز مبارزه با کابوسها و هیولاهای دنیای دیگران یا خودش نیست..." این موردی است که در سری بازیهای سایلنت هیل اتفاق می افتد(همانطور که شما در این قسمت از مطالبتان اشاره دارید).شریک کردن دیگران در تجربیات و دردها و اعتقادات خود! از طریق پرتال(سوراخهای روی دیوار- در عالم خواب) و یا در دنیای واقعی و روزمره! برای همین است که در قسمت چهارم، هنری در هنگام رویا دیدن با دنیای دیگران ارتباط برقرار میکند.این کمی آشنا نیست؟ فیلم ماه رمضان، روح،خواب،ارتباط و ....! (فرحزادی عزیزم، امیدورام خوشت آمده باشد و موافق باشی!) و حوادث اتفاق افتاده می تواند ناشی از اشتباهات شخصیت اصلی بوده و یا نشات گرفته از اشتباهات و کابوسهای دیگران باشد.بنابراین در جایی که شخصیت اصلی معصوم و بیگناه بوده (همانند عنوان سوم و چهارم) در بازی نقش ناجی و مجازات کننده را پیدا می کند.اما در جایی دیگر که شخصیت اصلی گناهکار بوده (همانند عنوان دوم و پنجم) در بازی نقش مجازات شده و درد کشنده را ایفا می کند که با توجه به اعمالش شکل می گیرد. --- اتفاقا بر خلاف نظر بعضی از دوستان که عنوان چهارم (the Room) را جدا از سریهای دیگر می دانند، من اینگونه نمی بینم.این عنوان در راستای همان داستان اصلی است.اینکه شخصیت گمنام دیگری در بازی حضور دارد دلیل بر مجزا بودن کل پیکره داستان نمی گردد.در بازی همان فرقه ها، همان انحرافات، همان سو استفاده از بچه ها، همان مجازاتها، همان شخصیتهای گمراه شده، همان فضا و همان داستان پردازی! شاید اصلا در آینده شاهد همکاری هیتر و هنری در بازیهای دیگر این سری باشیم!!! Oh Yeh !!! هر دو این شایستگی را دارند تا به همه کابوسها پایان دهند حداقل در سایلنت هیل! بسیاری از دوستان عوض شدن جعبه ابزار همراه کاراکتر و یا نوع ذخیره کرده بازی و تغییر اسلحه ها را دلیلی بر تغییرات اساسی بازی میدانند در حالیکه اینگونه نیست.بازی از همان ستون فقرات سریهای گذشته استفاده میکند که تغییرات دیگر فقط باعث جلوگیری از یکنواختی بازی در نزد گیمرها ایجاد شده است.که من به آن بیماری "عادت شدگی" می گویم.این موضوع را در سایت دیگری هم گفته ام.مهم اینست که این تغییرات به بازی صدمه جدی وارد نکند. در ضمن در عنوان چهارم باید هنری از دنیای کابوس گونه و موهوم خارج شده تا بتواند بازی را ذخیره کند.در آن فضا و محیط رویا و خواب چطوری می تواند بازی را دخیره کند!!! (امیدوارم باز هم با من موافق بوده و خوشتان آمده باشد.) به نظرم حتی در آن فضا کوله پشتی بی نهایت و رادیو کارایی خود را از دست داده و غیر منطقی به نظر آیند. --- بیلی و میریام آن دو بچه ای که توسط والتر کشته شدند، بصورت روح دو سر و با نام قربانیهای دوقلو (Twin Victims) در بازی حضور دارند.که در بازی کشته نمی شوند و دوباره باز می گردند.که احتمالا بخاطر بچه و معصوم بودن آنهاست که در خاطر والتر همیشه زنده می مانند. --- امید است این ضمیمه موجب خرسندی دوستان عزیزم را فراهم کرده باشد و دوست عزیزم آقای فرحزادی ما را هم در بزم سایلنت هیلی خود پذیرا باشد. با تشکر از شما و همه دوستان گیمری!

گزارش

صفحه 1 از 2 1 2 ››